«آیا حالا که روحانی تغییر‌کرده است ما اصولگرایان هم باید تغییر کنیم؟» این پرسش سرنوشت‌سازی است هم برای ما و هم برای آقای رئیس‌جمهور. او صادقانه، صریح و بدون هیچ پیرایه‌ای رخ به رخ مدیرانش نشست؛ همه آن حرف‌هایی را زد که ما می‌خواستیم، همه حرف‌هایی که ما از ابتدای ریاست جمهوری او صادقانه، صریح و بی‌پیرایه می‌گفتیم. حالا ما باید چه کنیم؟ همچنان منتقدش باشیم، همچنان رقیب باشیم؟

وقتی روحانی می‌گوید:«‌یکی از راه‌هایی که در برابر ماست، تسلیم در مقابل آمریکاست. هیچ عاقل و وطن‌پرستی تسلیم در برابر ظلم و توهین را انتخاب نخواهد کرد. اگر در برابر توهین و خلاف دیگری سر فرود بیاوریم، به معنای پایان عزت تاریخی ملت بزرگ ایران خواهد بود. فکر نمی‌کنم یک نفر از ۸۱ میلیون نفر هم معتقد باشد که باید در برابر یک دروغگو و توهین‌کننده سر فرود آوریم و تسلیم شویم.» مگر می‌توانیم ساز مخالف بزنیم. وقتی او به عنوان نماینده ملت شجاعانه مقابل زیاده‌خواهی غرب و ایالات متحده ایستاده است، مگر ما می‌توانیم کنار او نایستیم.

ما  باید همراه او باشیم البته به این شرط که او دوباره تغییر نکند، همانی بماند که امروز هست. او دست دوستی دراز کرده، گفته دست همه را می‌بوسد. آری، اوهمانی است که منتقدانش را بی‌سواد و بی‌شناسنامه ‌خطاب می‌کرد. حالا اما زمان بازخوانی روزهای گذشته است؛ آن هم درست در زمانه اینچنین تعیین کننده؟ روحانی به درستی شرایط را این‌گونه تفسیر کرده است: «می‌توانیم روبه‌روی هم بایستیم و دعوا کنیم و عده‌ای مطالبات مردم را بالا ببرند. می‌توان هم گفت شرایط بسیار عالی است و مشکلی وجود ندارد. نتیجه این دو نگاه این است که مقاومت ما ‌بالاترین هزینه را برای مردم ایران و بالاخص برای فقرا و اقشار کم‌درآمد خواهد داشت. در تاریخ باید به ملت و وجدانمان جواب پس دهیم.»

در میان همه اخبار بد این روزها خبر خوشحال‌کننده این است که روحانی تغییر کرده است ؛ حالا زمان تغییر ما هم فرا‌رسیده است.  او رئیس‌جمهور همه ماست، روحانی رئیس‌جمهور ما اصولگراها هم هست. روحانی رئیس‌جمهور نظام جمهوری اسلامی ‌است. حالا یک نظام و یک ملت مقابل آمریکا است. ما متحدیم مقابل ایالات نه چندان متحده؛ هشتاد میلیون، یک تیم، یک ضربان.