روابط و همکاری‌های‌ آمریکا و بریتانیا از زمان جنگ جهانی دوم یعنی از سال 1944 و یا پیش از آن یعنی سال 1943 که وینستون چرچیل، روزولت و استالین به تهران سفر کردند و نام ایران را پل پیروزی گذاشتند، خیلی نزدیک شد و دو کشور طرح حمله به آلمان و متحدان آن را پی‌ریزی کردند و پیرو آن نیز موفق شدند در جنگ پیروز شوند.

بریتانیا با توجه به اینکه می‌دانست و می‌داند که قدرتش رو به افول است با هدف آنکه بتواند جایگاه خود را حفظ کند از نظر سیاسی و قدرت به‌ آمریکا تکیه کامل می‌داد. در این خصوص شاهد بودیم که وینستون چرچیل، نخست‌وزیر وقت بریتانیا گفته بود که روابط لندن و واشنگتن یک روابط ویژه‌ای است. به دنبال آن، دیگرانی هم که در قدرت حضور یافتند مانند مارگارت تاچر و حتی نخست‌وزیران بعدی تا دیوید کامرون و ترزا می همواره از این عنوان برای روابط دو کشور استفاده می‌کردند که‌ آمریکا و بریتانیا انگشتان یک دست هستند و آنها با این تصور رفتار می‌کردند. همچنین شاهد بودیم که در دوران جورج بوش پسر، بریتانیا بدون آنکه پارلمان کشور را مطلع کند دو بار همراه‌ آمریکا در جنگ با عراق شرکت کرد. بعدتر مشخص شد که نه این جنگ مجوزی داشته و نه مشروع بوده است. اما با هدف آنکه بریتانیا بتواند نشان دهد که همه‌جا یار ‌ آمریکاست دست به چنین اقدامی زد.  در دوره ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ در‌ آمریکا تا حدودی شرایط تغییر کرده و وی این فرمول 73 را شکست و برهم ریخت.  بریتانیا و‌ آمریکا طی بیش از هفت دهه گذشته روابط بسیار نزدیکی داشتند ولی ترامپ برای اولین بار با اقداماتش تمام معادلات گذشته حتی با متحدان خود را برهم زده و در‌ امور داخلی انگلیس به‌وضوح دخالت کرده است. او در اظهاراتش گفته که به جای ترزا می، بوریس جانسون نخست‌وزیر بهتری خواهد بود. این حرف نهایت دخالت در ‌امور داخلی یک کشور است.  از دیگر سو محور اصلی مشکلات ترامپ با انگلیس یا شخص ترزا می نیز به بحث برجام مربوط می‌شود. زمانی که ترزا می به‌ آمریکا سفر و ترامپ را نصیحت کرد که به صلاح جهان و متحدان‌ آمریکا نیست که این کشور از برجام خارج شود، از آن زمان،‌ ترامپ به نوعی کینه ترزا می را به دل گرفت و چند بار نیز گفت که مایل نیست که با نخست‌وزیر بریتانیا روبه‌رو شود. ترامپ گفته بود این خانم گمان می‌کند معلم من است و من را نصیحت می‌کند! کمی بعد، سفر ترامپ در پاسخ به سفر ترزا می به واشنگتن انجام گرفت. در این سفر نیز دونالد ترامپ عقل،‌ منطق، رفاقت و سابقه اتحاد میان بریتانیا و‌ آمریکا را رعایت نکرد و همزمان با انجام سفر با یکی از روزنامه‌های انگلیس به نام «سان» علیه ترزا می مصاحبه‌ای انجام داد.  باید توجه داشت که ترامپ همواره مخالف تشکیل اتحادیه اروپا و ایجاد وحدت در اروپا بوده است. البته تمام روسای‌جمهور‌ آمریکا همین نگاه را نسبت به اتحادیه اروپایی دارند و هیچ ابایی نیز نسبت به بیان‌کردن مواضع خود نداشتند‌   اما ترامپ در اسکاتلند به نوع دیگری این مساله را مطرح کرد.   نباید از نظر دور داشت که مادر ترامپ اهل اسکاتلند است و ترامپ در منطقه اسکاتلند بریتانیا سه زمین گلف با هدف پیگیری کارهای تجاری دارد. رئیس‌جمهور‌ آمریکا طی سفر اخیرش به بریتانیا به دلایل سیاسی تصمیم گرفت که از زمین‌های گلف دیدن کند و از سوی دیگر مطلع بود که مردم اسکاتلند مخالف خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا هستند. بنابراین ترامپ اینجا نیز خلاف استراتژی‌ آمریکا عمل کرد و به انتقاد از ترزا می پرداخت مبنی بر اینکه چرا می‌خواهد از اتحادیه اروپا خارج شود.  این صحبت‌های ترامپ فقط از این جهت بود که بتواند نزد مردم اسکاتلند خود را محبوب کند. لذا در این مورد ترامپ سیاست تفرقه بینداز و حکومت کن را در قبال متحد اول‌ آمریکا در جهان یعنی بریتانیا به اجرا گذاشت. یعنی او شخص نخست‌وزیر بریتانیا را زیر سوال برد، سیاست‌ آمریکا را کاملا نادیده گرفت و اظهاراتی را بیان کرد که نزد مردم اسکاتلند محبوب شود.   این در حالی است که مردم انگلیس حسابی از خجالت رئیس‌جمهور‌ آمریکا در آمدند و در همه شهرها شاهد برپایی تظاهراتی علیه دونالد ترامپ بودیم. میزان اعتراضات مردمی در حدی بود که خود‌ آمریکایی‌ها توصیه کردند که ترامپ به هتل نرود و در اقامتگاه سفیر در اسکاتلند ساکن شود. بنابراین سفر اخیر ترامپ حالت رسمی به خود نگرفت و اختلافات بین بریتانیا و‌ آمریکا نیز تا حدودی تشدید شد.  در حال حاضر یکی از مشکلات در بریتانیا بحث خروج از اتحادیه اروپا‌ست. تا به‌ امروز‌ آمریکا یکی از حامیان اصلی خروج انگلیس از این اتحادیه بوده است و حتی ترامپ نیز همین نظر را دارد،   اما وی نزد اسکاتلندی‌ها با هدف آنکه بتواند خود را فرد موجهی جلوه دهد و مطابق نظر آنها صحبت کند از عدم خروج انگلیس از اتحادیه اروپا حمایت کرد.  درخصوص بحث خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا مشکلات بسیاری را شاهد هستیم و حتی دو وزیر مرتبط با این مساله یعنی وزیر برگزیت و وزیر خارجه که حامی خروج سخت از اتحادیه بودند طی هفته‌های گذشته از سمت خود استعفا دادند. ترزا می نخست‌وزیر بریتانیا معتقد است که باید خروج نرم از این اتحادیه داشته باشند تا صدمات کمتری وارد شود.  همچنین از آنجا که ایرلندشمالی و اسکاتلند می‌خواهند در اتحادیه اروپا بمانند، این تهدید برای انگلستان بسیار جدی است؛ چرا که با خروج این دو ایالت از نظام پادشاهی بریتانیا این کشور با خطر تجزیه روبه‌رو خواهد شد و برای همین قضیه خروج از اتحادیه اروپا برای دولت انگلیس به یک کلاف سر در گم تبدیل شده است.  در همین زمان خانم می با مذاکراتی که انجام داد سعی کرد نشان ‌دهد که ظاهرا قصد خروج از اتحادیه اروپا را دارد، ولی در نهان کوشید منافع ایرلند و اسکاتلند را هم حفظ کند؛ بنابراین راجع به مناطق آزاد اقتصادی بین بریتانیا و اتحادیه اروپا حرف زد و کار تا جایی پیش رفت که آرام‌آرام همه مخالفان ماندن در اتحادیه اروپا  متوجه شدند که موضوع تغییر کرده و ممکن است بریتانیا در عمل خارج نشود یا همان رفتار و سیاست‌های گذشته ‌با اتحادیه اروپا را حفظ کند. به همین  دلیل بود که اتحادیه اروپا هم سعی کرد به صورت جدی در مقابل خواسته‌های بریتانیا مقاومت کند و به این کشور بگوید در صورت خارج‌شدن از اتحادیه باید هزینه سنگینی بپردازد.  در نهایت باید توجه داشت تا زمانی که ترامپ در راس قدرت حضور دارد اختلافات میان انگلیس و‌ آمریکا هر از چند گاهی خودنمایی می‌کند‌ اما با کنار‌رفتن ترامپ حتما این دو متحد قدیمی روابط خاص خود را از سر خواهند گرفت. البته این مساله فقط مربوط به انگلیس نیست و ترامپ با تمام کشورهای اروپایی درافتاده است. در چنین شرایطی، جمهوری اسلامی ایران با درک واقعیات موجود در دو طرف آتلانتیک باید آگاه باشد که می‌تواند میان‌ آمریکا و اروپا قرار بگیرد؛ بخصوص اکنون در شرایطی که‌ آمریکا یک‌جانبه از برجام خارج شده تهران می‌تواند نهایت استفاده را از این اختلافات ببرد و روابطش را با کشورهای اروپایی با هدف حفظ برجام و تامین منافع

تقویت کند.