پس از ماه‌ها کش‌وقوس و تهدید برجام، سرانجام 4 روز زودتر از موعد اعلام شده یعنی 18 اردیبهشت، دونالد‌ ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا تصمیمش مبنی بر خروج از توافق هسته‌ای را اعلام کرد

مثلث آنلاین : .‌ ترامپ در سخنانی سرشار از توهین و تهدید علیه ملت ایران ضمن خروج از برجام اعلام کرد که تحریم‌ها علیه ایران را نیز دوباره اعمال می‌کند و تحریم‌های جدیدی نیز در راه است. در حقیقت‌ ترامپ با این تصمیم، عهدشکنی‌ها و نقض توافقات را که آمریکا از مدت‌ها پیش در قبال توافق هسته‌ای شروع کرده بود، رسمیت بخشید. اعلام خروج آمریکا از برجام در شرایطی اتفاق افتاد که طی هفته‌های گذشته تقریبا تمامی ‌سران کشورها به‌خصوص کشورهای اروپایی و روسای عمده‌ترین نهادهای بین‌المللی در کنار گروهی از اعضای کنگره آمریکا که بعضا از مخالفان برجام نیز بودند، از ادامه توافق هسته‌ای حمایت کردند؛ با‌این‌حال،‌ ترامپ همه درخواست‌ها را نادیده گرفت تا قدرت خود را به رخ دیگران بکشد؛ به‌ویژه اینکه هم‌اینک با سخیف‌ترین و مبتذل‌ترین پرونده‌های سیاسی- اخلاقی تاریخ آمریکا مواجه است.

همچنین تصمیم دونالد‌ ترامپ، رئیس‌جمهوری ایالات متحده آمریکا برای خروج از برجام، گرچه یک رویداد کم‌سابقه در نادیده‌گرفتن توافقات جهانی بود اما از یک جنبه قابل انتظار بود؛ چرا که ایالات متحده، دولت کنونی و جریان ملی‌گرای حاکم بر این کشور از سه منظر به برجام نگاه می‌کرد و تصمیمش را براساس این سه دلیل مطرح کرد.

یکی از این سه دلیل، تبدیل شدن توافق هسته‌ای به موضوعی حیثیتی و شخصی برای دونالد‌ ترامپ بود و به همین دلیل وی دائم برجام را بدترین توافق آمریکا توصیف می‌کرد. بنابراین ناچار بود در قبال چنین موضوعی واکنش نشان دهد و جز خروج از برجام نمی‌توانست برای حامیان خود تصویری از یک فرد مقتدر ارائه دهد.

دلیل دوم اینکه از دید دولت کنونی ایالات متحده آمریکا، توافق برجام هم به دلایل درون‌متنی و هم به دلایل برون‌متنی دچار نقصان و کمبود است و از دید آمریکایی‌ها باید اصلاح شود. درمورد دلایل درون‌متنی، اصلی‌ترین انتقاداتی که آمریکا‌یی‌ها مطرح می‌کردند یکی غروب برجام و دیگری جداول زمانی محدودیت‌ها بر ایران است که اصلی‌ترین مورد آن محدودیت 10ساله برای استفاده از سانتریفیوژهای جدید بود. آمریکایی‌ها اعلام کردند که این بخش حتما باید تغییر کند.

 ترامپ و تیم نزدیک به او یک سری ایرادات برون‌متنی نیز به توافق هسته‌ای وارد آورده‌‌اند که از جمله می‌توان به دربرنگرفتن موضوع موشکی ایران و محدودنکردن فعالیت‌های منطقه‌ای جمهوری اسلامی در این توافق اشاره کرد.

ایالات متحده آمریکا با اتکا به این سه دلیل از توافقی که توسط قطعنامه شورای امنیت تضمین شده بود، خارج شد، البته این نادیده‌گرفتن توافق جمعی، صرفا به برجام محدود نمی‌شود و حداقل در دولت‌ ترامپ، شاهد بودیم که آمریکا از پیمان آب‌و‌هوایی پاریس خارج شد و شهر قدس را به‌عنوان پایتخت شهر اسرائیل به رسمیت شناخت. درعین حال در دولت‌های پیشین آمریکا نیز پیمان‌های دیگری قربانی شده‌اند؛ از پیمان آب و هوایی کیوتو در دولت «بیل کلینتون» تا پیمان منع تولید موشک‌های ضدموشک در دولت «جورج دبلیو بوش»، بنابراین پیش‌بینی می‌شود که پیمان‌های بین‌المللی و توافق‌های دوجانبه و چندجانبه دیگری از این دست نیز توسط دولت ایالات متحده آمریکا و جریان ملی‌گرای ضدمشارکت‌جویی بین‌المللی نقض و نادیده گرفته شود.

درباره سناریوهای پیش‌روی ایران و برجام با محوریت کشورهای اروپایی باوجود اعلام آمادگی سران اروپا برای پیش بردن تعهدات‌شان در قبال برجام و ایران اما فعلا زود است که اظهارنظر قطعی شود، زیرا فعلا جهان در شک و بهت تصمیم‌ ترامپ به سر می‌برد.

باوجودی‌که اتحادیه اروپا همزمان با اعلام خروج آمریکا از برجام گفت که به این توافق متعهد می‌ماند و منافع اقتصادی ایران را تضمین می‌کند، درباره این تصمیم اروپا تاحدودی باید با دیده ‌تردید نگریست. زیرا بر‌اساس سوابق و تجارب دور از انتظار است که اتحادیه اروپا بین ایران و ایالات متحده آمریکا، طرف ایران را بگیرد و احتمالا در نهایت، به خواست آمریکا تن خواهد داد. در عین حال در صحبت‌های دونالد‌ ترامپ او به این مساله اشاره کرد که ایالات متحده آمریکا آمادگی انجام مذاکرات جدید را دارد که از دید آمریکا شامل مذاکرات فراگیرتر می‌شود. از دیگر سو ایران نیز اعلام کرده که آماده مذاکرات در برخی حوزه‌ها و با شرایط خاص با اتحادیه اروپا است؛ البته باید زمان بگذرد و ببینیم که آیا اروپایی‌ها می‌توانند تضمین‌های لازم را به ایران بدهند یا خیر.

اگر اروپا تضمین‌های لازم را ندهد، سناریوی دیگری از سوی جمهوری اسلامی ایران دنبال خواهد شد که احتمالا بازگشت به فعالیت‌های هسته‌ای خواهد بود، البته پیامدهای این امر احتمالا به لحاظ اقتصادی و امنیتی پیامدهای نامطلوبی به‌دنبال خواهد داشت اما شاید بتوان گفت جمهوری اسلامی ناخواسته در حال قرار گرفتن در موقعیتی است که شاید چاره‌ای جز این نداشته باشد. یعنی اگر قرار باشد برجام هیچ منفعتی برای ایران نداشته باشد دلیل ندارد که جمهوری اسلامی ایران به چیزی دل ببندد که از پایه و اساس نابود شده است. زیرا در برهه فعلی که ایالات متحده آمریکا از برجام خارج شده، در آینده نیز ممکن است به‌دنبال فشارهای واشنگتن، اروپا دیگر نتواند در این توافق با ایران همراهی کند که این مساله به مفهوم پایان برجام است.

نباید فراموش کرد که 15سال پیش رویکرد مشابه واشنگتن در قبال توافق هسته‌ای ایران با سه کشور اروپایی در نهایت به توسعه کمی و کیفی برنامه‌های هسته‌ای ایران منجر شد و زمانی آمریکایی‌ها پای میز مذاکره نشستند که تعداد سانتریفیوژهای ایران از چند صد عدد به 20هزار عدد رسیده بود؛ تکرار این وضع در آینده، دور از انتظار نخواهد بود.البته تردید‌هایی جدی وجود دارد که آمریکا با وجود تمامی‌ امکانات سیاسی- اقتصادی و حتی نظامی بتواند جهان را به‌تنهایی و با وجود مخالفت عمومی شکل دهد. آمریکای قرن بیست‌ویکم ضعیف‌تر از آن است که بتواند بار دیگر بر سکوی تک‌ابرقدرتی جهان بنشیند.

 همچنین جدا از اینکه تصمیم‌ ترامپ در خروج از برجام چه تاثیری بر ایران خواهد داشت و ایران چه واکنشی نشان خواهد داد، آنچه اهمیت دارد این است که آمریکا بیش از هر زمان دیگری در تاریخ بیش از 200ساله این کشور در جهان تنها مانده است و این تنهایی شاید نه در کوتاه‌مدت که مسلما در میان‌مدت و بلندمدت خسارات سنگینی به وجهه آمریکا وارد خواهد کرد. تاریخ نشان داده است قدرت‌ها زمانی رو به افول می‌گذارند که از کمک دیگران احساس بی‌نیازی کنند. آمریکای‌ ترامپ نه رهبر جهان غرب که از این پس رقیب جهان غرب خواهد بود.