امیرالمومنین حضرت علی علیه‌السلام احادیث ارزشمند و نغز فراوانی در ضرورت عبرت‌آموزی و آثار و فواید آن دارند. از جمله اینکه‌

- هر که خردمند باشد، از دیروز خود عبرت گیرد و هشیار و آماده شود. (غررالحکم 8743)

- هرکه زیاد عبرت گیرد، کمتر بلغزد. (غررالحکم 8056)

- عبرت‌گرفتن مداوم به بصیرت مى‌انجامد و باز ایستادن [از خطا] را نتیجه مى‌دهد. (غررالحکم 5150)

مثلث/ محمد صرفی: مذاکرات هسته‌ای و برجام یکی از پرونده‌های پرعبرت در جمهوری اسلامی است که هرچند هنوز هم بسته نشده اما تا همین جای کار هم مملو از تجربه و عبرت است. رهبر معظم انقلاب اسلامی اوایل خرداد ماه سال جاری در دیدار مسئولان کشور در این خصوص فرمودند: «مقدّمه لازمِ هر تصمیمی این است که ما به تجربه‌های گذشته خودمان مراجعه کنیم. من جرّب المجرّب حلّت به النّدامة؛ اگر از تجربه‌ها درس نگرفتیم، قطعاً ضرر خواهیم کرد. باید تجربه‌ها را در مقابل چشم خودمان بگذاریم، ملاحظه کنیم و از این تجربه‌ها درس بگیریم. چند تجربه در مقابل ماست؛ من چهار پنج تجربه واضح را که عرض بکنم، همه تصدیق خواهید کرد؛ اینها در مقابل ما است. اینها، هم برای تصمیم‌گیری امروز ما مهم است، هم برای آیندگان مهم است؛ هم برای آن کسانی که در آینده می‌خواهند مواجه بشوند با مجموعه کارهای گوناگون‌ و جمهوری اسلامی را ان‌شاءالله با قدرت پیش ببرند مهم است.»

در جریان بودن پرونده برجام و گره خوردن حیثیت و تمامیت دولت به این پرونده، موقعیت دشواری را برای بازخوانی و عبرت‌آموزی از آن ایجاد کرده است. این معضل تا جایی ریشه دوانده که دولت و حامیانش نه‌تنها نقد و نظرات مشفقانه و منطقی را نمی‌‌پذیرند، بلکه حتی از پذیرش احکام مسلم قضایی نیز استنکاف می‌کنند.

یکی از موارد قابل تامل و ‌بررسی در این ماجرا، تعریف و تمجیدهای عجیب و غریبی بود که از تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای انجام می‌شد و راه را برای نقد موشکافانه و فنی می‌بست. حامیان دولت از تیم مذاکره‌کننده و تفکر و روش دیپلماسی دولت چنان اسطوره‌ای ساخته بودند که کسی جرات کوچک‌ترین پرسش و تردیدی درباره کارآیی آن به خود راه ندهد. کمترین صداهای منتقد و متفاوت نیز با انواع و اقسام برچسب‌ها و تهمت‌ها نواخته شده و عملا‌ مجالی برای طرح و ارزیابی منصفانه و دور از جنجال نمی‌‌یافتند. 

دیاکو حسینی از تصمیم‌سازان وزارت امورخارجه و نزدیک به نهاد ریاست‌جمهوری دو هفته مانده به انتخابات سال 1396 در یادداشتی به دیپلماسی دولت پرداخته و این‌چنین دوقطبی صفر و صد می‌سازد‌: «جهان بدون روحانی جای خطرناک‌تری برای زندگی است. چون‌ از آنجایی‌ که هیچ‌کدام از رقبای روحانی، سررشته‌ای در اداره دیپلماسی و سیاست خارجی ندارند، باید منتظر سقوط مهارت‌های دیپلماتیک ایران در برقراری صلح، حل منازعات و مدیریت بحران‌ها باشیم. بدون این مهارت‌ها در چهار سال اخیر نمی‌‌توانستیم، اجماع بین‌المللی علیه ایران و متعاقب آن تحریم‌های چندجانبه را در هم بشکنیم. ممکن نبود که توازن میان غرب و شرق را در سیاست خارجی ایران برقرار کنیم و اشتیاق اروپا و آسیا را برای تقویت و بعضا‌ بازگشایی روابط با ایران ایجاد کنیم. بدون این مهارت‌ها، چیزی جز انزوا، سردرگمی و آشفتگی در انتظار سیاست خارجی ما نیست... رقبای روحانی ثابت کرده‌اند که آشنایی ناچیزی با پیچیدگی‌های جهانی دارند و احتمالا قادر به درک دورنمایی نیستند که می‌تواند در سرآغاز قرن 21 جمهوری اسلامی ایران را در جایگاه شایسته‌اش بنشاند.»

  پهلوانان دیپلمات!

ردپای این تفکر غیرکارشناسی و مبالغه‌آمیز که سد راه هر گونه نقد و بررسی است به ماه‌های آغازین دولت یازدهم می‌رسد. جو چنان سنگین و سهمگین است که برخی چهره‌ها و رسانه‌های جریان اصولگرا نیز در این دام گرفتار می‌شوند. چند ماه پس از آغاز به کار دولت یازدهم و حصول توافق موقت ژنو، یکی از همین رسانه‌های اصولگرا در تحلیل توافق موقت که عبارت تملق برای آن مناسب‌تر است، نوشت: «الحمدلله. توافق انجام شد. به انقلاب و مردان انقلاب باید تبریک گفت. مذاکرات طاقت‌فرسای مردان انقلابی جمهوری اسلامی دقایقی پیش به سرانجام رسید و این لحظات برای همیشه در تاریخ ثبت شد. تاریخ ثبت خواهد کرد. تاریخ غیرت این مردان را ثبت خواهد کرد. تاریخ از پایمرد‌ی فرزندان آهنین و مدبر انقلاب خواهد نوشت. آیندگان در لابه‌لای صفحات تاریخ این مرز و بوم نام پهلوانان دیپلمات ایرانی را در کنار شهدای هسته‌ای مرور خواهند کرد. تاریخ آن به آن این لحظات پرشور ملت ایران و شادی غرور‌آورشان را به خاطر خواهد سپرد. مذاکرات مدبرانه و عالمانه سفیران انقلاب، ‌باوقار به نقطه نهایی رسید. فوت کاسه‌گری این مردان اول توکل به خدا بود و بعد هم تدبیر. همه وعده‌ها نیز محقق شد. همه پرچم غنی‌سازی بالاست و هم اراک و فردو و نطنز چون دماوند پا برجاست.»

‌ظریف آذر ماه سال 92 در جشنواره ملی قهرمانان صنعت و اقتصاد ملقب به قهرمان قهرمانان دیپلماسی شد.

  قهرمان قهرمانان!

چندی بعد آذر سال 1392 در حاشیه برگزاری نهمین جشنواره ملی قهرمانان صنعت و اقتصاد ایران، محمد‌جواد ظریف وزیر امور خارجه به عنوان قهرمان قهرمانان دیپلماسی ایران از سوی صنعتگران، تولیدکنندگان و فعالان اقتصادی کشور انتخاب شد. در این مراسم که با حضور محمد شریعتمداری، معاون اجرایی رئیس‌جمهور، سیدحسین هاشمی استاندار تهران، محمد‌جواد ایروانی عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و جمعی از فعالان اقتصادی، صنعتگران، تولیدکنندگان و سازندگان داخلی برگزار شد، از ظریف وزیر خارجه به طور رسمی با اهدای نشان قهرمان قهرمانان صنعت و دیپلماسی کشور تقدیر شد. 

 اعطای چنین القابی به دیپلمات‌های کشورمان در حالی بود که مذاکرات جریان داشت و از جزئیات آن کمتر خبری به بیرون درز می‌کرد، مگر از سوی طرف غربی. رسانه‌ها جز تعریف و تمجید از تیم هسته‌ای کار دیگری نمی‌‌کردند و مردم نیز امیدوار و خوشحال بودند که قهرمان قهرمانان را فرستاده‌اند تا حق‌شان را از دشمن بستاند. 

  کدام تبریک

فروردین سال 94 در حالی که هنوز توافقی حاصل نشده بود، برخی شخصیت‌های مطرح کشور مواضع شتاب‌زده‌ای در استقبال از توافقی که هنوز انجام نشده بود گرفتند و حتی آن را تبریک گفتند. رهبر معظم انقلاب اسلامی واکنش جالبی در این خصوص داشتند و فرمودند: «اینکه حالا تبریک می‌گویند، به بنده تبریک می‌گویند، به دیگران تبریک می‌گویند، بی‌معنی است، چه تبریکی؟ آنچه تا کنون انجام گرفته است نه اصل توافق و مذاکره‌ منتهی به توافق را تضمین می‌کند، نه محتوای توافق را تضمین می‌کند؛ هیچ کدام را؛ حتی تضمین نمی‌کند که این مذاکرات تا به آخر برسد و به یک توافق منتهی بشود.»

  از رئیس دانشگاه آزاد تا الناز شاکردوست

هشدارهای همراه با حمایت ایشان از تیم مذاکره‌کننده اما تاثیری بر جو مخرب موجود نداشت و مبالغه‌کنندگان کار خود را می‌کردند. سخنان حمید میرزاده –رئیس وقت دانشگاه آزاد اسلامی- درباره توافق هسته‌ای و آقای ظریف، یک نمونه از این اظهارنظرها و نشان‌دهنده جو موجود است. میرزاده در این خصوص می‌گوید: «این پیروزی اخیر که به همت تیم مذاکره هسته‌ای به دست آمد نیز از جمله پیروزی‌های ملت ایران بود و در حقیقت تیم مذاکره هسته‌ای قهرمانان عرصه‌های بین‌المللی و باتجربه‌ای بودند که موفق شدند نام ایران را سرافراز کنند و از حقوق هسته‌ای ایران و خون شهدای هسته‌ای به خوبی دفاع کنند. این پیروزی یک پیروزی بی‌نظیر در تاریخ ایران بود که توسط تیم هسته‌ای کشور برای ملت ایران به ارمغان آمد و ما از این عزیزان در کسب این پیروزی تقدیر می‌کنیم. این پیروزی ناشی از صلابت رهبری، تدبیر رئیس‌جمهور و مهارت دانشمندان عزیزمان در عرصه حقوق بین‌المللی است و در راس آنها جناب آقای دکتر ظریف و کار بزرگی است که می‌توان آن را در امتداد کار امیرکبیر برای ملت ایران، فتح خرمشهر و اقدام مصدق در ملی‌شدن صنعت نفت

 دید.»

علاوه بر چهره‌های سیاسی و مسئولین کشور، سلبریتی‌ها در این میدان هم مانند همیشه حاضر و فعال بودند. الناز شاکردوست بازیگر سینما در پستی نوشت: «تبریک میگم به مردم ایران بابت سکوت و نجابت‌ ‌10 سال از بهترین سال‌هاى عمرشان، تبریک به ما ملت صبور بابت استقامت در برابر قیمت‌هاى نجومى و اقتدار در برابر تحریم آنچه حق ساده زندگی‌مان بود مبارک‌مان باشد فرجـام این بـرجــام!»

شیلا خداداد در اینستاگرامش نوشت: «برجام به فرجام رسید. ما ایرانیان نشان دادیم که دیپلماسی قادر است سخت‌ترین معضلات را حل‌وفصل کند. خدا را سپاس.»

شبنم مقدمی، بازیگر سینما هم این‌طور نوشت: «صبح‌ بدون تحریم... به خیر. برای دمیدن‌ این صبح‌ باشکوه، که ثمره صبر‌ ما و تدبیر و تلاش‌ دولتمردان‌ ماست، سپاسگزار درگاه پروردگارمان باشیم‌ و به امید آمدن روزگاران‌ بهتر، روزگارِ سرافرازی و اقتدار... روزگار صلح و لبخند، به امید خدا، تلاشی تازه آغاز کنیم. لب از ناله‌های مایوس و سیاه فروبندیم که اکنون، نه وقت دل‌چرک‌بودن و دل‌چرکین‌کردن است. روشنی‌ دلنشین این صبح را دریابیم. روز‌ نو... مبارک. آقای دکتر ظریف، آقای دکتر روحانی، در خاطره تاریخ ِ‌این سرزمین ماندگارید بی‌تردید... مایه افتخارید و ما دوست‌تان داریم. سپاس برای همه چیز.»

  نشان خدمت به یک متهم

بهمن سال 1394 رئیس‌جمهور در مراسمی با عنوان تجلیل از افتخارآفرینان برجام، با اهدای نشان‌های درجه یک لیاقت و درجه سه خدمت و نیز لوح زرین سپاس از اعضای تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای کشورمان در بخش‌های دیپلماتیک، فنی و حقوقی و نیز خانواده شهدای هسته‌ای تجلیل کرد. همزمان با ورود رئیس‌جمهور، رضا رشیدپور، مجری برنامه از حضار خواست به افتخار «مرد خرد و خرداد» بایستند و روحانی را تشویق کنند. 

‌رشیدپور که این روزها روبه‌روی آقای روحانی و ظریف نشسته و با ظاهری نگران از برجام می‌پرسد، در جشن تقدیر از تیم هسته‌ای مجری مراسم بود و در این برنامه از حضار خواست به افتخار «مرد خرد و خرداد» بایستند و روحانی را تشویق کنند.

مجری مراسم که تلاش می‌کرد خیلی با شور و حرارت اجرا کند، در ابتدای برنامه گفت دلیل مخالفت منتقدین توافق هسته‌ای با برجام این است که آنها خودشان نتوانسته‌اند به این موفقیت دست پیدا کنند. بیان این نکته با خنده کوتاه روحانی مواجه شد. رشیدپور در بخش دیگری از برنامه گفت: «برجام این‌قدر دستاورد مهمی بود که حتی جان کری هم در جلسه قرائت برجام گریه می‌کرد و ایشان (کری) می‌گفت خوشحالم که راهی بهتر از جنگ برای حل این مساله پیدا کردم.» 

نکته قابل تامل آنکه این روزها رشیدپور در تلویزیون مقابل آقای روحانی و ظریف می‌نشیند و از چرایی افزایش انتظارات از برجام می‌پرسد.

نکته جالب دیگر آنکه عبدالرسول دری‌اصفهانی در مراسم تجلیل از افتخارآفرینان برجام از دست رئیس‌جمهور نشان درجه سه خدمت گرفت. همان کسی که این روزها به جرم جاسوسی و انتقال اطلاعات مذاکرات به طرف غربی، در زندان است اما دولت همچنان مدعی است او یک دوتابعیتی خدوم بوده است.

محمداسماعیل سعیدی، نماینده مردم آذرشهر در مجلس دهم درباره سوابق دری‌اصفهانی می‌گوید: «این شخص در اواخر دهه 70 با وزارت دفاع همکاری داشت و به عنوان نماینده ایران در دعاوی کشورمان علیه آمریکا در دادگاه لاهه حضور می‌یافت اما بعدها مسئولین وقت نظارتی متوجه شدند وی به نفع آمریکا کار می‌کند و به همین علت او را بازداشت و از کار اخراج کردند.»

‌دری‌اصفهانی که در دهه هفتاد به دلیل فعالیت به نفع آمریکا در دعاوی حقوقی، از وزارت دفاع اخراج شده بود، به عنوان نماینده بانک مرکزی وارد تیم هسته‌ای شد و اینک به جرم جاسوسی مشغول گذراندن دوران حبس 5 ساله خود است.

  از امیرکبیری تا نامزد ریاست جمهوری

کار تعریف و تمجید از تیم هسته‌ای چنان بالا گرفت که عده‌ای ظریف را به عنوان نامزد انتخابات ریاست جمهوری مطرح کردند. روزنامه اصلاح‌طلب قانون مهر 1396 نوشت: «ظریف می‌رفت تا به اسطوره زمانه ما بدل شود. او را امیرکبیر لقب دادند و برای رئیس جمهوری آینده کاندیدایش کردند. روحانی که از این دستاورد وزارت خارجه دولتش سرمست و خرسند بود، وعده داد همه تحریم‌ها به زودی رفع خواهد شد و روابط ایران با دنیا به سطح عادی بر خواهد گشت.»‌

این روند چنان پیش رفت که آذر سال گذشته روزنامه اصلاح‌طلب همدلی در تحلیلی بدون آنکه از برجام2 سخن بگوید، پیشنهاد اجرایی‌شدن آن را مطرح و خواستار گرفتن پرونده منطقه از سپاه قدس و سپردن آن به وزارت امور خارجه شد و نوشت: «تجربه مذاکرات برجام پیش‌رویمان است؛ آن زمان که با انتقال پرونده هسته‌ای به وزارت خارجه، دولت روحانی «اختیار تام» یافت تا با آمریکایی در باب پرونده هسته‌ای مذاکره کند که دیواری به بلندای 60 سال دشمنی و بی‌اعتمادی میان آنها بود. نتیجه آن تصمیم این شد که دیپلمات‌های وزارت خارجه ایران توانستند کالای اورانیوم 20 درصدی که دانشمندان هسته‌ای ایران تولید کرده بودند، به میلیاردها دلار فروش نفت، برقراری روابط تجاری میان ایران و جهان، میلیون‌ها دلار پول نقد، هواپیما، سرمایه‌گذاری خارجی در ایران و... تبدیل کنند. آیا همان تجربه را نمی‌توان این‌بار در منطقه تکرار کرد؟ گرچه یکی از پیش‌نیازهای چنین راهبردی وجود اراده حل مسائل نزد دو طرف است و به نظر نمی‌رسد با وجود رهبران جوان و ماجراجو در عربستان فعلا چنین پیش‌نیازی مهیا باشد اما آیا می‌توان امیدوار بود که پرونده سیاست‌‎های منطقه‌ای ایران حالا و بر حسب ضرورت‌های تازه از نیروی قدس سپاه پاسداران به وزارت خارجه منتقل شود تا محمدجواد ظریف و همکارانش کالای پیروزی‌های میدانی ایران در منطقه را به کالای روابط حسنه ایران با «تمام» همسایگانش بدل کنند؟»

  پشت صحنه نمایش

در روزهای اخیر دو روایت از وندی شرمن، رئیس تیم مذاکره‌کننده و جان کری، وزیر خارجه وقت آمریکا درباره مذاکرات و توافق هسته‌ای منتشر شده که قابل‌تامل است. شرمن در یک رشته توئیت نوشته است: «می‌خواهم برای شما داستانی درباره هنر معامله بگویم؛ معامله با ایران که در جریان آن رهبری مذاکرات را بر عهده داشتم. بعد از شام شب بیست‌وپنجم، من با عباس عراقچی مذاکره‌کننده ارشد ایرانی و مجید تخت‌روانچی، دیگر عضو تیم مذاکره‌کننده ایران برای بررسی یک قطعنامه سازمان ملل متحد دیدار کردم. عراقچی با نکات کلیدی موافقت کرد ولی پس از آن به سمت جلو خم شده و یکی از بندهایی که پیش از این درباره آن توافق شده بود را به چالش کشید. ‌این یک شیوه آشنای مذاکره ایرانی بود: «زمانی که توافق، قریب‌الوقوع به نظر می‌رسید، یک نکته دیگر برای اختلاف ایجاد می‌شد. ما آنچه را می‌خواستید به شما دادیم، حالا برخی چیزهایمان که از ما گرفته‌اید را به ما برگردانید.»‌

‌وقتی عراقچی به یکی از بندهای توافق اعتراض می‌کند چشمان وندی شرمن پر از اشک شده و می‌گوید این کل توافق را به مخاطره می‌اندازد. عراقچی با بهت، سکوتی طولانی کرده و اعتراض خود را پس می‌گیرد:

من آن را باختم. شروع به توضیح دادن کردم و چشمانم از ناامیدی و خشم پر از اشک شده بود. من به آنها گفتم که چگونه راهبردهایشان می‌تواند تمامی توافق را به مخاطره بیندازد. از همان ابتدای زندگی به زن‌ها گفته می‌شود که عصبانی‌شدن آنها به لحاظ اجتماعی قابل قبول نیست و ا‌گر مردم گریه شما را ببینند، نشانه ضعف است. عراقچی و روانچی مبهوت شده بودند. آنها برای اولین‌بار طی یک ماه، ساکت شده بودند.‌‌ ‌چیزی در صداقت ناامیدی من باعث عبور از مانع شده بود. بعد از یک لحظه طولانی سکوت، عراقچی اعتراض خود را پس گرفت. این ارزیابی اشکبار به حرکت اصلی مکعب روبیک تبدیل شد.»

  آن 12 نفر

جان کری هم در بخشی از فصل هجدهم کتاب خود با نام «Every Day is Extra»، روایت طرف آمریکایی را از روزهای پایانی مذاکرات هسته‌ای بیان کرده است. 

آن‌طور که از روایت کری برمی‌آید تا 13جولای، یعنی تنها یک روز قبل از نهایی‌شدن برجام، اختلافات ادامه داشته‌اند. در این روز، ظریف در جلسه‌ای که در اتاق تیم آمریکایی در هتل کوبورگ جریان داشت در حال برشمردن دلایل مخالف بودن ایران با نهایی‌شدن توافق بوده که ظاهراً اتفاقات بعدی، روال ماجرا را تغییر داده است.

وزیر خارجه اسبق آمریکا در ادامه نوشت: «هر روز می‌گذشت اما ظریف هنوز قادر نبود خودش را به جایی برساند که بله بگوید... (من به ظریف گفتم) ما تصور نمی‌کنیم کار دیگری باشد که بتوانیم انجام بدهیم. توافق، اینجا است. لحظه حقیقت فرا رسیده؛ می‌خواهی آن را بپذیری یا ردش می‌کنی؟ بعد از چند لحظه، اذعان کرد که آماده پذیرفتن توافق است؛ فقط -از میان چندین موردی که مطالبه کرده بود- یک چیز دیگر می‌خواست تا توافق را از دیدگاه خودش منصفانه کند.»

جان کری، بعد از این اتفاق سراغ اعضای تیم مذاکره‌کننده آمریکایی رفته و نظر آنها را درباره اعطای یک امتیار دیگر به ایران، به منظور مجاب کردن ظریف جویا شده؛ با وجود این، او از همکارانش خواسته امتیازی را پیشنهاد دهند که اهمیت چندانی نداشته و هزینه‌ای برای طرف آمریکایی ایجاد نکند.

طبق خاطرات کری، در این نقطه سرپرست کارشناسان مسائل تحریمی آمریکا پیشنهادی مطرح کرده که خودش هم فکر نمی‌کرده مورد موافقت ظریف واقع شود. جان کری، اما این پیشنهاد را نزد ظریف برده و به تأیید وی رسانده است. در کتاب ‌آمده است: «کریس بک‌مایر، کارشناس مسائل تحریمی ما با احتیاط شروع به صحبت کردن کرد و گفت: «یک چیزی هست...» خزانه‌داری آمریکا از قبل آماده شده بود نام ۱۲ نفر از کسانی که در فهرست ایرانی‌های تحت تحریم قرار داشتند را از این فهرست خارج کند. ما آن موقع، از این تصمیم برای لحظه‌ای مثل حالا صرف‌نظر کردیم و این کارتی بود که ایالات متحده در جیب عقب ما گذاشته بود. حالا وقتش بود که آن را بازی کنیم. کریس توصیه کرد: «اینها‌ آدم‌های چندان اثرگذاری نیستند. ممکن است [خروج این افراد از فهرست تحریم‌ها] کافی نباشد.» اما من می‌دانستم که چیزی که اهمیت داشت ژست این مساله و احترام گذاشتن به تصمیم‌های سختی بود که ایرانی‌ها گرفته بودند. عصایم را قاپیدم و به سمت در رفتم.»‌‌

‌جان کری در کتاب خاطرات خود از چگونگی گرفتن ژست احترام به طرف ایرانی و به دنبال آن اخذ جواب مثبت ظریف در دقیقه 90 برای توافق می‌گوید.

کری در ادامه ‌می‌نویسد: «به جواد (ظریف) گفتم ما می‌خواهیم برای اینکه کار را به خاتمه برسانیم، یک گام دیگر برداریم. فهرست اسامی‌ای که آماده بودیم آنها را از تحریم‌ها خارج کنیم را به او دادم و پرسیدم: «توافق تمام است؟» بعد از نیمه شب بود و فرصت یا انرژی زیادی برای جشن گرفتن باقی نمانده بود. بعد از آنکه با هم دست دادیم، به اتاقم برگشتم و در آنجا با رئیس‌جمهور تماس گرفتم تا خبر را به او برسانم. او از من تشکر کرد و من از او تشکر کردم.»

دیپلمات‌های کشورمان تا کنون ترجیح داده‌اند درباره جزئیات مذاکرات سکوت کنند‌ اما سرنوشت برجام، تحریم‌هایی که هرگز لغو نشد، نفوذی‌هایی همچون دری‌اصفهانی و... نشان می‌دهد نمی‌‌توان به سادگی روایت‌های شرمن و کری را از پشت پرده مذاکرات رد کرد. شاید بازیگران کشورمان استعداد خوبی برای ورود به دنیای دیپلماسی نداشته باشند اما این روایت‌ها نشان می‌دهد، دیپلمات‌های آمریکایی استعداد خوبی برای بازیگری دارند.