شواهد و مستندات موجود نشان می‌دهد که دونالد‌ ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا قصد خروج از توافق هسته‌ای و عدم تمدید تعلیق تحریم‌های ثانویه علیه کشورمان را دارد. از سوی دیگر،‌ تروئیکای اروپایی اعلام کرده‌اند که به رایزنی‌های خود با واشنگتن با هدف آنچه «حفظ برجام» می‌خوانند ادامه می‌دهند. به راستی واکنش جمهوری اسلامی ایران در صورت خروج ایالات متحده آمریکا از توافق هسته‌ای چه خواهد بود و نقش کشورهای اروپایی در این معادله چگونه قابل تفسیر است؟ در این خصوص گفت‌وگویی با دکتر حسن بهشتی‌پور، تحلیلگر ارشد مسائل سیاست خارجی و روابط بین‌الملل صورت داده‌ایم که از نظرتان می‌گذرد.

  ایالات متحده آمریکا به صورت مشخص از اروپا خواسته است در سه حوزه اعمال بازرسی از اماکن نظامی ایران، ‌تحدید توان موشکی کشورمان و دائمی‌کردن مدت زمان محدودیت‌های اعمال‌شده علیه ایران در برجام، تغییراتی را در برجام صورت داده و خواسته‌های واشنگتن در این خصوص را تامین کنند. نظر شما در این خصوص چیست؟

   موارد جدیدی که اکنون از سوی دونالد ‌ترامپ و دولت آمریکا طرح می‌شود، موضوعات تازه‌ای نیست. ‌اتفاقا در مذاکرات منتهی به برجام نیز مطرح شده بود که نتیجه‌ای در بر نداشت. در واقع اوباما و جان کری نیز خواستار آن بودند که این سه مورد در توافق لحاظ شود اما ایران زیر بار نرفت؛ چراکه این سه درخواست مانند آن است که ایران خواستار غنی‌سازی به میزان نامحدود شود. با این حال در توافق برجام طرفین به حداقل رضایت دادند تا توافق حاصل شود و اگر قرار بود این سه موضوع مورد توجه باشد هیچ‌گاه توافقی

 به‌دست نمی‌آمد.

 از سوی دیگر این خود کشورهای غربی بودند که تاکید داشتند فقط در موضوع هسته‌ای مذاکره می‌کنند و ایران هم از این پیشنهاد استقبال کرد چراکه موضوعات دیگر بسیار متنوع است. به‌طور مثال ایران راجع فشارها و تهدیدهای آمریکا و اسرائیل درباره کشورهای منطقه یا در مورد برخورد دوگانه غرب با موضوع حقوق بشر بحث دارد.

نکته دیگر اینکه دسترسی به سایت‌های نظامی ایران هیچ توجیهی ندارد؛ چراکه اساسا فعالیت هسته‌ای در این سایت‌ها انجام نمی‌شود. آژانس بین‌المللی انرژی اتمی ‌در سال‌های 2004، 2005 و 2014 از سایت‌های نظامی ایران بازدید داشته و موضوع PMD را برای همیشه مختومه اعلام کرده است. بنابراین چنین درخواستی را نه‌تنها ایران نمی‌پذیرد، بلکه منطق هم نمی‌پذیرد. در خصوص بندهای موسوم به غروب آفتاب نیز همین گونه است. ایران با پذیرش پروتکل الحاقی محدودیت‌های دائمی ‌را درباره آنچه که در پروتکل الحاقی پیمان NPT آمده است در صورت تایید نهایی مجلس ایران می‌پذیرد؛ اما اینکه این انتظار وجود داشته باشد که تعهدات توافق شده در برجام نیز از لحاظ زمانی برای ایران نامحدود باشد، نقض غرض است؛ چراکه بر‌اساس این توافق بعد از پایان مدت زمان تعیین شده که هشت سال است یا زمانی که آژانس بین‌المللی انرژی اتمی ‌اعلام کند، وضعیت ایران همچون سایر اعضای آژانس به شرایط عادی

 تبدیل خواهد شد.

  در خصوص خروج احتمالی ایالات متحده آمریکا از توافق هسته‌ای با ایران چه فرضیاتی وجود دارد؟ آیا امکان دارد دولت ‌ترامپ دیگر کشورهای دنیا را نیز از همکاری و ایجاد ارتباط تجاری منع کند؟ در این صورت واکنش کشورهای دیگر نسبت به درخواست رئیس‌جمهور آمریکا چه خواهد بود؟

   احتمال اول این است که آمریکا از برجام خارج شود ولی برای روابط با اتحادیه اروپا، هند، ژاپن، چین و کره‌جنوبی با ایران مانع‌تراشی نکند‌. یعنی در واقع خروج خودش را با منع دیگران برای ارتباط با ایران همراه نکند، اگر چنین باشد ایران چون خودش با آمریکا مناسبات خاص اقتصادی ندارد خیلی دنبال این نخواهد بود که کلا تمام مقررات برجام را نادیده بگیرد اما اگر آمریکا دیگران را مجبور کند و بگوید یا باید با آمریکا مبادله داشته باشید یا با ایران و تحریم‌های ثانویه را فعال کند، آن وقت اتحادیه اروپا و سایر کشورها نظیر چین و هند قطعا طرف ایران نمی‌ایستند چون بیشترین مبادلات‌شان را با آمریکا انجام می‌دهند. اما چنان‌که اشاره کردم صرف نظر از مواضع ‌ترامپ در ۲۲ اردیبهشت آینده نباید فراموش کرد که از یک سو آن رژیم حقوقی که آمریکا در دوره اوباما به آن اتکا داشته دیگر وجود ندارد و آمریکا الان دیگر نمی‌تواند انتظار چنین حمایتی از اتحادیه اروپا، هند یا چین و روسیه داشته باشد، از سوی دیگر آمریکا الان خودش با روسیه بر سر تحریم‌ها درگیر است، با چین سر تعرفه‌هایی که به فولاد بسته و این کشور هم متقابلا کالاهای آمریکایی را تحریم کرده و آمریکا مجددا یک‌سری تعرفه‌های دیگر را افزایش داده، درگیر است، بنابراین عملا اختلافات جدی بین چین- آمریکا و همچنین روسیه - آمریکا و اتحادیه اروپا - آمریکا وجود دارد و فضا به شکلی نیست که آمریکا هر کار دلش خواست بکند. بنابراین باید منتظر بود. فکر می‌کنم ایران خودش را برای هر سناریویی

 آماده کرده است.

  به نظر می‌رسد عزم دولت دونالد ‌ترامپ برای خروج از توافق هسته‌ای با ایران جدی باشد. مقامات سازمان انرژی اتمی ‌کشورمان صر‌احتا اعلام کرده‌اند که در صورت ابطال برجام، در عرض چند روز به سطح غنی‌سازی 20 درصد و حتی بیشتر باز خواهند گشت. با این حال برخی معتقدند که باتوجه به محدودیت‌هایی که در جریان عمل به تعهدات ما در برجام پذیرفته‌ایم، چنین موضوعی امکان‌پذیر نیست. نظر شما در این خصوص چیست؟

   در راستای پاسخ‌دهی به این سوال لازم است تعریف مشخصی از «غنی‌سازی» ارائه دهیم. غنی‌سازی طی فرآیندهای فیزیکی، معمولا بر تفاوت کوچکی مبتنی است که در جرم اتم‌های اورانیوم ۲۳۸ و اورانیوم ۲۳۵ وجود دارد. یعنی در یک فرآیند غنی‌سازی همیشه اورانیوم با جرم ۲۳۵ برای تولید انرژی کاربرد دارد و با جرم ۲۳۸ کاربردی در این زمینه ندارد. دانشمندان طی فرآیندی ابتدا اورانیوم را به کیک زرد و بعد به گاز اگزوفلوراید تبدیل می‌کنند و بعد این گاز را به سانتریفیوژ که ۱۰ هزار دور در دقیقه می‌چرخد، تزریق کرده و جرم ۲۳۵ را از ۲۳۸ جدا می‌کنند و به‌تدریج مقدار ۲۳۵ را افزایش می‌دهند.

 حالا اگر دو درصد غنی‌سازی شود، می‌شود غنی‌سازی دو درصد، اگر ۵ درصد بشود، می‌شود غنی‌سازی ۵ درصد و اگر ۲۰ درصد شود، می‌شود غنی‌سازی ۲۰ درصد. غنی‌سازی ۲۰ درصد یعنی از هر صد قسمت اورانیوم، ۲۰ درصدش ۲۳۵ است که می‌تواند تبدیل به انرژی شود. حالا این فرآیند در ایران بومی ‌است، یعنی دانشمندان ما در عمل یاد گرفتند چگونه این کار را انجام دهند بنابراین ایران به‌راحتی می‌تواند ظرف روزهای محدودی دومرتبه همان غنی‌سازی را با فرآیند ۲۰ درصد تکرار کند یعنی مجددا تولید را به ۲۰ درصد غنی‌سازی برساند، بنابراین نیازی نیست که یک فناوری پیچیده و جدید ایجاد شود، یعنی همان سانتریفیوژها که فعلا دارند کار می‌کنند و ۶۷/۳ غنی‌سازی می‌کنند می‌توانند به‌راحتی این فرآیند را تکرار و به بیشتر تبدیل کنند. ضمن آنکه می‌توان از سانتریفیوژ‌هایی که الان در انبار گذاشته شده، مجددا استفاده کرد و هم سانتریفیوژ «آی آر ۸» که آزمایشش موفقیت‌آمیز بوده را به جریان انداخت، بنابراین وقتی آقای صالحی می‌گوید که ما می‌توانیم کمتر از چند روز این فرآیند را دو مرتبه آغاز کنیم، تمام مطلعین دانش هسته‌ای می‌دانند که این بلوف نیست یعنی یک حرفی نیست که همین طوری بزند، بلکه می‌شود این کار را انجام داد.

رئیس‌جمهوری آمریکا اکنون قصد دارد تجربه غلط تاریخی مسئولان گذشته آمریکا را تکرار کند و تصور می‌کند با این فشار‌ها می‌تواند مردم ایران را از حق مسلم خود که غنی‌سازی اورانیوم است محروم کند. ترامپ خوب می‌داند که با زیرپا گذاشتن برجام همه طرف‌های این توافقنامه ضرر خواهند کرد زیرا این مساله‌ای نیست که تنها ایران در آن آسیب ببیند، بلکه همه طرف‌های برجام یعنی آمریکا، اتحادیه اروپا، چین و روسیه متضرر خواهند شد. اما همه این ضرر و زیان‌ها به یک صورت و یک اندازه نیست و اگر آمریکا از برجام خارج شود دور تازه‌ای ‌از مناسبات‌ در عرصه بین‌الملل آغاز می‌شود.

  طی یک‌سال اخیر،‌ مذاکراتی میان دیپلمات‌های اروپایی و آمریکایی بر سر برجام و نحوه مواجهه با آن در جریان بوده است. این مذاکرات طی هفته‌های اخیر به نقطه اوج خود رسیده و شاهد سفرهای مکرر مقامات ارشد اروپایی به واشنگتن و دیدار آنها با‌ ترامپ بر سر این موضوع هستیم. رویکرد اروپا در قبال برجام را در برهه فعلی چگونه تحلیل می‌کنید؟

   به‌طور کلی اروپا در قبال برجام منافعی را دنبال می‌کند و در عین حال توافق هسته‌ای را چارچوبی مطمئن برای پیگیری موضوع عدم اشاعه سلاح هسته‌ای می‌داند‌. اروپا به‌دنبال آن است که با متقاعد کردن ‌ترامپ به ماندن در برجام مانع از فروپاشی این توافق شود. همکاری اقتصادی تنگاتنگ اروپا با ایران که بعد از برجام رونق گرفت و متعاقب آن حل مسأله هسته‌ای به‌عنوان یکی از مهم‌ترین موضوعاتی که برای اروپا از منظر امنیتی حائز اهمیت زیادی بود، دو عاملی است که کشورهای قاره سبز را به‌طور جدی در صف حامیان این توافق قرار داده است آن‌هم در شرایطی که پایبندی ایران به اجرای تعهداتش زیر نظر آژانس بین‌المللی انرژی اتمی‌به‌ عنوان مرجع ناظر برجام بارها

مورد تایید قرار گرفته است.

با وجود این، انتظار می‌رود به‌دلیل حجم گسترده مبادلات اقتصادی اروپا با آمریکا درصورت خروج این کشور از برجام و اجرای تحریم‌های ثانویه، اتحادیه اروپا و سایر کشورهای طرف ایران، از ادامه همکاری اقتصادی با ایران خودداری کنند. اما از آنجا که اروپا با آمریکا بر سر موضوعات دیگر بین‌المللی از جمله توافقنامه آب و هوایی و اجرای تعرفه‌های جدید گمرکی آمریکا بر اروپا هم اختلاف‌نظر دارد، این بار بر سر برجام و به‌دلیل اولویت امنیتی آن برای متقاعدکردن ترامپ برای ماندن در برجام تلاش دوچندانی خواهد کرد زیرا اتحادیه اروپا فقط در تحقق چنین شرایطی است که می‌تواند منافع بلندمدت خود را در ارتباط با آمریکا و ایران به‌صورت همزمان حفظ کند.

این در حالی است که‌ ترامپ برای تحقق‌بخشیدن به وعده خروج از برجام شروطی را مطرح کرده است که واجد منطق حقوقی و سیاسی نیست. او با طرح خواسته‌هایی نظیر ایجاد ممنوعیت برای ایران جهت دسترسی به بمب اتم، دائمی‌کردن محدودیت برنامه‌های هسته‌ای ایران و همچنین ایجاد محدودیت‌هایی پیرامون توان دفاعی و موشکی ایران، عملا سایر کشورهای طرف توافق را در موقعیت دشواری قرار داده است یعنی خواسته‌هایی را مطرح کرده که دولت قبلی آمریکا نتوانست به آنها دست یابد و اینک او می‌خواهد حداقل با طرح آنها امتیازهای دیگری را به دست آورد.

در چارچوب چنین خواسته‌هایی است که طرح حل‌و‌فصل موضوعات غیر‌هسته‌ای از‌جمله محدودسازی توان دفاعی و موشکی ایران که از‌جمله بهانه‌های ‌ترامپ برای نقض برجام است، در دستور کار کشورهای اروپایی قرار گرفته است.

  بازیگران اروپایی مدعی هستند که مذاکرات با‌ ترامپ بر سر شروط چندگانه رئیس‌جمهور آمریکا، با هدف حفظ برجام صورت می‌گیرد. نظر شما در‌این‌خصوص چیست؟

   به سوال مهمی ‌اشاره شد. موضوع موشکی ایران ازجمله مهم‌ترین موضوع‌های مورد اختلاف بین ایران و اتحادیه اروپا هم است اما پیگیری جدی آن از سوی اروپا و حتی طرح تحریم‌های جدید در چنین شرایطی یکی از راه‌هایی است که اروپا برای حفظ برجام در پیش گرفته است‌؛ راهی که به نظر می‌رسد در موقعیت کنونی که اجرای برجام با کارشکنی مواجه شده است و ایران را نسبت به پایبندی جهان غرب به یک توافق بین‌المللی بدبین کرده‌، بی‌ثمر است. چنانچه اروپا می‌خواهد سایر مسائل مورد اختلاف با ایران را مورد پیگیری قرار دهد در درجه نخست باید‌ ترامپ را به ‌ماندن در برجام و سپس اجرای کامل همه تعهدات این کشور‌ ترغیب کند تا ایران از مزایای آن به‌خوبی بهره‌مند شود. در چنین فضایی است که می‌توان به ادامه‌یافتن گفت‌و‌گوهای ایران و غرب درباره سایر مسائل هم امیدوار بود اما پیش از آن باید دید که اروپا قادر است در گام اول دولتمردان آمریکا را به حفظ توافق هسته‌ای راضی کند یا خیر.

امانوئل ماکرون، رئیس‌جمهوری فرانسه، آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان و بوریس جانسون، وزیر امور خارجه بریتانیا آمریکا را‌ ترغیب می‌کنند که در برجام بماند زیرا در صورتی که برجام را از دست بدهند بار دیگر به نقطه صفر می‌رسند و باید همه تجربه‌های تلخ گذشته را تکرار کنند. آنها معتقدند با حفظ برجام می‌توانند وارد گفت‌و‌گو با ایران در موضوعات دیگر نظیر موشکی شوند که این همان بازی اروپایی‌ها در مقابل بازی ‌ترامپ است که چهار شرط برای حفظ برجام تعیین کرده و بر آن نیز اصرار می‌کند. سیاستمداران ایرانی نیز دست طرف‌های غربی خود را خوانده‌اند و می‌دانند که آنها به جایی نخواهند رسید، بنابراین آمریکا و اروپا باید به سمتی بروند که برجام را به‌طور کامل اجرا کنند.