چند ساعت دیگر ترامپ در مورد تایید یا عدم تایید منفعت برجام (توافق هسته ای ایران با قدرت های بزرگ) تصمیم خود را اعلام می کند. هرچند پیش بینی در مورد تصمیم نهایی رئیس جمهور امریکا همچنان کار سختی است، اما این نکته کاملا آشکار است که در هر شرایطی هدف ترامپ بی اثر کردن برجام برای منافع ایران است.

 برای فهم بهتر از تصمیم احتمالی ترامپ باید به دو نکته توجه کرد: نخست، شیوه منفعت و معامله-مسلک بودن ترامپ او را به سمت تمدید مجدد و در هوا نگهداشتن برجام برای یک دوره دیگر هدایت می کند. چون با این روش بهتر می توان رژیم های عربی مثل سعودی و امارات را از ترس ایران بدوشد، اروپایی ها را از اضطرار ژئوپلتیک ناشی از جنگ احتمالی در خاورمیانه بترساند و از چینی ها در حوزه های اقتصادی امتیاز بیش‌تری بگیرد. دوم، نگاه ایدئولوژیک-محور بر او حاکم شده و از برجام خارج شود. در اینجا اوبامازدایی برای تحقق قول های انتخاباتی به رای دهندگان خود در سیاست داخلی و پیروی از خواست های سعودی ها و اسرائیل که خواهان خروج از برجام هستند برجسته می شود. این کشورها تنها راه فشار و  مهار قدرت ایران را خلاص شدن امریکا از برجام و شکاف در جبهه غربی برای تکمیل محاصره سیاسی و اقتصادی ایران می دانند، تا این کشور از درون دچار تغییر و تحول جدی شود.

 واقعیت این است که ترامپ ضمن تجارت مسلک بودن، فردی ایدئولوژیک و سطحی است که تامین منافع امریکا را در ایجاد حس سردرگمی استراتژیک و نمایش قدرت از نقش برتر این کشور در جهان و کسب سود از این طریق می بیند. بنابراین نباید از اعلام خروج وی از برجام چندان هم تعجب کرد. اما برای ایران، تعیین تکلیف سریعتر بهتر از در هوا ماندن دوباره است، چون حس بی اطمینانی از اوضاع سیاسی-اقتصادی و تاثیرات منفی روانی آن اصلا خوب نیست. ورود ایران به برجام یک منطق استراتژیک اقتصادی و سیاسی در رفع تحریم ها و حل معضل استراتژیک با امریکا داشت. اکنون هر دو برگشته اند. پس باید مدیریت بحران برجام را در یک منطق قویتر دیگر و با اولویت دادن به دفع تهدیدات ترامپ و متحدانش جستجو کرد.