هفته گذشته تعدادی از فعالان سیاسی با نوشتن نامه‌ای خطاب به مسئولان عالی‌رتبه نظام خواستار بازنگری در تصمیمات اساسی و مذاکره مستقیم با آمریکا شدند. هفته‌نامه مثلث در گفت‌وگویی با فواد ایزدی، استاد دانشگاه تهران این موضوع را بررسی کرده که‌ آیا در این مقطع مذاکره با آمریکا اقدام درستی است و آیا می‌توان به شخصی چون‌ ترامپ اعتماد کرد یا خیر.

‌با توجه به نامه فعالان سیاسی به رهبری درباره مذاکره با‌  ترامپ، به نظر شما در این مقطع مذاکره با آمریکا اقدام درستی است؟

   در حقیقت مذاکره ابزاری در سیاست خارجی کشورهاست که گاهی امکان استفاده درست و مناسبی از آن وجود دارد و گاهی نباید از این ابزار استفاده کرد زیرا مذاکره با هدف دستیابی به توافق صورت می‎گیرد، در توافق هم علاوه بر امتیازگیری باید امتیاز هم داد؛ بعضی مواقع طرف مقابل خواهان گرفتن امتیاز در حوزه‎ها‎یی است که از خط‌قرمزهای کشور محسوب می‎شود و نمی‎توان امتیاز داد، بنابراین مذاکره مفهومش را از دست خواهد داد. به عنوان مثال ایالات‌متحده آمریکا می‎خواهد از ایران در حوزه موشکی امتیازاتی بگیرد، به فرض ایران هم تصمیم بگیرد در حوزه موشکی با آنها‎ توافق کند به این معنا که اگر الان برد موشک‎ها‎یمان دو هزار است آن را به هزار کاهش دهیم. اما مساله اینجاست که اگر ایران بخواهد در توافق با آمریکا برد موشک‎ها‎یش را محدود کند، واشنگتن خواهان راستی‌آزمایی می‌شود. این در حالی است که جمهوری اسلامی نمی‎تواند نقشه سایت‎ها‎ی موشکی خود را در اختیار آمریکا قرار دهد و اینجا مساله امنیت ملی

مطرح می‎شود.

‌چرا در موضوع هسته‌ای ایران وارد مذاکره شد و چه تفاوتی با بحث‌های امروز دارد؟

   اگر تهران در حوزه هسته‌ای وارد مذاکره شد به این دلیل است که در حوزه هسته‎ای هم محدودیت‎ها‎یی را می‎توانستیم بپذیریم و هم در انتهای روند مذاکره خطر سنگینی ایران را تهدید نمی‎کرد. اما در حوزه موشکی شرایط فرق می‎کند و اگر کشور در این حوزه ضعیف شود یا سایت‎ها‎ی موشکی‌اش برای طرف مقابل شناخته شود امنیت کشور به خطر می‎افتد و امکان حمله نظامی برای طرف مقابل فراهم می‎شود. برخی تصور می‎کنند که مذاکره احتمال حمله نظامی را کمتر می‎کند اما باید گفت که مذاکره در رابطه با مساله موشکی احتمال حمله نظامی را افزایش می‎دهد، بنابراین مذاکره به نسبت برخی عوامل می‎تواند خوب یا بد باشد. این عوامل عبارتند ‌از موضوع مورد مذاکره و طرف مذاکره. در بحث هسته‌ای مذاکره جایز است و در بحث موشکی نیست.

در حال حاضر شخصیت‌ ترامپ چقدر در بحث مذاکره با آمریکا و عدم‌تمایل ایران به این امر تاثیرگذار است؟

   دونالد‌  ترامپ هم فردی غیر‌قابل پیش‌بینی و هم غیر‌قابل‌اعتماد است که همین مساله ایران را نسبت به مذاکره با آمریکا به رهبری این فرد بی‌میل می‌کند. از دیگر سو 12 بندی که مایک پمپئو، وزیر خارجه آمریکا بعد از خروج از برجام به ایران ارائه کرد این‌گونه نشان می‎داد که آن شروط برای کشوری که در جنگ شکست‌خورده، می‎خواهد تسلیم شود و این قسم تعهدات را می‎پذیرد نگاشته شده است. بنابراین باید گفت اگر ایالات‌متحده حقیقتا مایل به مذاکره با ایران بود باید در ابتدا تعهدات مساله هسته‌ای که مورد توافق هم قرار گرفته بود را اجرا و بعد از آن درخواست مذاکره مجدد در موضوعات دیگر را طرح می‎کردند. درواقع کاخ سفید به‌دنبال مذاکره با ایران نیست و هدف آنها  از طرح چنین مسائلی ایجاد تنش در داخل ایران است.

‌رئیس‌جمهور آمریکا بعد از خروج از برجام بارها از معامله بزرگ با ایران سخن گفته است. به نظر شما چنین معامله‌ای امکان‌پذیر است؟

   همان‌طور که پیش از این گفتم آمریکا به‌دنبال معامله با ایران نیست زیرا اگر چنین درخواستی داشتند معامله قبلی را به‌هم نمی‎زدند و به تعهدات‌شان عمل می‎کردند؛ بنابراین این صحبت‎ها‎یی که‌ ترامپ مطرح می‎کند درواقع یک عملیات روانی برای ایجاد اختلاف درون کشور است.

‌باتوجه به اینکه آمریکا حتی نسبت به متحدین خود هیچ‌گونه تعهدی ندارد و به توافقاتی که امضا کرده نیز پایبند نیست، در چه شرایطی باید دوباره با آنها  مذاکره کنیم و این بار چه امتیازات تازه‎ای باید به‌آمریکا بدهیم؟

   هرگاه آمریکا به تعهدات پیشین خود در مذاکره قبلی عمل کرد، بعد از آن می‎توان در حوزه‎ها‎ی دیگر وارد مذاکره شد. درواقع لزومی ‌ندارد در موضوعاتی که پیش از این مورد مذاکره قرار گرفته و توافق شده مذاکره مجدد صورت گیرد ضمن آنکه مذاکره در حوزه‎ها‎ی دیگر هم منوط به اجرای تعهدات پیشین است.

‌به نظر شما هیات حاکمه آمریکا چه نگاهی به حاکمیت ایران دارد؟

   آنها تصور می‎کنند که عده‌ای در داخل ایران هستند که می‎توانند امتیاز بیشتری به آمریکا بدهند. به همین خاطر با فشار و تحریم بیشتر درصدد گرفتن امتیاز از ایران توسط این عده هستند. ضمن اینکه هدف اصلی آنها  سرنگونی حکومت جمهوری اسلامی ایران است؛ آنها  تا جایی ‌که توان داشته باشند تمرکزشان بر سرنگونی حکومت است، اگر هم به این هدفشان دست نیابند تصورشان این است که ایران ضعیف می‎شود و پای میز مذاکره به آنها‎ امتیازات بیشتری می‎دهد. بنابراین اقداماتی هم که انجام می‎دهند براساس همین طراحی است، پس آمریکا به‌دنبال مذاکره واقعی و تعامل با ایران نیست.

‌با این حساب آیا می‎توان گفت مذاکره دوباره به معنای نتیجه‌دادن فشارهای آمریکا علیه ایران است؟

   بله، در شرایط فعلی و با وضعیت موجود که توضیح دادم اگر مذاکره مجدد صورت پذیرد‌  ترامپ اینگونه استنباط خواهد کرد که ایران تحت فشار ایالات‌متحده مجبور به مذاکره شده است. بنابراین با این تصور سیاست پیشین را پی می‎گیرد و فشار را بر ایران

 افزایش می‎دهد.

در راستای صحبت‎ها‎ی پیشین آیا مذاکره در این شرایط موجب نمی‌شود‌  ترامپ دست بالا را بگیرد به ویژه در شرایطی که گمان می‌کند در مذاکرات با پیونگ‌یانگ یک برگ برنده کسب کرده است؟

   کره‌شمالی به دلیل ادراکی که از رفتار آمریکایی‌ها داشته دریافته که آنها  زبان زور را بهتر می‎فهمند، به همین خاطر از موضع قدرت با آنها  وارد مذاکره شده است. به عبارت دیگر در مذاکره با طرف آمریکایی اگر از موضع ضعف گفت‌وگو شود مذاکره با شکست مواجه می‎شود. در شرایط فعلی ایران دستاوردهای هسته‌ای پیشین خود را که به‌دنبال آن برجام صورت پذیرفت را دیگر ندارد، به همین خاطر اگر مذاکراتی انجام بگیرد، نتیجه مثبتی به همراه نخواهد داشت.