مثلث / الهام صمدزاده

 با تصمیم‌ ترامپ مبنی بر خروج از برجام،  بار دیگر بر طبل رسوایی و بی‌اعتمادی دولت آمریکا کوبیده شد و به‌راحتی زحمت 12 سال مذاکره و برگ برنده دولت روحانی به یغما رفت،  هر چند بنا به گفته روحانی و یارانش خروج آمریکا از برجام هیچ تاثیر منفی برای کشور برجای نخواهد گذاشت اما این در حالی است که به راحتی و حتی پس از گذشت تنها چند روز از خروج‌ ترامپ از برجام می‌توان سایه شوم تبعات منفی این تصمیم را در کشور دید. 

هنوز اثرات پسابرجام بر وضعیت اقتصادی و سیاسی کشور کاملا نمایان نشده بود که‌ ترامپ به وعده انتخاباتی خود یعنی خروج از برجام جامه عمل پوشاند و روحانی و تیم مذاکره‌کننده‌اش که این تصمیم را پیش‌بینی کرده بودند، بدون ازدست‌دادن زمان،  مذاکرات جدیدی را با مابقی اعضای حاضر در برجام شروع کردند، این در حالی است که‌ ترامپ مرد سیاستمدار بی‌سیاست تحریم‌های شدید‌تری را برای ایران در نظر گرفته است و در مدت زمان کوتاهی قصد بر اجرای آن دارد که در این میان باز هم وضعیت معیشتی قشر متوسط جامعه بیشتر در معرض خطر قرار خواهد گرفت،  چرا که حتی در شرایط اقتصاد مقاومتی به‌طور حتم کشور از نظر اقتصادی و تولید با چالش‌های جدید و جدی دست‌وپنجه نرم خواهد کرد و از سوی دیگر نیز امید چندانی به کشورهای باقیمانده در برجام وجود ندارد،  چرا که تجربه نشان داده طرف اروپایی تحت هیچ شرایطی پشت یار قدیمی‌ خود آمریکا را به خاطر منافع مشترک خالی نخواهد کرد و بنا به اظهارنظر کارشناسان این مذاکرات با اروپا تنها برای خرید زمان بیشتر برای ایران است و به عبارت ساده‌تر تیری در تاریکی محسوب می‌شود،  هرچند باید متذکر شد که اروپاییان نیز چشم طمع به بازار ایران

 دارند.

دو سال پیش بود که با امضای برجام مردم که خیال حل مشکلات اقتصادی و معیشتی را در سایه این مهم در سر می‌پروراندند در خیابان‌ها مشغول جشن و پایکوبی شدند اما این در حالی است که با گذشت زمان نیز هیچ‌گاه شیرینی و برکات برجام را عامه مردم حس نکردند اما در مقابل مسئولان امر مدعی بروز برکات برجام بودند،  البته در این مجال باید متذکر شد که شاید در دوره پسابرجام گره‌های متعددی از بازار اقتصادی کشور گشوده شد اما این مهم به قدری نبوده است که عامه مردم آن را در زندگی و وضعیت اقتصادی خود حس نمایند.

با روی کارآمدن‌ ترامپ،  برهم‌خوردن برجام و اعمال تحریم‌های جدید کاملا قابل پیش‌بینی بود چرا که رئیس‌جمهور جدید آمریکا با دیپلماسی پیش‌پاافتاده و سبک‌سرانه خود تا امروز تصمیمات متحیرانه‌ای برای کشور متبوعش اتخاذ کرده است، به‌گونه‌ای که جمع کثیری از ملت آمریکا از این تصمیم‌گیری‌ها معترض هستند و بسیاری از کارشناسان تصمیم‌ ترامپ مبنی بر خروج آمریکا از برجام را حاکی از آدرس‌های غلط عربستان سعودی به‌ ترامپ می‌داند؛  کشوری که در زمان حیات هاشمی‌رفسنجانی مراودات خوبی با ایران

داشت.

بنا به گفته ظریف و یارانش برجام و بندهای آن همه به نفع ایران است و با خروج آمریکا از برجام هیچ چیزی از دست نخواهد رفت و بار دیگر سانتریفیوژها به حرکت در خواهند آمد. ترامپ که دیگر به قدرت هسته‌ای ایران ایمان دارد پیش‌بینی می‌کند که با اعمال تحریم‌های همه‌جانبه و شدید بار دیگر بتواند ایران را بر سر میز مذاکره بنشاند تا این بار نسخه‌ ترامپی برجام را روی میز قرار دهد و ایران را دیگر با انرژی هسته‌ای بیگانه نماید،  این در حالی است که دیگر دولت ایران به پای میز مذاکره باز نخواهد گشت چرا که برجام در باغ سبزی بود که باز هم ایران را سرگردان کرد و سرابی بیش نبود.

به‌طور کلی باید اذعان کرد هرچند ایران از گذشته تا امروز با تحریم‌های متعددی مواجه شده است اما امروز با تکیه بر تجربه سال‌های قبل شاید بتواند به راحتی بار دیگر تحریم‌های جدید را سپری کند چرا که در دوره پسابرجام نیز تحریم‌ها به‌طور کامل لغو نشد و در آن زمان نیز با تعویق زمان اجرای برجام مواجه بودیم.  به عبارت ساده‌تر اعمال تحریم‌های جدید از سوی آمریکا شاید نه‌تنها اوضاع اقتصادی کشور را تا حدی در خطر بیندازد، بلکه زمینه‌ساز خروج سرمایه‌گذاران خارجی را نیز فراهم خواهد کرد که این مهم خود می‌تواند تبعات منفی بسیاری را بر اقتصاد فلج کشور بر جای بگذارد، همچنین اعمال تحریم‌های جدید می‌تواند زنگ خطری برای اقتصاد نفتی کشور باشد چرا که تجربه سال‌های گذشته مبین این است که با دورزدن تحریم و فروختن نفت به کشورهای در لباس دوست، پول چندانی به اقتصاد به خواب رفته کشور تزریق نخواهد شد و شاید در ازای نفت مجبور به واردات کالاهای غیرمصرفی از سوی کشورهای خریدار نفت باشیم که این مهم خود ضربه سنگینی بر بدنه نحیف اقتصاد کشور

خواهد بود.

آنچه مسلم است اعمال تحریم‌های جدید تنها وضعیت اقتصادی و سیاسی کشور را نشانه نخواهد رفت، بلکه پیش‌پاافتاده‌ترین حق مسلم مردم یعنی تحقق حقوق شهروندی نیز با اما و اگر مواجه خواهد شد چرا که برخی از افراطی‌گرایان سعی دارند از این طریق مانع از بروز اعتراضات احتمالی شوند.

شایان ذکر است خروج آمریکا از برجام نه‌تنها آثار منفی را در حوزه اقتصاد کشور بر جای می‌گذارد، بلکه متاسفانه شاهد بروز آثار منفی در سیاست داخلی کشور نیز هستیم، بدین معنا که بعد از اعلام تصمیم‌ ترامپ شاهد ایجاد چنددستگی در احزاب هستیم. حتی اصلاح‌طلبان که روزگاری خود را موافق برجام می‌دانستند این روزها دیگر نمی‌توان اتحاد سابق را در میان آنها  یافت و به دو دسته گوشه‌گیر و میانه‌رو تقسیم شده‌اند.  دسته اول که شاید بتوان نجفی شهردار چند ماهه تهران را نیز جزو آن دانست، سعی بر دوری از اوضاع سیاسی و هرج و مرج‌های پیش رو دارد و دسته دوم نیز که تعدادشان شاید اندک باشد، سعی بر آرام نشان‌دادن اوضاع دارند.

از سوی دیگر این عدم اتحاد را نیز می‌توان به راحتی در میان اصولگرایان نیز یافت، به‌گونه‌ای که اصولگرایان نیز به دو دسته تندرو و اعتدال‌گرا تقسیم‌بندی شده‌اند که تندرو‌ها سعی بر استفاده از شرایط موجود به نفع خود را دارند و از این فضا نهایت استفاده تبلیغاتی را دارند و اما در مقابل اصولگرایان اعتدال‌گرا سعی بر به آرامش دعوت‌کردن تندرو‌ها دارند، هرچند تعداد این گروه نیز اندک به نظر می‌رسد.