تقریبا از دو هفته پیش و همزمان با استعفای غیرمنتظره سعد حریری، نخست‌وزیر سابق لبنان به عربستان، تحولات در این کشور تا حدودی غیرقابل پیش‌بینی شده است. سعد حریری زمانی که در جلسه هیات دولت شرکت کرده بود، پیامی‌ از سوی محمد‌بن‌سلمان، ولیعهد عربستان دریافت کرد‌. در این پیام ولیعهد عربستان از نخست‌وزیر لبنان خواسته بود که سریعا به ریاض سفر کند. در همان روز سعد حریری بدون مشورت با جریا‌ن‌های سیاسی همسو و رئیس‌جمهور لبنان، با هواپیمای اختصاصی به اتفاق چند تن از اعضای جریان 14 مارس به ریاض سفر کرد و هنگام فرود در فرودگاه بین‌المللی ریاض متوجه حضور غیرعادی ماموران امنیتی عربستان شد. این ماموران بلافاصله تلفن‌های همراه سعد حریری و اطرافیان وی را مصادره و نخست‌وزیر لبنان را تحت‌الحفظ به کاخ ملک سلمان بن‌عبدالعزیز، پادشاه عربستان منتقل کردند. در آنجا بود که حریری به دستور محمد‌بن‌سلمان، ولیعهد و عادل‌الجبیر، وزیر خارجه سعودی متن از پیش تهیه شده را به‌عنوان استعفانامه خود از طریق شبکه‌های عربستان قرائت کرد. روز بعد هواپیمای سعد حریری به اتفاق همراهان وی به بیروت بازگشت اما حریری همچنان در بازداشت باقی ماند. این امر از وجود یک سناریوی جدید برای ایجاد تنش تازه‌ای در منطقه حکایت دارد. بر‌اساس این سناریو که به صورتی مشترک از سوی ایالات متحده آمریکا، عربستان سعودی و رژیم اسرائیل تهیه شده، قرار است بحران سوریه به لبنان منتقل شود. به موجب این سناریو، قرار شد جریان 14 مارس به رهبری سعد حریری علیه ایران و حزب‌الله دست به یک سلسله جریان‌سازی‌های شدیدی بزنند. به موازات آن عربستان نیز یک سلسله اتهام‌زنی‌هایی را علیه ایران مبنی بر اینکه این کشور موشک بالستیک در اختیار انصار‌الله یمن قرار می‌دهد، آغاز کرد. این در حالی است که یمن حدود سه سال است از سوی عربستان کاملا در محاصره قرار دارد و حتی امکان ارسال دارو نیز از سوی نهادهای بین‌المللی برای مردم یمن وجود ندارد. بنابراین در چارچوب این سناریوی خطرناک قرار است از سوی عربستان سعودی به اتحادیه عرب درخواست نشست اضطراری در سطح وزرای خارجه داده شود تا در این جلسه حزب‌الله به‌عنوان یک سازمان تروریستی معرفی شود. همچنین آمریکا و عربستان با کمک رژیم‌صهیونیستی از شورای امنیت سازمان ملل درخواست خواهند کرد تا حزب‌الله را تحت بند هفت منشور سازمان ملل قرار دهد. در این صورت یک اجماع جهانی با مدیریت آمریکا، اسرائیل و عربستان برای حمله علیه حزب‌الله و خلع سلاح این جنبش صورت خواهد گرفت.  درواقع این محور عربی-عبری-غربی در پی آن است که حزب‌الله را از صحنه معادلات نظامی حذف و به یک حزب سیاسی بی‌تاثیر در عرصه‌های منطقه‌ای و داخلی لبنان تبدیل کند تا بدین طریق نفوذ ایران در منطقه را نیز کاهش دهد. همکاری آمریکا، رژیم‌صهیونیستی و عربستان از سال 2011 میلادی و همزمان با آغاز بحران سوریه شکل گرفت. اما به دلیل نگرش متفاوت باراک اوباما، رئیس‌جمهوری سابق ایالات متحده آمریکا نسبت به اسرائیل و عربستان تا این حد پیش نرفت که تصمیم به حذف کامل حزب‌الله و کاهش نفوذ ایران گرفته شود. اگرچه ریاض طی شش سال گذشته بیش از 40 میلیارد دلار به دستور آمریکا در اختیار گروهک‌های تروریستی قرار داده اما نتوانسته شطرنج سیاسی سوریه را به نفع اسرائیل تغییر دهد. اخیرا سفرهای عادل الجبیر، وزیر خارجه، ترکی الفیصل، رئیس سابق سازمان امنیت و سرلشکر انور عشقی از مقامات امنیتی عربستان به فلسطین اشغالی به‌شدت افزایش یافته است. پس از پیروزی دونالد‌ ترامپ در انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا، موضوع سلاح حزب‌الله و نفوذ ایران در منطقه در دستورکار آمریکا، اسرائیل و عربستان قرار گرفته و اکنون ریاض برای تامین امنیت پایدار رژیم‌صهیونیستی و کاهش نفوذ ایران به‌شدت فعال شده است.

با اینکه‌ عربستان شرایط سیاسی لازم را برای ایفای نقش تاثیرگذار در منطقه ندارد اما از رژیم‌صهیونیستی و آمریکا درخواست کرده تا به صورتی مستقیم علیه حزب‌الله ورود پیدا کنند؛ ریاض نیز قرار است هزینه‌های این جنگ را تقبل کند.

در این میان به نظر می‌رسد که فشارها در آینده بر حزب‌الله تشدید و اتحادیه عرب با برگزاری جلساتی در سطح وزرای خارجه برای جریان‌سازی علیه حزب‌الله و سلاح این جنبش وارد عمل خواهد شد. همچنین جریان 14 مارس فضای عمومی لبنان را برای طرح موضوع خلع سلاح آماده خواهد ساخت. البته موفقیت ‌یا عدم موفقیت این سناریو، منوط به موضع‌گیری میشل عون، رئیس‌جمهور لبنان خواهد بود. اگر میشل عون در برابر فشارهای عربستان، آمریکا، رژیم‌صهیونیستی و جریان 14 مارس ایستادگی کند، سناریوی خلع سلاح حزب‌الله و کاهش نفوذ ایران با شکست مواجه خواهد شد‌ اما اگر میشل عون که جزئی از محور مقاومت است، تغییر موضع دهد و در کنار عربستان و جریان 14 مارس قرار گیرد، خطری جدی در آینده حزب‌الله را تهدید خواهد کرد. سوالی که اکنون مطرح است اینکه چرا عربستان هجمه‌ای از تبلیغات رسانه‌ای را علیه ایران و حزب‌الله آغاز کرده، ادعا می‌کند جان سعد حریری در لبنان به خطر می‌افتد و حزب‌الله را به‌عنوان یک سازمان تروریستی تلقی می‌کند، در حالی‌که حزب‌الله جز‌ئی از کابینه سعد حریری است. در نتیجه این یک پارادوکس در رفتار دولتمردان رژیم آل‌سعود است. چگونه ممکن است در شرایطی که حزب‌الله در دولت سعد حریری شرکت دارد و دارای وزیر است و همچنین میشل عون رئیس‌جمهور لبنان، حزب‌الله را تایید می‌کند، عربستان آن را یک سازمان تروریستی قلمداد می‌کند‌؟ درواقع این مسائل همان مسائلی است که بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم‌صهیونیستی نیز علیه حزب‌الله مطرح می‌کند و به بیان دیگر، عربستان سخنان نتانیاهو را از عبری به عربی ‌ترجمه می‌کند.

در این میان در رابطه با آینده حریری به نظر می‌رسد که او در آینده‌ای نه‌چندان دور به لبنان بازگردد و فعالیت‌ خود را از سرگیرد. درواقع حریری در راستای پیگیری سیاست‌های عربستان سعودی، آمریکا و اسرائیل برای خلع سلاح حزب‌الله به لبنان بازخواهد گشت.

هرچند او اکنون ظاهرا در عربستان در بازداشت به‌سر می‌برد و نهادهای مهم بین‌المللی نیز موضع‌گیری نسبت به این موضوع نداشته‌اند. این در حالی است که تمام جریان‌های ملی و اسلامی لبنان شدیدا نسبت به اقدام عربستان اعتراض کردند. حتی میشل عون، رئیس‌جمهور لبنان، سرلشکر ابراهیم عباس را به فرانسه اعزام کرد و تماس‌هایی از سوی وی با فرانسه برقرار شد. رئیس‌جمهور فرانسه نیز برای طرح موضوع سعد حریری به عربستان سفر کرد و ضرورت آزادی سعد حریری را با عربستان مطرح کرد؛ اما سازمان ملل همچنان ساکت است. باوجودی ‌که لبنان یک‌سری تحرکات انجام داده اما از آنجایی که سعد حریری دارای تابعیت عربستان است مشمول قانون مصادره اموال شده است. در هر صورت این اقدام عربستان توهین آشکار به دولت، ملت و پارلمان لبنان و تحقیر آنها است و این اقدام رژیم سعودی آدم‌ربایی در عرصه بین‌المللی است که باید توسط شورای امنیت محکوم ‌شود.