چرا برخی اصلاح‌طلبان رادیکال پیشنهاد استعفا به روحانی می‌دهند؟ / پشت پرده دیدار اصلاح‌طلبان با روحانی چیست؟

یک دیدار مهم در پاستور، اصلاح‌طلبان بعد از مدت‌ها دوری دوباره به حسن روحانی رسیده‌اند؛ یک همنشینی پرمعنا آن‌هم در موقعیتی تعیین‌کننده. 

هر دو طرف روزهای سختی را پشت سر گذاشته اند؛ هم روحانی و هم اصلاح‌طلبان.

کار حتی به آنجا رسیده بود که شایعه استعفای روحانی در همه جا پیچید. او اما در میان خبرنگاران حاضر شد و گفت که بنای استعفا ندارد. درست در همان جلسه ای که برای اولین بار صریح و روشن عذرخواهی کرد.

آن زمان البته اصلاح‌طلبان هم حال ور روز خوبی نداشتند. ترامپ برجام را پاره کرده بود و مردم نه فقط از چشم روحانی که از چشم اصلاح‌طلبان هم می‌دیدند. هرچه باشد اصلاح‌طلبان در کمپین و رای آوری روحانی و بسیج بدنه اجتماعی بیشترین نقش را داشتند. آنها اما بازی دیگری را آغاز کردند. 

اول گفتند روحانی باید برود؛  رک و صریح. هنوز هم می‌گویند لااقل تا قبل از این دیدار روز چهارشنبه که

 این طور بوده است و آنها روحانی را تنها گذاشتند؛  تنهای تنها. عیان‌ترین و بارز‌ترین نشانه‌اش هم همان رفتاری است که با روحانی در روز سوال از رئیس‌جمهور کردند. همان اول که او به صحن آمد پیغام را هم کتبی بردند و هم شفاهی.

گفتند اگر آنی نباشی که می‌خواهیم ما را نخواهی داشت، تنها می‌مانی. همین هم شد. روحانی تنها ماند اما جواب اول و آخرش به اصلاح‌طلبان این بود: «خوب حمایت نکنید».

این البته همه ماجرا نبود. اصلاح‌طلبان در افتادن وزرای روحانی کم تاثیر نبودند.

اکنون اما همه چیز عوض شده؛  هم برای روحانی و هم برای اصلاح‌طلبان. اوضاع اقتصادی اندکی بهبود یافته، بسته اروپایی در راه است و هر دو طرف هم یک مساله مهم را روبه‌روی خود می‌بینند: انتخابات مجلس.

درست همین‌جاست که اصلاح‌طلبان دو دسته شده‌اند. یک طرف ‌همچنان به استعفای روحانی اصرار دارد و ‌طرف دیگر حالا پای معامله با حسن روحانی رفته است. همنشین او در پاستور شده‌اند تا تکلیف را یکسره‌ کنند؛  اینکه معلوم کنند بالاخره از اینجا به بعد قرار است با هم باشند یا که از هم جدا شوند و بهای این جدایی را هم بپردازند.

این تحلیل البته حتما ناقص خواهد بود اگر نبینیم طیفی از اصولگرایان عمل گرا را که کاتالیزور این دیدار شده اند.

آنها که می‌خواهند ثمره این ائتلاف رئیس ماندن لاریجانی در مجلس بعدی باشد. این نکته مهمی خواهد بود.

    داستان استعفا

در این میان البته همان‌گونه که گفته شد طیفی از اصلاح‌طلبان مدت‌هاست که ساز استعفای روحانی را کوک می‌کنند. اینها همان طیف دوم هستند.کسانی‌ که یک بازی چندوجهی را سامان داده‌اند که مهمترین هدف آن انداختن تمام هزینه وضع موجود به گردن حاکمیت است. 

آنها مانند احمدی‌نژاد خواهان رفتن روحانی و

 نیمه تمام ماندن دولت او هستند.

برای مثال سعید حجاریان در یادداشتی به این موضوع پرداخته است. وی با رندی همیشگی خود از زبان اصولگرایان سخن گفته و در تشریح وضعیت دولت روحانی در صورت وخیم‌شدن اوضاع و ناکامی در برجام چنین اظهار می‌دارد: «در صورتی که وضعیت گفته شده تشدید شود، راست‌ها چهار سناریو پیش روی دولت روحانی قرار خواهند داد. اولین آنها پیشنهاد استعفاست؛ یعنی روحانی را به استعفا دلالت کنند. دومین سناریو، اِعمال فشار است؛ و بر سر مسائل شخصی رئیس‌جمهور مانور دهند. سپس بر مبنای عکس‌العمل روحانی حملات را تشدید کرده و از رئیس‌جمهور مشروعیت‌زدایی و نهایتا وی را وادار به کناره‌گیری کنند. سناریوی سوم، طرح عدم کفایت روحانی است؛ به نظر اگر اکثریت مجلس تا پایان سال اوضاع را بحرانی ببینند و نتوانند در برابر فشار مردم تاب بیاورند و به این جمع‌بندی برسند که دولت توانایی حل بحران را ندارد، لاجرم و شاید بنا به بعضی صحبت‌ها موضوع عدم کفایت را مطرح می‌کنند.آخرین سناریو از جنس پرونده‌سازی است؛ به این نحو که مجموعه عملکرد روحانی را رصد کنند و فی‌المثل بگویند رئیس‌جمهور با اصحاب فتنه سر و ‌سرّی داشته یا در موضوع برجام دو و سه با خارجی‌ها ارتباطی برقرار کرده است، لذا نمی‌تواند سکاندار قوه مجریه باشد.» 

از سوی دیگر عبدالله ناصری، عضو شورای مشورتی اصلاح‌طلبان و فعال سیاسی اصلاح‌طلب دراین باره نوشته بود: «یک جریان سیاسی خاص با توجه به شرایط فعلی کشور، راهبرد جدیدی را برای جلوگیری از اتمام دوره ریاست‌جمهوری حسن روحانی طراحی کرده است. طرح مباحثی همچون استعفا یا فشار سیاسی بر رئیس‌جمهور در همین راستا طراحی و نقل محافل سیاسی و رسانه‌ای شده است.» رمضانعلی سبحانی‎فر نماینده سبزوار و سخنگوی حزب اعتدال و توسعه نیز معتقد است: «دلواپسان برای نگه‌داشتن خود در صحنه سناریوهایی از استیضاح وزرا تا رئیس‌جمهور را دنبال می‎کنند تا خود را در صحنه نگه دارند.» این ادعاها در حالی مطرح می‌‌شود که مویدی برای آن مطرح ‌نشده و چنین تعابیری در اظهارات منتقدان دولت روحانی وجود ندارد. لذا به‌کارگیری تعابیری چون به استعفارساندن، اِعمال فشار، طرح عدم کفایت و پرونده‌سازی، بیش از آنکه حاکی از ذهن منتقدین بالاخص اصولگرایان باشد و مستحضر به مشاهدات میدانی و انضمامی گردد، گزارشی است از آنچه در ذهن اصلاح‌طلبان می‌گذرد! و بازتاب تفکری است که در این اردوگاه در حال قوت است، چرا‌که صدای «عبور از روحانی» از مدت‌ها قبل از اردوگاه اصلاح‌طلبان به گوش رسیده است!

    سناریوی «عبور از روحانی»

۱- برخی از اصلاح‌طلبان تحقق اهداف اصلاح‌طلبی و موفقیت در انتخابات ۱۳۹۸ و ۱۴۰۰ را در عبور تدریجی از روحانی می‌دانند. این جریان معتقد است؛ دولت اعتدال، دولت اصلاح‌طلب نیست و اهداف و برنامه‌های دولت از این طریق تحقق نخواهد یافت. حمایت از روحانی تنها موجب آن خواهد شد که ناکامی‌های وی به اسم اصلاح‌طلبان نوشته شود و با توجه به افزایش روزافزون انتقادات، اعتراضات و اعلام پشیمانی‌ها از دولت و کاسته‌شدن از اعتبار و مقبولیت آن، از اعتبار و مقبولیت اصلاح‌طلبان نیز کاسته شود و فرصت برای موفقیت جریان رقیب فراهم آید. پیشگامان تحقق این سناریو هوادارانی هستند که با موج جدید اعتراضات سلبریتی‌های این جریان در روزهای اخیر و با راه‌اندازی کمپین‌هایی برای ابراز پشیمانی، فشار خود را به رأس اصلاح‌طلبی نیز وارد کرده و خواستار همراهی آنان هستند! در واقع، بخشی از بدنه اجتماعی پیشگام سیاست‌ورزی شده و تلاش دارد جر‌أت و جسارت لازم را برای رأس فراهم کرده تا این سناریو را دنبال کند. سیاست مذکور سیاستی نیست که اگر کسی از بزرگان اصلاح‌طلبی به آن اعتقاد داشته باشد، حاضر شود آشکارا آن را اعلام کند؛ از این رو در لابه‌لای اظهارات‌شان باید به دنبال اشاراتی گشت اما وضعیت کنونی را نباید حاصل سناریوی تخریبی علیه دولت دانست؛ بلکه باید محصول عملکرد ضعیفی دانست که سیاستمداران دولت دوازدهم در پیش گرفته‌اند.

۲- یکی از عوامل موثر در کلید خوردن سناریوی «عبور از روحانی» شکل‌گیری این تلقی است که حسن روحانی تحت فشار اصولگرایان تغییر راهبرد داده و به سمت این جناح و واگرایی از اصلاح‌طلبان میل پیدا کرده است. به واقع سخن از «چرخش به راست رئیس‌جمهور» از ماه‌ها پیش در محافل اصلاح‌طلبی مطرح شده و آنها مدعی‌اند که آقای روحانی پس از چهار سال نزدیکی به اصلاح‌طلبان و کسب رأی در انتخابات ۹۶، نوعی بازگشت به راست را در پیش خواهد گرفت. کم‌توجهی به خواسته اصلاح‌طلبان در چینش کابینه و انتخاب استانداران، بی‌توجهی به نقدهای اصلاح‌طلبان در چهار سال اول ریاست‌جمهوری روحانی، کم‌شدن از قدرت اسحاق جهانگیری در کابینه جدید، عمل‌نکردن به بعضی وعده‌های انتخاباتی و حتی پاک‌کردن صورت‌مساله تعدادی از آنها از سوی نزدیکان دولت، نشانه‌هایی است که اصلاح‌طلبان را به عملکرد روحانی و دولتش حساس‌تر می‌کند. «احمد خرم» از فعالین سیاسی اصلاح‌طلب در این‌باره معتقد است: «واقعیت جامعه بیان‌کننده این مساله است که ‌این اتفاق در حال رخ‌دادن است؛ اتفاقی که با انتقاد بخش قابل ‌توجهی در طیف‌های اصلاح‌طلب همراه شده است.»

۳- البته این نظر با نگرانی‌ها و مخالفینی در اردوگاه اصلاح‌طلبان روبه‌رو بوده و واکنش ایشان را به همراه داشته است. به عنوان نمونه مصطفی تاج‌زاده با ادبیاتی هشدارگونه در این‌باره بیان می‌دارد: ‌«شخصا با این پیش‌فرض که روحانی چرخش به راست داشته، مخالفم و معتقدم رئیس‌جمهوری پس از انتخابات نه‌تنها چرخش به راست نکرده، بلکه اساساً نمی‌تواند گردش کند... معتقدم روحانی باهوش‌تر از آن است که بخواهد به سمت راست بچرخد؛ چرا که می‌داند در صورت گردش به راست، چیزی به ‌دست نمی‌آورد و صرفاً پشتوانه عظیم مردمی‌اش را از دست خواهد داد و روحانی باید مراقب این مساله باشد.»

اظهارات حجاریان نیز بدون واکنش باقی نماند. به عنوان نمونه علی جنتی، وزیر ارشاد دولت یازدهم در گفت‌وگوی خود با روزنامه اعتماد در پاسخ به سوالی درخصوص تعبیر سعید حجاریان از نتیجه فشارها به  حسن روحانی، رئیس‌جمهور و احتمال استعفا‌ یا عدم کفایت او به همین دلیل گفته است: «البته مخالفان دولت ممکن است چنین پروژه‌ای را تعقیب کنند ولی به نظر من امکان تحقق آن وجود ندارد... نه روحانی به خاطر فشارهایی که وارد می‌شود اهل استعفا‌دادن است و نه شرایط به گونه‌ای است که مجلس بخواهد رای به عدم کفایت ایشان بدهد. آقای روحانی در سال ٩٢‌ که وارد انتخابات و پیروز شد، در یک ملاقات خصوصی که با ایشان داشتم، بیان کرد که من هوس رئیس‌جمهور‌شدن نداشتم ولی شرایط کشور به گونه‌ای است که آمده‌ام خودم را فدا کنم تا کشور نجات پیدا کند. کسی که با این روحیه به میدان می‌آید هرگز به خاطر مشکلات و فشارها استعفا نمی‌دهد تا بحرانی جدید برای کشور ایجاد کند؛ لذا من هیچ یک از این سناریوها را محتمل نمی‌دانم.» 

    سناریو‌ی جنگ روانی و مدیریت افکار عمومی

در کنار تمایلاتی که اصلاح‌طلبان برای واگرایی و عبور از روحانی در طول این سال‌ها داشته‌اند که اشاره شد، در نگاهی دقیق‌تر دامن‌زدن به شایعه استعفای زودهنگام رئیس‌جمهور و متهم‌کردن نظام یا جریان رقیب به داشتن سناریویی برای به انسداد‌کشاندن دولت دوازدهم، توسط تئوریسین اصلاح‌طلبان را باید طرح‌ریزی سناریویی برای جهت‌دهی به رخدادهای آینده و مهار و مدیریت افکار عمومی دانست که اتفاقا جزو حوزه‌های تخصصی ایشان به حساب می‌آید. جالب آن است که بدانیم سعید حجاریان در شهریور‌ماه ۱۳۹۴ در بخشی از گفت‌وگوی خود با نشریه اندیشه‌پویا اظهار کرده بود: «آقای روحانی اگر شکست بخورد بحران در بحران ایجاد خواهد شد. فرض کنید که توافق برجام در یک‌جایی به لحاظ اجرا شکست بخورد و همه‌چیز هوا شود. روحانی هم استعفا می‌دهد و می‌رود‌ و یک نفر مثل معجزه‌‌ هزاره‌‌ سوم سر کار می‌آید. روحانی شکست می‌خورد.»

۱- طرح این ادعا بهانه‌ای برای تخریب رقیب است. این اقدام را می‌توان در قالب سناریوی مظلوم‌نمایی دولت تحلیل‌کرد. اصلاح‌طلبان تلاش دارند تا بدین‌وسیله چهره‌ای معصوم و مظلوم از دولت ارائه دهند که دست‌بسته و از انجام وظایف محوله به‌اجبار بازداشته شده است. به واقع دولت را تحت فشار سنگین رقیب معرفی کنند که بخشی از مشکلات کشور و ناکامی دولت نیز حاصل این فشارها ‌است، لذا برای آنکه دولت توانمند و کارآمد شود باید افکار عمومی به کمک ‌آمده و جریان رقیب را تحت فشار قرار داده و به حمایت از دولت منتخب مردم

بپردازد.

۲. این اقدام می‌تواند افکار عمومی را از توجه به مطالبات واقعی خود باز دارد و در زمانی که دولت توان پاسخگویی اقناعی به سوالات افکار عمومی را ندارد و اوضاع نابسامان اقتصادی و ناکامی برجام اعتراضات عمومی را به همراه داشته است، کمک‌کار دولت شود و کمی از فشارهای وارده بر آن بکاهد.

۳- این اقدام حتی می‌تواند صدای مطالبه‌گری درون اردوگاهی را که مدت‌هاست نسبت به عملکرد دولت اعتدال آغاز شده و بازتاب آن از بیرون نیز شنیده می‌شود، به بهانه بزرگ‌نمایی خطر رقیب، برای مدتی مسکوت بگذارد؛ اعتراضاتی که از اقشار مختلف هواداران روحانی شنیده می‌شود و آخرین آن در عدم حضور بخشی از هنرمندان در مراسم افطاری رئیس‌جمهور خودنمایی کرد.