بحران میان قطر و کشورهای عربی با یک بن‌بست مواجه شده است؛ دوحه شروط ‌سیزده‌گانه کشورهای عربی به رهبری عربستان سعودی را نپذیرفت و اعلام کرد ‌برای پذیرش آن شروط، کشورهای عربی همچون عربستان، مصر و امارات خود نیز باید بسیاری از آن اقدامات را انجام دهند.

آنچه مسلم بود شروطی که عربستان و سه کشور حامی ‌و همسوی این کشور برای کشاندن مجدد قطر به سمت خودشان مدنظر قرار داده بودند به نوعی از طرف دوحه رد‌شد. زیرا این شروط به‌عنوان نقض حاکمیت داخلی این کشور قلمداد شد. بنابراین شرایط به‌گونه‌ای پیش رفته که این کشورها برای تحریم‌های بیشتر اقتصادی، روند سیاسی را مختل کردند و حاضر نیستند از شروط ‌سیزده‌گانه‌ای که قبلا اعلام کرده بودند عقب‌نشینی کنند.

 قطری‌ها اعلام کردند که این خواسته‌ها و مطالبات نامشروع را نمی‌پذیرند. بند سیزدهم از شروط سیزده‌گانه اعلام‌ شده سعودی‌ها نقض آشکار حاکمیت یک کشور مستقل در منطقه محسوب می‌شود. این بند به این مفهوم است که قطر باید اطاعت‌پذیری تمام‌عیاری داشته باشد، در غیر این صورت تحریم‌های بیشتری در حوزه مالی و حتی سیاسی علیه آن اعمال می‌شود. آنچه قبلا نیز قابل پیش‌بینی بود، کشورهای همسو با عربستان‌سعودی در تلاش بودند حاکمیت قطر به‌عنوان یک کشور مستقل را نقض و به‌ نوعی آن را تسلیم کنند.

 به این ترتیب فعلا بحران میان دوحه و کشورهای عربی در کما فرورفته است. اما به هر حال عربستان‌سعودی آرام نخواهد گرفت و بدون شک سناریوهایی را برای به اصطلاح تنبیه قطر در دستورکار قرار خواهد داد. بعضا از اخراج قطر از شورای همکاری سخن به میان می‌‌آید؛ در خصوص مطرح‌ شدن امکان تعلیق عضویت قطر در شورای همکاری خلیج‌فارس باید توجه داشت که خروج یا اخراج قطر از شورای همکاری خلیج‌فارس مقدمه فروپاشی کامل این شورا است.  در عین حال علاوه بر قطر برخی دیگر از کشورهای شورای همکاری خلیج‌فارس مانند کویت یا عمان، سیاست‌های چنان هماهنگی را با عربستان دنبال نمی‌کنند. ممکن است اخراج قطر از شورای همکاری یا تعلیق عضویت آن در اتحادیه عرب، گامی ‌برای خروج دیگر کشورها باشد و در نهایت به ناکامی‌ سیاست‌های جاه‌طلبانه بن‌سلمان در منطقه ختم شود. در هر صورت ادامه سیاست‌های تنش‌زا با قطر نمی‌تواند منافع راهبردی ریاض و واشنگتن در منطقه را تامین کند و وقوع این اتفاق نشان‌دهنده ناکامی‌ سیاست‌های منطقه‌ای عربستان سعودی است. زیرا ریاض به‌دنبال ائتلاف‌سازی در منطقه بود و با ناتوی عربی در منطقه قصد داشت علیه سیاست‌های ایران و محور مقاومت حرکت کند. همچنین اکنون با در نظر گرفتن شرایط به نظر می‌رسد که سیاست‌های ریاض با ناکامی ‌مواجه شده است و تمام تلاش‌هایی که بعد از سفر دونالد ‌ترامپ به منطقه صورت گرفت تا مثلثی به محوریت آمریکا، عربستان و رژیم‌صهیونیستی برای مقابله با سیاست‌های ایران در منطقه به ویژه سوریه و عراق شکل بگیرد، با شکست جدی روبه رو خواهد شد. شورای همکاری خلیج‌فارس پیش از این نیز ناکامی‌هایی در منطقه داشته است. این شورا در زمان حمله‌ صدام حسین به کویت نتوانست از کیان یک کشور عضو دفاع کند.

داود احمدزاده/ کارشناس مسائل خاورمیانه

البته این مساله نیز اهمیت دارد که قطر چه سیاستی را در برابر تحریم‌های بیشتر طرف مقابل در پیش خواهد گرفت. برخلاف پیش‌بینی‌هایی که کشورهای تحریم‌کننده در برابر دوحه پیش گرفته بودند و انتظار می‌رفت ‌در کوتاه‌مدت قطر باتوجه به بن‌بست رسیدن تمامی ‌ارتباطات زمینی و هوایی مجبور خواهد شد خود را با سیاست‌های منطقه‌ای عربستان سازگار کند در کوتاه مدت برخلاف تصور ریاض شاهد بودیم که دوحه گزینه‌های دیگری را مدنظر قرار داد. از جمله علاوه بر ترکیه که به نوعی با سیاست‌های منطقه‌ای قطر از قبل نیز هماهنگ بودند در مسائل اقتصادی و استفاده از شاهرگ‌های حیاتی برای خروج از این بن‌بست، دوحه به نوعی سیاست نزدیکی با ایران را در پیش گرفت. ارسال مواد غذایی از سوی ایران در کوتاه‌مدت این کشور را از فشار تحریم‌های‌شکننده عربستان نجات داد. در نتیجه تداوم این بحران و دشمنی‌ها ممکن است قطر را به سمت هماهنگی و همکاری‌های بیشتر با آنکارا و تهران سوق دهد.

علاوه بر این به دلیل سرمایه‌گذاری‌های عظیم کشور کوچک قطر در منطقه، اروپا و آمریکا، کشورهای غربی به راحتی قطر را قربانی این بحران نخواهند کرد. از این رو مشاهده می‌کنیم تلاش‌های زیادی در اتحادیه اروپا صورت می‌گیرد تا این بحران از طریق مسالمت‌آمیر حل‌و‌فصل شود.