هیلاری کلینتون نامزد حزب دموکرات در انتخابات ریاست‌جمهوری 2016 آمریکا، در کتابی با عنوان «چه اتفاقی افتاد؟» به واکاوی دلایل شکست خود در انتخابات اخیر پرداخته است. وی دخالت روسیه و افشاگری‏های ویکی‌لیکس و جیمز کومی‌ را دو عامل تاثیرگذار در شکست خود می‏داند. در این راستا گفت‌وگویی با سید‌محمد مرندی، استاد دانشگاه تهران داشتیم. به عقیده وی فساد اداری خانم کلینتون و نارضایتی مردم آمریکا از وضعیت موجود و حاکمیت، اصلی‌ترین علت شکست وی در انتخابات است.

هیلاری کلینتون دخالت‏های روسیه و افشاگری‏های ویکی‌لیکس را از مهمترین عوامل شکستش در انتخابات برمی‌شمرد. به نظر شما چقدر این دو عامل در عدم پیروزی وی دخیل بودند؟

   در ابتدا باید گفت شواهدی دال بر دخالت روسیه در انتخابات 2016 آمریکا وجود ندارد. همان‌گونه که جولیان آسانژ، سردبیر وبگاه ویکی‌لیکس نیز اذعان داشت، روس‏ها هیچ گونه دخالتی در انتخابات آمریکا نداشتند. ضمن اینکه ایالات متحده نیز سندی را در ارتباط با این ادعا ارائه نکرده است‌، بنابراین این ادعا بی‏اساس است. اسنادی که ویکی‌لیکس منتشر کرد نیز نشان داد که حزب دموکرات و هیلاری کلینتون تبانی کردند تا سناتور برنی سندرز در انتخابات رای نیاورد. چه اینکه اگر این تقلب صورت نگرفته بود امکان پیروزی سندرز در انتخابات بسیار زیاد بود، زیرا‌ ترامپ به دلیل فسادهای گسترده و افکار و رویکردهای نادرستش یک کاندیدای ضعیف به حساب می‎آمد. اما از آنجایی که مردم از حاکمیت ناراضی بودند، برای رو برگرداندن از دموکرات‎ها و امثال کلینتون و اوباما به‌ ترامپ رای دادند. همچنین طبق نظرسنجی‏ها اگر سندرز کاندیدا بود بر‌ ترامپ پیشی می‏گرفت. بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که ویکی‌لیکس بر آرا‌ی کلینتون تاثیر گذاشت اما در اصل مردم از حاکمیت ناراضی بودند. زیرا همان‌طور که اسناد نشان می‌دهد هیلاری کلینتون دارای فساد مالی و اداری وسیعی است. در افشاگری ویکی‌لیکس علاوه بر اینکه تبانی وی با حزب دموکرات اثبات شد، نشان داد که کلینتون و بنیادش برای ترتیب دادن ملاقات با اشخاص، حکام و کشورهای مختلف پول دریافت می‏کردند. بنابراین از ‌آنجایی که فساد هیلاری و همسرش بر هیچ کس پوشیده نبود و او سمبل حاکمیت فاسد بود، مردمی ‌که از این سیستم ناراضی بودند به سوی‌ ترامپ میلیاردری که فساد اخلاقی نیز داشت، کشیده شدند. در حقیقت باید پذیرفت که نارضایتی عمومی مردم آمریکا نسبت به وضعیت موجود بسیار بالاست. شکاف‎های اجتماعی که امروز در آمریکا وجود دارد و جامعه دوقطبی، محصول امروز نیست. طی دو تا سه دهه گذشته که آمریکا به سمت جهانی‌شدن پیش رفت، اقتصاد و سیاست‏های لیبرال، قشر متوسط جامعه را از بین برده، ثروتمندان غنی‌تر و تنگدستان فقیرتر شده‌اند؛ طی این فرآیند نیز نارضایتی مردم بیشتر شده و ما امروز شاهد عوارض و آثار آن هستیم. بنابراین می‎توان گفت سیاست‏های لیبرال کلینتون که منجر به ‌بی‌عدالتی در جامعه گشته؛ ادامه سیاست‏های اوباما، بوش، بیل کلینتون، ریگان و حتی کارتر بوده است.

در جایی دیگر از کتاب، کلینتون از افرادی مانند برنی سندرز، رقیب خود در انتخابات درون‌حزبی به‌عنوان افرادی که ناخواسته روی شکست نهایی او تاثیرگذاشتند، نام می‌برد. تحلیل شما از این رویکرد چیست؟ آیا سندرز موجب کاهش آرا‌ی هیلاری گشت؟

   برخلاف ادعای هیلاری، برنی سندرز به مقابله با برخی اعمال نادرست وی برنخاست. اولا در قضیه تبانی حزب دموکرات و هیلاری و کنار گذاشتن سندرز، او سکوت کرد و حتی این عمل وی خشم برخی حامیانش را نیز بر‌انگیخت. ‌ثانیا اگرچه سندرز می‌توانست ا‌ز موقعیت پیش آمده برای کلینتون در رابطه با افشاشدن فساد اداری وی و نیز رسوایی ایمیل‌هایش به نفع خودش بهره گیرد‌ اما به حمایت از وی برخاست. از سوی دیگر هیلاری کلینتون در مقابل سیاست‌های سندرز که در جهت کاهش فاصله طبقاتی و فقر بود، ایستادگی کرد و سیاست‏های لیبرال گذشته را ادامه ‎داد به همین جهت مردم سندرز را که سیاست‎های اصلاحات عدالت‌خواهانه داشت به وی ‌ترجیح دادند. درواقع وقتی کلینتون نتوانست در برابر‌ ترامپ ‌بی‌تجربه با افکار و عقاید خاص و تعجب‌برانگیزش، پیروز شود؛ می‏توان به عمق مشکلات و فساد وی

و حامیانش پی برد.

دکتر مرندی! به نظر شما عملکرد باراک اوباما، رئیس‌جمهور پیشین آمریکا در جریان رقابت‎های انتخاباتی چگونه بود؟ زیرا کلینتون در کتابش مدعی است که اوباما نیز قاطعانه به حمایت از وی در برابر روس‎ها برنخاسته و از ‌تریبون رسمی آن طورکه باید برای جانبداری از هیلاری استفاده نکرده است.

   اتفاقا اوباما و دولتش نیز برخلاف گفته کلینتون، ادعای دخالت روسیه در انتخابات را مطرح می‏کرد و سعی در جوسازی به نفع هیلاری ‏می‏کرد. اما باید گفت مطرح کردن دخالت روسیه در انتخابات آمریکا نیز اشتباه است، زیرا نشان از ضعف سیستم امنیتی و اطلاعاتی ایالات‌متحده دارد، اگرچه مدرکی از دخالت روسیه در انتخابات آمریکا نیز موجود نمی‎باشد. ضمن اینکه ویکی‌لیکس نیز تاکید می‏کند اسنادی که در اختیار دارد را برخلاف ادعای آمریکایی‌ها از روسیه نگرفته است و باید به این نکته اشاره کرد که به‌طور کلی تا ‌امروز ویکی‌لیکس ثابت کرده است که گفته‌هایش نسبت به ادعاهای دولت‌، اعتبار بیشتری نزد افکار عمومی دارد.همچنین باید ادعای دیگر کلینتون مبنی بر عدم حمایت باراک اوباما از وی را رد کرد، زیرا همان‌طور که دیدیم تمام حاکمیت و دستگاه‎های ذی ربط، از افراد مشهور و معروف آمریکا گرفته تا شخص رئیس‌جمهور و دولت از وی حمایت کردند. اما میزان نارضایتی مردم از وضعیت موجود و کلینتون به نمایندگی از آن حزب به حدی بود که کلینتون با همه این تشکیلات نتواست بر‌ ترامپ شومن پیروز شود.

در نهایت موضوع دیگری که در کتاب به آن پرداخته شده است، نقش کلینتون در جنگ عراق و تاثیر منفی آن بر آرا‌ و نظر مردم است. رویکرد شما در این خصوص چیست؟

   کلینتون فردی جنگ‌طلب و خشن است. او در کارزار رقابت‎های انتخاباتی به‌گونه‎ای صحبت می‎کرد که می‏خواهد وارد جنگ با سوریه شود. همچنین حمایت او از جنگ عراق در سال 2003 نیز مزید بر این جریان گشت. بنابراین مردم آمریکا که از این همه جنگ و تنش خسته بودند برای فرار از این موقعیت به‌ ترامپ روی آوردند. درواقع انتخاب مردم آمریکا بین بد و بدتر بود، زیرا آنها عقیده داشتند‌ ترامپ بد است اما کلینتون بدتر از او است.