ترکیه در 24 ژوئن 2018 بار دیگر شاهد تجربه‌ای از انتخابات پیش از موعد است که این انتخابات در حال وقوع از چند منظر قابل تعمق است؛ نخست اینکه انتخابات ریاست‌جمهوری که باید در سال 2019 انجام می‌گرفت، یک‌سال زودتر برگزار می‌شود و این تصمیم بر‌اساس پیشنهاد رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهور فعلی ترکیه انجام می‌گیرد.

توصیه اردوغان یک‌سال پیش از موعد نشان از آمادگی وی برای مبارزه و رقابت با رقبای سیاسی خود در جبهه اپوزیسیون دارد. از سوی دیگر، به نوعی تعیین تکلیف وضعیت سیاسی- اجتماعی ترکیه برای افق منتهی به 2023 محسوب می‌شود. اما از نقطه نظر دوم باید گفت که همزمان با انتخابات ریاست‌جمهوری، انتخابات پارلمانی نیز انجام می‌گیرد.

این در شرایطی است که مجلس کبیر ملی ترکیه بعد از تغییر سیستم پارلمانی به ریاستی نخستین تجربه خود را عملی خواهد کرد. از این رو چنین انتخاباتی دارای اهمیت زیادی است. زیرا در صورتی که به فرض تعداد نمایندگان حزب یا احزاب اپوزیسیون در مجلس کثرت آرا را به خود اختصاص داده و مجلس را در کنترل خود داشته باشند ولی رئیس‌جمهور از حزب دیگری باشد، ناهمگونی‌ها و مشکلات دیگری در عدم سازگاری و همگرایی میان رئیس‌جمهوری و پارلمان به وقوع خواهد پیوست، زیرا بر‌اساس تغییر قانون اساسی از پارلمانی به ریاستی، بعد از این، مجلس اعضای قوه مجریه را انتخاب نمی‌کنند و رئیس‌جمهور از میان نمایندگان حزب خود در مجلس یا از بیرون اقدام به تشکیل هیات دولت خواهد کرد. با‌ ترسیم تابلوی موجود تصور می‌شود که انتخابات پیش روی ترکیه همچنان که شرایط سیاست داخلی ترکیه را تحت تأثیر تحولات زیادی قرار خواهد داد از نظر سیاست خارجی نیز شاهد فراز و فرودهای زیادی خواهد شد. ناگفته پیداست که ترکیه هم‌اینک در مورد سوریه، عراق، قبرس و یونان مشکلاتی دارد و از سویی چالش پیوستن به اتحادیه اروپا را دارد. آن هم در شرایطی که اتحادیه اروپا ترکیه را به دلایل مختلف متهم به فقدان آزادی‌های سیاسی و مدنی می‌کند و از اینکه ترکیه به سمت روسیه متمایل شده است، ابراز نگرانی می‌نماید.  با تمام این اوصاف ترکیه در چنین شرایطی بر قدرت منطقه‌ای خود تاکید ورزیده و به‌هیچ‌وجه تمایلی به کاهش قدرت منطقه‌ای و حتی فرامنطقه‌ای خود ندارد و تلاش می‌کند به عنوان مهره اصلی موازنه قدرت در روابط بین‌الملل ظاهر شود.

این حقیقت نه‌تنها از سوی حزب اقتدار، یعنی عدالت و توسعه و رهبر آن که از سوی اپوزیسیون نیز به دور از توجه نبوده و نخواهد بود. از این رو باید ارزیابی لازم را از نتیجه انتخابات داشت که در صورت پیروزی اردوغان در انتخابات 24 ژوئن یا رقیب یا رقبای وی، چه اتفاقی خواهد افتاد و به ویژه رویکرد رئیس‌جمهوری جدید نسبت به روابط خود با ایران چگونه خواهد بود.

روابط بین ایران و ترکیه به‌رغم برخی اختلافات انکارناپذیر همیشه در هر برهه‌ای از تاریخ یک گام رو به جلو بوده است.  گرچه در موضوع عراق و به‌خصوص سوریه اختلاف نظر جدی در دیدگاه سیاسی میان ترکیه و ایران وجود داشته است اما اهداف مشترک و حساس امنیتی- سیاسی و همچنین اجتماعی- اقتصادی موجب شده این دو کشور سر بزنگاه همدیگر را باز یافته و به موازات اهداف مشترک حرکت کنند.  همسویی ترکیه با ایران به همراه روسیه در مذاکرات آستانه یکی از محورهای قابل توجه در این مقوله است. همچنین همگرایی ایران و ترکیه در موضع‌گیری در خصوص مسأله فلسطین یا حمایت از سیاست چندجانبه‌گرایی در روابط بین‌الملل و لزوم گسترش مناسبات از دیگر محورهای همگامی ‌میان دو کشور

به شمار می‌روند.

به‌طوری که اکنون توسعه روابط سیاسی، اقتصادی، تجاری و فرهنگی میان دو کشور، هم‌آوایی رهبران تهران و آنکارا در استفاده از پول‌های ملی در داد‌و‌ستدهای موجود، ایجاد شبکه ارتباطات بانکی قوی میان دو کشور یا توسعه، گسترش مناسبات گردشگری، دیپلماسی فرهنگی، توسعه ارتباطات بین دانشگاهی و... از دیگر مسائلی است که نشان از درک متقابل لزوم همکاری‌های مشترک و اهمیت دادن به حسن همجواری و اعتماد بین ایران و ترکیه با استناد و اتکاء به مشترکات متنوع میان دو ملت و دولت دارد. لیکن به نظر می‌رسد اردوغان در صورت پیروزی در انتخابات به ادامه کار اهمیت خواهد داد. به‌طوری که رجب طیب اردوغان طی مصاحبه‌ای که اخیرا با العالم داشت، بر این امر صحه نهاد که روابط سیاسی و اقتصادی ترکیه با ساختارهای مختلف منطقه‌ای تقویت می‌شود و در این راستا همچنان که به تقویت روابط خود با همسایگان و کشورهای منطقه می‌پردازند به بهبود روابط با اروپا نیز اهمیت می‌دهند.  بعد از پیروزی قاطع حزب عدالت و توسعه در انتخابات پارلمانی گذشته تصور می‌شد که این حزب و رهبر آن به سمت اقتدارگرایی مطلق خواهد رفت و حتی به جای حل اختلاف و به صفر رساندن تنش‌های خود با سایر کشورها، به سمت تشدید اختلافات

پیش خواهد رفت.  ولی بعد از مدتی آمادگی ترکیه در حل بحران سوریه و موضع‌گیری نرم آن در قبال عراق و اهمیت دادن به کسب قدرت منطقه‌ای باعث شد که اردوغان درک درستی از روابط بین‌الملل داشته باشد. به نظر می‌رسد اردوغان در صورت پیروزی مجدد در انتخابات نه‌تنها مسیر دیپلماسی موفق خود با ایران را ادامه خواهد داد که به تقویت آن نیز خواهد کوشید، زیرا در مدت سه سال گذشته درک حقیقت موفقیت‌آمیز همسویی با ایران در مسائل امنیتی- سیاسی و اهداف مشترک اقتصادی در شاهراه ژئوپلتیک موجود برای سیاسیون ترکیه اثبات شده است. این در شرایطی است که اکنون با خروج آمریکا از برجام و احساس خلاء موجود اقتصادی در ایران که برای ترکیه فرجه‌ای گران‌قیمت است، این کشور سعی خواهد کرد در شرایط کنونی تورم، افت ارزش پول ملی، بروز کسری در بودجه و... به سمت توسعه روابط سیاسی و اقتصادی با ایران حرکت کند.

همین شرایط را در جریان اپوزیسیون هم شاهد هستیم به‌طوری‌که کمال قلیچدار اوغلو، رهبر حزب جمهوری خلق ترکیه در 21 خرداد اظهار کرد که در صورت موفقیت محرم اینجه، نامزد آن حزب در انتخابات ریاست‌جمهوری، تمام تلاش خود را به شکل‌گیری تشکیلات همکاری و صلح خاورمیانه معطوف داشته و نخستین سفر رسمی خود را به ایران، عراق و سوریه خواهد داشت، زیرا این حزب تمایلی به ادامه خونریزی‌های مردم مسلمان در کشورهای همسایه خود ندارد و برای اینکه ثبات سیاسی و صلح در خاورمیانه حاکم باشد، باید به جای همسویی با سیاست‌های روسیه یا آمریکا، همسویی و همگرایی با همسایگان

وجود داشته باشد.