انتشار خبر احتمال کاندیداتوری جان کری، وزیر خارجه پیشین آمریکا در رقابت‌های سال 2020 و مبارزه با دونالد ترامپ جمهوریخواه از هم‌اکنون تا حدودی آمریکا را به سمت فضای انتخاباتی سوق داده است.

البته اگر قرار باشد جان کری به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری برای انتخابات سال 2020 در رقابت‌ها حضور پیدا کند، باید بستر جامعه آمریکا آماده پذیرش شرایط جدید و شرایط دموکرات‌ها یا همان شرایطی که در دوران دموکرات‌ها بود، شوند.

به عبارت دیگر در اواخر دوره ریاست جمهوری باراک اوباما، جامعه آمریکا چند‌قطبی شده بود؛ یک دلیل آن به مهاجرین و افرادی که از آمریکای لاتین به طور غیرقانونی به آمریکا رفته بودند و تعدادشان نزدیک 22 میلیون نفر بود، بازمی‌گشت. آمریکایی‌تبارها این‌گونه احساس می‌کردند که این افراد فرصت‌های شغلی آنها را گرفته‌اند و ترامپ نیز از این فرصت استفاده کرد و قول داد که این مهاجران را اخراج کند تا بخشی از مشکل اشتغال‌ در این کشور حل شود.

در نتیجه آمریکایی‌های طبقه زیرمتوسط فریب این وعده را خوردند؛ البته ‌ترامپ نیز با خشونت تعدادی از مهاجران را اخراج کرد اما نتوانست در مورد همه مهاجران برنامه‌هایش را پیش ببرد. همچنین بعد از خروج مهاجران آمریکای لاتین از آمریکا مشاهده کردیم که افراد آمریکایی‌تبار راضی نمی‌شدند که کارهایی که آنها انجام می‌دهند را بپذیرند. به عنوان مثال برخی از مهاجران در کوره‌پزخانه ‌یا در ایالات خیلی گرم به کشاورزی مشغول بودند، این در حالی است که آمریکایی‌ها حاضر به پذیرش چنین شغل‌هایی نمی‌شوند.

در این میان اگر قرار باشد صحنه برای روی کار آمدن جان کری دموکرات تغییر کند، دموکرا‌ت‌ها باید بتوانند اکثریت مجلس نمایندگان و سنا را به‌دست آورند تا از این پس وارد فضاسازی‌های لازم شوند. 

در چنین شرایطی کری می‌تواند با موفقیت وارد میدان شود؛ زیرا وزیر خارجه پیشین آمریکا همان کارهای اوباما را انجام داد و اعتقاد به آزادمنشی و همکاری بین‌المللی داشته و دارد، در حالی که ترامپ اعتقادی به همکاری‌های بین‌المللی ندارد و آمریکا را کشوری «نامبر وان» می‌داند که بقیه باید فدای منافع و مصالح آن شوند. اما اوباما-کری در دوره‌ای که در دولت حضور داشتند اعتقادشان بر این بود که در سایه با همکاری با دیگر کشورها می‌توانند مسائل جهان را پیش ببرند و از این طریق سعی می‌کردند بر رهبری آمریکا تاکید کنند. 

بنابراین اکنون دو فضای متفاوت بعد از پایان کار دولت اوباما و روی کار آمدن ترامپ در آمریکا شکل گرفته و جان کری اگر قصد ورود به رقابت‌های انتخاباتی را داشته باشد باید شرایط مجددا برای دموکرات‌ها و سیاست‌های آنها فراهم شود، تا کری بتواند در صورت رقابت با ترامپ موفق شود. 

در حال حاضر جان کری در میان دموکرات‌ها یک جایگاه بسیار قوی دارد؛ او پیش از تصدی پست وزارت خارجه به عنوان رئیس کمیسیون خارجه مجلس سنا فعالیت می‌کرد و از این جهت جایگاه مهمی هم در میان دولتمردان آمریکا و هم در میان دموکرات‌ها دارد. او در پرتو همکاری با اوباما و همچنین یکی از عاملان اصلی حل مساله توافق هسته‌ای در سطح جهان، یکی از کاندیداهای صلح نوبل شد. از این رو جان کری جایگاه خیلی خوب و بالایی دارد؛ لذا اگر در رقابت‌ها حاضر شود و بسترسازی درستی نیز انجام گرفته ‌باشد، شانس موفقیتش بالا خواهد بود. 

البته این نکته را نیز باید مدنظر داشت که شاید باراک اوباما نیز بخواهد مجددا در رقابت‌های انتخاباتی شرکت کند؛ در آن صورت، شرایط متفاوت می‌شود. یعنی اگر اوباما ببیند که فضا مناسب است، ممکن است وی کاندیدا شود و کری نیز مجددا با اوباما همکاری کند. اما اگر اوباما کاندیدا شود، شانس کری نزد دموکرات‌ها بسیار بالا است. زیرا در مقطع فعلی جایگاه باراک اوباما نزد دموکرات‌ها خیلی بالا است و دموکرات‌ها دقیقا سیاست‌های اوباما را تایید می‌کنند. بنابراین هنوز نقش و نفوذ اوباما بیش از کری است. ولی اگر اوباما به هر دلیلی کاندیدا نشود و از کری هم حمایت کند، شانس وزیر خارجه پیشین آمریکا برای پیروزی در مقابل ترامپ خیلی افزایش خواهد یافت. البته اکنون در برخی تحلیل‌ها نیز به این موضوع اشاره می‌شود که جان کری با برخی افشاگری‌ها و انتشار خبرها تلاش دارد تا خود را از زیر سایه اوباما بیرون بیاورد. به نظر من نیز چنین تحلیلی می‌تواند درست باشد، زیرا حتی در دوره دومی که باراک اوباما می‌خواست به عنوان رئیس‌جمهور انتخاب شود، طی رقابت‌های انتخاباتی درون‌حزبی، برخی از سناتورهای دموکرات از اوباما فاصله گرفتند تا انتخاب خودشان به خطر نیفتد. اکنون نیز دور از تصور نیست که‌ کری بخواهد مستقل از اوباما در انتخابات شرکت کند‌ و تاحدودی تلاش کند بر سیاست‌هایی که خود بیشتر نقش داشته تاکید کند و روی برخی نقاط ضعف اوباما انگشت بگذارد. به عنوان مثال اختلافاتی که اوباما با سیاستمداران اسرائیلی داشت خیلی مورد پسند جامعه آمریکا نبود و به همین دلیل اکنون مشاهده می‌کنیم که کری بعضا در صحبت‌ها یا در کتابی که از وی منتشر شده روی این موضوع تاکید کرده تا ‌بتواند در انتخابات سال 2020 در صورت کاندیدا شدن رای لابی صهیونیست را به خود نزدیک کند. در این رابطه وزیر خارجه پیشین آمریکا در تازه‌ترین کتاب خاطراتش که ‌سه‌شنبه گذشته منتشر شد، به روابط متشنج باراک اوباما، رئیس‌جمهور وقت آمریکا با بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل اشاره کرده است.

مساله دیگر درباره انتخابات آمریکا و احتمال حضور کری در این رقابت‌ها این است که سنت سیاسی حاکم بر آمریکا بدین صورت است که عمدتا جامعه خیلی تمایلی ندارد به کاندیدایی که یک بار پیشتر در رقابت‌ها شرکت کرده و شکست خورده رای بدهد؛ پیش از این یک بار جان کری در سال ۲۰۰۴ رسماً به عنوان نامزد حزب دموکرات در انتخابات ریاست جمهوری معرفی شد که از جورج بوش شکست خورد. اما باید توجه داشت که کری در آن زمان، ‌همچون حل و فصل پرونده مذاکرات هسته‌ای با ایران را در کارنامه خود نداشت و بسیاری از سیاست‌ها و مواضعش مشخص نشده بود. کری در زمان حضور در دولت اوباما به عنوان وزیر امور خارجه خود را کاملا نشان داد و امروز به گونه دیگری در آمریکا به وی نگاه می‌کنند. درواقع اغلب مردم آمریکا می‌دانستند که یک عقده چهل‌ساله میان ایران و آمریکا وجود دارد و مردم آمریکا نیز مایل بودند که این عقده و خصومت از میان برود. نتیجه کاری که تیم اوباما-کری انجام دادند این بود که توانستند این خلاء را پر کنند و زمینه‌های نزدیکی تهران-واشنگتن را فراهم کنند. اما ترامپ درست عکس این رفتار عمل کرد؛ ترامپ با سیاست‌هایش دولت و مردم ایران را از خود دور و زده می‌کند. 

مردم ایران کاملا دریافته‌اند که تحریم‌های آمریکا فقط ضدحکومت ایران نیست، بلکه مستقیم بر زندگی مردم تاثیرات منفی دارد. از این رو در آمریکا نیز مردم می‌فهمند که سیاست‌های رئیس‌جمهورشان به چه صورت است، حال چه درخصوص ارتباطاتش با زنان و چه در مسائل سیاست خارجی و پیمان‌شکنی‌هایی که انجام می‌دهد. 

اقدامات ترامپ درباره زنان باعث دور شدن قشر زنان از وی شده‌ و احتمالا در دوره بعدی انتخابات، زنان آمریکایی از وی حمایت چشمگیری نخواهند داشت. این در حالی است که مردم به‌ویژه زنان، به اوباما و کری به عنوان افرادی باشخصیت و بافرهنگ نگاه می‌کنند.

لذا اگر طی دو سال آتی شرایط به سمتی برود که اکثر مردم آمریکا از سیاست‌های دونالد ترامپ زده شوند و آمریکایی‌ها حس کنند که مسئول به فنارفتن کره زمین هستند، احتمالا از شخصی چون دونالد ترامپ رویگردان خواهند شد. زیرا حتی در شرایط فعلی نیز بسیاری از آمریکایی‌ها عملکرد ترامپ را در شخصیت تاریخی آمریکا نمی‌بینند و برخی از افرادی که به ترامپ رای داده‌ بودند امروز از این تصمیم ناراضی هستند. شاهد بودیم که سناتور جان مک‌کین که اخیرا فوت کرد در زمره کسانی بود که در ابتدا طرفدار ترامپ بود اما بعدا به دشمن اصلی وی تبدیل شد.