محمدعلی هژبری در مثلث نوشت:دونالد‌‌‌ ترامپ، رئیس‌‌‌جمهوری ایالات متحده آمریکا در راستای عمل به وعده‌‌‌های انتخاباتی‌‌‌اش، ‌‌‌جمعه ۲۰ اکتبر ۲۰۱۷ (۲۱ مهر ۱۳۹۶)، استراتژی جدید واشنگتن علیه جمهوری اسلامی ایران و برجام را اعلام کرد.

مثلث:/ترامپ با اعلام اینکه، ایران با آزمایش‌‌‌های موشکی و سیاست‌‌‌های منطقه‌‌‌ای و نقض حقوق بشر، جسم و روح برجام را نقض کرده است، از کنگره خواست که در مورد خروج از برجام یا اصلاح آن، تصمیم‌‌‌گیری کند.

اگر باراک اوباما، برجام را به‌‌‌عنوان مهم‌‌‌ترین «توافق کنترل تسلیحاتِ قرن» در قالب یک فرمانِ اجرایی می‌‌‌دانست، ترامپ با معاهده چندجانبه تلقی‌‌‌کردن آن، کنگره را به روند تصمیم‌‌‌گیری وارد کرد.

با اعلام عدم پایبندی ایران به توافق هسته‌‌‌ای از سوی‌‌‌ ترامپ، بنا به قانون، کنگره دو ماه فرصت داشت که در مورد بازگرداندن تحریم‌‌‌های هسته‌‌‌ای تصمیم گرفته یا قانونی برای تشدید نظارت بر برجام و فشار بر تهران، تصویب کند. رویکرد ‌‌‌ ترامپ، با اعتراض سران قدرت‌‌‌های اروپایی و اعضای برجام روبه‌‌‌رو شد.

فدریکا موگرینی، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، در واکنشی قاطعانه اعلام کرد که «برجام یک توافق دوجانبه نیست و به هیچ کشوری تعلق ندارد، بنابراین رئیس‌‌‌جمهور هیچ کشوری نمی‌‌‌تواند به آن پایان دهد.»

به تعبیر بهتر بهانه‌‌‌ای برای خروج از برجام وجود نداشت چراکه تا ‌‌‌امروز ۱۰ بار آژانس بین‌‌‌المللی انرژی اتمی، پایبندی تهران به تعهدات برجام را تایید کرده است.

اما باید گفت که برخی از تحلیلگران جهان و حتی کارشناسان ایرانی، همان روزهای  شکل‌‌‌‌‌‌گیری توافق برجام، خطراتِ احتمالی آن را گوشزد کرده و این توافق را معاهده‌‌‌ای با عمر اندک و با دولت فعلی آمریکا (دولت باراک اوباما) توصیف می‌‌‌کردند، به این ترتیب که دولت بعدی ایالات متحده، می‌‌‌تواند توافق برجام را منحل کند.

اگر‌‌‌چه برجام سندی است که ذیل قطعنامه مصوب و الزامی‌‌‌۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل، امضا شده است و تعهد و بارِ سیاسی و دیپلماتیک برای امضاکنندگان دارد، اما همین توافق، خروج و عهدشکنی طرفین را پیش‌‌‌بینی کرده است. به تعبیر محمدجواد ظریف، «هر سطر و کلمه برجام بر‌‌‌اساس بدبینی و ‌‌‌بی‌‌‌اعتمادی متقابل نوشته شده است.»

جمهوری اسلامی ایران، در همان روزهای اول توافق، با کارشکنی و تحریم‌‌‌های آمریکا روبه‌‌‌رو شد. در اولین روزِ اجرای برجام- دی ماه ۹۴- وزارت خزانه‌‌‌داری آمریکا با صدور بیانیه‌‌‌ای از افزودن نام شرکت‌‌‌ها و افراد جدید به فهرست تحریم‌‌‌های ایران به واسطه ارتباط با برنامه موشکی ایران خبر داد. این تحریم‌‌‌ها قرار بود دو هفته قبل اعمال شوند، اما واشنگتن به دلیل آنچه نگرانی از برهم‌‌‌خوردن توافق تبادل زندانیان اعلام شد، از آنها عقب‌‌‌نشینی کرد. تحریم‌‌‌های جدید در آن مقطع و در دولت اوباما در حالی اعلام شد که هواپیمای حامل زندانیان آمریکایی (طبق توافق تبادل زندانیان با دولت روحانی) در ‌‌‌‌‌‌آسمان کشور بیگانه بوده و ساعتی قبل از آن، ایران را ترک کرده بود.

 دولت اوباما هم با این توصیف که برجام فقط یک توافق مرتبط با موضوع هسته‌‌‌ای است، در همان دی ۹۴، دو میلیارد دلار اموال بلوکه‌‌‌شده ایران در بانک‌‌‌های نیویورک را به‌‌‌عنوان «پرداخت به قربانیان تروریسم» و به بهانه نقش ایران در بمب‌‌‌گذاری مقر نظامیان آمریکایی در بیروت (۱۹۸۳) و انفجار برج‌‌‌های الخبر عربستان (۱۹۹۶) غارت کرد. اوباما قانون تحریمی ‌‌‌آیسا و تحریم سوئیفت را تمدید و قانون «محدودیت ویزا برای سفرکنندگان به کشورهای خاص از جمله ایران» را تصویب کرد، البته این طرح در مجلس نمایندگان آمریکا و با ۴۰۷ رای مثبت و تنها در برابر ۱۹ رای منفی به تصویب رسیده بود.

بنابراین تحریم‌‌‌ها و فشارهای غیرهسته‌‌‌ای حتی در دوران اوباما، مانع بهره‌‌‌مندی کامل ایران از مزایای اقتصادی برجام شد. البته نمی‌‌‌توان مُنکر بهره‌‌‌مندی ایران از مزایای برجام در زمینه سیاسی و امنیتی شد.

در بسیاری از مواقع، توافق برجام به‌‌‌صورت مانعِی جدی در اجماع و وحدتِ قطب‌‌‌های قدرت علیه جمهوری اسلامی ایران عمل کرده است. بازیگری و فعالیت‌‌‌های سه سال اخیر ایران در سوریه، عراق و یمن به‌‌‌وسیله برجام و پشت‌‌‌بند آن یعنی قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت، با مانع جدی روبه‌‌‌رو نشده است.

حال که فعالیت‌‌‌های منطقه‌‌‌ای ایران به بار نشسته و شاهد شکست داعش در عراق و سوریه و نقش‌‌‌آفرینی ایران در این کشورها هستیم و معارضین و نیروهای تحت حمایت عبری-عربی- غربی در سرنگونی نظام بشار اسد، به نتیجه نرسیده‌‌‌اند، از نقض روح برجام سخن می‌‌‌گویند. به همان تعبیرِ باراک اوباما از این واژه می‌‌‌رسیم. اوباما در فروردین ۹۵ (مارس ۲۰۱۶)، روح برجام را «تغییر رفتار ایران» نامید.

شاید این جمله ‌‌‌تاریخی «‌‌‌جان کری»، وزیر خارجه سابق آمریکا در دی ۹۵ و در روزهای پایانی حضور در کابینه، روشنگر باشد. کری در یادداشتی عنوان کرد: «مذاکرات با تهران برای عقب‌‌‌نشاندن ایران از برنامه هسته‌‌‌ای به نتیجه رسید و حالا دولت بعدی آمریکا باید ضمن ادامه اعمال فشار بر ایرانی‌‌‌ها، برای عقب‌‌‌نشاندن برنامه موشکی ایران تلاش کند.»

این پروژه در دوره‌‌‌ ترامپ، با نقش پررنگ کنگره پیگیری شد. اما باتوجه به ‌‌‌نبود اجماع در کنگره و کابینه علیه برجام، طرح «کاتن- کورکر» مبنی بر افزایش توانایی نظارتی آژانس بین‌‌‌المللی انرژی اتمی ‌‌‌و محدودیت‌‌‌های بیشتر برای چرخش سانتریفیوژهای پیشرفته ایران، بازگشت خودکار این محدودیت‌‌‌ها و ضرورت اجازه بازرسی از تاسیسات نظامی و تحقیقاتی ایران، به نتیجه نرسید.

ترامپ ۲۲ دی ۹۶ (۱۲ ژانویه ۲۰۱۸) هنگام تعلیق تحریم‌‌‌های هسته‌‌‌ای علیه ایران طبق تعهدات کشورش در برجام به کشورهای اروپایی‌‌‌ فرصت داد تا فرارسیدن موعد بعدی تعلیق تحریم‌‌‌ها در ۱۲۰ روز آینده، معایب این توافق را برطرف کنند. وی به کشورهای اروپایی هشدار داد در صورت عدم برطرف شدن معایب، این آخرین‌‌‌بار است که تعلیق تحریم‌‌‌ها علیه ایران را تمدید می‌‌‌کند.

در واقع بعد از پاسکاری‌‌‌های متعدد برجام در کنگره و کاخ سفید، توپ به زمینِ متحدان اروپایی واشنگتن بازگشته است. حال که کنگره، از فرصتی که برایش ایجاد شده بود تا به تعبیر نیکی هیلی، «توافق اتمی ‌‌‌با ایران را از دنیایی فانتزی که دولت اوباما ایجاد کرد به دنیای واقعی نشان دهد»، این مسئولیت به امضاکنندگان برجام، واگذار شد.

حال دیگر از مواضع قاطع موگرینی در حمایت از برجام خبری نیست‌‌‌. از طرفی تغییرات مهمی‌‌‌ در کابینه ‌‌‌ ترامپ صورت گرفته است. افرادی که مخالف خروج آمریکا از برجام بوده‌‌‌اند، دیگر سرکار نیستند و تیم ضدایرانی ‌‌‌ ترامپ، با حضور جان بولتون در سمت مشاور امنیت ملی و مایک پمپئو در سمت وزیر امور خارجه، تکمیل شده است. از حامیان حفظ برجام، فقط جیمز متیس وزیر دفاع در کابینه ‌‌‌ ترامپ باقی مانده است که در مواضع ضدایرانی او هم شکی نیست، بنابراین تغییرات اخیر در تیم امنیت ملی کاخ سفید، کفّه را به شکل قاطعانه‌‌‌ای به سمت تمایل‌‌‌ ترامپ به لغو برجام سنگین کرده است. دونالد ‌‌‌ ترامپ، خواستار بازنگری و اصلاح سه یا چهار محور مهم برجام، از سوی متحدین اروپایی‌‌‌اش است‌‌‌؛ محورهایی که تغییر آنها‌‌‌، به معنای نابودی کل برجام است. به تعبیر بهتر، خروج آمریکا از برجام و تغییر محورهای درخواستی ‌‌‌ ترامپ، هر دو به یک نتیجه منجر می‌‌‌شود. ترامپ در ادعاهایش، برنامه موشک‌‌‌های بالستیک جمهوری اسلامی ایران، فعالیت‌‌‌های بی‌‌‌ثبات‌‌‌کننده تهران در منطقه‌‌‌، به ویژه در سوریه و یمن و محدودیت زمانی برای توقف غنی‌‌‌سازی اورانیوم را که در برجام قید شده است (بندغروب) نقایصی می‌‌‌داند که بدون اصلاح آنها، منافع آمریکا و به تعبیر او منافع جهان تامین نمی‌‌‌شود.

او همچنین ‌‌‌جمعه (۴ می ‌‌‌۲۰۱۸‌‌‌) در جواب به سناریوهای محتمل ایران و مواضع مسئولان ایرانی، عنوان کرد: «به جمهوری اسلامی ایران اجازه نخواهم داد در صورت خروج آمریکا از توافق اتمی، فعالیت برای تولید سلاح اتمی ‌‌‌را از سر بگیرد.» شاید تعبیر رهبر انقلاب،

 واقع گرایانه‌‌‌ترین رویکرد تهران در رابطه با اصل خروج ‌‌‌آمریکا باشد: «اگر آمریکا بخواهد، برجام را پاره کند، ما آن را آتش می‌‌‌زنیم.»

به نظر می‌‌‌رسد نباید امیدی به موضع مقتدرانه اروپا در مقابل‌‌‌ ترامپ و رویکرد واشنگتن داشت.

امانوئل ماکرون، رئیس‌‌‌جمهوری فرانسه در اولین سفر رسمی به آمریکا، با ترامپ در خصوص برجام، فعالیت‌‌‌های منطقه‌‌‌ای ایران، موضوع کره شمالی، روسیه و سوریه بحث و گفت‌‌‌وگو کرد.

آنچه درباره امانوئل ماکرون در طول یک سال ریاست‌‌‌جمهوری‌‌‌اش می‌‌‌توان گفت این است که وی در این مدت نتوانسته است سیاست خارجی مستقلی را برای فرانسه بازتعریف کند؛ امری که در همراهی ماکرون با‌‌‌ ترامپ در مساله سوریه به‌‌‌عنوان بهترین متحد آمریکا در این زمینه و همراهی وی با انگلیس در موضوع مسمومیت جاسوس روسیه مشاهده شد. هرچند ماکرون در دوران مبارزات انتخابات ریاست‌‌‌جمهوری تلاش کرده بود خود را در مسیر گل – میتران و به نوعی از فرانسوا اولاند و نیکلا سارکوزی متمایز نشان دهد اما در طول یک سال گذشته مجبور بوده است به‌‌‌عنوان قدرتی متوسط با قدرت‌‌‌های بزرگتر همراه شود. جدیدترین نشانه این مدعا، مشارکت در حمله موشکی به سوریه است که بر‌‌‌خلاف انتقادهایش در طول مبارزات انتخاباتی از حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ و حمله به لیبی در دوره ریاست‌‌‌جمهوری سارکوزی، صورت گرفت.

شاید مساله برگزیت و خروج انگلیس از اتحادیه اروپا، فرصت مناسبی است تا پاریس با بازیگری در تحولات خاورمیانه خاصه موضوع برجام، به بازیگر اول اتحادیه اروپا، تبدیل شود‌‌‌. ‌‌‌بی‌‌‌شک برلین هم در این رقابت نمی‌‌‌خواهد عقب بنشیند. از این رو، بعد از سفر ماکرون، شاهد سفر ‌‌‌آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان به واشنگتن بودیم. موردی که از رسانه‌‌‌های غربی درز کرده، این است که موضوع برجام در اولویت گفت‌‌‌وگوی مرکل با‌‌‌ ترامپ نبوده است.

رئیس‌‌‌جمهوری فرانسه هم در سخنرانی خود در کنگره آمریکا اعلام کرد: «با رئیس‌‌‌جمهور‌‌‌ ترامپ پیشتر درباره این صحبت کردم که باید درباره ‌‌‌بی‌‌‌ثبات‌‌‌سازی ایران در منطقه و برنامه موشکی آنها تلاش کنیم و فشار بیاوریم اما ‌‌‌توافق‌‌‌نامه هسته‌‌‌ای باید اجرا شود.»

فرانسه برای اینکه واشنگتن را برای ماندن در توافق، ‌‌‌ترغیب کند، فشار در موضوع غیرهسته‌‌‌ای و همچنین رایزنی در مورد مذاکرات موشکی را مطرح می‌‌‌کند. به‌‌‌نظر  می‌‌‌رسد‌‌‌ ترامپ و ماکرون به توافقی در این باره دست یافته‌‌‌اند. از این رو ماکرون بیان می‌‌‌کند: «درباره ایران، هدف ما روشن است. جمهوری اسلامی ایران هرگز نباید به سلاح اتمی ‌‌‌دست بیابد. نه الان، نه در‌‌‌‌‌‌10سال‌‌‌ و نه بعد‌‌‌، هرگز.»

در مورد موضع سایر کشورهای اروپایی هم باید گفت برخی کشورها همچون اسپانیا، سوئد، اتریش و ایتالیا که ماه گذشته در برابر پیشنهاد بریتانیا، فرانسه و آلمان مقاومت کرده بودند، برای وضع تحریم‌‌‌های جدید بر تهران به اکثریت اعضای اتحادیه پیوسته‌‌‌اند. ‌‌‌بی‌‌‌شک بسیاری از تحولات منطقه، همچون حلقه‌‌‌های یک زنجیر، باهم در ارتباط بوده و اجماع علیه سیاست‌‌‌های تهران را آسان‌‌‌تر کرده‌‌‌اند. یکی از این تحولات، ادعای حمله شیمیایی به دوما‌‌‌ی سوریه در ۷ آوریل ۲۰۱۸ بود.

با توجه به وجود مخالفان دولت بشار اسد در این منطقه، انگشت اتهام غرب به سوی دولت بشار اسد و حامیان خارجی‌‌‌اش از جمله ایران و روسیه نشانه رفت.

‌‌‌شانتاژ خبری رسانه‌‌‌های غربی در موضوع حمله شیمیایی به دوما و واکنش هیجانی و تند محور غربی در حمله به پایگاه‌‌‌های نظامی ایران، حزب‌‌‌الله لبنان و دولت سوریه، حتی قبل از اعلام نظر بازرسان سازمان منع تسلیحات شیمیایی یا بازرسان سازمان ملل‌‌‌، از مقاومت این کشورها در برابر طرح تحریم‌‌‌ تهران کاسته‌‌‌ است.

نکته مهم اینکه، حملات اخیر آمریکا و اسرائیل با علم به این است که تهران برای جلب نظر کشورهای غربی و برای اینکه بهانه‌‌‌ای برای خروج آمریکا از برجام و تشدید تحریم‌‌‌های غیرهسته‌‌‌ای فراهم نکند، تلافی تهاجم رژیم‌‌‌صهیونیستی را حداقل به تعویق خواهد انداخت.

تحولات اخیر در شبه‌‌‌جزیره کره و دیدار تاریخی «کیم جونگ اون»، رهبر کره‌‌‌شمالی و «مون جائه این»، رئیس‌‌‌جمهور کره‌‌‌جنوبی (۲۷ آوریل- ۷ اردیبهشت) در مرز دو کشور در روستای پانمنجوم و اعلام پیش‌‌‌دستی پیونگ‌‌‌یانگ به خلع سلاح اتمی ‌‌‌کره و عاری‌‌‌سازی اتمی ‌‌‌منطقه شبه‌‌‌جزیره‌‌‌ و قولِ جونگ اون به تخریب سایت اتمی ‌‌‌و زیرزمینی معروف «پونگی یری» در شمال شرقی آن کشور که شش آزمایش اتمی ‌‌‌کره‌‌‌شمالی در آن انجام شده است و تعهد به دعوت از کارشناسان و ناظران جهانی طی هفته‌‌‌های آتی، ایران را در موضع ضعیف‌‌‌تر قرار می‌‌‌دهد.

نکته دیگر اینکه‌‌‌ آمریکا و متحدان غربی‌‌‌اش به این نتیجه می‌‌‌رسند که تحریم‌‌‌های فلج‌‌‌کننده، قابلیت تغییر رفتار تحریم‌‌‌شونده را در بلند مدت به‌‌‌دنبال دارد. از طرفی، اگر ماه‌‌‌ها و هفته‌‌‌های گذشته از این صحبت می‌‌‌شد که خروج آمریکا از برجام، سبب ‌‌‌بی‌‌‌اعتمادی بیشتر پیونگ‌‌‌یانگ به این کشور شده و جونگ اون را از توافق با آمریکا دور می‌‌‌کند، ایده خلع سلاح اتمی ‌‌‌کره، آن هم بدون پیش‌‌‌شرط، دست آمریکا را برای خروج احتمالی از برجام و حتی فشار برای اصلاح آن را باز می‌‌‌گذارد.

حال باتوجه به مطالب فوق، سناریوهای ذیل را می‌‌‌توان به‌‌‌عنوان رفتار آمریکا و امضاکنندگان برجام و رویکرد ایران، پیش‌‌‌بینی کرد.

نخستین سناریوی محتمل این است که اروپا، تسلیم خواسته‌‌‌ ترامپ شده و برای اینکه واشنگتن را برای ماندن در برجام تشویق کند، تحریم‌‌‌های موشکی و سیاست‌‌‌های منطقه‌‌‌ای علیه تهران را در دستور کار قرار دهد.

در این صورت، برجام حیات نباتی خواهد داشت. تلاش برای افزایش هزینه‌‌‌های تهران در سوریه و تمرکز بر خروج سپاه پاسداران از این کشور در اولویت قرار می‌‌‌گیرد. تحریم سپاه پاسداران علاوه بر کنگره آمریکا، ممکن است در پارلمان‌‌‌های کشورهای اروپایی بررسی شود. بازرسی‌‌‌های آژانس از اماکن نظامی و تحقیقاتی کشور افزایش یافته و ابعاد سیاسی فعالیت‌‌‌های این سازمان، به جای ابعاد فنی، پررنگ می‌‌‌شود. از این رو، ممکن است برخی از تحریم‌‌‌های سابق شورای حکام، احیا شود.

سناریوی دوم؛ اعلام خروج قطعی و کامل واشنگتن از توافق برجام است. سخنرانی اخیر بنیامین نتانیاهو، نخست‌‌‌وزیر اسرائیل در وزارت دفاع (دوشنبه ۲۹ آوریل) و طرح ادعای فعالیت‌‌‌های اتمی ‌‌‌مخفی ایران و انتقال مواد رادیواکتیو مربوط به برنامه تسلیحاتی به منطقه شورآباد در جنوب تهران، این پیام را به واشنگتن فرستاد که برجام، قابل اصلاح نیست.

از این رو دونالد‌‌‌ ترامپ، ضمن موافقت با نتانیاهو و ادعاهای مضحکش بیان کرد: «در اینکه رژیم ایران همچنان به‌‌‌دنبال دستیابی به سلاح اتمی ‌‌‌است، شکی نیست. فکر می‌‌‌کنم که خروج از توافق ایران، پیام مثبتی به کره‌‌‌شمالی بفرستد.»

خروج آمریکا از برجام به دو صورت متصور است. در حالت اول واشنگتن، مانعی برای تبادل تجاری اروپا و سایر کشورها با ایران به‌‌‌وجود نمی‌‌‌آورد.

همان‌‌‌طور که عباس عراقچی، معاون سیاسی وزیر خارجه اخیرا تاکید کرده‌‌‌‌‌‌، اولین راه، ادامه برجام، بدون آمریکا است که ایران در چنین وضعیتی در توافق هسته‌‌‌ای باقی نخواهد ماند، البته رویکرد قبلی وزارت‌‌‌ خارجه کشورمان این بود که اعلام می‌‌‌کرد، حتی حاضر به ادامه برجامِ منهای آمریکا هستیم. تغییر این موضع عقلانی به نظر می‌‌‌رسد.

طبق تحلیل خبرگزاری رویترز‌‌‌ «در صورت خروج آمریکا از «برجام» و در راستای حفظ آن، اروپا و آمریکا می‌‌‌توانند توافقی را امضا کنند تا از صدور تحریم‌‌‌های ثانویه واشنگتن علیه شرکت‌‌‌های اروپایی که خواستار تجارت با ایران هستند، جلوگیری کند. در این صورت آمریکا نیز در آینده قادر خواهد بود تا با تغییر دولت وارد «برجام» شود، البته این برنامه در صورتی اجرایی خواهد بود که ایران تمایل داشته باشد پس از خروج آمریکا از «برجام» در آن باقی بماند.»

در حالت دوم، خروج آمریکا همراه با بازگشت تحریم‌‌‌های هسته‌‌‌ای، ثانویه و اقتصادی خواهد بود. در این صورت، نه‌‌‌تنها متحدین اروپایی، بلکه کشورهای شرق آسیا هم توان مقابله با قوانین تحمیلی آمریکا را نخواهند داشت. فروش نفت و گاز و انرژی در وضعیت بدی قرار گرفته و تبعات و شوک‌‌‌های اقتصادی فراوانی متوجه کشور می‌‌‌شود.

«محمدجواد ظریف» وزیر امور خارجه در گفت‌‌‌وگویی با نشریه «نیویورکر» از سه گزینه پیش روی ایران در صورت خروج آمریکا از برجام سخن گفت که نخستین مورد، اقدام متقابل ایران برای پایان‌‌‌دادن به تعهدات هسته‌‌‌ای قید شده در برجام و ازسرگیری  غنی‌‌‌‌‌‌سازی اورانیوم است. همچنین علی‌‌‌اکبر صالحی، رئیس سازمان انرژی اتمی‌‌‌ عنوان کرد که این توانایی را داریم که در چهار روز، فردو را راه‌‌‌اندازی کرده و به غنی‌‌‌سازی ۲۰ درصد برسیم. دومین گزینه ایران، توسل به مکانیزم حل اختلاف است که به همه طرفین دخیل اجازه طرح شکایت رسمی در کمیسیون رسیدگی به موارد نقض برجام را می‌‌‌دهد. اما گزینه سوم، خروج از ان‌‌‌پی‌‌‌تی است. گزینه‌‌‌ای که این روزها از زبان «علی شمخانی»، دبیر شورای عالی امنیت ملی نیز شنیده شده است. او در روزهای گذشته گفته بود: «متاسفانه از روز آغاز اجرای تعهدات، طرف مقابل به ‌‌‌اشکال مختلف کارشکنی انجام داده است.

خروج ایران از NPT(ان‌‌‌پی‌‌‌تی) بنا به ماده دهم آن امکان‌‌‌پذیر است، البته خروج ایران از ان‌‌‌پی‌‌‌تی بهتر است همراه با اجرای داوطلبانه آن باشد، چون خروج از معاهده منع گسترش سلاح‌‌‌های هسته‌‌‌ای Nuclear Non –‌‌‌Proliferation Treaty، در نگاه اول خاصه از سوی آمریکا و غربی‌‌‌ها، به‌‌‌عنوان شروع و از سرگیری ساخت تسلیحات اتمی ‌‌‌تحلیل خواهد شد، بنابراین اعلام اجرای داوطلبانه آن، تا حدی این خطر را از ایران دور می‌‌‌کند.»

سناریوی سوم محتمل این است که آمریکا در برجام می‌‌‌ماند، اما به اروپا و متحدینش، فرصت دوباره برای یافتن راه‌‌‌حل بهتری که به تعبیرشان منجر به تغییر رفتار ایران شود، می‌‌‌دهد. ایجاد توافق‌‌‌های مکمل و متمم یا به تعبیر بهتر، شروع مذاکره برای برجام موشکی و مذاکره درباره سیاست‌‌‌های منطقه‌‌‌ای در دستور کار قرار می‌‌‌گیرد.

مسئولان جمهوری اسلامی ایران بالاتفاق مذاکره و گفت‌‌‌وگو در مورد امور دفاعی و موشکی را غیرممکن دانسته‌‌‌اند.

با همه این تفاسیر، سناریوی اول یعنی حفظ برجام در عین تشدید تحریم‌‌‌های غیرهسته‌‌‌ای و موشکی، بسیار محتمل به نظر می‌‌‌رسد.