مدت زمان اندکی تا فرارسیدن تاریخ 12 ماه می (ضرب‌الاجل اعلامی ‌ترامپ) باقی مانده است. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا در طول دوران حضور خود در کاخ سفید این توافق را تضعیف کرده است. همچنین او بارها از برجام انتقاد کرده و آن را توافقی بد دانسته است

 مثلث: از سوی دیگر، انتصاب جان بولتون به‌عنوان مشاور امنیت ملی و مایک پمپئو به‌عنوان وزیر امور خارجه آمریکا، نشان‌دهنده تقابل دولت ‌ترامپ با توافق هسته‌ای است. به نظر می‌رسد پمپئو و بولتون بر‌خلاف پیشینیان خود، از اقدام ‌ترامپ برای ترک توافق هسته‌ای با ایران حمایت می‌کنند.

در این میان، کشورهای اروپایی و خصوصا سه کشور آلمان، انگلیس و فرانسه در منگنه سختی قرار گرفته‌اند. آنها از یک طرف قصد دارند توافق هسته‌ای را نجات دهند و از سوی دیگر، نمی‌خواهند اتحاد درون آتلانتیکی خود (با ا‌یالات متحده آمریکا) را تضعیف کنند. از این رو‌ترو‌ئیکای اروپایی حق داشتند که مذاکره با دولت فعلی آمریکا بر سر برجام را امتحان کنند.

 در صورت خروج آمریکا از برجام، اروپا باید تصمیم بگیرد که‌ چه اقدامی صورت دهد. به نظر می‌رسد تنها راه جلوگیری از ابطال توافق هسته‌ای، حفظ این معامله بدون مشارکت آمریکاست. این امر به همراهی اتحادیه اروپا با روسیه و چین بستگی دارد.

اروپای واحد در این خصوص باید با پکن و مسکو هماهنگ باشد. باید این نکته را مدنظر قرار داد که سقوط توافق هسته‌ای با ایران و ازبین‌رفتن آن، اعتبار اروپا را تضعیف خواهد کرد. همچنین شکست برجام، ضربه بزرگی به رژیم منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای خواهد بود. حتی این موضوع می‌تواند منجر به رقابت هسته‌ای در منطقه خاورمیانه و تشدید تنش‌ها در اطراف ایران شود. نکته دیگر اینکه روسیه، در مذاکرات هسته‌ای با ایران، رویکرد موفقیت‌آمیزی را در پیش گرفت.

مسکو هم‌اکنون در حال همکاری با ایران (برای تقویت برنامه صلح‌آمیز هسته‌ای ایران) است. روس‌ها در حال فعالیت روی دو رآکتور نیروگاه هسته‌ای بوشهر هستند. از این رو، هرگونه تقابلی با ایران (در صورت ابطال برجام)، روسیه را نیز به‌طور مستقیم درگیر این ماجرا خواهد کرد.

بدون‌شک خروج آمریکا از برجام ‌آثار خوبی نخواهد داشت. اعمال دوباره تحریم‌های ثانویه ایالات متحده آمریکا ممکن است به بانک‌ها و شرکت‌های اروپایی که خواستار همکاری با ایران هستند آسیب برساند. هنوز موضوعاتی مانند اعمال جریمه 9 میلیارد دلاری علیه بانک BNP در دوران قبل از امضای برجام از یادها نرفته است. تقابل ‌ترامپ و مقامات اروپایی بر سر سیاست‌های اقتصادی و حمایت‌گرایانه دولت ‌ترامپ نیز این تقابل را تشدید خواهد کرد. از سوی دیگر، هم‌اکنون مناسبات سردی میان روسیه و غرب و خصوصا ایالات متحده آمریکا بر سر پرونده اسکریپال حاکم است. تقابلی که منجر به اخراج متقابل ده‌ها دیپلمات روسی، آمریکایی و اروپایی شد.

در صورت لغو برجام، ایران نیز مشارکت خود را در توافق هسته‌ای متوقف خواهد کرد و به صورتی ‌بی‌سابقه، سطح شفافیت برنامه هسته‌ای خود را کاهش می‌دهد. اتحادیه اروپا باید نشان دهد که آمادگی معامله با دیگر بازیگران از جمله ایالات متحده آمریکا (و در صورت لزوم تقابل با آن) را خواهد داشت‌‌‌. اروپا به‌تنهایی نمی‌تواند این اقدام را صورت دهد و تنها با توافق چندجانبه با کشورهایی مانند روسیه و چین، این معامله می‌تواند زنده بماند. هر دو کشور چین و روسیه از اعضای دائمی‌ شورای امنیت سازمان ملل متحد و از شرکای تجاری ایران هستند. مقامات اروپایی در معامله با چین و روسیه، باید منافع اروپا و جهان را مدنظر قرار دهند.

 در این خصوص لازم است میان روسیه و اتحادیه اروپا، هدف مشترکی در خصوص حفظ توافق هسته‌ای با ایران تعریف شود. موفقیت مشترک روسیه و اروپا در مذاکرات برجام، در حالی صورت گرفت که از سال 2014، شاهد وقوع بحران او‌کراین و تاثیر آن بر مناسبات دوجانبه روسیه و غرب بوده‌ایم. در حال حاضر نیز با خروج احتمالی ایالات متحده آمریکا از برجام، دیگر شرکت‌کنندگان (‌‌اعضای 1+5) باید در خصوص توافق هسته‌ای و نحوه ادامه آن تصمیم بگیرند. آنها باید تصمیم بگیرند که آیا این معاهده را حفظ می‌کنند یا خیر. دیگر شرکت‌کنندگان در برجام، باید هر‌گونه تخطی از توافق هسته‌ای را محکوم کنند. همچنین دیگر اعضای 1+‌5 (روسیه، چین، انگلیس، آلمان‌ و فرانسه) باید مشخص کنند که برای حفظ برجام و جلوگیری از تاثیر اقدامات و تحریم‌های دوباره آمریکا، چه راهکاری را مدنظر قرار خواهند داد.

چین و روسیه نیز باید در این خصوص از تصمیم اتحادیه اروپا (برای حفظ برجام) مطلع شوند تا بتوانند اقدامات هماهنگی با یکدیگر صورت دهند. شکایت از آمریکا به سازمان تجارت جهانی یا معامله با ایران بر‌اساس ارز یورو (به جای دلار) می‌تواند از جمله این اقدامات باشد. همان‌گونه که اشاره شد، اتحاد چین و روسیه با سه کشور اروپایی در این خصوص بسیار مهم و تعیین‌کننده خواهد بود.

در این خصوص لازم است پکن و مسکو نیز اقدامات لازم برای انطباق سیستم مالی خود با شرایط پس از خروج آمریکا از برجام را صورت دهند. همچنین دیگر شرکای عمده تجاری ایران مانند هند و ترکیه نیز باید به این روش و ساختار جدید دسترسی داشته باشند. در یک ‌جمع‌بندی کلی باید تاکید کرد که اتحادیه اروپا و به ویژه دو کشور فرانسه و انگلیس به‌عنوان دو عضو دائمی ‌شورای امنیت سازمان ملل متحد، باید در خصوص ‌ترسیم شرایط پس از خروج آمریکا از برجام، با روسیه و چین همکاری کنند تا راهکارهای مشترک و قانونی لازم را در قبال برجام ارائه کنند.

برجام، در سایه دیپلماسی چندجانبه بین‌المللی (متشکل از‌ تروئیکای اروپایی و چین و روسیه) حفظ خواهد شد. تلاش‌های مشترک اتحادیه اروپا و پکن و مسکو در این خصوص بسیار تعیین‌کننده و مهم خواهد بود. اگر همکاری و تعامل مشترکی میان این بازیگران صورت نگیرد، موضوع برجام در نهایت حل‌وفصل نخواهد شد و در نتیجه، شاهد تاثیرات سوء این مساله بر حوزه امنیت بین‌الملل خواهیم بود.

منبع: europeanleadershipnetwork.org