یحیی آل‌اسحاق از چهره‌های مدافع اقتصاد آزاد به‌شمار می‌رود که در طول سال‌های گذشته به دلیل اهتمام به عقاید اقتصاد بازار، به یکی از چهره‌های شاخص طرفدار بخش خصوصی بدل شده ‌است. او غیر از اینکه یک چهره اقتصادی است در سیاست هم حضور دارد تا آنجا که در دوم اسفند ۱۳۹۱ حزب موتلفه اسلامی «یحیی آل‌اسحاق» را به‌عنوان کاندیدای انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۳۹۲ این حزب معرفی کرد. یحیی آل‌اسحاق برای انتخابات مجلس شورای اسلامی ۱۳۹۴ در لیست نهایی 30نفره «اصولگرایان» در شهر تهران قرار گرفته بود اما مانند سایر افراد فهرست اصولگرایان موفق به اخذ آرای کافی مردم تهران در انتخابات مجلس دهم نشد. با او که عضو شورای مرکزی جبهه مردمی ‌نیروهای انقلاب بوده در مورد آنچه این روزها پیرامون پایان دوران حسن روحانی مطرح می‌شود گفت‌وگو کردیم. او می‌گوید شرایط تغییر کرده و حسن روحانی هم باید تغییر کند. او تاکید دارد که الزام این تغییر، تغییر در کابینه هم هست.

 آقای آل‌اسحاق! افرادی مانند صادق زیباکلام می‌گویند موج برجام و تغییرات در سیاست خارجی اصلاح‌طلبان را با خود خواهد برد و در همین تحلیل خود می‌گویند که دوران روحانی و اعتدال‌گرایان به پایان رسیده است. تحلیل شما در این مورد چیست؟

   ببینید من بحث را به‌گونه‌ای دیگر مطرح می‌کنم. کسانی که می‌گویند شرایط تغییر کرده باید منظورشان را از تغییر بگویند. اگر منظور آنها  این است که افراد تغییر کرده‌اند یک بحث است و اگر منظورشان این است که اوضاع تغییر کرده یک بحث دیگر است. اگر مفهومش این است که این افراد آدم‌های ثابتی هستند و با مشخصاتی که در طول تاریخ داشته‌اند همین است که هست هیچ تغییری نمی‌کند. اما گاهی می‌گوییم که این فردی است که متناسب با شرایط در حال تغییر است. این بحثی است که باید تکلیفش را مشخص کرد که آیا این افراد آدم‌های متصلب و ثابتی هستند یا اینکه خیر اینها متناسب با اقتضائات قابل عوض‌شدن هستند.

بحث دوم این است که آیا شرایطی که امروز کشور با آن در عرصه‌های مختلف از اقتصاد گرفته تا سیاست و جامعه مواجه است همان است که 6 ماه قبل بوده و تغییری نکرده و آیا اوضاع عوض شده است؟ آیا شرایط بین‌المللی عوض شده است یا خیر؟ در حوزه‌های داخلی آیا چالش‌ها، فرصت‌ها و مسائل مهم تغییر کرده است یا همان است که بود؟ اگر ما قبول کردیم که وضع عوض شده، یعنی آنچه 6 ماه قبل بود، اکنون دیگر نیست در تمام حوزه‌های حاکمیتی و مدیریتی باید تغییرات داشته باشیم. من فکر نمی‌کنم اکنون کسی باشد که تحلیل کند اوضاع تغییر نکرده و همان است که بوده. قطعا در سطح جهانی و منطقه‌ای تحولاتی ایجاد شده و شرایط قبلی کاملا عوض شده است. حتی بعضا ماهانه و هفتگی این تغییرات در حال وقوع است. مخصوصا ما با یک جریانی به نام‌ ترامپیسم در دنیا مواجه هستیم که از زبان‌ ترامپ شنیده می‌شود اما یک عقبه فکری دارد که اندیشکده‌های فکری متعددی آن را ساپورت می‌کنند. دائما می‌بینیم که هر روز خبری از یک برخورد و چالش مطرح می‌شود. درهمین اجلاس جی7 دیدم که‌ ترامپ چگونه برخورد کرد. یا برخوردهایی که شانگهای در مقابل آن انجام می‌دهد. برخوردهای اتحادیه اروپا هم در مقابل‌ ترامپ جالب است. یا حوادثی که در منطقه خاورمیانه رخ می‌دهد. برخوردهایی که نسبت به ایران صورت می‌پذیرد. اینها را اگر نگوییم روزانه، باید بگوییم به صورت هفتگی در حال وقوع است.

آقای آل‌اسحاق! بالاخره آقای روحانی در شرایط خاص دوران خود با یک ایده دولت را به دست گرفت. شرایط همان‌طور که شما می‌گویید تغییر کرده، تکلیف آن ایده و استراتژی‌ای که برای آن داشتند چه می‌شود؟

   دولت آقای روحانی با رویکردی دولت اول خودش را شروع کرد و با یک رویکردی تقریبا همان راه را در دولت دومش ادامه داد. خلاصه بحث هم در جهت گیری‌هایش این بود که حل مشکلات حوزه‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی به این بستگی دارد که اگر ما روابط خارجی را حل کنیم همه این حوزه‌ها با گشایش مواجه می‌شود. با اینکه مخالفینی هم در مجلس و سطوح دیگر داشت ولی برای اینکه این رویکرد عملیاتی شود با تذکرات و تمهیداتی اجازه داده شد که روحانی مذاکرات را آغاز کند. آنها  هم واقعا تلاش کردند و تمام نیروی اشان را به کار بردند. به زعم خود این افراد آنچه می‌خواستند نشد. مذاکرات را انجام دادند به توافق هم رسیدند ولی در اجرا بد قولی و بدعهدی و نوع برخوردهایی که می‌شود به این نتیجه رسیدند که آمریکا و‌ ترامپ نمی‌خواهند این توافق اجرا شود. بنابر این باتوجه به ضریب تاثیر آمریکا در سرنوشت برجام پس بنا بر این نتیجه علی‌القاعده باید خلاف آن چیزی باشد که آنها تصور می‌کردند. باید دقت کنیم که اروپا هم نقاط اشتراکش را با آمریکا اعلام کرده است. در رابطه با مباحث منطقه‌ای، حضور ما در سوریه، مساله یمن، موشک‌ها به صورت واضح حرف‌هایشان را زده‌اند و عملا هم نوع تحریم‌هایی که انجام می‌دهند یا شرکت‌هایشان اجرا می‌کنند نشان می‌دهد که همان جهتی را می‌روند که خط‌دهی آمریکاست. اگرچه در ظاهر دولت‌هایشان چیز دیگری می‌گویند اما در عمل کار دیگری می‌کنند. بنا بر این جمع این مسائل به همراه توانایی‌های ما نشان می‌دهد که ما باید به‌گونه‌ای دیگر عمل کنیم و تغییر داشته باشیم. وضعیت ما در منطقه باوجود سرمایه‌گذاری‌هایی که اروپایی‌ها و آمریکایی‌ها در منطقه کرده‌اند به قول آقای‌ ترامپ هزار میلیارد هزینه کرده‌اند و به گفته خودشان دنیا به کام ایران شده است. یا وضعیتی را که در لبنان داشته‌ایم را ببینید. عربستان هزینه‌های زیادی در آنجا داشت، اروپا و آمریکا همین‌طور اما ببینید حزب‌الله در انتخابات چه نتیجه‌ای گرفت. این چیزی بود که آنها  اصلا تصورش را نداشتند. حزب‌الله از یک جریان مقاومتی به یک دولت حزب‌اللهی تبدیل شده است. این مغایر با برنامه آنهاست. در مورد عراق هم نتیجه این شده که همه منتخبان ضدآمریکایی هستند. یعنی هم‌جهت با ما هستند.

با این تفاسیر، شما می‌خواهید تاکید کنید که شرایط عمومی در دنیا تغییر کرده است و شرایط داخلی هم در حوزه‌های مختلف مانند قبل نیست. بر این اساس بفرمایید که آیا باتوجه به ازمیان‌رفتن پروژه آقای روحانی در گره‌زدن همه حوزه‌ها به سیاست خارجی اکنون وضعیت به چه صورت خواهد شد. در واقع بحث بر سر این است که آیا اکنون ما با یک دولت بی‌پروژه مواجهیم و اگر چنین است چه سرنوشتی در انتظار آقای روحانی و دولتش خواهد بود؟

   ببینید آقای روحانی اگر می‌خواهد ادامه دهد باید تغییر رویکرد بدهد. اما آیا فقط تغییر رویکرد کافی است یا باید کابینه را هم متناسب با شرایط جدید تغییر بدهد؟ یا اینکه خیر اساسا اعتقادی به این مسائل ندارد و می‌خواهد همان راه قبلی را برود؟

به نظر من تکرار راه قبلی و اصرا بر تداوم آن از نظر منطق سیستماتیک درست نیست. شرایط عوض شده است، آقای روحانی ویا هر کس دیگری نمی‌تواند بگوید شرایط ما مانند قبل است، پس چون شرایط قبل نیست باید تدبیر جدیدی اتخاذ کرد.

آقای روحانی می‌تواند با همان رویکرد قبلی به کارش ادامه دهد؟

   من صراحتا می‌گویم اگر آقای روحانی همان رویکرد قبلی را برگزیند، نمی‌تواند ادامه دهد. یعنی آن رویکرد جواب نمی‌دهد چرا که فضا عوض شده است. آقای روحانی باید رویکردش را عوض کند و الزامات این تغییرات را هم فراهم کند. یعنی اگر الزاماتش این است این کابینه با آن رویکرد نمی‌خواند باید تغییر داشته باشد باید این افراد عوض شوند. اما ممکن است آقای روحانی معتقد به تغییر رویکرد نباشد در این صورت شرایط بسیار سخت خواهد شد. معتقدم اگر آقای روحانی بخواهد، می‌تواند رویکردش را تغییر دهد و متناسب با شرایط فعلی کند. الزاماتش هم همان‌طور که گفتم تغییر برخی چهره‌ها در دولت است. این مساله قابل توجیه هم است. چون شرایط تغییر کرده کابینه هم باید تغییر کند.