توافق برجام یا برنامه جامع اقدام مشترک بعد از خروج آمریکا از آن وارد مرحله دیگری شده است. این اقدام ایالات متحده فضا را برای افرادی که با امضای این توافق از ابتدای انجام مذاکرات مخالف بودند، به گونه‌ای دیگر رقم زده است. ضمن اینکه بیشتر این انتقادات و مخالفت‎ها متوجه محمدجواد ظریف به عنوان وزیر امور خارجه و شخص مذاکره‌کننده است. اما باید یادآور شد که اگرچه دکتر ظریف همواره نسبت به سرانجام برجام خوشبین بود و از موافقان این توافق به شمار می‌رود اما در مذاکرات ایشان تنها مجری تصمیماتی بود که توسط شورای عالی امنیت ملی اتخاذ می‌شد. لذا برای بررسی و شفاف‌سازی بهتر این مساله گفت‌وگویی با ناصر ایمانی فعال سیاسی اصولگرا از منتقدان برجام داشتیم.

 بعد از خروج آمریکا از برجام انتقادات زیادی نسبت به تیم مذاکره کننده به وجود آمد؛ به نظر می‌رسد فشارها هم بیشتر متوجه آقای ظریف به عنوان وزیر امورخارجه است. با این تعابیر به نظر شما دکتر ظریف بین حاکمیت و دولت کجا قرار می‌گیرد؟

   تعبیر بین حاکمیت و دولت تعبیری مخفی است برای بحث حاکمیت دوگانه و به نظرم از این تعابیر در مجموعه حکومت نباید استفاده کرد، زیرا حاکمیت به معنی رهبری است و دولت یعنی قوه مجریه، لذا با این تعبیرآقای ظریف بین دولت و حاکمیت قرار می‌گیرد که در ادامه حاکمیت دوگانه است و به عقیده من طرح این‌گونه مسائل درست نیست.

از ابتدای توافق برجام عده‌ای در داخل کشور مخالف این معاهده بودند و عده‌ای دیگر موافق آن. با توجه به شرایط مذکور اکنون نگاه مخالفان و منتقدان برجام نسبت به رئیس دستگاه دیپلماسی که شخص اول در مذاکرات برجامی ‌بود چه تغییری کرده است؟

   در ابتدا باید یک ترسیم درست از پرونده برجام در داخل کشور کرد. یک تصور غلط در میان برخی مردم وجود دارد که پرونده برجام در اختیار وزارت امور خارجه این دولت است. به این معنا که پرونده برجام از وقتی مساله هسته‌ای در زمان مرحوم ‎هاشمی‌رفسنجانی و بیشتر در دولت اصلاحات مطرح شد، به عنوان یک پرونده ملی در مجموعه حاکمیت جمهوری اسلامی‌ایران تلقی شد و عملا در اختیار دولت‎ها به معنای خاص آن نبود.  درواقع در نظام این پرونده در زمره پرونده‎های ملی قرار گرفت و مسئولیت آن به شورای عالی امنیت ملی کشور سپرده شدکه دبیر این شورا یعنی جناب آقای روحانی در آن زمان آن را پیگیری می‌کرد. دبیر شورا هم نقش مجری تصمیمات شورای عالی امنیت ملی را داشت. ساختار شورای عالی امنیت در قانون اساسی مشخص است که شامل چه کسانی می‌شود یا روند تصمیم‌گیری‎ها به چه صورت است و در نهایت تایید رهبری در اجرای تصمیمات لازم است. دبیرخانه  شورای عالی امنیت از زمانی که مسئولیت را به عهده گرفت به عنوان مجری سیاست‎های شورا بود و هیچ ربط مستقیمی ‌هم به دولت یا هیات وزیران نداشت. البته رئیس‌جمهور و برخی از وزرا عضو این شورا هستند اما این پرونده هیچگاه در اختیار دولت به معنای هیات وزیران نبود. مجری این پرونده تا زمان ریاست جمهوری آقای روحانی دبیرخانه شورای امنیت بود اما بعد از ریاست جمهوری ایشان اجرای این پرونده با اجازه رهبری به عهده وزارت امور خارجه قرار گرفت. بنابراین وزارت امور خارجه مجری تصمیمات کلانی است که در شورای عالی امنیت ملی با تایید رهبری گرفته می‌شود. به عبارت دیگر هیچ‌گاه پرونده برجام برای بررسی در هیات وزیران یا نزد شخص رئیس‌جمهور تصمیم‌گیری نشده است، لذا تاکید می‌کنم دکتر ظریف مجری تصمیماتی است که شورا می‌گیرد و ممکن است در برخی مقاطع نظر مخالفی داشته باشند اما باز هم تصمیمی‌ را که شورا گرفته اجرا کردند. پس از ابتدا پرونده در اختیار شورای عالی امنیت ملی بوده و هست با این تفاوت که در زمان آقای روحانی مجری آن عوض

شده است.

نکته دیگری که باید به آن پرداخت این است که برجام در ایران مخالفان، موافقان و منتقدینی داشت. متاسفانه به دلایل سیاسی و جناحی برخی، منتقدین را هم در شمار مخالفین قرار دادند و آسیب جدی به فضای سیاسی کشور برای رسیدگی به برجام زدند. البته این اقدام از روی عمد و برای تشکیل دو قطب  برجامیان و نابرجامیان صورت پذیرفت که مقام معظم رهبری هم فرمودند دو قطبی کردن جامعه اقدام ناشایستی است. بنابراین عده‌ای از ابتدا مخالف برجام و عدم مذاکره با غربی‎ها  به دلایلی مشخص بودند. برخی هم موافق این روند بودند که بعد از خروج آمریکا دچار سردرگمی‌شدند چون معادلات‌شان درست از آب درنیامد. در این بین عده‌ای هم منتقد بودند و با کلیت برجام و توافق با آمریکا و  اروپایی‎ها موافق بودند، به تیم هسته‌ای وتوانایی آن‎ها اعتماد داشتند، اما انتقاداتی به نگارش برجام داشتند و بالطبع بعد از آن هم انتقاداتی به نحوه اجرای آن داشتند، لذا برجام در داخل دارای این سه ضلع است همچنان که در خارج از ایران هم همین‌طور است و به عنوان توافقی بین المللی مخالفان، موافقان و منتقدینی

 داشت.

درخصوص جایگاه دکتر ظریف در کشور هم باید گفت که ایشان از ابتدای این پرونده اعتقاد داشتند که این پرونده را می‌توان به سرانجام رساند و با راهنمایی‎های خوبی هم که در جریان مذاکرات گرفتند توانستند این توافق را به امضا برسانند؛ البته دکتر ظریف هم در جریان گفت‌وگوها در برخی مقاطع و موارد منتقد بودند و با برخی تصمیماتی که در شورای امنیت گرفته می‌شد، مخالفت می‌کردند اما در نهایت تصمیم متخذه را اجرا می‌کردند، لذا ایشان با کلیت توافق برجام موافقند و ازآن دفاع می‌کنند اما بعد از خروج آمریکا و شرایطی که پیش آمده، دکتر ظریف در جریان نشست‎ها و مذاکراتی که  با اروپاییان انجام می‌گیرد، آهسته تر قدم برمی‌دارند و تا حدودی سکوت کرده اند.  به عقیده من پرونده برجام برای آقای ظریف با تمام تجربیات و تسلط دیپلماتیک جزو بزرگترین تجربه‎های دوران دیپلماسی ایشان بود و درس‎های زیادی از این توافق در زمان مذاکرات، بعد از آن و کارشکنی‎های عجیب غربی‎ها و در راس آن آمریکا گرفتند. به نظر می‌رسد وزیر خارجه هم تصور نمی‌کردند که روند اتفاقات بعد از توافق برجام بدین‌گونه باشد و اعتمادی که به ایالات متحده داشتند بعد از خروج آنها از برجام رنگ دیگری به خود گرفت. به عقیده من اکنون هم بعد از خروج یک کشور از توافق، وارد مرحله دیگری از برجام شده‌ایم که تصویر ذهنی آقای ظریف را نسبت به غرب و روابط و نهادهای بین المللی تغییر داده است.

در راستای صحبت‎های خودتان آیا سرنوشت برجام، وزیر امور خارجه وقت را محافظه‌کارتر خواهد گرفت؟

   به نظر من با توجه به سکوتی که ایشان اخیرا اختیار کردند می‌توان گفت وی در ادامه فرآیند پیگیری برجام محافظه‌کارتر شده اند. سابق بر این شادابی و طراوت بیشتری در بطن قرارداد برجام از آقای ظریف می‌دیدیم اما اکنون ایشان دچار افت روحی بین سه کشور اروپایی شده اند. زیرا با خروج آمریکا مذاکرات با یک شکست جدی مواجه شده است که  باید دید ظرفیت دیپلماتیک کشور در تقابل با کشورهای اروپایی چه رویکردی را اتخاذ می‌کنند تا بیشترین استفاده را از فاصله بین اروپا و آمریکا کنند.

به عنوان سوال آخر بفرمایید که محتوای مذاکرات دکتر ظریف با جان کری وزیر امور خارجه پیشین آمریکا چیست؟

   منابع مطلعی در ارتباط با محتوا و جزییات مذاکرات وجود ندارد اما به نظر می‌رسد کلیت آن در رابطه با استفاده از ظرفیت جان کری در دستگاه دیپلماسی آمریکا برای تصمیم‌گیری در سیستم ایالات متحده بود که بیشترین بهره وری از وضعیت موجود کسب شود که متاسفانه نشد. به هر جهت آقای ظریف و کری در دوقطب مخالف تلاش‎های زیادی را برای پیشبرد قرارداد برجام کردند و این جمله در مقاطع مختلف قبل از امضای برجام توسط مسئولان ایران تکرار می‌شد که آقای کری قول دادند و به آن پایبندند. درواقع یک اطمینان‌بخشی درآن زمان در مسئولان ما به واسطه قولی که جان کری داده بود، به‌وجود آمده بود که اکنون معلوم شد این اعتمادها صحیح نیست و دونالد  ترامپ در نهایت تصمیم خود راگرفت اما نباید نگاه تنگ نظرانه‌ای به این دست دیدارها در سطوح مختلف حاکمیتی در آمریکا داشت زیرا شاید مفید واقع شوند.