حسین آرمند/ پژوهشگر مسائل خاورمیانه

عربستان در دوران ملک سلمان و در واقع محمد بن سلمان، سعی دارد چهره دیگری از خود به نمایش بگذارد. چهره‌ای که با تصویر کلیشه‌ای مردان ثروتمند مصرف‌گرا و خوش‌گذران و زنان برقع‌پوش خانه‌نشین در تعارض است. تا پیش از روی کار آمدن ملک سلمان، شاید کمتر کسی می‌توانست پیش‌بینی کند که در آینده نزدیک در عربستان سعودی ممنوعیت رانندگی زنان، حضور در ورزشگاه و مراسم عمومی، حق رای، حق عضویت در مجلس شورای مشورتی و حق نامزدی در انتخابات محلی

 برداشته شود.

 حال این پرسش مطرح است که چرا با وجود آگاهی ملک سلمان از مخالفت شدید روحانیون سنتی وهابی، امکان رانندگی برای زنان و نیز حضور در ورزشگاه‌ها و کنسرت‌ها را برای آنان آزاد کرده است؟ آیا سعودی‌ها آن‌گونه که در گمانه‌های پارانویایی ذکر می‌شود از اعطای آزادی‌های فوق به زنان صرفا در پی کاهش فشارهای خارجی حقوق بشری بر خود بوده و این اصلاحات جنبه صوری و نمایشی دارد یا آن‌گونه که در دیدگاه خوشبینانه گفته می‌شود این آزادی‌ها را باید آغاز دوران دگردیسی در دیدگاه حاکمان سعودی با محوریت محمد بن سلمان ولیعهد جوان عربستان، نسبت به مبحث توسعه سیاسی و آزادی‌های اجتماعی برآورد کرد؟ در ادامه این نوشتار استدلال نگارنده آن است که اصلاحات انجام‌شده را باید به‌عنوان برآیند پویایی درونی جامعه در مرحله گذار از سنت به مدرنیته که با فشارهای بیرون نیز تقویت می‌شود و در نتیجه امتیازدهی نظام بسته سیاسی پنداشت.

  بسیط‌شدن جامعه مدنی

نظام سعودی به‌طور تاریخی اگرچه در سیاست خارجی شمایل یک نظام سکولاریته را از خود به تصویر می‌کشد اما در سیاست داخلی همسو با جامعه مردسالار مدافع اجرای قوانین اجتماعی و حقوقی برآمده از شرع و سنت به‌ویژه در ارتباط با حقوق زنان بوده است. اما این واقعیت که در گذر زمان با گسترده شدن امکانات ارتباطی و رسانه‌ای و همچنین بالا رفتن شمار تحصیلکردگان در میان نسل جوان جامعه عربستان شرایط برای بسیط شدن جامعه مدنی و افزایش مطالبات تحول‌طلبانه تغییر خواهد یافت، امری گریزناپذیر است.

طی سال‌های اخیر دولت عربستان سعودی به دلیل نگرانی از قدرت‌گیری جریان سروریه که معتقد به برخورد صحیح و مبتنی بر گفت‌وگو با تمدن مدرن، تشکیلات و سازماندهی و پرداختن همزمان به مسائل سیاسی و اجتماعی است (به‌ویژه جریان صحوه الاسلامی وابسته به جریان سروریه) و پایگاه‌های نیرومندی که میان جوانان و همچنین نسل جدید اسلام‌گرایان سنی دارد؛ همزمان با محدودسازی و تلاش برای حذف این جریان، ضرورت انجام برخی اصلاحات و در واقع دادن پاره‌ای امتیازات به جامعه را درک کرده است. شاید نتایج مشاهدات از میزان استقبال زنان عربستانی نسبت به آزادی‌های کسب شده در ظاهر خلاف مدعای بیان شده را نشان دهد، چنان‌که در مرحله آماده‌سازی برای انتخابات شهرداری‌ها که دسامبر 2015 برگزار شد و برای نخستین بار زنان اجازه داشتند هم حق رای داشته باشند و هم به‌عنوان نامزد بر کرسی‌های شوراهای محل بنشینند که تنها 70 زن برای شرکت در این انتخابات ثبت‌نام کردند و مشارکت زنان بسیار ناچیز بود، اما واقعیت امر آن است که روند بسیط شدن جامعه مدنی در عربستان به کندی صورت می‌گیرد و حاکمیت دیدگاه مردسالار و سنتی بر جامعه کم از محدودیت‌های قانونی مانع از حضور زنان در عرصه‌های اجتماعی و سیاسی نیست اما این شکاف به مرور عمیق‌تر خواهد شد و مطالبات و فشار از پایین روندی فزاینده

خواهند داشت.

  مشارکت زنان؛ اقتضای میل به توسعه

عربستان سعودی در طول چند دهه اخیر به دلیل درآمدهای عظیم نفتی جهشی اقتصادی را تجربه کرده و این امر نیاز به نیروی کار را در این کشور به‌شدت افزایش داده است، به صورتی که این کشور مقصد مهاجرتی مهمی ‌برای جویندگان کار در سراسر جهان و به‌ویژه کشورهای آسیایی شده است. سخنان ملک سلمان در رسانه‌های دولتی که زنان را یک شریک مهم در توسعه پایدار کشور معرفی کرد در واقع نشان‌دهنده درک این نیاز توسط مقامات سعودی است.

در همین ارتباط تدوین برنامه ٢٠٣٠ برای تبدیل عربستان سعودی به قدرت اول اقتصادی منطقه و قطع کردن وابستگی اقتصادی این کشور به درآمدهای نفتی، به‌گونه‌ای است که پیشرفت این کشور جز با گشایش و تحرکی قابل قبول در وضعیت زنان عربستان ممکن نیست. آمدن رهبران جوان با بلندپروازی‌های دور و دراز به هسته تصمیم‌گیری‌های سیاسی در خاندان سعودی، تسهیل‌گر توجه و عنایت حکومت به ایجاد چنین شرایط بسترهایی است. در این زمینه باید به ملاحظات عدم امکان اتکای بلندمدت به ورود نیروی کار خارجی به دلیل خروج سرمایه و مخاطرات امنیتی ناشی از این پدیده برای سعودی‌ها توجه داشت.

  محمد بن سلمان به‌دنبال مشروعیت

به ولیعهدی رسیدن محمد بن سلمان که در رسانه‌ها از آن با عنوان کودتای نرم در خاندان سلطنتی یاد شد، حرف و حدیث زیادی را در ایجاد شکاف میان هیات حاکمه عربستان به راه انداخت. بر‌اساس برخی اخبار در پشت پرده اعتراضات به ولیعهدی محمد بن سلمان، حمایت سایر شاهزادگان ناراضی سعودی پنهان بوده است که طبیعتا کنار زدن محمد بن نایف را خیز محمد بن سلمان برای کسب پادشاهی حتی پیش از مرگ ملک سلمان می‌دانند. رقابت بر سر کسب قدرت در نظام‌های غیردموکراتیک همواره مملو از لایه‌های پنهان و خشونت‌بار است که این قضیه نیز می‌تواند در ادامه برای محمد بن سلمان جوان به منصه ظهور برسد.

 در این شرایط طبیعتا وجود حمایت مردمی‌ و کسب مقبولیت عمومی راه را برای پادشاهی تسهیل خواهد کرد. بنابراین اعطای این امتیازات به زنان که بی‌تردید با طرح‌ریزی محمد بن سلمان صورت گرفته است، می‌تواند در درجه اقبال عمومی و به‌ویژه در نسل جوان نسبت به وی تاثیرگذار باشد. از سوی دیگر محمد بن سلمان با این اقدامات می‌تواند حمایت ایالات‌متحده را که از گشایش فضای سیاسی و اجتماعی در عربستان برای تحدید قدرت وهابیت در جامعه عربستان و جلوگیری از فزاینده شدن سطح انتظارات مردمی ‌استقبال می‌کند، کسب کند.