او را بیشتر با نام مستعار «عباد» می‌شناسند. نامی که به روایت روزنامه اعتماد «خودش هم ناراحت نمی‌شود وقتی دوستانش با این اسم از او یاد می‌کنند. چرا‌که سال‌های سال با همین اسم در وزارت اطلاعات و شورای عالی امنیت ملی فعالیت کرده است.» او که زاده جنوب تهران است پیش از انقلاب تکنسین کارخانه‌هایی چون ارج بود و پس از انقلاب اسلامی تا ۱۳۶۰ مسئول شاخه کارگری حزب جمهوری اسلامی شد.

ربیعی عضو سپاه پاسداران شد و از فرماندهان آن بود. از آغاز انقلاب وی عضو مؤسس و عضو شورای مرکزی خانه کارگر بوده‌است. او از ۱۳۶۶ تا ۱۳۷۲ در دوره وزارت محمد ری شهری و علی فلاحیان، معاون حقوقی و پارلمانی وزارت اطلاعات و از ۱۳۷۲ تا ۱۳۸۴ مسئول اجرایی و مسئول کمیته تبلیغات دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی بوده‌است. از ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۴ مشاور اجتماعی رئیس‌جمهور سید‌محمد خاتمی بود. ربیعی در جریان تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری (۱۳۸۸) از اعضای اصلی ستاد موسوی بود.

او استاد دانشگاه تهران و پژوهشگر حوزه جامعه‌شناسی سیاسی و اقتصادی است. و همچنین عضو هیات علمی و دانشیار دانشگاه پیام نور، محقق و نویسنده در حوزه جامعه‌شناسی سیاسی و مدیریت و مشاور اجتماعی رئیس‌جمهور ایران (سید محمد خاتمی) طی سال‌های ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۴ است.

‌اوج فعالیت علی ربیعی، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی در دوران حجت‌الاسلام هاشمی رفسنجانی و دولت اصلاحات بود.حجت الاسلام فلاحیان نیز در مصاحبه‌ای با روزنامه جام جم از تدریس علی ربیعی در دانشگاه امام باقر (علیه السلام) که زیر نظر وزارت اطلاعات است به عنوان استاد عملیات روانی یاد می‌کند.

فلاحیان در مصاحبه‌ای نیز از چگونگی خروج وی از وزارت و رفتن به شورای امنیت ملی اینگونه می‌گوید: «علی ربیعی از بچه‌های خانه کارگر و از بچه‌های چپ بود... یک مقطعی شد مدیرمسئول روزنامه کار و کارگر. در عین حال در وزارت اطلاعات هم بود. ما بهش گفتیم دیگر نمی‌شود که در اطلاعات بمانی. چون رفتی در یک گروه سیاسی. یا آن را انتخاب کن و یا وزارت را. او هم خیلی با من بد شد... علی ای‌حال وقتی کنارش گذاشتیم آقای حسن روحانی او را برد به دبیرخانه شورای امنیت ... بعد از انتخابات آقای خاتمی می‌خواست او را وزیر کار بگذارد و خیلی روی این مساله اصرار داشت... و درهرحال ربیعی وزیر کار نشد... یکهو گفتند بشود دبیر شورای امنیت... بالاخره با لابی بازی‌های پشت پرده قرار شد که حالا رسماً دبیر همین آقای روحانی باشد ولی مسئول اجرایی شورای امنیت عباد شود. البته این پست عباد بسیار کلیدی است در امنیت کشور...»

  ربیعی و قتل‌های زنجیره‌ای

در ماجرای قتل‌های زنجیره‌ای نیز گهگاه نام ربیعی به میان آمد. پرونده قتل‌های زنجیره‌ای زیر نظر کمیته تحقیق سه نفره رئیس جمهور، علی یونسی (رئیس وقت سازمان قضایی نیرو‌های مسلح)، عباد (علی ربیعی) و سرمدی به مشاورت سعید حجاریان و خسرو تهرانی آغاز به کار ‌کرد و از همان ابتدا نقش گسترده عباد در آن به چشم می‌آمد. 

 گروه اول بازجویی زیر نظر سازمان قضایی نیروهای مسلح آغاز به کار کرد که به واسطه گزارش‌های وی در مرداد 1378 منحل و تشکیل گروه دوم (موسوم به گروه باز خوانی ) موافقت شد.

 با تدابیر عباد، مسیر پرونده به طور کامل تغییر کرد و برخی می‌گویند در نتیجه تیم جدید سوی اتهامات را به سمت فلاحیان بردند‌؛ فردی که موجب اخراج عباد از وزارت اطلاعات شده بود. نام عباد بار دیگر نیز در ترور حجاریان به مطبوعات کشیده شد. 

علی ربیعی، به عنوان فرد ارشد دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی بلافاصله در بیمارستان محل بستری شدن سعید حجاریان حضور یافت و ضمن اعلام تشکیل جلسه اضطراری شورای امنیت، از تشکیل کمیته ای به ریاست سید عبدالواحد موسوی‌لاری وزیر کشور و با حضور نماینده وزارت اطلاعات خبر داد. 

ربیعی که مشاور رئیس جمهور نیز بود در یک اظهار نظر رسمی از بحرانی شدن فضا خبر داد و اعلام کرد: «کسانی که حجاریان را برای ترور انتخاب کردند، می‌دانستند که با این اقدام، کشور را به بحران می‌کشانند.» 

هر چند بعد از افشای نوار مکالمه ترور‌کنندگان با یکی از اعضای شورای شهر اول و درز برخی اطلاعات در مورد اهداف این ترور به رسانه‌ها هیچگاه مشخص نشد چه کسانی سعید حجاریان را برای ترور انتخاب کرده بودند. 

علی ربیعی به عنوان مدیر مسئول روزنامه کار و کارگر در سال 79 به اتهام نشر اکاذیب، افترا و تهمت به قصد تشویش اذهان عمومی به دادگاه فرا‌خوانده شد، اما در سال‌های بعد به جهت اینکه اتهاماتش مشمول مرور زمان شده بود‌، برایش قرار موقوفی تعقیب صادر شد.

علی ربیعی، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی در پاسخ به این سؤال که به عنوان کسی که فعالیت امنیتی داشته به آقای روحانی مشورت امنیتی می‌دهید، اظهار داشت: «من هنوز به روایتی و از زاویه دیگری هم کار امنیتی می‌کنم. همین‌جا که نشسته‌ام باید با بحران کار و بحران اجتماعی مقابله کنم. فکر می‌کنید جلوگیری از این بحران‌ها کار ساده‌ای است؟»