بعد از 40 سال، پرداختن به مکاتب اقتصادی و اینکه به لیبرالیسم برویم یا به فئودالیسم برویم، اصلا مطرح نیست

مثلث/ رضا پدیدار/ رئیس کمیسیون انرژی و محیط زیست اتاق بازرگانی:

پس از کش و قوسی که بین مجلس و دولت و مردم در مورد تغییر در تیم کابینه اقتصادی شکل گرفت، چهار وزارتخانه اقتصادی دستخوش تغییر شدند. سوالی که مطرح شده این است آیا در افراد جدید رویکردی جدید مشاهده می‌شود؟ آیا شخصی چون محمد شریعتمداری که از وزارت صمت به وزارت دفاع ‌‌آمده می‌تواند طرحی نو دراندازد؟ باید گفت وقتی روح جدید و خون جدیدی در دولت تزریق می‌شود نمی‌‌تواند که همان حالت قبلی را با خودش داشته باشد، چون در غیر این صورت در همان وضعیت می‌تواند حفظ شود. انتظاری که حالا هم نمایندگان مردم در مجلس دارند، هم مردم حرفه‌ای و غیرحرفه‌ای و مردم عادی از تغییر در کابینه دارند، این است که ما از وضعیت موجودمان به وضعیت بهتری دست پیدا کنیم و قاعدتا راجع به این موضوع همه هم اظهارنظر کرده‌اند، اظهارنظرهای خیلی زیادی در رسانه‌ها و مطبوعات مشاهده می‌شود. 

این به نظر من در شرایطی است که تیمی که بر اساس یک جریان فرآیند شناختی می‌آید و سکان یک مجموعه را به‌عهده می‌گیرد، باید کاملا هدفمند باشد و برنامه داشته باشد که این دوستان همه‌شان بر همین اساس آمدند، یعنی برنامه در اختیار داشتند، چالش‌ها را می‌دانستند، عارضه‌ها و نارسایی‌‌ها را می‌دانستند، راهکارها را هم پیشنهاد می‌کردند که ما از این مسیر می‌خواهیم برویم و بر اساس آن برنامه‌هایی که به دولت دادند و دولت هم آن را در اختیار نمایندگان مردم در مجلس و رسانه‌ها گذاشت، حاصلش این خواهد بود که ما شرایط بهتری باید داشته باشیم، عارضه‌هایی که در گذشته بوده، آن عارضه‌ها را تا اندازه‌ای رفع می‌کنند و به هر حال یک موقعیتی حاصل می‌کنند که تحرک به اقتصاد جامعه برگردد و آن عارضه‌هایی که اقتصاد را مختل کرده یا اختلال در آن ایجاد کرده، آنها رفع شود، منتها برنامه‌هایی که توسط وزرا و کابینه شکل گرفته و با نیروهای جدید ‌‌آمده مطرح شد. به‌طور جامع این برنامه‌ها و هدف‌گذاری‌ها اطلاع‌رسانی نشد و اگر هم شد، به نظر من خیلی محدود بود. 

ضرورت دارد که رسانه‌ها و مطبوعات ما و انواع رسانه‌های دیداری و شنیداری و فضای مجازی و غیره که الان خیلی فعال هستند، به جای اینکه بپردازند به طرح نقطه ضعف‌ها و محدودیت‌ها که عمدتا رویکردشان همین است؛ الان که آدم نگاه می‌کند، می‌بیند که مطبوعات ما بیشتر چه چیزهایی را تحلیل می‌کنند؟ چیزهایی که به‌عنوان عارضه یا محدودیت یا نقاط ضعف است. 

کمتر دیدم مطبوعات به نقاط قوت بپردازند و آنها را های‌لایت کنند و نشانه گرفته و مطرح کنند که این تیم یا این وزیر، گروه‌شان آمده‌اند و قصدشان این است که به این رشد و توسعه و به این دستاوردها برسند. به همین دلیل است که چون جامعه رفته است روی بار منفی عملکردها، عملا افراد جدیدی هم که می‌آیند، به جای این‌که بپردازند به آن رویکردهای نوین، جدید و روزآمد و پرشتاب و کارآمد به دفاع از خودشان می‌پردازند و زمانی که شما به دفاع از خودتان بپردازید، از برنامه‌هایتان عقب می‌افتید و من تصور می‌کنم باید به این به‌عنوان یک عارضه ملی بیشتر توجه کنیم. 

رسانه‌ها بهتر است برنامه وزرا و افراد جدید را در کابینه بگیرند یا معاونان وزرایی که هستند،‌ روسای سازمان‌های مستقلی که جدیدا آمده‌اند و سکاندار شده‌اند، بگویید شما برنامه‌هایی که تغییر در ساختار فعلی و رویکرد رشد و شکوفایی یا رونق در اقتصاد ایجاد می‌کند، آنها را به ما بگویید چه چیزی است و برای رسیدن به این هدف‌هایی که الان مطرح کردیم، چه ابزارهایی می‌خواهیم؟ ما به‌عنوان رسانه چه کمک‌هایی می‌توانیم به شما بکنیم؟ برویم در این سمت؛ یعنی به جای اینکه به گذشته بپردازیم، به آینده فکر کنیم، به جای اینکه به عارضه‌ها بپردازیم و آنها را تحلیل‌کنیم، بپردازیم به راهکارها و مسیرهایی که از حداقل امکانات، حداکثر بهره‌برداری را می‌شود کرد، به آنها بپردازیم، یعنی فکر مثبت را در جامعه ایجاد کنیم، جوان‌ها را به کار بگیریم، از آنها ارائه طریق بخواهیم، آنها هم بیایند طریق‌هایشان را ارائه دهند و از خلاقیت‌هایشان استفاده کنیم. این می‌تواند برآیند خوبی 

داشته باشد. 

در غیر این صورت شما به‌عنوان یک نشریه بیایید و بگویید این‌ها نقاط ضعف‌شان چیست، آیا می‌توانند کار کنند، نمی‌توانند کار کنند؛ مدام بپردازید به این نکات خیلی منفی، آخرش هیچ نتیجه‌ای حاصل نمی‌شود. این خبر انتشار پیدا می‌کند و می‌رود روی روابط عمومی آن سازمان، روابط عمومی آن سازمان می‌دهد به مسئولان، مسئولان می‌آیند موضع‌گیری می‌کنند و می‌آیند از خودشان دفاع می‌کنند که خودشان را حفظ کنند. این یک چرخه 

معیوب است.

در مورد نحوه مدیریت بر سازمان‌های اقتصادی؛ دیدگاه‌های اقتصادی خاصی مطرح می‌شود. دولتمردان از کدام روش استفاده می‌کنند؟ برای مثال در مورد خود آقای شریعتمداری با توجه به اینکه شرکت‌های شستا زیر نظر ایشان است، نگاه‌شان به کدام حالت نزدیک‌تر است؛ می‌شود انتظار این را داشت که به سمت خصوصی‌سازی و اقتصاد آزاد بروند یا نه، همان روند دولت‌محوری را ادامه خواهند داد؟ پاسخ این مشخص است. آقای شریعتمداری در دولت‌های گذشته تجربه دارد، آزمون و خطایش را هم در وزارت صمت کرده است که برآیند همه فعالیت صنعت و معدن و بازرگانی و همه چیز در آن بود و ایشان طبیعی است که برود به سمت اقتصاد آزاد و تقویت و خصوصی‌سازی و این‌که کاملا مشخص است و هدف‌گذاری‌های برنامه‌های توسعه کشور هم در آن مشخص است که دولت در این گرفتاری که برای خودش درست کرده و اقتصاد را در دست گرفته، بیاید بیرون و بیشتر خودش رگولاتور باشد به‌جای حکمرانی. 

اینکه طبیعی است، یعنی آقای شریعتمداری هم تکلیفش روشن است که باید چه‌کار کند، منتها بهترین شیوه این است که آن چیزی که در قوانین تسریع شده، ما دیگر نیاییم به مکاتب اقتصادی بپردازیم، دیگر بعد از 40 سال از پیروزی انقلاب، پرداختن به مکاتب اقتصادی و اینکه به لیبرالیسم برویم یا به فئودالیسم یا به فلان برویم، اصلا مطرح نیست. برنامه‌های توسعه اقتصادی ما در اسناد بالادستی‌مان تعریف شده، کوچک‌شدن دولت مشخص است، کاهش تصدی‌گری تعریف شده است. 

همین‌ها را آقای شریعتمداری انجام دهد، مردم ایران شکرگزار هستند. همین قوانین و مقرراتی که نوشته شده؛ بیش از این هم اصلا نیست. یعنی اشکالی هم که وجود دارد، همین است. مطبوعات ما به جای این‌ قوانین و مقررات مفرحه‌ای که وجود دارد مطالعه نمی‌کنند و از خودشان یک‌سری سوالاتی را مطرح می‌کنند و مطرح یا خلق می‌کنند که به عقل هیچ‌کس نمی‌رسد. 

شما بیایید قانون توسعه فضای کسب و کار را که یک کتابچه کوچک است، بخوانید و ببینید در قانون توسعه فضای کسب و کار چه می‌گوید. چهار بندش را بخوانید. بند سه آن را بخوانید، بند پنج آن را بخوانید و ببینید چه می‌گوید. آیا وزرای ما با این قانون آشنا هستند؟ آقای وزیر کار و تامین اجتماعی و شرکت‌های تابع آنها، آیا از این قانون مطلع است که برایش تکلیف روشن کرده که بگوید چه‌کار بکنید؟ همین یک کار را انجام دهد، بس است، هیچ‌کاری نمی‌خواهد انجام دهد. 

نه برای ما مدل اقتصادی می‌خواهد دربیاورد، نه می‌خواهد طرح جدید بنویسد. نه، همین قانون مصوب مجلس که اتاق بازرگانی هم در آن سهم داشته است کافی است. یعنی تغییر ترکیب سبد مدیریت اقتصادی کشور از دولتی و خصولتی به خصوصی و تعاونی. همین مورد اگر اجرا شود، کل وظیفه ایشان انجام شده است.