مثلث/علی پورسیدی :

اصلاح‌طلبان محافظه‌کارانه از راهبردهای سیاسی پیشرو سخن می‌گویند؛ آنان در دوران پسا 88 به گزیده‌گویی متناسب با شرایط حاکم سپهر سیاست کشور تمایل پیدا کرده‌اند. اما در این میان صادق زیباکلام، صریح‌تر از یاران سیاسی خود است. او از پایان راهبرد «اتحاد همراه با انتقاد» اصلاحات سخن به میان آورده است. او پس از خروج آمریکا از برجام، چنین رخدادی را به مثابه اتمام «جریان اعتدال» تلقی کرد و در همین راستا اظهار کرد: «دوره جریان اعتدال و میانه‌روی تمام شد و درصورت منتفی‌شدن برجام به دهه 80 برمی‌گردیم، به این معنا که حسب آنچه می‌خواهیم جلو می‌رویم و دیگر برای ما اهمیتی نخواهد داشت که آژانس و اتحادیه اروپا چه می‌کنند.» وی با فرار به جلو و عدم مسئولیت‌پذیری جریان در قبال اشتباهات ساختاری جریان اعتدال و اصلاحات در چگونگی حل مناقشه هسته‌ای از اتمام دوران صدارت حقیقی حسن روحانی خبر داد و در همین راستا اظهار کرد: «آقای روحانی از ریاست‌جمهوری استعفا بدهد یا استعفا ندهد، به اصلاح‌طلبان نزدیک شود یا نشود، همچنان بر خط اعتدال باقی بماند یا نماند، فرقی نمی‌کند چون دیگر حرفی برای گفتن ندارد. حتی اگر آقای روحانی از ریاست‌جمهوری استعفا ندهد و اصرار داشته باشد تا 1400 بماند، عملا زمام امور کشور در دست او نخواهد بود.» صادق زیباکلام بدون یادآوری هشدارهای دلسوزانه جریان رقیب در قبال پیشینه کسب منافع ملی در مذاکرات با کشورهای غربی و خوشبینی محض جریان اصلاحات، برآیند شکست پروژه برجام را مساوی با حذف سیاسی «ائتلاف سیاسی انتخابات 1392» می‌داند و معتقد است که «سیل جریان مخالف دولت آن‌قدر پرزور و پرشتاب خواهد بود که آقای لاریجانی و اصولگرایان معتدل و میانه‌رو را با خود می‌برد یا آنها را وادار به سکوت می‌کند. دولت آقای روحانی، علی لاریجانی، اصولگرایان معتدل و میانه‌رو و اصلاح‌طلبان دیگر هیچ‌کدام در برابر گردباد سهمگین ناشی از منتفی‌شدن برجام توان ایستادن نخواهند داشت و به حاشیه عرصه سیاسی کشور رانده می‌شوند.» آیا این تحلیل آینده‌نگرانه سیاسی مبتنی بر شاخصه‌های اصلی کنش در بستر جامعه سیاسی پرتلاطم ایرانی است؟ آیا جریان سیاسی نوظهور اعتدال به بن‌بست رسیده است؟

  فقدان شاخصه‌های هویتی اعتدال

1- اعتدال برساخت غیرگفتمانی: «اعتدال تنها یک روش، منش و شعار نیست، بلکه یک بینش، مسیر تفکری و گفتمان است و امروز باید این گفتمان را احیا کنیم.» این اصلی‌ترین گزاره حسن روحانی در پاسخ به شکل‌گیری گفتمانی اعتدال در ساحت سیاست‌ورزی کشور است اما برخلاف رئیس‌جمهور، تحلیلگران سیاسی جریان یا طیف اعتدال را بر ساخت همگرایی منافع سیاسی شخصیت‌ها پرنفوذ در برهه خاصی از زمان تلقی می‌کنند. صادق زیباکلام معتقد است که «گفتمان اعتدال و اعتدال‌گرایی به هیچ وجه به عنوان یک گفتمان سیاسی مطرح نیست.» و سوی دیگر ناصر مهدوی، استاد دانشگاه، اعتدال را واژگانی غیریت‌ساز برای کسب رای در انتخابات می‌داند و در همین راستا اظهار کرد: «از همان ابتدای حضور آقای روحانی در عرصه سیاسی به عنوان کاندیدای ریاست‌جمهوری آنچه ایشان را‌ ترغیب کرده بود تا این واژه را به کار ببرد، انگیزه سیاسی و اجتماعی بود نه انگیخته فکری و فرهنگی؛ یعنی ایشان از تندروی و سرکشی برخی از گروه‌های سیاسی جامعه نامطمئن و به‌نوعی احساس ناآرامی ‌می‌کردند. وی معتقد بود که با تندروی و خشونت‌طلبی آنها نمی‌توان اداره امور را به سامان رساند. برای مقابله با تندروی، نظریه اعتدال را به کار می‌بردند. ایشان هرگز در گفت‌وگوهای خود ادعا نکردند که بر سر این مفهوم تامل علمی‌ و عقلانی کرده و بعد از پژوهش جمعی این ایده را برای درمان دردهای فضای اجتماعی ایران انتخاب کرده‌اند؛ یعنی مفهوم اعتدال در ذهن و زبان رئیس‌جمهور نوعی مقابله با تندروی بود نه یک ایده منسجمی ‌که پیش‌تر با دلایل عقلانی تبیین و توصیف شده باشد.» محمدرضا تاجیک، از فعالان فکری اثرگذار جریان اصلاحات، با اغماض سیاسی، اعتدال را گفتمان در راه می‌داند و آن را در چارچوب گفتمان اصلاحات صورت‌بندی می‌کند و اذعان داشت که: «نمی‌توان از گفتمانی به نام گفتمان اعتدال سخن گفت. ما در دوران پیشاتولد یا پیشاتدوین این گفتمان به‌سر می‌بریم. حتی اگر بتوان از «گفتمانی در راه» به نام گفتمان اعتدال سخن گفت، ‌تردیدی نباید داشت که این گفتمان اکنون در مرحله‌ جنینی خود است و هنوز برای تشخیص دختر یا پسر بودن، سالم یا ناقص‌بودن، سفید یا سیاه بودن، زنده یا مرده، و طبیعی یا سزارینی به دنیا آمدنِ آن، خیلی زود است. آنچه در آن ‌تردید نیست تکرار و بازتاب برخی مفاهیم و ایده‌ها و آموزه‌های اصلاح‌طلبی در پیکره و ساحت گفتمانی اعتدال‌گرایی است. با وجود این جغرافیای مشترک مفهومی، جریان اعتدال‌گرایی را نمی‌توان ادامه‌ طبیعی و بدیهی اصلاح‌طلبی فرض کرد.» بنابراین اولین ضعف جدی حامیان اعتدال عدم گفتمان‌سازی برای قدرت‌گیری در جامعه است.

2- اعتدال بازاریابی شعارمحور: فقدان گفتمان‌سازی منجر به ناپایداری سرمایه اجتماعی پویا می‌شود؛ ضعف نیروی سیاسی فعال و همسو مساوی با انزوا در کارزار رقابت است، بنابراین برای تولید سرمایه اجتماعی همسو در شرایط مقطعی نیازمند اعلان شعارهای جدی متناسب با شکاف‌های موجود در بستر جامعه است و با قدرت عملیات روانی «کلید» حل مشکلات جامعه تنها در دست‌های فرد موردنظر قرار داشته باشد. طیف اعتدال که برساخت شخصیت محور ائتلاف سیاسی انتخابات 92 بود، بازاریابی سیاسی خود را براساس دمیدن بر «شعار بزرگ» قرار دادند و با سرمایه اجتماعی قرضی صدارت پاستور و سپس بهارستان را به دست گرفتند. نتیجه اعتدال بر پایه شعار دستاوردسازی برجام و حفظ تلگرام برای دولت یازدهم شد. رصد مانور تبلیغاتی رسانه‌های همسو با دولت روایت آشکار معضل جریان اعتدال است، نویسنده جریان رسانه حزب کارگزاران سازندگی، برآیند دولت یازدهم را اینچنین تبیین می‌کند که «گرچه روحانی، دستاوردهایی چون کاهش نرخ تورم، اجرای طرح تحول سلامت، برقراری نوعی ثبات سیاسی و اقتصادی و کاستن از فضای تنش‌آلود سال‌های ۸۸ تا ۹۲ را به‌عنوان نقاط قوت کارنامه خود می‌تواند برشمارد؛ اما دوران سه‌ساله ریاست‌جمهوری او دو دستاورد عینی و ملموس به همراه داشته که می‌توان آنها  را در دو مصداق «برجام» و «تلگرام» خلاصه کرد.» یک سال بعد همین نویسنده پس از دستاوردسازی پوشالی، نجات آن را کارویژه دولت دوازدهم تلقی می‌کند و در همین راستا نوشت: ‌«در این شرایط، حسن روحانی خود را در نخستین روزهای سال ۱۳۹۷ با ماموریتی جدی اما نه جدید مواجه می‌بیند: نجات برجام و تلگرام.

  چشم‌انداز؛ حذف ساختاری تا تغییر ماهیت

چشم‌انداز سیاسی طیف سیاسی اعتدال که ماحصل تجمع نیرو شخصیت‌های ائتلاف انتخابات 92 است، در سه محور قابل پیش‌بینی است:

1- حذف ساختاری: هاشمی‌رفسنجانی ستون خیمه ائتلاف انتخابات ریاست‌جمهوری یازدهم بود. فقدان وی قدرت چانه‌زنی در حاکمیت را کاهش داده و از سوی دیگر سرمایه اجتماعی منحصر به فردش به افراد دیگر منتقل شده است. علی‌اکبر ولایتی یار کمکی ائتلاف انتخاباتی 92 گزاره‌های همسو با موتلف‌های سیاسی خود را بر زبان جاری نمی‌کند، او سخنان سعید جلیلی را در پسابرجام تکرار می‌کند. در این شرایط دو ضلع اصلی طیف اعتدال حذف شده‌اند و اگر علی لاریجانی در انتخابات مجلس شورای اسلامی شکست بخورد، صدای حذف ساختاری آنان شنیده خواهد شد. چنین پیش‌بینی با وجود سیالیت فضای سیاسی کشور و یارگیری‌های گسترده طیف اعتدال در مراکز قدرت بعید است. سطح تحلیل صادق زیباکلام از این سنخ است.

2- کاهش قدرت مانور: قدرت کنش سیاسی طیف اعتدال در پاستور و بهارستان است؛ پایان حضور حسن روحانی در پاستور و کاهش حضور نمایندگان همسو با علی لاریجانی منجر به کاهش قدرت مانور سیاسی طیف اعتدال در کارزار رقابت سیاسی کشور خواهد شد. ضریب استمرار این کاهش قدرت تابع انتخابات است.

3- تغییر ماهیت: طیف سیاسی اعتدال در گفتمان‌سازی ناکامی ‌بودند، بنابراین برای استمرار زیست سیاسی نیازمند حیات در فضای گفتمانی هستند. گفتمان اصلاحات بستر مناسب برای حیات طیف اعتدال است بنابراین نیروهای سیاسی اعتدال با تغییر ماهیت به جریان اصلاحات می‌پیوندند و آینده سیاسی خود را به رئیس دولت اصلاحات گره می‌زنند.