نطق سه‌شنبه دونالد‌ ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا در سازمان ملل متحد  نه به مذاق کشورهایی که در نطق‌ ترامپ مورد خطاب قرار گرفتند، خوش آمد و نه حتی به مذاق متحدان اروپایی آمریکا. البته بعد از روی کار آمدن‌ ترامپ در آمریکا، فاصله میان واشنگتن و پایتخت‌های اروپایی روز به روز بیشتر شد و اختلاف بر سر مسائلی چون پیمان پاریس، ناتو و همچنین برجام، این دو متحد قدیمی ‌را از یکدیگر تاحدودی دور کرد.

باید توجه داشت که سخنرانی‌ ترامپ در سازمان ملل، غیردیپلماتیک و غیرمتعارف بود و چنین سخنرانی بین روسای‌جمهور کشورها معمول نیست. حتی می‌توان این سخنرانی و تهدیدات علنی را نوعی اعلان جنگ توصیف کرد. پیش از این چنین بیانات توهین‌آمیز و برخورنده‌ای را تنها از سوی بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم‌صهیونیستی دیده و شنیده بودیم. در حال حاضر به نظر می‌رسد نتانیاهو، عربستان و تندروهای اطراف‌ ترامپ و نیز جمهوریخواهان روی این سخنرانی به توافق رسیده‌ بودند و آن را می‌توان نتیجه

کار مشترک آنها دانست.

همچنین همان‌طور که اشاره شد در عرصه‌ بین‌الملل این سخنرانی مورد پسند نبوده و به همین دلیل مخالفت بسیاری از کشورها را به‌دنبال داشت. امانوئل ماکرون، رئیس‌جمهور فرانسه که بعد از‌ ترامپ سخنرانی کرد، انتقادهایی را متوجه وی کرد. ماکرون بر خلاف‌ ترامپ توافق هسته‌ای را راهی برای ادامه صلح و دوری از تشنج دانست. به‌دنبال اظهارات اخیر‌ ترامپ، سوئد و اتریش هم به نوعی نارضایتی خود از این سخنرانی را مطرح کردند. بنابراین سیاست‌های‌ ترامپ را نمی‌توان یک سیاست کاملا مدون جهانی در خصوص برجام دانست زیرا همان‌طور که اشاره شد، حتی در مورد گروه 1+5 حداقل آلمان، فرانسه، روسیه و چین با‌ ترامپ هیچ‌گونه قرابت و نزدیکی ندارند، بنابراین نگاه او را نباید سیاست خارجی گروه 1+5 در نظر گرفت. دشمنی‌ ترامپ با برجام و تلاش‌ها برای لغو آن از نخستین روزی که به کاخ سفید پا گذاشت، کلید خورد؛ دونالد‌ ترامپ می‌غرد و رجز می‌خواند تا یکی از شعارهای پر‌سرو‌صدایی که در دوران انتخاباتی داده، به منصه ظهور برسد و مردم جهان او را باور کنند. یکی از این شعارهای پرطمطراق، شعار پاره کردن توافق هسته‌ای با ایران است که با وجود گذشت ۹ ماه از دوران ریاست‌جمهوری‌اش نتوانسته کوچک‌ترین خدشه‌ای بر آن وارد سازد. زیرا اولا توافق هسته‌ای یک توافق چندجانبه و بین‌المللی است. ثانیا این توافق در این مرحله فقط یک پایه مستحکم دارد که اگر سست شود، توافق هسته‌ای فرو می‌ریزد و آن پایه جمهوری اسلامی ایران است که تا زمانی که به تعهداتش در برجام عمل کند، توافق هسته‌ای فرو نمی‌ریزد، حتی اگر آمریکا قصد آن را داشته باشد. ثالثا این توافق با یک قطعنامه شورای امنیت (۲۲۳۱) مورد حمایت قرار گرفته است؛ مگر پنج عضو دائم شورای امنیت مشترکا بخواهند آن را نقض کنند که اکنون چنین نیست و چهار عضو دیگر مخالف آمریکا هستند.

برخی از کشورهای اروپایی که متحد آمریکا بودند نیز این سخنرانی را یک اعلان جنگ دانستند و گفتند که رئیس‌جمهور یک کشور حق ندارد به سازمان ملل آمده و برای نابودی یک کشور دیگر مانند کره‌شمالی حکم صادر کند. اگر قرار است کاری انجام شود باید موضوع در شورای امنیت سازمان ملل بررسی شده و تصمیم جهانی گرفته شود، از این رو این سخنرانی جایگاهی در عرف دیپلماتیک و عرف سازمان ملل نداشت و به همین دلیل هم صرفا نشان‌دهنده‌ خصوصیات شخصی آقای‌ ترامپ بود و حاکی از بدگویی‌ کشورهایی مثل عربستان و رژیم‌صهیونیستی بود.

در‌خصوص مساله ایران در سخنرانی رئیس‌جمهور آمریکا باید مدنظر داشت که‌ ترامپ تلاش کرد علیه ایران اجماعی را پشت سر خود ایجاد کند تا بتواند دو ماه دیگر عدم پایبندی ایران به توافق هسته‌ای را اعلام کند اما این اجماع حاصل نشد و کماکان اجماع کشورها در حمایت از برجام پشت‌سر ایران است و کشور باید قدر این شرایط را بداند و برای حفظ آن به تعهدات خود کماکان به‌عنوان عضو قابل اعتماد جامعه‌ بین‌المللی ادامه دهد. ایران نباید در صحنه‌ بین‌المللی رو در روی آمریکا قرار بگیرد و پاسخی به تحریکات‌ ترامپ بدهد بلکه باید با پایبند ماندن به برجام اروپا، روسیه و چین و کشورهای دیگر را در قبال آمریکا مدعی نگه دارد. ما باید اجماعی که پشت‌‌سرمان ایجاد شده است را تقویت کنیم. باید سعی کنیم در صحنه سیاسی و دیپلماتیک یارگیری کنیم و یک گروه از کشورهای اروپایی و روسیه و چین را در کنار خود داشته باشیم. جهان از نوع سخنرانی‌ ترامپ نگران است، بنابراین به سیاست‌های او پاسخ مثبت نخواهد داد.

راهکار‌ ترامپ نقد ایران در عرصه موشکی و پیش بردن یک دیپلماسی فشرده با اروپایی‌هاست تا آنان را با خود همراه کند. همین‌جاست که جمهوری اسلامی ایران باید کاملا هوشیار عمل کند تا اجماع حاضر و حمایت قوی اروپا را از دست ندهد. با چنین هوشیاری‌ای توافق هسته‌ای در پیچ‌و‌خم سیاست‌بازی‌ها پیش می‌رود تا موانع را یکی پس از دیگری از جلوی پا بردارد.

از سوی دیگر کره‌ شمالی، ایران، کوبا، سوریه و ونزوئلا کشورهایی بودند که از سوی‌ ترامپ تهدید شدند اما چنین اظهاراتی در شرح وظایف رئیس‌جمهور یک کشور نیست و این ادعاها زمانی می‌تواند موضوعیت داشته باشد که کشوری به‌طور رسمی بتواند وارد جنگ شود. به‌طور کلی می‌توان گفت که‌ ترامپ این اظهارات را انجام داد و بار دیگر بی‌کفایتی و نداشتن کیاست خود را بیش از پیش نمایان کرد.

در نهایت بسیاری از رهبران جهان روی‌ ترامپ حساب زیادی باز نمی‌کنند و در داخل و خارج آمریکا بسیاری معتقدند که او نقش مرد دیوانه را بازی می‌کند. بنابراین چون نقش مرد دیوانه را بازی می‌کند و به عبارتی به‌عنوان کسی که قابل پیش‌بینی نیست یا غیرمنتظره است، باید مراقب دشمنی‌ها و تخریب‌های او باشیم.