مهدی فضائلی می‌گوید: «خروج جهانگیری از دولت و ورود او به انتخابات مجلس شورای اسلامی سناریوی محتمل است که عواملی همچون عملکرد دولت روحانی یا تصمیم تشکیلاتی جریان اصلاحات روی اجرای این سناریو تاثیر تعیین‌کننده خواهد گذاشت.» این تحلیلگر مسائل سیاسی معتقد است: «گرچه عارف از لاریجانی برای کسب کرسی ریاست مجلس شکست خورد اما این تنها فاکتوری نخواهد بود که جهانگیری را از ورود به عرصه انتخابات مجلس منصرف کند.» او درباره رقابت لاریجانی - جهانگیری در انتخابات ریاست‌جمهوری 1400 نیز یادآور می‌شود: «عوامل مختلفی دخیل هستند که حتی شاید این دو را به جای رقابت به سمت ائتلاف ببرد.»

بعد از انتخابات ریاست‌جمهوری با آقای جهانگیری متفاوتی مواجه شدیم، اوایل تابستان حتی زمزمه‌هایی بود که می‌خواهد از دولت خارج شود. برخی او را شهردار آینده تهران خواندند اما خیلی سریع سمت و سوی مباحث عوض شد و آقای روحانی حکم انتصاب جهانگیری در جایگاه معاون اولی خود را صادر کرد، با این تفاوت نسبت به دولت یازدهم که اختیارات و جایگاه او در دولت تنزل یافت، به نظر شما با اوصاف یادشده جهانگیری تا انتخابات ریاست‌جمهوری سال 1400 در دولت می‌ماند یا جدا می‌شود؟

   موقعیت آقای جهانگیری در دولت دوازدهم به نسبت دولت یازدهم در حال افول است و مجموعه اختیارات، جایگاه و شأن و منزلتی که امروز دارد بنا به برخی اخبار برآمده از داخل دولت روز به روز سیر نزولی را تجربه می‌کند. آقای جهانگیری باتوجه به آنکه نتوانست در چینش ترکیب دولت نقش ایفا کند و به نوعی نظراتش مورد توجه آقای روحانی قرار نگرفت، در همان مقطع خواست از دولت کناره‌گیری کند اما سرانجام با رایزنی‌هایی ماندگار شد، هرچند احتمال چنین مساله‌ای همچنان وجود دارد. خیلی‌ها تلاش می‌کنند حتی‌المقدور این اتفاق نیفتد. به نظرم آقای روحانی خیلی مایل نیست، آقای جهانگیری از دولت برود. از طرفی در داخل جریان اصلاحات نیز مسائلی وجود دارد و تصمیم آقای جهانگیری براساس جمع‌بندی شخصی اتخاذ نخواهد شد، بلکه دیدگاه تشکیلات هم در اتخاذ آن تصمیم نقش موثری خواهد داشت. معتقدم به نوعی کناره‌گیری آقای جهانگیری از دولت می‌تواند نماد فاصله گرفتن جدی‌تر جریان اصلاحات از آقای روحانی باشد، بنابراین هر دو طرف تلاش می‌کنند چنین اتفاقی نیفتد. در مجموع من فکر می‌کنم اگر همین روند طی شود، احتمال وقوع چنین اتفاقی کم نیست.

کاهش اختیارات آقای جهانگیری ناشی از چیست، خودش نخواست مسئولیت بیشتری در دولت دوازدهم بگیرد یا اطرافیان آقای روحانی نخواستند که اختیارات آقای جهانگیری همچون دولت یازدهم باشد چون در انتخابات چسبندگی او به جریان اصلاحات بیشتر شد و آنها نمی‌خواستند دولت اعتدال و جریان اصلاحات بیش از این به هم نزدیک شوند؟

   قطعا آقای جهانگیری مایل بود که موقعیت و اختیارات بیشتری را در دولت داشته باشد ولی ترکیب جدیدی که آقای روحانی برای دولت انتخاب کرد و آمدن آقای واعظی به دفتر رئیس‌جمهور و قوت گرفتن برخی دیگر از افراد در دولت باعث شد که آقای جهانگیری آن موقعیت گذشته را نداشته باشد.

صحبتی مطرح شد که احتمال دارد آقای جهانگیری برای انتخابات مجلس شورای اسلامی در سال 98 از دولت جدا شود و شانس خودش را برای کسب کرسی ریاست پارلمان امتحان کند، این اتفاق را چقدر محتمل می‌دانید؟

   احتمالش وجود دارد، البته مقداری باید نزدیک‌تر به فضای انتخابات مجلس شویم و شرایط دولت و مسائل دیگری را که به نوعی در جریان انتخابات نقش خواهد داشت مورد ارزیابی قرار دهیم ولی به‌عنوان گزینه‌ای که باید به آن فکر کرد، معتقدم سناریویی است که می‌تواند مطرح باشد و گامی‌ از طرف آقای جهانگیری برای انتخابات ریاست‌جمهوری سیزدهم در سال 1400 تلقی شود. البته همان‌طور که گفتم این مقداری بستگی به شرایط و جایگاه آقای جهانگیری در دولت دارد چون اگر آن نتایجی را که می‌خواهند در حوزه اجرا نگیرد، این مساله می‌تواند مانع حضور جدی آقای جهانگیری در انتخابات ریاست‌جمهوری سال 1400 باشد. البته بحث برادر او نیز به‌عنوان یکی از موانع احتمالی دیگر مطرح است. برادر او پرونده‌ای دارد و هنوز وضعیتش خیلی روشن نیست، این مساله می‌تواند یک مانع جدی در مقابل حضور آقای جهانگیری در انتخابات مجلس و انتخابات ریاست‌جمهوری باشد.

فارغ از این مساله و با فرض اینکه آقای جهانگیری هم در انتخابات مجلس شورای اسلامی و هم در انتخابات ریاست‌جمهوری بتواند تایید شورای نگهبان را داشته باشد، به نظر شما این ریسک را آقای جهانگیری باتوجه به تجربه آقای عارف می‌پذیرد، چون آقای عارف هم می‌خواست چنین راهی را برود، اول از انتخابات ریاست‌جمهوری سال 92 شروع کرد، بعد که مجبور شد به نفع آقای روحانی کنار رود، عزمش را برای انتخابات مجلس شورای اسلامی و کسب کرسی ریاست پارلمان جزم کرد اما نهایت تقدیرش تکیه‌زدن به کرسی ریاست فراکسیون امید بود. به نظر شما این اتفاق تجربه‌ای برای آقای جهانگیری می‌شود که نگاهی به انتخابات مجلس شورای اسلامی و کسب کرسی ریاست پارلمان نداشته باشد؟ چون آقای لاریجانی در رقابت با آقای حدادعادل در دو دوره هشتم و نهم و در رقابت با آقای عارف در دوره دهم نشان داد تبحر ویژه‌ای برای حفظ جایگاه ریاست مجلس دارد. آیا این ویژگی آقای لاریجانی، آقای جهانگیری را دست به عصا نخواهد کرد تا وارد این ریسک نشود یا او بنا به ظرفیت‌ها و داشته‌هایی که دارد شانس خود را آزمایش خواهد کرد؟

   به نظرم مساله آقای عارف و آقای جهانگیری از دو جهت متفاوت است، یکی به لحاظ شخصیت آقای جهانگیری و آقای عارف است که این ویژگی در آنها خیلی با هم فرق می‌کند. نکته دوم هم اراده‌ای است که در جریان اصلاحات برای این ماجرا وجود دارد. اگر بخواهم مساله دیگری به آن اضافه کنم ترکیب وضعیت نمایندگان هم مهم است یعنی اتفاقی که برای آقای عارف افتاد همه‌اش فقط به خود او بر‌نمی‌گشت، بالاخره جریان اصلاحات هم در مجلس ضعف‌هایی داشت. ترکیب نمایندگان به‌خصوص در تهران یکی از مسائلی بود که خیلی برای جریان اصلاحات مساله آفرید و درون جریان اصلاحات انتقادهای جدی مخصوصا به آقای خاتمی وجود داشت و دارد که چنین لیستی را نهایتا تایید کرد. اینها مقداری باعث می‌شود در انتخابات بعدی جریان اصلاحات متفاوت عمل کند، ضمن آنکه خود آقای جهانگیری هم متفاوت است. بنابراین حتما این تجربه مدنظر خواهد بود اما چون عوامل مهمی‌ در آن تغییر کرده صرفا براساس تجربه آقای عارف تصمیم‌گیری نخواهد شد.

بعضی می‌گویند دوقطبی بین آقای لاریجانی و جهانگیری شکل نمی‌گیرد چون آنها از یک جنس سیاسی هستند اما برخی دیگر می‌گویند اگر زمینه رقابت بین آقای جهانگیری و لاریجانی از مجلس شروع شود، در انتخابات ریاست‌جمهوری می‌تواند محور اصلی رقابت را شکل و سایر نامزدها را در حاشیه قرار دهد، به نظر شما این اتفاق شدنی است؟ چنین دوقطبی بین لاریجانی و جهانگیری شکل می‌گیرد؟ اگر شکل بگیرد شانس کدام یک بیشتر است؟

   دوقطبی که حتما شکل نمی‌گیرد اما رقابت شاید شکل بگیرد چون به دلایل مختلف اینها هر دو در شرایطی نیستند که شرایط دوقطبی را بتوانند در انتخابات ریاست‌جمهوری آینده به وجود آورند ولی می‌تواند رقابتی بین این دو باشد چون هر دو علاقه‌مند و انگیزه دارند برای اینکه به آن موقعیت برسند اما اینکه این رقابت فقط بین این دو نفر باشد و مثلا فرد یا افراد جدی دیگری وارد این میدان نشوند، صحبت درباره آن هنوز زود است. احتمال دارد که رقابت سه‌وجهی شود. مقداری باید به فضای انتخابات نزدیک شویم. 8 ماه بیشتر از انتخابات ریاست‌جمهوری دوازدهم فاصله نگرفتیم. در مجموع انتخابات مجلس به نظرم تا حدود زیادی می‌تواند آرایش انتخابات ریاست‌جمهوری را مشخص کند.

نه اینکه کسانی دیگر وارد نشوند. در انتخابات ریاست‌جمهوری سال 92 وقتی دوقطبی بین جلیلی و روحانی یا در سال 96 رقابت بین روحانی و رئیسی شکل گرفت، دیگر رقبا به چشم نیامدند یا انتخابات سال 88 وقتی رقابت بین موسوی و احمدی‌نژاد شد، محسن رضایی و کروبی در حاشیه قرار گرفتند. یعنی رقابت جهانگیری و لاریجانی طوری شود که افکارعمومی روی این دو نامزد متمرکز باشند و دیگر نامزدها ظهور و بروزی پیدا نکنند، آیا رقابت آقای جهانگیری و آقای لاریجانی از این جنس خواهد شد؟

   بستــگی دارد، می‌تـوانــد در انتـخــابــات ریاست‌جمهوری آینده حتی این حالت را هم متصور بود که آنها به سمت ائتلاف با هم بروند یا اصلا انتخابات سه وجهی شود.

برخی می‌گویند آقای لاریجانی و آقای جهانگیری با هم پا به عرصه انتخابات ریاست‌جمهوری نمی‌گذارند، اگر بیایند یک نفر می‌آید؟

   بستگی دارد که آن ضلع یا اضلاعی که وارد انتخابات می‌شوند، چه کسانی و موقعیت‌شان چطوری باشد.

یعنی امکان دارد که آقای جهانگیری و آقای لاریجانی با هم به یک ائتلافی برسند؟

   بله، در یک شرایطی امکان این اتفاق وجود دارد.

کدامیک شانس بیشتری دارد که در میدان باشد و دیگری پشت صحنه قرار گیرد؟

   الان خیلی زود است. معمولا آقای لاریجانی بعید است خیلی راحت به نفع آقای جهانگیری کنار برود و از آن طرف نیز چنین وضعیتی است یعنی آقای جهانگیری خیلی سخت به نفع کسی کنار می‌رود. معتقدم هر دو خیلی سخت به نفع دیگری کنار خواهند رفت ولی آنچه به‌عنوان احتمال تصور می‌کنیم، این است که به‌هر‌حال موقعیت آقای روحانی در آن زمان چطوری باشد؟ عملکرد آقای لاریجانی در این فاصله تا آن موقع چطوری باشد؟ خود آقای جهانگیری در دولت بماند یا نماند؟ چون اگر دولت شرایط امروز را داشته باشد و این روندی که خیلی به نظر نمی‌آید تغییر کند و دستاورد جدی داشته باشد، حفظ شود، همه کسانی که به نوعی چسبندگی به دولت آقای روحانی دارند، موقعیت‌شان در انتخابات بعدی خیلی تضعیف خواهد شد. این است که من فکر می‌کنم ما اتفاقات مهمی ‌را تا انتخابات 1400 پیش‌رو خواهیم داشت.