‌صادق زیباکلام می‌گوید: روحانی با اصولگرایان یک ائتلاف ضمنی کرده و نمی‌خواهد هیچ حرفی که باعث تکدر خاطر آنان شود را بیان کند. او در عین حال می‌گوید: اصلاح‌طلبان باید با فشار همه‌جانبه و انتقاد، روحانی را‌ به سوی مطالبات مردمی در انتخابات 29 اردیبهشت هدایت کنند. در واقع توصیه زیباکلام به اصلاح‌طلبان واقع‌بینی بیشتر و افزایش میزان انتقادات از دولت است.

آقای دکتر،تکلیف جریان حامی دولت یعنی اصلاح‌طلبان چه می‌شود؟ اخیرا آنها دوباره بحث بر سر استعفا را آغاز کرده‌اند. آیا این مساله به دلیل مواجهه بدنه اجتماعی با آنها است‌؟

    واقعیت این است که هزینه ناکامی و شکست آقای روحانی را اصلاح‌طلبان می‌پردازند. روحانی به هیچ وجه هزینه‌ای نمی‌‌پردازد زیرا دیگر نیازی به صندوق رای ندارد. این اصلاح‌طلبان هستند که امروز مورد شماتت و حتی در فضای مجازی مورد هتاکی و فحاشی قرار گرفته‌اند. خود من روزانه ده‌ها پیام با این مضمون دریافت می‌کنم که شما باعث شدید ما در انتخابات شرکت کرده و به روحانی رای بدهیم. هیچ‌یک از انتقادات متوجه روحانی ‌نیست اگر هم باشد اهمیتی نمی‌‌دهد. دیگر انتخاباتی در کار نیست و خر او از پل گذشته است.

اصلاح‌طلبان که در انتخابات‌های ‌آتی نیاز به صندوق رای دارند، چرا راه خود را از روحانی جدا نمی‌‌کنند؟

    چون اصلاح‌طلبان نمی‌‌توانند و نمی‌‌خواهند با اعتماد عمومی بازی کنند. اصلاح‌طلبان نمی‌‌توانند به مردم بگویند که در انتخابات شرکت کنید و به روحانی رای دهید و وقتی روحانی این‌طور تو‌زرد از آب درآمد، خودشان را کنار بکشند. اصلاح‌طلبان باید مسئولیت اجتماعی تقاضایی که از مردم کردند را بپذیرند و قبول کنند که انتقادات بسیاری به عملکرد روحانی وارد است. 

به دیگر اصلاح‌طلبان کاری ندارم اما من خودم ضمن اینکه همچنان از روحانی و رای دادن به او حمایت می‌کنم، بیشترین انتقاد را به روحانی دارم و فشار را به او وارد می‌کنم تا شاید قدری در مسیر انتخابات 29 اردیبهشت 

گام بردارد.

منظور از جداکردن راه از روحانی این نیست که مسئولیت تقاضای خود از مردم را نپذیرند. حداقل کاری که می‌توانند انجام دهند این است که به خاطر اشتباه خود از مردم عذرخواهی کنند.

    اشتباه صورت نگرفته است. من معتقد هستم که اگر زمان به عقب باز‌گردد همچنان باید به روحانی رای دهیم، زیرا اگر رئیسی رئیس‌جمهور می‌شد کشور به شرایط سال 84 تا 92 برمی‌گشت. تمام کسانی که آن روز دور و بر آقای رئیسی بودند و امروز هستند در جبهه آقای احمدی‌نژاد قرار می‌گیرند لذا نباید سرنوشت کشور را یک بار دیگر به دست آنها می‌دادیم. 

من اعتقاد دارم اینکه نگذاشتیم سرنوشت کشور دوباره دست اصولگرایان رادیکال، جبهه پایداری و دلواپسان افتد، کار درستی بوده است. همین اقلیت پایداری در مجلس  را ببینید که چقدر علیه منافع ملی کار می‌کند. آتش‌زدن پرچم آمریکا بعد از خروج ترامپ از برجام، مخالفت با برجام و سعی در بی اعتبار کردن آن، مخالفت با FATF  و... نشان می‌دهد که ابدا به منافع بلند‌مدت ایران توجه نمی‌‌کنند.

پس ریاست‌جمهوری همین روحانی را که امروز معتقد هستید تو‌زرد از آب در‌آمد بهتر از ریاست‌جمهوری رئیسی و آن طیف می‌دانید. 

    قطعا. اگر یک جام جهان نما بود و ما رفتار آقای روحانی ‌در سال 97 را همان سال 96 می‌دیدیم، باز هم باید به او رای می‌ دادیم تا مملکت  دست جریان پایداری نیفتد. 

بنابراین انتقاد از دولت را تنها کاری می‌دانید که اصلاح‌طلبان می‌توانند و باید انجام دهند؟

    بله، اصلاح‌طلبان باید با فشار همه‌جانبه و انتقاد، روحانی را‌ به سوی مطالبات مردمی در انتخابات 29 اردیبهشت هدایت کنند. 

اظهارات آقای قاضی‌زاده هاشمی در روزهای گذشته با انتقادات گسترده مردم و کاربران فضای مجازی همراه بود. به نظر شما در شرایطی که کشور با مشکلات گسترده اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و... مواجه هستند، جریحه‌دار کردن احساسات مردم چه تبعاتی خواهد داشت؟

    آنچه مسلم است، ما در شرایطی سخت و دشوار‌ به‌سر می‌بریم. کافی است فقط نگاهی به قیمت ارزاق و مواد اولیه مثل خوراکی‌ها بیندازیم و ببینیم که همه مایحتاج مردم ظرف یکی، دو ماه گذشته به طرز وحشتناکی افزایش قیمت داشته است. هنوز ‌13آبان نیامده زندگی مردم دشوار شده و در حال دشوارتر‌شدن نیز هست. بنابراین طبیعی است که مردم ناراحت و عصبی باشند و انتظار بسیاری از مسئولین و دولت داشته باشند.

این انتظارات در حالی وجود دارد که ما امکانات و قدرت دولت به معنای قوه مجریه بسیار محدود است. تصمیمات اصلی و کلان مملکت در بخش‌های ‌دیگری گرفته می‌شود اما تبعات آن متوجه دولت است و باید پاسخگو باشد، لذا فکر می‌کنم در این مقطع مسئولان قوه مجریه دست‌کم باید دو کار را انجام دهند. اولا اینکه نهایت خویشتنداری را داشته باشند. مسئولان باید با صبوری عمل کرده و با مردم همراهی و همدردی کنند. نباید کلمات و جملاتی بگویند که مثل نفت روی آتش باشد یا نمک روی زخم مردم باشند. 

گفتید دولت باید دو اقدام انجام دهد. دومی چیست؟

    به موازات خویشتنداری که مساله اصلی در شرایط فعلی است باید با مردم صحبت کنند. بیش از یک سال است که از روحانی می‌خواهیم این کار را انجام دهد. آقای روحانی باید با مردم شفاف صحبت کرده و بگوید که مشکلات از کجا ناشی می‌شود. باید بگوید که سهم دولت و سایر قوا در شرایط فعلی چقدر است. باید مردم بدانند که سوء مدیریت دولت چقدر در بروز این وضعیت نقش داشته و  مراکز دیگر قدرت چه نقشی در بروز این وضعیت دارند. تنها در این صورت است که این حالت که همه انگشت اتهام را به سوی دولت گرفته اند، رفع می‌شود. 

همان‌طور که گفتید این درخواست از آقای روحانی طی یک سال گذشته بارها بیان شده است، به نظر شما چه عاملی مانع از توجه رئیس‌جمهور به این مساله می‌شود.

    من فکر می‌کنم که آقای روحانی یک ائتلاف ضمنی با اصولگرایان کرده و نمی‌‌خواهد هیچ مطلبی که باعث تکدر خاطر آنان است‌ را بیان کند. منطقی‌ترین توجیهی که می‌توان پیدا کرد این است که  روحانی وارد‌ یک شراکت نانوشته و ناگفته با اصولگرایان شده و نمی‌‌خواهد مسائل را شفاف بیان کند.

می‌دانیم که بهای این سکوت از دست رفتن محبوبیت و بدنه رای روحانی است. فکر می‌کنید سود این شراکت چیست که روحانی حاضر شده این بها را بپردازد؟

    تنها حدسی که می‌توان زد این است که ایشان وارد نوعی توافق ضمنی شده  تا در آینده و هر وقت که لازم باشد در حاکمیت، قدرت داشته باشد.