از مهم‌ترین نکاتی که لازم است مورد توجه قرار گیرد تا کار جدید تشکیلاتی جریان اصولگرا به سرنوشت مدل‌های قبلی همچون شورای هماهنگی نیروهای انقلاب اسلامی، جبهه متحد اصولگرایان و جمنا دچار نشود، این است که همه ساکت باشند، حرفی درباره آن نزنند تا کسی نداند اصولگرایان می‌خواهند چه‌کار کنند. اگر هر کسی از نگاه خود به تحلیل موضوع بپردازد و باید‌‌و‌نبایدهایی را درباره آن مطرح کند، نتیجه مجموعه مباحث به وجود ‌آمدن زمینه‌های تخریب خواهد بود که جریان رقیب می‌تواند از آن بهره ببرد.

مثلث/ حمیدرضا ترقی: البته در مقایسه ادوار مختلف، جبهه مردمی نیروهای انقلاب موفق‌ترین حرکت تشکیلاتی اصولگرایان به حساب می‌آید که توانست 16 میلیون رأی را در یک سبد جمع کند. از آنجا که اصلاحات روش‌های گذشته باید برای حرکت‌های آتی انجام شود، بر همین اساس پیشنهاد شده همانند دوره فعالیت شورای هماهنگی نیروهای انقلاب که نیروهای اصولگرا برای انتخابات شورای شهر دوم و مجلس هفتم تحت تابلوی آبادگران سازماندهی شدند، مکانیزم ائتلاف انتخاباتی اصولگرایان جدای از سازکار تشکیلاتی آنها باشد تا با انفکاک بحث انتخابات، مدل کار تشکیلاتی اصولگرایان ماندگاری بیشتری پیدا کند و به‌مرور بتواند همه گرایش‌های سیاسی جریان اصولگرایی را زیر چتر خود پوشش دهد. طبیعتا شورای مرکزی چنین تشکیلاتی باید طوری تعریف شود که پوشش بیشتری نسبت به همه نیروهای اصولگرا داشته باشد. گرچه شاید این شائبه پیش آید که بعد از مدتی احتمال دارد همچون شورای هماهنگی نیروهای انقلاب با مشکل مواجه و منحل شود، اما من معتقدم اگر نخواهند از مجموعه شورای مرکزی کسی نامزد انتخابات شود، مشکلی پیش نمی‌‌آید. البته همین پیشنهاد را نیز نباید نهایی دانست چون پیشنهادهای دیگری هم وجود دارد و معلوم نیست کدام‌‌یک به تأیید نهایی برسد. 

این هم که گفته می‌شود شورای جدید با محوریت آقای رئیسی است، در حد پیشنهاد باید به آن نگاه کرد، نباید آن را قطعی دانست. صحبت درباره پیشنهادها را نیز در مقطع کنونی صحیح نمی‌‌دانم چون اگر بخواهیم درباره پیشنهادها اظهارنظر کنیم، از اصل ماجرا دور می‌شویم، ضمن آنکه معلوم هم نیست کدام یک از این پیشنهادها در نهایت به اجرا درآید. چندی پیش نیز شایعه شده بود که آقای رئیسی با شخصیت‌های اصولگرا جلسه می‌گذارد، حال آنکه این‌طور نبود. کسانی که بیکارند و شغلی ندارند و سرشان خیلی خلوت است، سعی می‌کنند اگر کسی گعده‌ای می‌گذارد از آن جلسه سیاسی آنچنانی بسازند و بعد آن را به یک خبر دسته اول در کشور تبدیل کنند. معتقدم این اتفاق موجب انحراف نگاه افکار عمومی از مسائل اصلی می‌شود. حال آنکه چنین جلساتی اصلا وجود ندارد.

افرادی برای آقای رئیسی زمان انتخابات کار کردند و امروز به شکل‌های دیگری در حال فعالیت برای او هستند. آقای رئیسی با این نیروها جلسه دارد و این نیروها را حفظ کرده است. حفظ این نیروها ربطی به مجموعه اصولگرایی و جمنا ندارد. مگر آقای رضایی، لاریجانی و قالیباف با نیروهای خود جلسه نمی‌‌گذارند. به هر حال کسی که رأی 16 میلیون نفری در کشور آورده است، این سرمایه اجتماعی برایش محسوب می‌شو‌د. نباید سرمایه اجتماعی را ساده رها کرد و گفت روز انتخابات به صحنه بیایید و بقیه ایام به دنبال کار خود بروید. توقع آن 16 میلیون نفر آن است که آقای رئیسی ارتباطش را با آنها حفظ کند. تحویل‌شان بگیرد، از زحمات آنها تقدیر کند و احوال آنها را بپرسد. به نظر من این توقع بجایی است. عمدتا مباحث مطرح‌شده در این جلسات نیز مطالب اعتقادی و تفسیر نهج‌البلاغه است.