مثلث/ مصطفی منصوری آرانی:

انتخابات هیات‌رئیسه مجلس با هیجان جالب توجهی در اجلاسیه سوم روبه‌رو شد و در نهایت علی لاریجانی توانست با کمک رای فراکسیون ولایی مجلس که اصولگرایان رادیکال‌تر هستند به پیروزی برسد. این پیروزی در کنار افزایش وزن فراکسیون امید در هیات‌رئیسه مجلس شورای اسلامی دارای پیام‌های سیاسی بود که در اینجا به هفت مورد آن اشاره می‌کنیم.

1- مجلس، مجلس اصولگرایان است: با وجود اینکه عارف توانست در دور اول بیش از صد رای و در دور دوم 123 رای را کسب کند اما باز هم مجلس در لحظه انتخاب، یک اصولگرا را به عنوان رئیس خود برگزید. این‌چنین است که اگرچه مجلسی با یک صدای قدرتمند اصلاح طلب و نیز همسو با دولت داریم ولی باز هم باید بگوییم که وزن اصولگرایان در آن بیش از اصلاح‌طلبان است.

2-  اصولگرایان رادیکال اقلیتی تعیین کننده در مجلس هستند: صدای اصولگرایان رادیکال در مجلس بسیار بلند است و تقریبا روزی نیست که آنها  در حاشیه یا متن مجلس مصاحبه، نطق یا رفتاری نکنند که در فضای سیاسی – رسانه‌ای کشور مورد توجه قرار نگیرد ولی باز هم همین افراد، در اقلیتی محض در مجلس هستند و تعداد کرسی‌هایشان حتی سخت به یک پنجم مجلس می‌رسد اما در عین حال باید توجه داشت که همین اقلیت کم تعداد در شرایطی که فراکسیون امید و فراکسیون مستقلان در تعداد رای تقریبا تنه به تنه هم حرکت می‌کنند؛ می‌توانند در رای گیری‌های مجلس به‌شدت موثر باشند و از طریق ائتلاف‌های بلندمدت یا کوتاه‌مدت خود، امتیازهای جالب‌توجهی را از دو فراکسیون دیگر مجلس مطالبه کنند.

3- فراکسیون امید یک فراکسیون ورشکسته نیست: انگاره عمومی در فضای رسانه‌ای این است که فراکسیون امید یک فراکسیون ورشکسته است که نه‌تنها نمی‌تواند در رای‌گیری‌های مجلس نقش‌‌آفرین باشد؛ بلکه حتی از سرشماری اعضای خود نیز عاجز است و نمی‌تواند فهرستی از اعضای خود را منتشر کند. طبیعتا نوک پیکان این حملات نیز روانه کسی جز محمدرضا عارف، رئیس این فراکسیون نیست. با این حال، این فراکسیون در این انتخابات نشان داد که هم وزن خوبی در مجلس دارد و هم توانایی خوبی برای یک کار تشکیلاتی. فراموش نکنید که دقیقا در همین انتخابات است که فراکسیون امید می‌تواند برای نخستین بار سهم بیشتری نسبت به دو فراکسیون دیگر در هیات‌رئیسه مجلس داشته باشد.

4- علی لاریجانی یک اصولگرای مطرود نیست: بدنه رسانه‌ای جبهه پایداری و حتی بخشی از بدنه جمنایی اصولگرا تلاش دارد که علی لاریجانی را رفته‌رفته به یک مهره مطرود از اصولگرایی تبدیل کند. آنها  برای این کار، چند بهانه هم دارند مثل ماجرای تبریک عصر جمعه در سال 88 یا تصویب برجام در 20 دقیقه. با این حال ظاهرا در بدنه بالاتر این جریان، هنوز هم علی لاریجانی یک مهره اصولگرا فرض می‌شود که حتی نتوان عارف را به او‌ ترجیح داد. به این ترتیب نمی‌توان گفت که علی لاریجانی نسخه دیگری از حسن روحانی است چرا که حسن روحانی با وجود اینکه پایگاه اصلی و به قول یک مقاله‌نویس، محل صدور شناسنامه‌اش در جامعه روحانیت مبارز اصولگرا است؛ اما تقریبا از میان اصولگرایان طرد شده و دیگر کسی به او به چشم یک مهره جناح راست نگاه نمی‌کند.

5- علی لاریجانی بدهکاری جزئی به اصولگرایان فراکسیون ولایی پیدا کرده است: بعد از انتخابات هیات‌رئیسه خط خبری جریان فراکسیون ولایی این بود که لاریجانی به آنها  مدیون است. آنها  با این خط خبری در واقع می‌خواستند فاکتوری بلندبالا برای لاریجانی صادر کنند تا در موارد متعدد بتوانند آن را نقد کنند. این در حالی است که در واقع، یک بدهکاری جزئی برای علی لاریجانی به وجود آمده است. اصولگرایان ولایی نباید فراموش کنند که همان‌قدر که علی لاریجانی برای رئیس شدن به رای آنها  وابسته بود، آنها  نیز برای اینکه سمت رئیس مجلس در دست اصولگرایان باقی بماند به فراکسیون لاریجانی وابسته بودند. آنها  نباید از یاد ببرند که کاندیدای خودشان حتی نتوانست یک پنجم رای مجلس را به دست آورد و از این رو نباید انتظار داشته باشند که از این کوپن (رای به لاریجانی) بتوانند در موارد مهمی‌مثل عدم تصویب کنوانسیون‌های مالی دولت استفاده کنند.

6- احتمال ائتلاف لاریجانی و اصلاح‌طلبان در 1400 اندک است: با وجود اینکه برخی از قطعی بودن ائتلاف اصلاح‌طلبان و لاریجانی در انتخابات 1400 صحبت می‌کردند و حتی در خیالات خود احتمالا سرلیستی او در انتخابات 1398 در لیست تهران اصلاح‌طلبان را بررسی می‌کردند؛ انتخابات هیات‌رئیسه نشان داد که اصلاح‌طلبان نمی‌توانند عقبه به غایت اصولگرایانه لاریجانی به ویژه در زمان صداوسیما را فراموش کنند و احتمال چنین ائتلاف‌هایی اندک است. این احتمال کمتر هم می‌شود وقتی به این فکر می‌کنیم که اصلاح‌طلبان از اختلاط گفتمانی خود با جریان اعتدال حسن روحانی که در موارد متعددی اصولگرایانه رفتار کرده ناراضی هستند و برخی از آنها  تلاش دارند این هویت را خالص‌تر کنند تا بتوانند به بدنه اجتماعی خود

پاسخگو باشند.

7- علی لاریجانی کادرسازی لازم را برای قدم‌های بعدی خود در سیاست ایران انجام داده است: یکی از نقاط ضعف سیاستمدارانی مثل علی لاریجانی این بود که افراد کمی در دور و بر خود دارند که بتوانند برای حضور در عرصه‌های سیاسی مثل انتخابات ریاست‌جمهوری روی آنها  حساب کنند. حالا اما علی لاریجانی می‌تواند امیدوار باشد که یاران پرشماری در مجلس شورای اسلامی آن هم با وزن‌های سیاسی مناسب در اختیار دارد که بتواند در مراحل بعدی روی آنها  حساب باز کند.