برخی بر این باورند اصلاح طلبان باید از قدرت برحذر بمانند تا بتواند برناهه های خود را عملی کنند؟ از سویی مدتی است بحثی مطرح شده با نام اصلاح طلبان فرصت طلب. چالش های این جریان سیاسی در گفت وگو با سعید شریعتی عضو شورای مرکزی حزب اتحاد ملت ایران بررسی شده است.

به گزارش مثلث آنلاین به نقل از ایرنا: گفت و گو را از نظر سنجی موسسه ایسپا شروع کنیم. این نظرسنجی حکایت از کاهش اقبال مردمی به اصلاح طلبان پس از حوادث دی ماه 96 داشت. شما هم چنین اعتقادی دارید؟
شریعتی: خیر. لازم است مقدمه ای عرض کنم. اکثریت بلامنازع جامعه ایران هیچوقت یک طیف سیاسی خاص را نماینده خود ندانسته و نمی دانند. به عبارتی این طور نیست که نیمی از جامعه ایران اصلاح طلبان و نیمی دیگر اصولگرایان را وکیل خود بدانند.
آخرین نظر سنجی ایسپا و نظر سنجی حزب ما( اتحاد ملت) نشان داد که بیش از 70 درصد جامعه از وضع موجود راضی نیستند. این به معنای رضایت 30 درصد مابقی نیست، زیرا این بخش به دو دسته تقسیم می شوند؛ تعدادی نظر خود را در این افکار سنجی ابراز نکرده اند و عده ای که از وضع موجود، رضایتی نسبی دارند.
علاوه بر این نتایج این دو نظر سنجی حکایت از آن می کرد که حدود 90 درصد آن بخش جامعه که از وضع موجود ناراضی اند مایل به انجام تغییرات به سمت وضعیت مطلوب هستند، اما از راه های مسالمت آمیز. این همان چیزی است که ما به آن می گوییم اصلاحات.
رهبری هم می گویند باید رفع فقر و تبعیض شود یعنی ایشان هم از وضع موجود راضی نیستند و بارها هم این را عنوان کرده اند. اخیرا هم گفتند که من به درگاه خداوند اعتذار می برم که ما نتوانستیم عدالت را آنجور که می خواستیم پیاده کنیم. یعنی ایشان هم به دنبال تغییرات هستند .
در دو دهه گذشته تجربه انتخابات و تحلیل آرای صندوق های رای و همچنین نظر سنجی ها نشان داد 20 درصد از جامعه رای دهنده ایرانی به شکل سازمانی و تشکیلاتی به سود اصلاح طلبان رای می ریزند. حول و حوش 15 درصد از جامعه رای دهنده هم به صورت تشکیلاتی و سازمانی به نفع اصولگرایان رای می دهند.
با این حساب مجموع رای تشکیلاتی 35 درصد کل آرای ماخوذه می شود.
65 درصد باقی مانده آرای خاکستری است که بر اساس شعار، برنامه،موقعیت جامعه و کشور بین اصلاح طلبان و اصولگرایان توزیع می شود.
سهم اصلاح طلبان از این آرای خاکستری به طور معمول بیشتر بوده است. چون اصلاح طلبان شعار تغییر را بهتر از اصولگرایان نمایندگی می کنند. صاحبان آرای خاکستری هم چون از وضع موجود ناراضی اند پشت شعارهایی که محتوای تغییر داشته باشد بهتر بسیج می شوند. اما این گزاره در مورد اصولگرایان صادق نیست. چون بخش عمده ای از گفتمان آنها محافظه کارانه و حفظ وضع موجود است.
از این رو معمولا سبد آرای خاکستری با یک نسبت نامتوازنی به سود اصلاح طلبان توزیع می شود.
البته از سال 84 به این سو، قوه تاثیرگذار دیگری وارد آرایش سیاسی ایران شده است که نامش' جریان تحریم انتخابات' است که بر تحریم صندوق تاکید دارد. آنها آگاهانه و به عنوان یک عمل سیاسی رای نمی دهند.

ایرنا: ادعاهایتان را چگونه با نتایج انتخابات سال گذشته ریاست جمهوری تطبیق می دهید؟
شریعتی: 25 میلیون نفر به روحانی و16 میلیون به رییسی رای دادند. 18 میلیون هم پای صندوق نرفتند.
حدود 12 میلیون از رای روحانی، آرای تشکیلاتی اصلاح طلبان است و 13 میلیونش آرای خاکستری.
تقریبا 10 میلیون از رای رییسی، آرای تشکیلاتی اصولگرایان است و 6 میلیون رای خاکستری که در این انتخابات از حاشیه شهرها و روستاها برخاستند.
18 میلیون نفر هم که اصلا رای ندادند.

ایرنا: به عبارتی در تحلیل آرا می توان گفت رییسی در انتخابات اخیر رتبه سوم را کسب کرده است؟
شریعتی: بله. البته تحریمی ها طیف های واحدی نیستند.
در سه هفته نخست تبلیغات انتخابات اخیر روحانی فقط روی آن 12 میلیون کار می کرد ولی یکدفعه متوجه شد که باید آرای خاکستری را جلب کند و شروع کرد به شعارهای متفاوت دادن و به اصطلاح فتیله را بالاکشیدن.

ایرنا: از نظر شما روحانی بعد از خرداد 96 ریزش آرایی هم داشته است؟
شریعتی: بله. با این تبصره که ریزش آرا و کاهش محبوبیت اغلب در آرای خاکستری رخ می دهد نه تشکیلاتی.
ریزش رای آقای روحانی پس از انتخابات به دو دلیل بود. یکی اینکه دور دوم ریاست جمهوری است و رییس جمهور دیگر نیازی به رای دوباره ندارد. بنابراین به کارهای ستادی می پردازد و چندان دنبال جلب رضایت صف نیست.
دلیل دوم هم رو به پایان بودن عمر دولت روحانی است. دولتمردان نیم نگاهی به این دارند که چه کسی در سال 1400 به قدرت می رسد. یعنی به فکر آتیه خویش هستند و توجه چندانی به انجام وعده هاشان ندارند.
البته آرای تشکیلاتی روحانی ریزشی نداشت. شخصا هم ندیدم کسی از اصلاح طلبان بگوید من سرنگونی طلب می شوم یا اینکه به جبهه اصولگرایان ملحق می شوم. کما اینکه از سرنگونی طلب ها هم هیچ کس نگفت می روم اصلاح طلب یا اصولگرا شوم.

ایرنا: سراغ موضوع دیگری برویم که مدتهاست دوباره مطرح شده است؛ دیدگاهی که می گوید ورود دوباره اصلاح طلبان از سال 92 به حاکمیت اشتباه بود. این نظر معتقد است اصلاح طلبان باید از ساحت حاکمیت فاصله می گرفتند ولی با حفظ ارتباط با جامعه در سربزنگاه های تصمیم گیری، قدرت را وادار به تمکین از خواسته های مردم می کردند؟
شریعتی: شخصا هیچ وقت دیدگاهی که می گوید باید 'بیرون از دایره قدرت ماند ولی اصلاحات را هم پیش برد' هضم نکرده ام.
در نظر داشته باشید که سیاست فن و حرفه قدرت است. شما سیاست ورزی می کنید که در گام نخست قدرتتان را حفظ و در مرحله بعد آنرا بسط دهید. تا از قدرت در جهت عینی و عملی ساختن ایده و عقایدتان استفاده کنید.
همانطور که نمی شود شما دنبال کار اقتصادی بروید و بگویید باید از پول فاصله بگیرم در مورد سیاست هم چنین امکانی وجود ندارد.
البته ابعاد قدرت متفاوت است و مواردی مانند قدرت سازمان، قدرت گفتمان، قدرت حکم، قدرت اسلحه، قدرت پول، قدرت افکارعمومی و از این قبیل را زیر بال خود می گیرد.
طبعا در ساختار سیاسی ایران، قوه مجریه بخش مهمی از قدرت را در اختیار دارد. البته آنهایی هم که حکومت را در دست دارند سهم بیشتری از قدرت دارند.

ایرنا: البته این دیدگاه معتقد است اصلاح طلبان باید از قدرت به معنای ورود به دستگاههای حاکمیتی برحذر باشند!؟
شریعتی: حتی اگر بگوییم منظور از قدرت کسب مناصب دولتی باشد باز دوری جستن از آن غیرممکن است و نامفید. اجازه دهید توضیحی دهم.
بن مایه پروژه اصلاحات، قدرتمند ساختن شهروندان در برابر دولت به معنای وسیع کلمه یعنی حاکمیت است. اگر موضوع اصلاحات را شهروندان بگیریم آنها در یک جامعه که حاکمیت اقتدارگرا دارد بی پناه و اتمیزه هستند. پروژه اصلاحات معطوف به این بوده و هست که این شهروندان بی قدرت را قدرتمند کند.
وقتی بحث استضعاف می کنیم فقط منظور مستضعفین مالی نیستند بلکه اکثریت شهروندان ایرانی مستضعفان سیاسی هستند. در نگاه مکتبی تشیع هم دولت کریمه قرار است تشکیل شود تا زمین را از آن مستضعفین کند. یعنی قدرتمند کردن مستضعفین هدفی والا و تقدیس شده است.
طبعا در حداقلی ترین شکل ممکن، لازمه ایجاد هر گونه تغییر مثبت در جامعه این است که دولت مستقر از برخی اقدامات خودداری کند. یعنی اصلاح طلبان باید این قدرت را داشته باشند که مانع گسترش سلطه دولت بر زندگی شهروندان شوند. اصلاحات قرار است از سلطه دولت بر زندگی شهروندان جلوگیری و به تدریج این روند را معکوس و شهروندان اتمیزه شده را تبدیل به جامعه مدنی کند. جامعه مدنی هم یعنی کلونی های شهروندان قدرتمند.
این مهم، موازنه قدرت دولت مطلقه مقتدر و شهروندان بی پناه را به سود شهروندان تغییر می دهد. این فرآیند به زبان سیاسی همان دموکراسی، کرامت انسانی، حقوق بشر وحقوق شهروندی و در مجموع ترمینولوژی اصلاحات است.
حالا این دولت بزرگ و کرخت و پر اینرسی را که در تمام ابعاد زندگی شهروندان نفوذ دارد چگونه می توان از زندگی مردم کنار گذاشت؟ باید یک عده به نمایندگی از مردم وارد دولت شوند و از تصدی گری دولت به نفع بخش خصوصی بکاهند. این تصدی گری فقط اقتصادی نیست بلکه تصدی گری سیاسی، اجتماعی و فرهنگی هم است. این فرآیند انتقال قدرت از دولت به جامعه مدنی و از جامعه مدنی به شهروندان است.
بدون رفتن نماینده هایی به دولت و مجلس و در واقع حکومت، امکان تحقق این جریان انتقال و گذار فراهم نمی شود چون دولت ها از اساس زیادت خواه هستند و مدام می خواهند فربه و فربه تر شوند.
به این دلایل، توصیه آنهایی که می گویند اصلاح طلبان باید از قدرت فاصله بگیرند را صحیح نمی دانم.

ایرنا: انتقادی هم یکی از چهره های فکری اصلاح طلبان مطرح کرده و آن ورود افراد فرصت طلب به جمع اصلاح طلبان است. آنهایی که نان گفتمان اصلاح طلبی را می خورند اما حاضر به پرداخت هزینه نیستند؟
شریعتی: این ایرادی درست است. مدیرانی که قرار است وارد دولت یا سایر نهادهای انتخابی شوند تا این فرآیند استضعاف زدایی از شهروندان را تسهیل کنند باید سالم و خالص باشند. این طور نباشد که از خاستگاه اصلاح طلبی وارد حاکمیت شوند و بعد از ورود صرفا کارگزار دولت شوند یا عامل افرادی که منافع شخصی خود را تعقیب می کنند.

ایرنا: باتفاسیری که ارایه دادید شرکت در انتخابات را به نفع اصلاحات می دانید؟
شریعتی: بله. همین که این نمایندگان مانع از تصویب برخی قوانین شوند که نفوذ حاکمیت در زندگی مردم را افزایش دهد اقدام موثری کرده اند. الان شاهدیم که عده ای از نمایندگان قصد تصویب قانونی دارند که اختیار فضای مجازی را در دست یک سازمان حکومتی به نام صدا و سیما قرار دهد. این یعنی افرایش سیطره حکومت بر زندگی مردم و تضعیف قدرت شهروندان است.
اگر فراکسیون امید مجلس مانع از تصویب این طرح و ایده شوند به نفع قدرت شهروندان کار کرده است.
البته ایده آل این بود که یک فراکسیون 200 نفره در مجلس داشتیم که قانونی را تصویب می کرد که اصلا برای فعالیت مجازی نیازی به کسب مجوز نباشد و صرفا اگر در حین فعالیت مجازی تعرضی به حریم خصوصی دیگران صورت می گرفت با او برخورد می شد.
ولی وقتی همان دولت مقتدر، فلیترها و شرایطی را در نظر گرفته که نتوانیم به آن فراکسیون 200 نفره برسیم با همین فراکسیون 100 نفره هم می شود مانع از گسترش سلطه دولت بر زندگی شهروندان شد.

ایرنا: پس با دیدگاهی که می گوید اصلاح طلبان برای حفظ هویت خود باید بیرون از حاکمیت بمانند مخالفید؟
شریعتی: بله. اگر ما از قدرت و حکومت فاصله بگیریم نه هویت اصلاح طلبی مان حفظ می شود و نه پروژه اصلاح طلبی مان پیش می رود. نقد مدام قدرت هم در صورت بیرون ماندن از حکومت تبدیل به نق می شود. اصلاح طلبان نق زدن را نمی توانند دست مایه تداوم هویت و حیات سیاسی خود قرار دهند. به اعتقاد من نقد کردن دو معنا دارد. نخست انتقاد کردن و دیگری عینی کردن ایده ها. به میزانی که بتوانیم دیدگاه هایمان برای اصلاح وضع موجود را عملی کنیم قدرت را نقد کرده ایم. نقد قدرت یعنی جاری کردن و افزایش سرمایه اجتماعی خود در بازار سیاست.
اصلاح طلبی در صورت ورود به حاکمیت علاوه بر اینکه می تواند نقدهای خود را نقد کند؛ هویت و نفوذ و ارتباطش با جامعه حفظ خواهد شد. اما اگر قرار باشد اصلاح طلبان بیرون گود قدرت بمانند و فقط از قدرت مداران انتقاد کنند این تبدیل به نق می شود. مردم هم می گویند اصلاح طلبان فقط حرف های قشنگ می زنند ولی در عمل کاری نمی کنند. این سرمایه اجتماعی اصلاح طلبان را نه تنها افزایش که کاهش خواهد داد.

ایرنا: گفته می شود اصلاح طلبان در حاکمیت بیشتر نقش سلبی دارند تا ایجابی؟
شریعتی: موافق نیستم.هم نقش سلبی دارند هم ایجابی.
اما قبل از پاسخ به این سوال باید مساله مهمی را اینجا عرض کنم. با یک معضل روبرو هستیم که سبب شده است دولت را علیرغم این فربگی و هیکل بزرگی که دارد ناکارآمد، کند، ناروزآمد و دچار یک فساد درونی شود.این معضل خارج کردن نهادهایی از گردونه قدرت است.
پارلمان در همه دنیا مکان طرح و حل منازعات سیاسی است.
شما به عنوان جریان سیاسی الف فکری دارید و من هم به عنوان جریان سیاسی ب ایده دیگری.
هر دو نمایندگان خود را به پارلمان می فرستیم و در موارد اختلاف رای گیری می کنیم تا ایده هر کدام که رای اکثریت را آورد در جامعه به صورت قانون در آمده و مبنای عمل قرار گیرد.
نباید قدرت طرح و حل منازعه از حکومت گرفته شود. وقتی پارلمان عصاره فضائل ملت نباشد و تنها سکونتگاهی برای بخشی از کارگزاران حکومت باشد ، عصاره فضایل ملت خارج از پارلمان شکل می گیرد و قطار سیاست نیز به همان جا می رود.
در خوشبینانه و مسالمت آمیزترین شکل مقصد این انتقال سیاست؛ احزاب و سازمانهای حذف شده خواهد بود. یعنی سیاست به جای اینکه در پاستور یا بهارستان شکل بگیرد به دفاتر افراد خارج از قدرت رسمی می رود. یعنی آنجا تصمیم می گیرند سیاست چطور مدیریت شود.
اما کانون سیاست ورزی در یک حکومت قدرتمند و سالم پارلمان است که باید در راس امور باشد.
در دنیا قاعده این است که احزاب در صحن پارلمان با هم جدال می کنند و سیاست از دل این بحث ها و رای گیری های بر سر آن بیرون می آید. اما در ایران کنونی چه ربط و نسبتی بین پارلمان و جریانات سیاسی وجود دارد؟
سیاست ایران در بهترین حالت خارج از نهادها و محافل سیاسی شکل می گیرد چه اصلاح طلب چه اصولگرا چه راست چه چپ و در بدترین حالت در کف خیابان ها.
البته ما خوش بین هستیم و انتظار داریم بعد از 25 سال خود سیاستگذاران کلان به این ظرافت رسیده باشند که حکومت نهادی است برای طرح و حل منازعات داخل جامعه. حکومت درگاه خطاب و فصل الخطاب است. اگر خطاب و فصل الخطاب خارج از ساختار حکومت باشد حاکمیت از معنا تهی می شود حال هر چقدر می خواهد فربه و بزرگ باشد.

ایرنا: برگردیم به پرسش نخست. محبوبیت اصلاح طلبان بعد از اتفاقات دی ماه کاهش پیدا کرده است یا خیر؟ قبلا رییس دولت اصلاحات با یک تکرار می کنم عده زیادی از آرای خاموش را به سود اصلاح طلبان به صحنه انتخابات آورد. آیا دوباره می تواند چنین کند؟
شریعتی: رییس دولت اصلاحات مجموعه ای از رفتار و کنش سیاسی است که با فرآیند گفتاری و رفتاری خود در 40 سال اخیر، طرفداران خود را در حال انتظار نگه داشته است.
در عالم سیاست رییس دولت اصلاحات یک سرمایه نمادین است و دیگر یک شخص نیست، بلکه تبدیل به یک نهاد شده است. شخص و نهاد خاتمی در اتفاقات اخیر ضربه چندانی ندید.
من اتفاقات دی ماه 96 را به دقت رصد کردم و به جرات می توانم بگویم قوه به فعلیت رسیده ای که در خیابان های کشور حاضر شد و اعتراض نمادین کرد هرگز مخاطب خاتمی نبود. این نیرو قبل یا بعد آن از اعتراضات دی ماه از ایشان حرف شنوی نداشتت.
افرادی که در اعتراضات دی 96 حضور داشتند شامل بخش هایی از آن 18 میلیون تحریمی بودند و عده ای از 16 میلیونی های رای دهنده به رییسی یعنی بخشی از حاشیه نشین ها و دولت بهاریان.

ایرنا: مبنای این ادعایتان چیست؟
شریعتی: مشاهدات شخصی وگروهی و نتایج نظر سنجی های معتبر. ما حزب هستیم و از وقایع مشاهدات تشکیلاتی داریم.
در حدود 80 شهر معترضین به کف خیابان آمده اند اما من نشنیده یا ندیدم که گروهی از آنها وابسته به تشکیلات اصلاح طلب باشند. حوادث 96 سر یعنی 'رهبر' نداشت. این اعتراضات شورش رای خاکستری ها بود. اما فرصت طلبی برخی گروههای سیاسی خارج از کشور باعث شد که آنها مدعی رهبری این اعتراضات شوند.
تقریبا تمام گزارشات رسمی و غیررسمی را درباره حوادث دی ماه دیدم. در هیچ کدام از آنها ادعا نشده که این ناآرامی ها دارای اتاق فکر بود.
همه بازخوردهایی که از جامعه دریافت کردیم و همین طور اشاراتی که دستگاههای امنیتی و اطلاعاتی به ما کردند این بود که بسیار خوشحالیم که بدنه اصلاح طلب در این اعتراضات حضور نداشت.
حتی در میان بازداشت ها که حدود چند هزار نفر بازداشت شدند یکی از وابستگان و نزدیکان به تشکیلات اصلاح طلب وجود نداشت. عکس محصورین و دستبند سبز هم دست کسی نبود.
هیچ گونه انگیزه تشکیلاتی و سیاسی گفتمان اصلاح طلبانه در این اعتراضات وجود نداشت. چون مخاطبان خاتمی اینها نبودند پس نمی توانیم بگوییم جریان رای ایشان ریزش کرد.

ایرنا: موضع گیری اصلاح طلبان در قبال حوادث دی ماه چگونه بود؟
شریعتی: تمام گروههای اصلاح طلب و مجموعه های آن در بیانیه های خود به دو چیز اشاره کردند نخست اینکه اعتراض حق مردم است و هر کسی با هر دیدگاهی وقتی اعتراض داشت باید بتواند آنرا بیان کند. دوم اینکه ما با این شکل اعتراض مرزبندی داریم و آنرا قبول نداریم.
ما هم به عنوان یکی از 3 حزب شاخص اصلاح طلب، در بیانیه 24 صفحه ای خود اشاره کردیم که حق اعتراض با به حق بودن اعتراض دو چیز متفاوت است. اعتراض یک حق است و قانون اساسی آنرا به شهروندان داده است. بر طبق اصل 27 هر کسی مجاز است بدون حمل سلاح بیاید اعتراض کند.
درباره اینکه این اعتراضات به حق است می توان بحث کرد. مثلا این کسی که آمد و داد زد دادزدنش حق اوست ولی آیا این دادی که می زند درست است؟
ما با روش اعتراضات دی ماه هم با بسیاری از شعارهایی که در این اعتراضات داده می شد مرزبندی داشتیم.
البته هشدارهایی هم بر اثر رویت این ناآرامی ها دریافت کردیم و آن اینکه این اعتراضات زخم و زنگ خطری بزرگ است و چنانچه التیام پیدا نکند صدای آن بخشی از بدنه اجتماعی اصلاح طلبان را نیز جذب خود خواهد کرد. به عبارتی در اعتراضات دی ماه، راس و بدنه اصلاح طلبان هیچ پیوستگی با اعتراضات پیدا نکرد.
به نظر ما اگر این اعتراضات، ریشه یابی و درمان نشود وسعت پیدا می کند زیرا انباشت نارضایتی در جامعه وجود دارد. بسیاری از این اعتراضات هم تحت کنترل سازمانهای سیاسی، اجتماعی مدنی و حتی حکومتی نیست و خیلی خودجوش و آتش به اختیار و ناگهانی بیرون می زند.

ایرنا: پس باید به فکر آن 18 میلیون نفری که رای هم ندادند بود؟
شریعتی: حتما. آن 18 میلیونی که رای نداده اند نیروی بالقوه فراوانی دارد یعنی تعدادشان از 16میلیون هم بیشتر است.
واسفایش هم آنجایی است که بخشی از این 18 میلیون نفر به کف خیابان آمده و این مدل اعتراضی خشونت آمیز را شروع کنند و برخی قدرت های خارجی نیز از آنها حمایت کنند. از آن سو 25 میلیون اصلاح طلب هم به خاطر اعتقاد به مشی و مرام تغییرات مسالمت آمیز و به دور از خشونت خود از صحنه فاصله بگیرند. در مقابل اما قسمتی از آن 16 میلیون نفر که گروه ها و افراد رادیکال بسیاری در آنها وجود دارد برای دفاع از وضع موجود به خیابان ها بیایند.
اینجا همان جایی است که ما درباره پدیده سوریه ای شدن ایران هشدار می دهیم. یعنی شکل گیری نزاعی خونین بین طرفداران رادیکال حاکمیت با نیروهای سرنگونی طلب که از سوی قدرت های خارجی پشتیبانی می شوند.

ایرنا: تا چه حد صدای این اعتراضات شنیده شد؟
شریعتی: تا آنجایی که ما فهمیدیم نگرانی مسوولین را فراگرفت ولی اینکه این نگرانی چقدر در میان مدت به اصلاح تبدیل شده باشد ما خیلی خوش بین نیستیم.
چون در آن بازه زمانی وزارت کشور، شورای عالی امنیت ملی، مجلس، دولت، همه خطر را حس کرده بودند. برای همین راه افتاده بودند و اصلاح طلبان، اصولگرایان، احزاب و کارشناسان را مدام به جلسات متعدد دعوت می کردند که بیاید دست به دست هم دهیم و این ماجرا را خاتمه دهیم.
ولی متاسفانه این اقداماتشان فقط در همان مقطع بود و تداوم پیدا نکرد. به ویژه در بخش هایی که علیه دولت روحانی بحران آفرینی می کنند تغییری در کنش، تصمیم سازی و تصمیم گیریهایشان نمی بینم.

ایرنا: پرسش آخر ما درباره بحث انجام اصلاحات در جنبش اصلاحات است. آقایان مرعشی، عبدالله نوری، بهزاد نبوی و برخی دیگر از چهره های شناخته شده اصلاحات به ویژه در ماه های اخیر بر این موضوع تاکید کرده اند. ارزیابی تان چست؟
شریعتی: ما هم به انجام اصلاحات در اصلاحات معتقدیم و این را اعلام هم کرده ایم. ما دو سطح از این رفرم را در نظر داریم.
نخست اقدام به اصلاح در اصلاحات. که معنای آن روزآمد کردن گفتمان اصلاح طلبی و متناسب سازی ایده ها و آرمان های اصلاح طلبانه با مطالبات مردم است.
دوم اصلاح در ساز و کارهای تصمیم سازی و تصمیم گیری در مجموعه های اصلاح طلب.
که ما به هر دو مورد نیازمندیم.
یعنی باید اصلاحات را روزآمد کنیم طوری که مردم مطالبات خودشان را به طور عینی تر در حرف و رفتار اصلاح طلبان ببینند.
هم باید ساز و کارها و سازمان ها و مکانیسم های اصلاح طلبان را روزآمد کنیم و اصلاحاتی در آن انجام دهیم که چتر اصلاح طلبی فعالان سیاسی بیشتری را پوشش دهد و قدرت اقناع آنها را داشته باشد.
شورای عالی سیاستگذاری اصلاح طلبان که مرجع تصمیم گیری برای ایجاد ائتلاف و هماهنگی بین نیروهای سیاسی اصلاح طلب است و انتخابات 94 و 96 مجلس، شورا، خبرگان و ریاست جمهوری را در جبهه اصلاحات هدایت کرده است برای انتخابات 98 مجلس حتما باید مورد بازنگری قرار گیرد تا بتواند جایگاه فصل الخطابی خود را بهتر ایفا کند.
واقعیت این است که علیرغم موفقیت ها و کامیابی هایی که در نتایج انتخابات داشتیم در درون نیروها و فعالین سیاسی اصلاح طلب، دلخوری ها، خرده ها و نقدهایی به مکانیسم تصمیم گیری و رسیدن به فهرست های انتخاباتی وجود دارد. این عوارض نشان داد که باید به سمت اقناع بیشتر، شفافیت در تصمیم گیری و فراهم کردن زمینه همراهی بدنه گسترده تری از فعالین سیاسی با تصمیمات شورای عالی سیاستگذاری اصلاح طلبان حرکت کنیم که البته این پروژه در حال انجام است.
البته ذکر این نکته هم ضروری است که مشخص نیست آن جمعیتی که نشسته اند و رفتار و گفتار رییس دولت اصلاحات را در طول زمان رصد می کنند تا بر مبنای آن عمل کنند این بار چقدر منتظر پیام ایشان خواهند ماند.