خروج «دونالد‌ترامپ» رئیس‌جمهوری آمریکا از برجام و مشروط‌کردن حضور دوباره خود به تلاش اروپایی‌ها برای راضی‌کردن ایران به مذاکره در راستای اعمال تغییرات مورد نظر واشنگتن، موجی از آشفتگی دیپلماتیک به وجود آورده به‌ویژه آنکه با بازگشت دوباره تحریم‌ها، ۳ اقتصاد بزرگ اروپا شامل آلمان، انگلیس و فرانسه رویای دستیابی به بازارهای ایران را از دست می‌دهند. بسیاری از نظریه پردازان آمریکایی معتقدند دولت ترامپ از یک سو سیاست اعمال فشار بر ایران را دنبال کرده و از سوی دیگر،‌به دنبال ارسال سیگنالهایی در خصوص مذاکره با تهران است. تحلیل رفتارهای ترامپ و دیگر مقامات کاخ سفید در قبال ایران،‌به یکی از دغدغه های اصلی نظریه پردازان حوزه روابط بین الملل در برهه فعلی تبدیل شده است. در این خصوص خبرنگار مثلث گفت و گویی با «استفن لندمن»، نظریه‌پرداز آمریکایی و دانش‌آموخته دانشگاه هاروارد صورت داده است که از نظرتان می گذرد :

دونالد  ترامپ رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا همچنان به سیاست تقابلی خود با ایران ادامه 

می دهد. از سوی دیگر،‌جمهوری اسلامی ایران نیز تاکید کرده است که اساسا با این دولت ( دولت ترامپ) وارد مذاکره نخواهد شد. نظر شما در این خصوص چیست؟

   به نظر من خصومت دولت ترامپ با جمهوری اسلامی ایران را باید از منظر کلان تری مورد تجزیه و تحلیل قرار داد. این خصومت و دشمنی فراتر از توافق هسته ای صورت گرفته میان ایران و اعضای 1+5 بوده است. در این خصوص قاعده ای کلی وجود دارد که باید نسبت به آن توجه داشت. آمریکا به دنبال دولتی دست‌نشانده در ایران است. آمریکا نمی‌‌تواند دولتی مستقل‌ را برتابد. از این‌رو براندازی دولت‌های مستقل در طول تاریخ سیاست خارجی این کشور به‌وفور وجود دارد. این قاعده در خصوص کشور ایران نیز صدق می کند. آمریکا به دمبال حضور یک دولت ( حکومت) غیر مستقل و دست نشانده در ایران است. این هدف کاخ سفید است که باید مورد توجه و دقت قرار گیرد. 

بر همین اساس اگر دولتی به ایالات متحده دآمریکا  نه بگوید و منافع واشنگتن را در منطقه و نظام بین الملل دنبال نکند در این صورت از دید آنها دموکراتیک نیست و انواع و اقسام اتهامات متوجه آنهاست.از دید مقامات آمریکایی این دولت باید از بین برود و جای خود را به دولتی دهد که در عمل پیرو سیاستهای واشنگتن باشد. با این حال اگر کشوری منویات و دستورات ایالات متحده آمریکا را در نظر گرفته و  سیاستهای خود را مطابق میل سیاستمداران آمریکایی تنظیم کند،‌از دید آمریکایی ها دولتی مطلوب است. حتی اگر این دولت در عمل دیکتاتور باشد، از سوی آمریکا به عنوان یک دولت دموکرات مورد شناسایی قرار می گیرد و انواع حمایتها از این دولت صورت خواهد گرفت.

دونالد ترامپ اخیرا اعلام کرده است که به دنبال توافق با ایران بر سر توافقی بهتر از برجام است و حتی در این خصوص اعلام کرد که حاضر به مذاکره بدون پیش شرط با تهران است. تحلیل شما از این مساله چیست؟

   همان گونه که اشاره کردم، این اشتباه است که در قبال مناسباتی که میان ایران و ایالات متحده آمریکا به وجود آمده است بر روی برجام متمرکز شویم. مسأله آمریکا با ایران فقط برجام نیست، بلکه این کشور به دنبال این است تا دولتی دست‌نشانده در ایران مستقر باشد تا آمریکا بتواند منافع خود را پیش ببرد.

 برجام یک قرارداد بین‌المللی است که توسط شورای امنیت نیز به تصویب رسید ولی اینها برای دولت آمریکا اهمیت ندارد. این کشور بارها و بارها قوانین و مقررات بین‌المللی را نقض کرده و می‌کند.برنامه هسته‌ای ایران توسط جامعه اطلاعاتی آمریکا به صورت سالانه مورد تایید قرار گرفته و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی از طریق حداقل ۱۰ بازرسی سرزده از زمان پذیرش برجام آن را تایید ‌کرده است، لذا این موضوع نشان می‌دهد آمریکا به دنبال چیز دیگری است که به آن اشاره کردم.

موضوع دیگری که پس از خروج رسمی دونالد ترامپ از توافق هسته ای با ایران مورد توجه قرار گرفته است،‌مربوط به رویکرد اتحادیه اروپا در حفظ برجام است. آیا به نظر شما تروییکای اروپایی و به طور کلی اتحادیه اروپا قادر به حفظ توافق هسته ای با ایران خواهند بود؟ آیا اعمال و تعریف سیاستهایی مانند قوانین مسدود کننده در این خصوص موثر خواهد بود؟

   به نکته مهمی اشاره کردید. اتحادیه اروپا و سایر کشورها غیر از متحدان آمریکا از جمله عربستان و اسرائیل نسبت به خروج آمریکا از برجام واکنش منفی نشان دادند و این اقدام را محکوم کردند.کشورهای اروپایی اقدام ترامپ را محکوم کردند و در تلاش هستند تا برجام را حفظ کنند ولی این تلاش باید جدی باشد و تنها در لفظ نباشد.

ارائه تضمین نیز باید به گونه ای باشد که در عمل بتواند منجر به حفظ توافق هسته ای با ایران شود. تضمین‌های بدون اعمال سیاست‌های موثر بی‌معنی هستند.در این خصوص واقعیتی وجود دارد که لازم است  نسبت به آن توجهی ویژه داشته باشیم.  اروپا اغلب تابع منافع ایالات متحده آمریکا بوده  است. این قاعده در دوران ریاست جمهوری ترامپ نیز کاملا قابل مشاهده است. در این میان نباید توجه چندانی به برخی موضع گیری های ظاهری و گفتاری مقامات اروپایی کرد. اروپا نشان داده است که حاضر به پیروی از ایالات متحده آمریکاست ،‌حتی اگر این مساله برای منافع خودش مضر باشد. با توجه به فشاری که آمریکا به اروپا می‌آورد بعید است اروپا بخواهد با این کشور به خاطر ایران و حفظ توافق هسته ای وارد تقابل شود. 

به نظر من خیلی نمی شود بر روی تضمینهای ایالات متحده آمریکا بر سر حفظ برجام حساب کرد. بر اساس روابط طولانی‌مدت آمریکا با اروپا من در مورد اینکه آیا واقعا اروپا تضمین‌های قوی خواهد داد مشکوک هستم.