نگاهی کلی به سیاست‌های آمریکای تحت رهبری دونالد ترامپ نسبت به جمهوری اسلامی ایران، ما را به سمت این نتیجه‌گیری سوق می‌دهد که آنها می‌خواهند تا حد ممکن به ایران فشار وارد بیاورند و از کشور ما امتیاز بگیرند

مثلث/ دکتر محمد مرندی:  بنابراین هر نوع انعطاف در شرایط فعلی توسط ایران، آسیب‌های جدی به کشور وارد خواهد آورد‌ چرا که آمریکایی‌ها اصلا نباید این گونه تصور کنند که این روش یعنی فشار بر ایران در نهایت آنها را به آنچه‌ می‌خواهند می‌رساند. متاسفانه بعد از دوران تحریم‌های چند سال گذشته، برخی از دولتمردان در اظهارنظرهایشان اعلام کردند که وضعیت کشور وخیم و خزانه‌ها خالی است. آنها به‌گونه‌ای وضعیت کشور را توصیف کردند که طرف مقابل به خصوص طرف آمریکایی تصور کرد که ایران در نتیجه فشارهای آنها وارد مذاکرات هسته‌ای شده است. ترامپ همین صحبت‌ها را مبنا قرار داده و اکنون مدعی است که ما نباید آن زمان با تهران وارد مذاکره می‌شدیم. این در حالی است که باراک اوباما خواستار مذاکره با ایران شد و تهران در این رابطه پیشقدم نشد. ولیکن ترامپ و اطرافیانش بر این باور هستند که ایران در آستانه ورشکستگی اقتصادی قرار داشت، لذا دولت وقت آمریکا نباید وارد مذاکره می‌شد، بلکه باید فشارها را افزایش می‌داد تا بتواند امتیازهای بیشتری از ایران بگیرد.

اکنون اگر ایران از خود انعطافی نشان دهد، ترامپ دیگر ایران را رها نخواهد کرد و فشارها را تا حدی تشدید خواهد کرد که به خیال خود ایران را به زانو درآورد. بنابراین در شرایط فعلی نه دولتمردان ایرانی باید وارد مذاکره با آمریکایی‌ها شوند و نه اینکه در رسانه‌ها و محافل عمومی بحث مذاکره با آمریکا ترویج داده شود.

در حال حاضر بهترین راه با هدف اینکه بتوانیم آمریکا را به عقب‌نشینی وادار کنیم این است که برای واشنگتن مشخص شود که چنین روشی روی ایران پاسخگو نخواهد بود.همچنین در رابطه با صحبت‌های رئیس‌جمهوری ایران خطاب به دولتمردان آمریکایی در مورد بستن تنگه هرمز یا اینکه گفتند با دم شیر بازی نکنید، به نظر من این سخنان بسیار اثرگذار است. زیرا آمریکایی‌ها به هیچ وجه امروز در شرایطی نیستند که با ایران وارد یک درگیری نظامی شوند؛ مردم آمریکا از جنگ خسته‌ هستند و اقتصاد و نیروهای مسلح آمریکا نیز کشش جنگی دیگر را ندارند. در مقابل، ایران کشوری است که طی این سال‌ها بسیار قدرتمند شده و متحدان منطقه‌ای بسیار قدرتمندی دارد.  آنها می‌دانند که در جنگ با ایران پیروز نخواهند شد، لذا نوعی توازن وحشت برقرار است.

آقای روحانی حرف بسیار درستی زدند که گفتند اگر آنها فکر می‌کنند می‌توانند ما را از فروش نفت محروم کنند، ایران نیز متقابلا همین کار را انجام خواهد داد. ایران حتی می‌تواند این اقدام را به صورت مرحله‌ای انجام دهد؛ توجه داشته باشید که در پی تهدیدات محمد بن سلمان، شاهزاده سعودی مبنی بر کشاندن جنگ به داخل ایران و تشدید حملات تروریستی هم در تهران و هم در مرزهای پاکستان و عراق، ایران می‌تواند اکنون ایست‌ بازرسی برای کشتی‌هایی که از بنادر سعودی و امارات تردد دارند را در دستور کار قرار دهد. این مساله طبیعتا سرعت حمل و نقل کالا و نفت را برای این کشورها کند خواهد کرد. روش‌های مختلفی وجود دارد که می‌توان گام به گام به سمت افزایش فشار حرکت کرد در مقابل نیز اگر آمریکایی‌ها عقب‌نشینی کردند می‌توانیم فشارها را کاهش دهیم.  آمریکا طبیعتا یک ابرقدرت جهانی نیست اما جایگاه جغرافیایی ایران و دسترسی ایران به تنگه هرمز و سر‌اسر خلیج‌فارس، کار را برای آمریکایی‌ها خیلی دشوار کرده است.

از دیگر سو درباره آینده روابط تهران و واشنگتن باید درنظر داشت که چشم‌انداز روابط بسیار تیره و تار است و مشخص است که تا آمریکایی‌ها تغییر رویه ندهند، هیچ را‌ه‌حلی پیشروی آنها نخواهد بود. در این میان همچنان‌که پیشتر تاکید شد ایران اصلا نباید پیشقدم برای بهبود روابط یا مذاکرات شود. زیرا همان‌طور که اشاره شد هرگونه نرمشی از سوی ایران باعث می‌شود که آمریکایی‌ها گمان کنند سیاست‌هایشان موفقیت‌آمیز بوده و بعد از این تهاجمی‌‌تر عمل کنند.

لذا در مقابل هر فشاری که آمریکا وارد می‌کند، ایران نیز باید به شکل منطقی فشاری وارد بیاورد. در عین حال باید از ظرفیت‌های داخلی، منطقه‌ای و متحدان و شرکای بین‌المللی به شکل حداکثری استفاده کند تا به اصطلاح ضربات ترامپ به ایران را کُند و کم‌اثر کند. از طرف دیگر ایران می‌تواند به آمریکا و رژیم‌های وابسته به آن مانند عربستان و امارات، فشارهایی را وارد آورد زیرا این کشورها هم در یمن و هم در خلیج‌فارس به شدت آسیب‌پذیر هستند.

از دیگر سو با سیاست‌هایی که واشنگتن اتخاذ کرده، روابط میان ایران و آمریکا به سمت تخاصم بیشتر خواهد رفت. البته مقصر این مساله ایران نیست؛ ما انعطاف بسیاری از خود به ویژه در مساله برجام نشان دادیم. در نتیجه به جامعه جهانی ثابت کردیم که در پی حل مساله هستیم. اما اکنون که آمریکا چنین رفتاری از خود بروز داده‌ از توافق هسته‌ای خارج شده است، ما دیگر نمی‌توانیم بیش از این انعطاف نشان دهیم و یا امتیازات جدید بدهیم. زیرا این پروسه ادامه خواهد داشت و در این صورت ما استقلال کشور خود را از دست خواهیم داد.

در این میان برخی افراد نادان یا خائن صحبت از جام زهر می‌کنند؛ این در حالی است که این مسائل هیچ ربطی به‌هم ندارند. جام زهر درواقع پذیرش قطعنامه 598 بود که در پی آن ایران از سرنگونی صدام جنایتکار صرف‌نظر کرد‌(‌نوشیدن جام زهر اصطلاحی است که حضرت امام(ره) در پیام خود به ملت ایران در ۲۹ تیر ۱۳۶۷ درباره پذیرش قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت منتشر کردند و قبول کردن این قطعنامه را با این عبارت توصیف نمودند.)

اما آنچه ‌امروز آمریکا از ایران می‌خواهد این است که ما استقلال و حاکمیت ملی‌مان را تسلیم کنیم و آنها درباره قدرت دفاعی و اختیارات حکومتی جمهوری اسلامی ایران تصمیم بگیرند. حضرت امام هیچ وقت در آن زمان از حقوق قانونی کشور صرف‌نظر نکردند اما کسانی که امروز مثال جام زهر را می‌آورند منظورشان این است که ما در منطقه عملا اجازه بدهیم داعش و گروهک‌های تروریستی امثال آنها مجددا ظهور پیدا کنند و قدرت دفاعی‌ ما از بین برود. این در حالی است که پیروزی ایران بر افراطیون و قدرت دفاعی کشور، دستاورد عظیمی برای جمهوری اسلامی به شمار می‌رود که اگر آنها را نیز از دست بدهیم، دیگر نه امنیت خواهیم داشت و نه حاکمیت ملی. بنابراین تا آمریکا تغییر مسیر ندهد و برجام را به شکل کامل اجرا نکند فکر مذاکره با این کشور نیز اشتباه است.