با توجه به افزایش صادرات نفت و همچنین افزایش قیمت نفت کمبود ارز توجیه اقتصادی ندارد، در‌نتیجه نظر غالب کارشناسان اقتصادی بر این است که دولت خود اقدام به دستکاری نرخ ارز کرده است. در این صورت بهتر است دولت به این روند ادامه ندهد چرا‌که بی‌اعتمادی حاکم بر فضای اقتصاد ایران تشدید خواهد شد. بحث ارز در ایران نیاز به یک آسیب‌شناسی دقیق و قابل تامل دارد. در اقتصاد ما آشفتگی بازارها در تمامی ‌وجوه آن اعم از بازار پول، بازار سرمایه و کالا و ارز وجود دارد.

 متاسفانه دولتمردان ما تاکنون نتوانسته‌اند‌ بر مسائل آن فائق آیند و مسائل اقتصادی را به سمت ثبات هدایت کنند؛ به‌ویژه در زمینه متغیر کلیدی مانند نرخ سود بانکی که هنوز موفق نشده‌اند آن‌گونه که باید و آن‌گونه که صحیح است، درباره این متغیر تصمیم‌گیری کنند. این متغیر می‌تواند تاثیرات مهمی‌ در بازارها داشته باشد. ما همواره شاهد تاثیر تصمیمات نادرست درباره نرخ سود بر بازار هستیم.

 درباره ارز نکته‌ای که حائز اهمیت است این است که این بازار به‌طور انحصاری در اختیار دولت است و بانک مرکزی آن را مدیریت می‌کند، در‌نتیجه نمی‌توان عامل اصلی نوسانات اخیر ارز را در بازار جست‌وجو کرد. همان‌طور که اگر بازار ارز را بررسی کنیم، خواهیم دید که تمامی ‌بازیگران اصلی بازار ارز اعم از عرضه‌کنندگان، تقاضاکنندگان و... در آن حضور ندارند و این بازار به صورت انحصاری توسط بانک مرکزی مدیریت می‌شود. به‌هر‌حال ارز عاملی برای کسب درآمد دولت است.

گر‌چه دولت بارها گفته که به‌دنبال کسب درآمد از محل ارز نیست، ولی من چنین گمان نمی‌کنم و هر سال وقتی که به پایان سال نزدیک می‌شویم، می‌بینیم که به قیمت ارز دست برده شده و نوسانات آن شدید می‌شود. اگر نگاهی به سال‌های گذشته بیندازیم، می‌بینیم ‌هر سال هنگامی‌ که سال رو به اتمام می‌رود، همین وضعیت و نوسانات شدید بر بازار ارز ایران حاکم می‌شود. مساله اینجاست که این موضوع عدم کارایی و مدیریت نهادهای مسئول را نشان می‌دهد و این مردم هستند که جور این نوع مدیریت را می‌کشند؛ چون بخشی از بودجه از جیب مردم تامین می‌شود و اکنون نیز با افزایش نرخ ارز شاهد آن هستیم که در حمل‌و‌نقل، کالا و بسیاری از موارد دیگر تورم پیش خواهد آمد و هزینه آن را مردم پرداخت خواهند کرد. ضمن اینکه رانتی را رقم می‌زند و به موجب آن عده‌ای بهره‌مند می‌شوند؛ گرچه مردم بسیاری ضرر می‌کنند. دولت اگر فاقد توانایی مدیریت ارز باشد و نتواند جلوی نوسانات نرخ ارز را بگیرد، منجر به مشکلاتی در اقتصاد خواهد شد و اگر بارقه‌ای از امید که برای رفع گرانی و کنترل تورم وجود داشت از بین برود، اعتماد از مردم سلب خواهد شد.

 از نظر اقتصادی افزایش نرخ ارز توجیهی ندارد. دولت گفته است که بعد از برجام، تولید و صادرات نفت بیش از دو برابر افزایش یافته و اکنون نیز بالاتر از ‌5/2میلیون بشکه نفت در روز صادر می‌کنیم. ضمن اینکه قیمت نفت نیز بالا رفته و اکنون بشکه‌ای بالای ۶۰ دلار فروخته می‌شود؛ بنابراین کمبود ارز توجیهی ندارد و به نظر می‌رسد که افزایش این‌چنینی قیمت ارز به‌دنبال یک تصمیم صورت گرفته است. در نهایت این شائبه تقویت می‌شود که دولت عامدانه با افزایش نرخ ارز به‌دنبال پر کردن کسری بودجه خود است.

من در پاسخ به این سوال که گفته می‌شود دولت به‌دنبال این است که با افزایش نرخ ارز از صادرات حمایت کند، می‌گویم: «بحث حمایت از صادرات به بهای افزایش قیمت ارز یک بهانه است، چرا‌که اگر بخواهیم به صورت علمی‌رفتارهای اقتصادی را بررسی کنیم، به این نتیجه می‌رسیم که در گذشته هرگز با افزایش نرخ ارز صادرات ما افزایش نیافته است و هیچ رابطه خطی بین افزایش نرخ ارز و صادرات وجود ندارد و اگر دولت خواهان حمایت از صادرکنندگان است، خوب است ‌به صادرکنندگان جوایز صادراتی آن هم در قالب ریال اعطا کند؛ چرا‌که وقتی به صادرکنندگان ارز می‌دهیم این رفتار ما نوعی حمایت از ارز خارجی تلقی می‌شود، در حالی که می‌توانیم اقداماتی کنیم که پول خود را تقویت کنیم. به نظر می‌رسد مردم و فعالان اقتصادی اعتماد خود را نسبت به رفتار دولت و بانک مرکزی از دست می‌دهند. می‌بینیم که هر‌گاه دولت یا مقامات بانک مرکزی صحبت می‌کنند، بازارها واکنش منفی به آن نشان می‌دهند و این امر ممکن است به آن سو رود که مردم اعتمادی به رفتارهای دولت و مسئولان بانک مرکزی نداشته باشند، بنابراین بهتر است‌ دولت رفتارش را اصلاح کند و اقدامی‌نکند که به این بی‌اعتمادی دامن بزند.