مثلث/ مصطفی آرانی: به نظر می‌رسد معاون اول رئیس‌جمهور راهی به جز باقی‌ماندن در دولت و اعلام غیررسمی اعتراض خود به سیاست‌های دولت ندارد.

پیش‌نیاز تحلیل نحوه کنش اسحاق جهانگیری در دولت دوازدهم، بررسی جایگاه او در دولت یازدهم است. جهانگیری در دولت یازدهم یک مدیر ارشد بود که احتمالا سه چیز باعث شده بود که به عنوان معاون اول روحانی منصوب شود: نخست تجربه اداری بالا به خصوص که از ابتدای دهه 70 (به جز 8 سال ریاست‌جمهوری محمود احمدی‌نژاد) در سطح استاندار و وزارت بود. دوم، ارتباط وثیق با هاشمی‌رفسنجانی به خصوص از بستر حزب کارگزاران سازندگی و سوم ارتباط خوب با رئیس دولت اصلاحات که جهانگیری، هشت سال وزیرش بوده است. با این حال جهانگیری برای همه‌کاره‌شدن در دولت یک چیز کم داشت: او در حلقه اول حسن روحانی نبود.

حسن روحانی نشان داده که معتمدانش را از میان همکارانش انتخاب می‌کند. فرقی نمی‌کند این افراد مثل علی جنتی در شورای سرپرستی سازمان صداوسیما و قرارگاه خاتم‌الانبیا در دهه شصت با او باشند یا مثل نوبخت از مجلس چهارم به او پیوسته باشند. مهم این است که حلقه اول حسن روحانی، باید سابقه همکاری با او را داشته باشند و خب جهانگیری هیچ‌وقت در این سال‌ها، به جز سال‌ها هم مجلسی بودن در مجلس دوم و سوم رابطه مستقیم کاری با روحانی نداشته است. در همان مجالس هم ظاهرا جهانگیری هم گعده روحانی نبوده و مثلا خبری از عضویت او در مجمع عقلا که برای مدیریت سیاسی جنگ تحمیلی به ریاست روحانی به راه افتاده بود، نیست.

با این حال نقش جهانگیری در آستانه انتخابات سال 1396 به سرعت تغییر می‌کند. او از یک مدیر ارشد اجرایی به یک فعال سیاسی تبدیل می‌شود و از یک تکنوکرات آرام به یک مرد خروشان تبدیل می‌شود که قرار است خط‌آتش حسن روحانی در مناظره‌ها باشد. به جز این‌ها او باید فداکاری سیاسی خود را با یک کناره‌گیری هم کامل کند. جهانگیری پروژه را به خوبی به پایان می‌رساند ولی بعد از انتخابات با دو بحران مهم روبه‌رو می‌شود.

نخست اینکه حاکمیت، دیگر اعتماد سابق را به او ندارد و از این رو پرونده برادرش را با جدیت پیگیری می‌کند، در مقابل اظهارات او در خصوص مسکن مهر، واکنش تندی نشان داده می‌شود و خودش در یک مصاحبه می‌گویند که ماه‌هاست نتوانسته به دیدار رهبر انقلاب برود. این در حالی است که او پیش از این و در قامت همان مدیر اجرایی، یکی از معدود مدیران دولت روحانی بود که مورد تعریف و تمجید رهبری قرار گرفت.

مطلب دوم هم این بود که روحانی، در دولت دوازدهم، هر روز بیشتر از دیروز، در حلقه یاران وفادار خود قرار گرفت. محوریت ماجرا ظاهرا با محمود واعظی بود ولی به هر حال، افراد دیگری چون نهاوندیان و نوبخت هم هستند که ظاهرا رابطه بهتری با جهانگیری دارند. اما سوال مهم این است که روحانی چرا چنین کنشی انجام داد؟ به نظر می‌رسد که مساله حسن روحانی، بیش از هر چیز اوضاع و احوال بعد از ریاست جمهوری است. شاید روحانی خواسته مقداری از وزن جهانگیری بکاهد تا او نتواند از سرمایه بهار 96 برای انتخابات بعدی استفاده کند یا شاید هم خواسته حلقه یاران خود را برای پساریاست جمهوری آماده کند اما این حلقه چنان بسته و تنگ است که جهانگیری به صورت طبیعی، خارج از آن دیده می‌شود.

با این وجود کسی هنوز هم نمی‌تواند تردیدی در موقعیت اجرایی و اداری جهانگیری داشته باشد. روزی که قرار است ارز تک‌نرخی شود، او به مقابل دوربین می‌آید، روزی که قرار است از ادغام سه وزارتخانه دفاع شود او به مجلس فرستاده می‌شود و هنوز هم اوست که رئیس مهم‌ترین شوراهای اقتصادی کشور است اما همین مساله هم نشان از این دارد که اراده‌ای در دولت می‌خواهد جهانگیری را در همان محدوده مدیریت اداری و اجرایی، ولو در سطح کلان کنترل کند.

حالا سوال این است که جهانگیری کدام یک را انتخاب خواهد کرد؟ آیا او تلاش خواهد کرد که موقعیت کنونی را حفظ کند و کارگزار ارشد دولت باشد یا اینکه از دولت بیرون بیاید و به یک نیروی منتقد اما همراه تبدیل شود؟ هر یک از این انتخاب‌ها می‌تواند تاثیراتی روی برند سیاسی او داشته باشد. حضور کم رنگ در دولت می‌تواند برند او را ضعیف‌تر کند و مخصوصا همراهی‌اش با سیاست‌های اصولگرایانه دولت در حوزه سیاسی و فرهنگی، حتی او را از چشم اصلاح طلبان هم بیندازد و استعفا از دولت در این شرایط، ممکن است حتی بدنه همدل با جهانگیری را هم به منتقد او تبدیل کند.

اینگونه است که جهانگیری باید به فاز دوم فداکاری خود بیندیشد. فداکاری برای ماندن در دولت. با این حال ظاهرا تیم رسانه‌ای او بازی را خوب بلدند و از این رو، جهانگیری امروز با وجود اینکه در دولت باقی مانده و ارشدترین مدیر آن است؛ اما به چشم یک نیروی معترض هم نگریسته می‌شود. در این شرایط است که شاید او بتواند برند خود را برای انتخابات آینده بازسازی کند البته به شرط اینکه دولت روحانی بتواند از بحران اقتصادی این روزها به سلامت خارج شود.