خبر از جانب جان کری به بیرون درز کرده است؛ او گفته دیدارهایی با محمدجوادظریف داشته است. یک خبر بسیار مهم که حتی تلاش محمدجواد ظریف برای بی‌اهمیت جلوه‌دادن آن هم نتوانسته از درجه اهمیتش بکاهد.

 کاملا واضح است که اتفاقات مهمی پشت پرده در حال وقوع است؛ هم در تهران و هم در واشنگتن. آنجا دموکرات‌‌ها برنامه پیچیده‌ای برای دونالد ترامپ و بازگشت به کاخ سفید دارند و اینجا در تهران اعتدالگرایان شطرنج سیاست‌ورزی خود را برگمانه کناررفتن مهره شاه حریف طراحی کرده‌اند.

آنچه رخ داده این است؛ اعتدالگرایان و دموکرات‌‌ها دوباره با هم دست داده‌اند.

 بازی با عقربه ساعت

در ‌یک موقعیت متفاوتی جان کری از این خبر مهم رونمایی کرده است. در تهران و بعد از پاره‌شدن برجام توسط ترامپ، روحانی را رئیس دولت بی‌پروژه می‌خوانند. محمد‌جواد ظریف نیز کم‌فروغ‌ترین عضو کابینه او است. دیگر نه از آن لبخندها خبری است، نه از سخنرانی‌های آن‌چنانی. همه فکر می‌کنند دوره او تمام شده مثل برجام که نفس‌های آخر را می‌کشد. اما نه؛ آن‌سوتر در ایالات متحده، اوباما و جان کری برنامه تازه‌ای ترتیب داده‌اند و گویا کنداکتور آن را با ظریف و حسن روحانی هم هماهنگ کرده‌اند. جان کری همزمان با انتشار افشاگری‌های خود از روزهای مذاکره با همتای ایرانی در فصل هجدهم کتاب خود، رو به روی یک خبرنگار نشست و گفت که بعد از دوران وزارت خارجه نیز چند مرتبه با ظریف دیدار کرده است.

اوضاع برای ترامپ در واشنگتن سخت شده است، درست مثل حسن روحانی که اوضاع برایش در تهران سخت است. با همه این سختی‌ها اما روحانی قصد دارد با همان فرمان قبلی پیش رفته و همچنان سیاست خارجی را پروژه اصلی دولت بداند. عدم تغییر در تیم اقتصادی دولت، بی‌توجهی به وعده‌های حوزه سیاست داخلی، فرهنگی، اجتماعی و... خود مصداق این مدعاست. سوال اصلی اما این است که آیا سیاست خارجی در شرایط موجود می‌تواند راه نجات دولت روحانی باشد؟ به نظر می‌رسد آنها فکر می‌کنند که می‌توانند، اگر روابط اعتدالگرایان و دموکرات‌‌ها همچنان گرم بماند. 

ادامه دیدارهای ظریف و کری که وزیرخارجه پیشین آمریکا از آن سخن گفته است شاهد خوبی بر این مدعاست که دولت اعتدالگرای روحانی قصد قطع رابطه با دموکرات‌‌ها را ندارد. روحانی و اعتدالیون تجربه خوشایندی از هدف‌گرفتن سیاست خارجی دارند و امیدوارند که در انتخابات‌های آتی نیز شاهد تکرار آن تجربه باشند. 

 بازگشت به پروژه اول

هنوز آن‌قدر از انتخابات 92 نگذشته که فراموش کنیم حسن روحانی در ابتدای کاندیداتوری حدود چهار درصد رای داشت و پیروزی خود را مدیون حمایت اصلاح‌طلبان و تاکتیک تمرکز بر سیاست خارجی بود. روحانی در میان رقبایی مثل محسن رضایی، قالیباف، عارف و جلیلی از به‌ثمر‌رساندن مذاکرات هسته‌ای گفت و موفق شد که اعتماد عمومی را جلب کند. 

آنچه رخ داد این بود؛ حسن روحانی در انتخابات آن سال بنا برگواهی نظرسنجی‌‌ها شانس چندانی نداشت. درصد رای او حتی به 5 هم نمی‌رسید. او بایدکاری می‌کرد؛ صرف اینکه او نماینده هاشمی‌رفسنجانی و اصلاح‌طلبان است نمی‌توانست ضامن پیروزی باشد. زمان برای او به سختی می‌گذشت. او طرحی تازه ریخت. برای خود یک پروژه تعریف کرد؛ او سال‌‌ها دبیر شورای عالی امنیت ملی و مسئو‌ل مذاکرات هسته‌ای بود؛ همان نقشی که بعد از او سعید جلیلی ایفا کرد و حالا او هم در میان نامزدها حضور داشت. 

پازل خوبی را برای خود فراهم دید. یک دو‌قطبی ساخت؛ یک سرش، خودش بود و سر دیگرش سعید جلیلی. شکل بازی هم این شد؛ سازش یا مقاومت. 

در این فضا دیگر نه محمدباقر قالیباف در چشم مردم آمد و نه برنامه‌های ایالتی محسن رضایی راه به جایی برد. حتی دیگر کسی توجه نکرد که محمدرضا عارف تنها نامزد اصلاح‌طلب حاضر در میدان است. 

او همه‌چیز را در اختیار گرفت و یکباره گفت با مذاکرات و صلح با دنیا هم اقتصاد را به اشتیاق می‌آورم و هم سیاست داخلی را دگرگون می‌کنم. به یک معنا او در‌ سیاست‌ورزی‌اش را از پاشنه سیاست خارجی چرخاند. 

او انتخابات را برد؛ در فاصله‌ای اندک قبح‌شکنی هم کرد و با باراک اوباما که رئیس‌جمهور ایالات متحده بود همکلام شد و بنابر قول و قراری که با مردم گذاشته بود محمدجواد ظریف را مسئول مذاکرات هسته‌ای کرد. 

پیروزی روحانی در انتخابات ریاست‌جمهوری سال 92 و تبدیل‌شدن مذاکرات هسته‌ای به اصلی‌ترین دغدغه کشور تا حد زیادی انتخابات مجلس دهم را تحت تاثیر قرار داد. مردم و جریان حامی روحانی که به ثمر رسیدن مذاکرات را نزدیک می‌دیدند و منتظر برجام‌های دوم و سوم بودند، برای همین با تمام توان به صحنه آمدند تا یک مجلس همسو با دولت تشکیل دهند. مخالفان و منتقدان سرسخت برجام را از بهارستان رانده و سکان امور را چنان در دست گرفتند که برجام در بیست دقیقه تصویب شود. 

پیروزی ترامپ در انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا اما نه‌تنها به مانع جدی برای برجام‌های بعدی تبدیل شد، بلکه همان برجام نخست را دچار سرنوشتی تلخ کرد. 

او بعد از چند بار هشدار در نهایت در مقابل چشمان میلیون‌‌ها بیننده تلویزیون، فرمان خروج از برجام را امضا کرد تا به قول خود مبنی بر پاره کردن برجام عمل کرده باشد‌.

او هم از برجام خارج شد و هم تحریم‌های بسیار سختگیرانه علیه ایران وضع کرد.

حالا همه نگاه‌‌ها به حسن روحانی دوخته شده بود. آیا او هم مانند ترامپ از برجام خارج خواهد شد‌؟

روحانی اما راه دیگری در پیش گرفت او حاضر به خروج از برجام نشد.گفت که از این پس برجام را منهای آمریکا ادامه می‌دهد و اروپا می‌تواند جایگزینی خوب برای آمریکا باشد. 

او مذاکرات سفت و سختی را با غرب سامان داد تا بتواند یک بسته جدید دریافت کند؛ اتفاقی که البته هنوز رخ نداده است.

 دوران پسا‌برجام

حالا معلوم شده که حسن روحانی غیر از مذاکرات با غربی‌‌ها یک کار مهم دیگر را هم مدیریت می‌کرده؛ البته پشت پرده.

او با دموکرات‌‌ها ائتلاف کرده و علیه ترامپ کار می‌کند. می‌خواهد ‌تا می‌تواند کاری کند که ترامپ صحنه سیاست را در ایالات متحده ترک کند و یک دموکرات به عرصه بازگردد. او اول انتخابات کنگره را نشانه رفته و بعد از آن به انتخابات ریاست جمهوری آمریکا فکر می‌کند. انتخاباتی که تنها چند ماه قبل از انتخابات 1400 برگزار می‌شود. او فکر می‌کند پیروزی احتمالی یک دموکرات تاثیر قابل‌توجهی در انتخابات ایران خواهد داشت. با فرض پیروزی یک دموکرات و یک دوره‌ای‌شدن دولت ترامپ ما نیز در ایران انتخابات پرهیاهوتری را برگزار خواهیم کرد. طراحان این ایده فکر می‌کنند در این صورت یک بار دیگر امیدها به رویت ثمرات برجام افزایش می‌یابد و این دستاورد بزرگی برای اعتدالیون خواهد بود. سوال باقیمانده اما این است که اگر یک دموکرات ساکن کاخ سفید شود و روابط این جریان سیاسی با اعتدالیون در ایران همچنان گرم مانده باشد، بهترین گزینه برای ریاست‌جمهوری ایران کیست؟ این همان سوالی است که اعتدالگرایان به پررنگ‌کردنش می‌اندیشند.

 امیدی برای اعتدالگرایان؟

اعتدالگرایان دست از تلاش برای تقویت ارتباط خود با آمریکایی‌‌ها برنداشته‌اند. اگرچه رئیس‌جمهور آمریکا به برجام پایبند نماند اما دولت روحانی و تیم دیپلماسی او همه تلاش خود را به کار گرفته‌اند تا این تفاهم بین‌المللی را حفظ کنند. مذاکره با اروپایی‌‌ها از یک‌سو و گرم نگاه‌داشتن روابط خود با دموکرات‌‌ها که گفت‌وگو و رایزنی ظریف و کری مصداق آن است، از دیگر سو عیان می‌کند دولت روحانی هنوز هم به ثمربخش‌بودن پروژه‌های سیاست خارجی امید دارد. درست است که حسن روحانی در انتخابات آتی ریاست‌جمهوری امکان کاندیداتوری ندارد اما نمی‌خواهد که عرصه اجرایی کشور را بدون هیچ دستاورد جدی و قابل اعتنا ترک کند. خاصه اینکه دستاورد مورد اشاره حکم برگ برنده برای جریان اعتدال‌گرا را دارد. از همین رو است که برخی از تحلیلگران مسائل سیاسی گفت‌وگوهای ظریف و جان کری که اخیرا سروصدای زیادی به پا کرده را تلاش اعتدال‌گرایان برای باقی‌ماندن در قدرت تعبیر می‌کنند. این گروه معتقد هستند که پیروزی دموکرات‌‌ها در آمریکا روح تازه‌ای به کالبد اعتدالگرایان خواهد دمید و این فرصت را ایجاد می‌کند که همچون دوران اوباما با یک دوره مذاکره مستقیم و غیرمستقیم برجام‌های دیگر را رقم زنند. 

همه مخالفان سناریوی مورد اشاره اما همین نظر را ندارند. برخی دیگر از مخالفان این ایده که تقویت روابط با دموکرات‌‌ها به نفع اعتدالگرایان در ایران تمام می‌شود، معتقد هستند که مشکل اصلی این جریان ریزش رای و کاهش محبوبیت است. به عنوان مثال حمیدرضا ترقی عضو شورای مرکزی حزب موتلفه به خبرنگار مثلث گفته است: «مردم متوجه هستند که مشکلات موجود در عرصه‌های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و‌... ارتباط چندانی با مسائل سیاست خارجی ندارد و عمدتا ناشی از سوء‌مدیریت در داخل کشور است، لذا یک‌بار دیگر به وعده‌های جریان اعتدالگرا مبنی بر تقویت ارتباط با غرب دل نمی‌بندند. به عبارت دیگر پشیمانی از رای‌دادن و حمایت از روحانی بیش از آن است که با این نوع رفتارهای و تلاش‌‌ها جبران شود. ریزش رای جریان اعتدال‌گرا به واسطه مشکلات اقتصادی و معیشتی گسترده رخ داده و تنها تغییر و تحول در این عرصه است که می‌تواند آن را جبران کند.» وی همچنین گفت: «به اعتقاد من همه مردم ما و همه نخبگان سیاسی به خصوص بعد از رفتار آمریکا در مورد برجام متوجه شده‌اند که تفاوتی بین سگ زرد و شغال نیست. هر دو جناح دموکرات و جمهوریخواه موضع مشخص و روشنی نسبت به جمهوری اسلامی دارند. اینکه دموکرات‌‌ها در انتخابات آتی پیروز شوند یا جمهوریخواهان، تفاوتی ندارد زیرا هر دو مخالف جمهوری اسلامی هستند. اینها در روش تفاوت‌هایی دارند‌ اما در موضع‌گیری نسبت به جمهوری اسلامی تفاوتی ندارند.»به نظر می‌رسد برنامه اعتدالگرایان برای مذاکره با دموکرات‌‌ها به شدت دنبال می‌شود. باید دید آنها برای طولانی‌مدت چه ایده‌ای دارند و آیا این دو جناح در ایران و آمریکا همچنان می‌توانند با سیاست خارجی به اهداف خود دست پیدا کنند؟ به نظر می‌رسد که پیاده‌روی ظریف و کری به سیاست داخلی

 کشیده شده است.