برخی منتقدین بر این باور هستند که دستگاه سیاست خارجی ایران با این سیاستی که در پیش گرفته از فرصت‎های بالقوه موجود در شرق و منطقه غافل شده است. در این راستا گفت‌وگویی با دکتر فواد ایزدی، استاد روابط بین‌الملل دانشگاه تهران داشتیم. به عقیده وی آقای روحانی از ابتدا نگاه خوشبینانه‌ای به غرب با محوریت برجام برای حل مشکل سیاست خارجی ایران داشت و علی‌رغم همه خلف وعده‎هایی که از جانب آمریکا دید همچنان تصور می‌کند که راه‎هایی برای حل مشکل با آمریکا وجود دارد.

 رویکرد دولت آقای روحانی و دستگاه دیپلماسی ایشان نسبت به آمریکای ترامپ چیست؟ به‌طور کلی به نظر شما امکان مذاکره با آمریکا در خصوص برجام یا مسائل دیگر وجود دارد؟

   سیاست خارجی آقای روحانی نسبت به آمریکا خوشبینانه است، حتی در مقطع کنونی که آمریکا از توافق خارج شده همچنان اندکی خوش‌بینی نزد ایشان و دستگاه سیاست خارجی وجود دارد. به این معنا که زمانی‌که آقای روحانی رئیس‌جمهور شدند، این تفکر در ایشان و برخی از اطرافیان‌شان وجود داشت که مشکل سیاست خارجی ایران در صورت کاهش تنش با ایالات متحده حل می‎شود. برای این منظور نیز در نظر داشتند که لیستی از مشکلاتی که آمریکا با ایران دارد را تهیه کرده و برای بهبود روابط، با دادن امتیاز به آمریکاییان این مشکلات را برطرف کنند که این دیدگاه در راستای نگاه کدخدامحورانه‌ای است که ایشان نسبت به واشنگتن دارند. اما برخلاف تصور ایشان با انجام این کار نه‌تنها مشکلی حل نشد، بلکه علاوه بر تحریم‎های قبل از برجام، تحریم‎های بعد از برجام را هم متحمل شدیم و مشکلات افزایش یافته است. زیرا آمریکا تنها با سیاست ایران مشکل ندارد، بلکه کل سیستم و حاکمیت جمهوری اسلامی را برنمی‎تابد لذا تغییر سیاست شاید اندکی از تنش‎ها بکاهد اما مشکل همچنان پابرجاست.‌ با این حال دکتر روحانی همچنان تصور می‎کنند که راه‎هایی برای حل این معضل وجود دارد و در این راستا اگرچه به وضوح صحبت از مذاکره با آمریکا نمی‎شود اما به نظر می‎رسد که رئیس‌جمهور بر این باورند که برخلاف رفتارهای دوگانه ایالات متحده همچنان ‌راهی برای مذاکره وجود دارد. 

 ‌آقای ایزدی به نظر شما تمایزی میان آمریکای ترامپ با آمریکای دموکرات‎ها که درواقع برجام در آن زمان امضا شد و در زمان ترامپ از آن خارج شدند، وجود دارد؟ 

   درواقع برجام با همه امتیازاتی که طی آن واگذار شد، بر اساس طرحی از کری و اوباما بود که نسبت به آنها خوش‌بینی وجود داشت. جان کری در کنگره اعلام کرد: «از لحاظ حقوقی اجرای برجام برای آمریکا الزام‌آور نیست.» بنابراین تفاوت‎هایی که میان دموکرات‎ها و جمهوریخواه‎ها وجود دارد تاکتیکی است نه بنیادی و هر دو حزب در اهداف با هم اشتراک نظر دارند و هر دو یک نگرش به جمهوری اسلامی ایران دارند. عدم درک این موضوع سبب شده که برخی در کشورمان درصدد جدا کردن ترامپ از بدنه آمریکا برآیند تا به نوعی مشکل حل شود، درحالی‌که این اقدام باید زمان اوباما انجام می‎شد زیرا اوباما و کری درون

 حزب دموکرات، اقلیت بودند.

 در راستای همین موضوع به نظرشما دلیل تمرکز و توجه زیاد دکتر روحانی و دستگاه دیپلماسی ایشان روی مساله غرب و برجام چیست؟ در حالی‌که شرق و فرصت‎هایی ‌که در آنجا یا منطقه وجود دارد  به نوعی نادیده گرفته شده است.

   براساس نگاه کدخدامحور ایشان به غرب آن هم در ذیل برجام، این اتفاق افتاده است. درواقع آقای روحانی در سیاست خارجی علاوه بر عدم توجه به شرق و منطقه، در غرب نیز روابط دوجانبه مستحکمی با کشورهای اروپایی برقرار نکردند و مساله غرب هم در برجام خلاصه شده است. این در حالی است که ثروت و تکنولوژی دنیا در حال انتقال از غرب به شرق است و در حوزه‎هایی پیشرفت کشورهای شرقی بیشتر از آمریکا بوده است؛ لذا منطقی نیست که تمام تمرکز ما روی غرب باشد زیرا در این وضعیت، چین یا روسیه نمی‎توانند سیاست راهبردی با ایران داشته باشند. درواقع ما بر آن نیستیم که دولت آقای روحانی را به این موضوع متهم کنیم اما دیدگاهی که در دنیا نسبت به دولت ایشان وجود دارد این است که دولت یازدهم و دوازدهم غرب‌گرا است و این دیدگاه باید اصلاح شود. به عبارت بهتر چندین ماه است که ایران در چین و هند سفیر تعیین نکرده است و با توجه به وضعیتی که در برجام به وجود ‌آمده و نیازهای تجاری و اقتصادی که کشور دارد، این مساله یک معضل است و به نوعی از جانب این کشورها بی‌احترامی 

در عرف دیپلماتیک تلقی می‎شود.

 به عقیده شما با این شرایط دولت روحانی برجام را با اروپا حفظ خواهد کرد؟

   علی‌رغم نکات مثبتی که برجام برای ایالات متحده داشت اما آنها از برجام خارج شدند، زیرا اولا احساس کردند از این طریق می‎توانند امتیاز بیشتری از ایران بگیرند و این درک زمانی که ایران صحبت از برجام دو و سه و منطقه قدرتمند کرد، حاصل شد. دوم اینکه طرف مقابل یقین پیدا کرد که جمهوری اسلامی قطعا در برجام باقی می‎ماند، این مساله نیز زمانی که ایران بیان داشت برجام را با اروپا و بدون آمریکا ادامه می‎دهد مشخص شد. لذا آمریکا دریافت که برجام و محدودیت‎هایش وجود دارد پس می‎توان امتیازات بیشتری را از طریق اعمال فشار بیشتر از ایران گرفت. به همین دلیل ایران باید برای طرف مقابل این درک را به وجود می‌‎آورد که اولا ایران دیگر آمادگی دادن امتیاز بیشتر را ندارد چون امتیازاتی که در برجام داد خیلی به نفعش نبود‌، ثانیا در صورت خروج آمریکا از برجام، ایران هم از آن خارج می‎شود‌ اما تصور برعکس به وجود آمد و موجب شد ایران در موقعیت فعلی قرار بگیرد.