نوشتار حسن کاظمی‌قمی سفیر سابق ایران در عراق

مثلث/ حسن کاظمی‌قمی: طی یک هفته اخیر روابط ایران و عراق به‌دلیل اظهارنظر نخست‌وزیر این کشور نوعی تب و تاب بی‌سابقه را تجربه کرد؛ این در حالی است که حجم و نوع روابط و همکاری‌های جمهوری عراق و جمهوری اسلامی به گو‌نه‌ای است که هیچ اراده‌ای نمی‌تواند این نوع روابط را دچار ضعف و کاستی کند. از طرف دیگر ظرفیت همکاری‌ها، اراده رهبران و منافع و تهدیدات مشترک ایجاب می‌کند که همکاری‌های تهران-بغداد در همه ابعاد گسترش پیدا کند.

طی این سال‌ها به خصوص در عراق جدید که بعد از سقوط رژیم بعث شکل گرفت، جمهوری اسلامی ایران در همه شرایط، به عنوان تنها کشور حامی این ملت در فرآیند سیاسی و شکل‌گیری عراق جدید مشارکت داشته و در تمام زمینه‌ها نیز کمک و همکاری کرده است. 

این مساله‌ای که مردم، رهبران، نخبگان و مراجع دینی عراق نسبت به آن واقف هستند و بدان اعتراف دارند، در پرونده‌های امنیتی، اقتصادی و فرهنگی عراق، جمهوری اسلامی ایران همواره نقش‌آفرین بوده است. در این میان، سیاست ایران در چارچوب یک عراق امن، شکوفا و مستقل هم به نفع مردم عراق است و هم به نفع ثبات و امنیت منطقه. 

بر این اساس سیاست جمهوری اسلامی ایران همواره در پشتیبانی از مردم عراق دنبال شده است که البته هر دو کشور از این همکاری‌ها نفع برده‌اند. 

از جمله پرونده‌های همکاری دوجانبه نیز به پرونده‌های اقتصادی مربوط می‌شود، زیرا بر همگان آشکار است که در شرایطی که هیچ کشوری حاضر به کمک به عراق نبود، جمهوری اسلامی ایران شبکه برقی به این کشور منتقل کرد که این فقط یک نمونه از کمک‌های اقتصادی ایران به عراق در شرایط دشوار بوده است. 

این کمک‌ها در خاطره مردم عراق ثبت شده و ملت و دولت عراق می‌دانند که این نوع تعاملات به نفع آنها است. در نتیجه تنها یک اظهارنظر در همسویی با تحریم‌های ظالمانه آمریکا علیه ایران که البته محکوم است، حال با هر دلیل یا نیتی بیان شده باشد، نمی‌تواند مانع همکاری‌های میان دو کشور باشد.

در رابطه با دلایل این موضع‌گیری، نخست‌وزیر عراق توضیحاتی ارائه داد مبنی بر اینکه تحریم‌ها کار درستی نیست و محکوم است اما به دلیل منافع ملی عراق، مجبور به تبعیت از قانون ظالمانه آمریکا علیه ایران هستند. البته یک هفته بعد العبادی در توضیح صحبت‌هایش گفت که ما نگفتیم به تحریم‌های اقتصادی علیه ایران پایبند هستیم، اما برخی آن را نادرست نقل کردند، ما گفتیم که به مساله دلار پایبند هستیم و خود ایران نیز به این مساله پایبند است.

 یک دلیل این موضع‌گیری به این موضوع برمی‌گردد که ساختار پولی-مالی عراق به نوعی وابسته به سیستم پولی-مالی آمریکا است. بانک تجارت عراق در تعامل با بانک‌ آمریکا است و از دلار در تجارت خارجی‌اش استفاده می‌کند. طبیعتا اگر همکاری‌های دلاری با ایران داشته باشد مورد تحریم‌ آمریکا قرار می‌گیرد. 

از طرف دیگر آمریکایی‌ها زورگو هستند و استبداد و زورگویی آنها بر کسی پوشیده نیست. در حال حاضر تیم آمریکایی در بانک مرکزی آمریکا مستقر است و در امور داخلی اقتصادی آنها دخالت می‌کنند. این مسائل نقض حاکمیت ملی عراق است که آمریکا به‌جای بانک مرکزی عراق تصمیم ‌می‌گیرد. 

احتمالا در آینده‌ای نزدیک، عراقی‌ها به این دخالت واکنش نشان خواهند داد و به نظر می‌رسد شاید هنوز بسیاری از مردم عراق نمی‌دانند که آمریکا تا بدین حد در امور داخلی کشورشان دخالت می‌کند. 

از منظر دیگر صحبت‌های العبادی باوجودی‌که تعدیل و اصلاح شد اما به هر حال نمی‌توانست تاثیر عملیاتی بر روابط تهران و بغداد داشته باشد. چون واکنش اغلب سران احزاب، گروه‌ها، نمایندگان مجلس و نخبگان عراقی محکومیت این موضع‌گیری‌ ضدایرانی بود و آنها تحریم‌های آمریکا را ظالمانه توصیف کردند. 

بعد هم اعلام شد که این موضع رسمی دولت عراق نیست؛ زیرا اگر قرار باشد یک موضع‌گیری رسمی صورت بگیرد باید در هیات وزرا به تصویب برسد. نکته قابل توجه این است که حتی حزب نخست‌وزیر نیز بعد از صحبت‌های العبادی، تحریم‌های آمریکا را محکوم کرد. 

 همچنین طی این هفته فاصله از موضع‌گیری ابتدای العبادی تا توضیحات او در مورد برداشت نادرست از صحبت‌هایش، دفتر ایشان به نوعی این موضع جدید را اعلام و یا به تعبیر خودشان اصلاح کرد. به بیان دیگر محکومیتی که در داخل عراق علیه تحریم‌های آمریکا صورت گرفت و انتقادها نسبت به مواضع ضدایرانی، موجب شد که العبادی متوجه شود در موضع‌گیری‌اش علیه ایران و همسویی با آمریکا اشتباه مرتکب شده است، زیرا برای همگان آشکار است که اولا تحریم‌های آمریکا علیه ایران ظالمانه است و ثانیا جمهوری اسلامی ایران کشوری است که برای ثبات، امنیت و حفظ تمامیت ارضی عراق، خون جوان‌هایش را داده است تا تروریست‌هایی که مورد حمایت آمریکا بوده‌اند را از بین ببرد، بنابراین طبیعی بود که این عقب‌نشینی و اصلاح در مواضع از سوی حیدر العبادی انجام بگیرد. یعنی درواقع مردم عراق و همه گروه‌ها و احزاب شاهد بودند که در تمام مقاطع، جمهوری اسلامی ایران خالصانه و با نیت خیرخواهانه در حمایت از مردم عراق وارد عمل شد. آمریکایی‌ها اگر در عراق به موفقیت دست پیدا می‌کردند و به اهداف‌شان نایل می‌شدند، امروز نه از دولت مستقل در عراق خبری بود و نه از دموکراسی و مردم‌سالاری. 

آمریکا در سال 2003 این کشور را به صورت غیرقانونی اشغال کرد و در پی آن بود که یک نظام سیاسی آمریکایی در عراق ایجاد کرده و حضور نظامی‌شان را دائمی کنند. همچنین آمریکایی کردن ارتش و پلیس و مدیریت روابط خارجی عراق نیز از جمله اهداف مدنظر واشنگتن بود که با تلاش‌های خود عراقی‌ها و متحدان‌شان چون ایران این اهداف محقق نشد.  ایران طی این سال‌ها بدون هیچ‌ چشمداشتی برای رسیدن عراق به ثبات کمک کرد و امروز شاهد هستیم که عراق به سمت مستقل و امن شدن در حال حرکت است. از شکل‌گیری چنین عراقی همه کشورها از جمله جمهوری اسلامی ایران منتفع خواهند شد. 

همچنین دررابطه با تعاملات اقتصادی میان دو کشور باید مدنظر داشت که اگر خللی در این روند حاصل شود اولین مجموعه‌ای که خسارت می‌بیند خود مردم عراق هستند، زیرا آنها از تعاملات اقتصادی همه‌جانبه میان دو کشور بهره‌مند می‌شوند. با این خباثت‌ها، جنایات و دخالت‌هایی که آمریکایی‌ها در عراق انجام دادند به نظر من دولت و پارلمان جدید عراق که در آینده نزدیکی شکل خواهد گرفت، موضعی ضدآمریکایی اتخاذ خواهند کرد.

زیرا آنها دریافته‌اند که این اشغال‌گری و مداخله‌گری آمریکا، علیه منافع ملت عراق بود و هر چقدر دخالت آمریکا در عراق افزایش پیدا کند به ضرر منافع عراقی‌ها خواهد بود، لذا در دولت و پارلمان جدید احتمال موضع‌گیری علیه واشنگتن قوی‌تر خواهد شد و آنها تلاش خواهند کرد که مانع دخالت‌های آمریکا در امور داخلی‌شان شوند. 

زیرا چه در زمان حاکمیت رژیم بعث به رهبری صدام و چه طی سال‌های پس از سقوط صدام از سال 2003 تا به امروز، آمریکا عامل تشدید ناامنی و توسعه گروه‌های تروریستی چون داعش در این کشور بوده‌ است. 

در نهایت در بعد منطقه‌ای، امروز جمهوری اسلامی ایران به‌عنوان یک بازیگر بانفوذ مورد اعتماد ملت‌ها است که نه‌فقط در برابر تروریسم فعالیت می‌کند، بلکه در برابر سیاست‌های یکجانبه‌‌ آمریکا نیز قد علم کرده است. این در حالی است که اگر کارنامه آمریکایی‌ها را از سال 2001 و حمله به افغانستان تا امروز مشاهده کنید، خواهید دید که آنها در تمامی پرونده‌ها با ناکامی و شکست مواجه شدند. دامنه این شکست‌ها البته محدود به افغانستان نیست و در عراق، سوریه، لبنان و یمن نیز استمرار داشته؛ پرونده‌هایی که آمریکایی‌ها را به‌شدت زمین‌گیر کرده است.