نشریه دیلی سیگنال نوشت کنگره هنوز برای نشان دادن مخالفت خود با توافق ایران، حرفی برای گفتن دارد.

نشریه دیلی سیگنال نوشت کنگره هنوز برای نشان دادن مخالفت خود با توافق ایران، حرفی برای گفتن دارد.

در مطلب این نشریه با عنوان «پنج دلیل برای اینکه کنگره رای سازمان ملل را نادیده بگیرد و معامله ایران را رد کند»، آمده است شورای امنیت سازمان ملل به اتفاق آراء دوشنبه صبح حمایت خود را از توافق هسته ای ایران موسوم به طرح اقدام مشترک جامع اعلام کرد. باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا نیز به رغم مخالفت جدی سناتورها باب کورکر، بن کاردین، اد رویس و بسیاری از دیگر اعضای برجسته کمیته امور خارجی مجلس نمایندگان، و نیز شماری از اعضای برجسته کنگره اینکار را انجام داد. این نمایندگان اعلام کردند چنین کاری برخلاف قانون بازبینی توافق هسته ای ایران است که اوباما آن را در سال 2015 امضا کرد و در آن قید شده است کنگره باید پیش از سازمان ملل به توافق ایران رای بدهد.
هفته گذشته گزارش هایی وجود داشت از اینکه دولت آمریکا در تلاش است از قطعنامه شورای امنیت برای تحت فشار گذاشتن برخی اعضای کنگره و جلب حمایت آنها از معامله ایران استفاده کند، زیرا همانطور که جان کری وزیر خارجه آمریکا گفت: «اگر کنگره بخواهد این معامله را وتو کند، ایالات متحده آمریکا با این توافق همسو نخواهد بود و خلاف همه کشورهای جهان عمل کرده است.»
کنگره باید به چند علت مهم در برابر این فشار تسلیم نشود:
1. کنگره هنوز درباره اینکه آیا تحریم های آمریکا پابرجا باقی می مانند، حرفی برای گفتن دارد.
کنگره از ابتدا در قانون بازبینی توافق هسته ای ایران تصریح کرد می خواهد حق بازبینی توافق را پیش از اجرای آن، داشته باشد. این قانون رئیس جمهور را از لغو تحریم های ایران صرف نظر از حصول طرح اقدام مشترک جامع، باز می دارد. کنگره ممکن است هماهنگ با قطعنامه 2231 عمل نکرده باشد، اما اوباما نیز اگر سعی کند تحریم ها را در برابر مخالفت دو سوم کنگره لغو کند، برخلاف قانون آمریکا عمل کرده است.
2. قطعنامه 2231 شورای امنیت سازمان ملل، آمریکا را به برداشتن تحریم هایش ملزم نمی کند.
این قطعنامه شروط لازم الاجرای متعددی دارد،‌اما همانطور که جان بلینگر مشاور حقوقی سابق وزارت خارجه توضیح داد، بند 2 صرفا از کشورهای عضو می خواهد «اقداماتی را اتخاذ کنند که ممکن است برای حمایت از اجرای طرح اقدام مشترک جامع مناسب باشد، از جمله اقداماتی متناسب با آنچه برای اجرای طرح اقدام مشترک جامع در این طرح ذکر شده است و از اقداماتی که اجرای تعهدات مذکور بر اساس طرح اقدام مشترک جامع را تضعیف می کند، خودداری کنند.»
به عبارت دیگر این بند شامل ارجاع هایی (نظیر اقدام بر اساس فصل 7 منشور سازمان ملل، تصمیم گیری بر اساس ماده 39 یا 41) نیست که از نظر تاریخی برای اعضا الزام آور هستند.
3. طرح اقدام مشترک جامع، یک توافق وحشتناک است که تحریم ها را بر می چیند اما زیرساخت هسته ای ایران را نه.
این توافق عملا ایران را به عنوان یک کشور در آستانه هسته ای به رسمیت می شناسد. گرچه دولت قول داد این مذاکرات همه مسیرهای ایران به سمت تسلیحات هسته ای را مسدود می کند، این توافق چیزی بیش از یک سرعت گیر دیپلماتیک که حرکت ایران برای رسیدن به سلاح های هسته ای را به طور دائمی متوقف نمی کند و فقط آن را به تاخیر می اندازد، نیست.
پس از ده سال زمانی که محدودیت های غنی سازی اورانیوم برداشته شود، ایران این گزینه را دارد که برنامه غنی سازی خود را در ابعاد صنعتی گسترش دهد و این امر عبور آن را از آستانه هسته ای آسان تر خواهد کرد.
دیگر کشورهای عرب و ترکیه نیز ممکن است در صدد شکل دادن به برنامه های هسته ای خود به منظور مقابله با توسعه ظرفیت هسته ای ایران برآیند.
نتیجه نهایی ممکن است تشویق تولید و تکثیر تسلیحات هسته ای باشد و نه مهار کردن آن و این امر قدرت و نفوذ ایران را با تحمیل هزینه به متحدان آمریکا، تقویت خواهد کرد و بر روابط واشنگتن با اسرائیل، عربستان سعودی و دیگر کشورهای عرب تاثیر منفی خواهد گذاشت.
4. ایران از مزایای مالی بادآورده بهره مند خواهد شد و از آن برای حمایت از تروریسم استفاده خواهد کرد.
ایران برای حدود چهار دهه فعالانه گروه های تروریستی را حمایت کرده، مسلح کرده و از نظر مالی تامین کرده است و عمیق ترین خصومت خود را به آمریکا و اسرائیل ابراز کرده است و همچنان به شرکت در اقدامات تروریستی علیه آنها ادامه می دهد. غیرممکن است که هیچ بخشی از بیش از 100 میلیارد دلار دارایی های مسدود شده این کشور که طبق طرح اقدام مشترک جامع آزاد می شود، به حمایت از گروهایی که ایران همواره از آنها حمایت کرده است، اختصاص نیابد.
با این حال حتی اگر آمریکا و سازمان ملل بتواند به نحوی مانع از آن شوند که از این وجوه به این شکل استفاده شود، دریافت کنندگان می توانند به صورت غیرمستقیم برای این هدف از آن استفاده کنند. حرف اصلی این است که ایران گروه های تروریستی را یک نیروی نامتقارن با ارزش برای سیاست خارجی خود و اهداف امنیتی اش می بیند و همچنان از آنها حمایت خواهد کرد. طرح اقدام مشترک جامع منابع بزرگتری را برای تامین این هدف در اختیار آنها می گذارد.
5. نبود توافق بهتر از توافق بد است.
دولت مکررا تاکید کرده است که نبود توافق را به توافق بد ترجیح می دهد، اما این گفته با آنچه اوباما در کنفرانس خبری هفته گذشته خود مطرح کرد و گفت جایگزین این معامله جنگ است، فرق دارد. جایگزین یک معامله بد، حفظ تحریم های آمریکا و سازمان ملل و شدت بخشیدن به آنهاست و منتظر ماندن است برای اینکه فشار اقتصادی ایران را به پذیرفتن یک معامله بهتر وادارد. تحریم های اولیه، ایران را پای میز مذاکره آورد اما بی کفایتی دولت و نشان دادن شتاب برای رسیدن به هر معامله ای، این فرصت را از بین برد. کنگره باید صحنه را از نو آماده کند و به دولت بعدی امکان دهد در این راه که دولت فعلی در آن ناکام ماند، موفق شود.
کنگره حق دارد از اینکه دولت حق بازبینی آن پیش از شورای امنیت سازمان ملل را نادیده گرفته است، خشمگین باشد.
اگر ایران به این نتیجه برسد که برداشته شدن تحریم های سازمان ملل و اتحادیه اروپا و آزاد شدن بیش از 100 میلیارد دلار از دارایی های مسدود شده اش، در کوتاه مدت برای اجرای توافق کافی خواهد بود، این امکان وجود دارد که معامله به رغم پابرجا ماندن تحریم های آمریکا، حفظ شود.
متاسفانه کنگره نمی تواند دولت را به برهم زدن این توافق وادارد، اما دستکم می تواند اطمینان یابد که تحریم های آمریکا به قوت خود باقی می ماند و کنگره هر آنچه لازم بوده، انجام داده است تا مانع از آن شود که اوباما تحقق رویاهای ایران برای تبدیل شدن به یک هژمون منطقه ای و قدرت هسته ای را تسهیل کند.