هنوز از توصیه جنجالی قاضی‌زاده‌هاشمی به نانوای بجستانی چند روزی نگذشته بود که مصاحبه وی در تلویزیون در خصوص «صرف»‌‌نکردن تامین هزینه داروی بیمارانی که مشخص نیست طول عمرشان زیاد دوام داشته باشد، موج دیگری از اعتراضات را در پی داشت. موارد این‌چنینی و اظهار‌نظرهای بدون در نظر‌گرفتن ابعاد ماجرا، چه تاثیری روی نگاه مردم دارد. آیا این نوع اظهارنظرها از نوع نگاه بالا به پایین آقای وزیر نشات می‌گیرد؟ آیا این نگاه به همه بدنه دولت تعمیم داده می‌شود و چه تاثیری روی سرمایه اجتماعی خواهد داشت؟

آقای قاضی‌زاده چه نظری در مورد اظهارنظرهای خاص وزیر بهداشت و درمان دارید؟ به نظرتان این نوع اظهارنظرها از چه نشات می‌گیرد؟ 

    موضوع این است که برخی نباید در آن جایگاهی که هستند قرار بگیرند و برخی انتخاب‌ها اشتباه است. برخی ظرفیت قرار‌گرفتن در جایگاه‌های مختلف را ندارند. این اصل قضیه است. دوم بحثی است که  به فرمایشات رهبری برمی‌گردد. اگر سخنان و رهنمودهای ایشان در رابطه با نحوه زندگی مسئولین را در نظر بگیریم، باز هم شامل این نمی‌شود که فردی چون ایشان در جایگاه وزیر قرار بگیرد. اگر برویم به سراغ تاریخ اسلام و به قرآن مراجعه کنیم، می‌بینیم که قرآن همیشه عامل خیر بوده و طرفدار مستضعفان بوده است یا خطبه‌های امیرالمومنین که در این موضوع تحول و یک انقلاب اساسی است و اصلا با مقیاس امیرالمومنین کمتر کسی می‌تواند با این خصوصیات در جایگاه حکومت بر مردم ظاهر شود.  من خودم از زبان خانم دکتر دستجردی شنیدم که گفت من هر وقت می‌خواستم بروم دفتر رئیس‌جمهور و آقای مشایی را ببینم، آقای قاضی‌زاده‌هاشمی هماهنگ می‌کرد. باید توجه داشته باشید که مشکلات خاصی در این حوزه اتفاق می‌افتد. واردات بی‌رویه دارو برخی تولید‌کنندگان را فلج کرده است؛ شما حساب کنید یک پولی برای واردات دارو دادند، یک مقدار ناقابل آن را برای 97 درصد داروها گذاشته‌اند و اکثر آن‌را برای سه درصد دارو اختصاص داده‌اند. اینها رفته‌اند اساسنامه وزارت بهداشت و درمان را در ستاد انقلاب فرهنگی عوض کرده و هیات‌امنایی کردند و  آمده‌اند با این هیات امنای ارزی کلی کالا وارد می‌کنند. به عنوان مثال در نظر بگیرید شما یک تولیدکننده هستید، 9 درصد ارزش افزوده می‌دهید، بیمه می‌دهید، مالیات می‌دهید، عوارض می‌دهید، گمرک می‌دهید، ولی هیات امنای ارزی هیچ مالیات و عوارضی نمی‌دهد. شما چطور می‌خواهید با اینها رقابت کنید؟ فلج می‌شوید. واردات بی‌رویه تولید لوازم پزشکی و دارویی را فلج کرده است.

 اما در رابطه با صافی‌های دیالیز ما بیش از مصرف‌مان تولید داریم، به اروپا هم صادر می‌کنیم، ولی از این‌سو آقایان هم وارد می‌کنند. من در طرح سوال از وزیر بهداشت درمان هم مبنی بر اینکه چرا با وجود تولید صافی دیالیز در کشور، مجوز واردات می‌‌دهید، گفتم آنچه وزیر در مورد صافی دیالیز ارائه داد کذب محض است، آمار غلط بوده و صحبت‌های ایشان قابل استناد نیست، کما‌اینکه در این مورد مدارک مستندی در کمیسیون بهداشت وجود دارد. حمایت از تولید و کالای ایرانی خط قرمز ماست. به جای حمایت از تولیدکنندگان صافی دیالیز و پرداخت میلیاردها  بدهی به تولیدکنندگان حتی کالای خارجی وارد می‌کنند. افزایش واردات خیانت به کشور محسوب می‌شود. از بین‌بردن تولید و اشتغال و سرمایه ملی این کشور چه افتخاری دارد؟

 کارخانه‌های داخلی سالانه ‌5/12 میلیون صافی دیالیز تولید می‌کنند ولی مشاور امور دیالیز شما درخواست واردات یک میلیون دیالیز چینی را داد اما کمیسیون بهداشت و درمان مجلس مخالفت کرد و اجازه واردات آن را نداد. صافی‌های چینی آسیب‌های جدی به بیماران زده است. شما که تا این حد بر سر جان مردم قسم می‌خورید، چرا سلامتی مردم را با صادر کردن مجوز واردات دیالیزهای چینی به خطر انداخته‌اید؟ چرا در مناقصه ساخت مرکز دیالیز کشور که سازمان بازرسی کل کشور در تاریخ 9 آبان ماه سال 96 به شما نامه نوشته که آن را متوقف کنید، تخلف کردید؟ در حال حاضر دانشگاه‌های علوم پزشکی میلیاردها تومان به تولیدکنندگان بدهی دارند؛ آیا دستی در کار است که تولیدکنندگان داخلی حتی پول کارگر را هم نداشته باشند و آن‌وقت شما به راحتی واردات انجام دهید؟ وزیر محترم وزارت بهداشت و درمان باید در حیطه کاری خودش صحبت کند و از مسخره کردن مردم نیازمند

 بپرهیزد. 

به نظرتان این نگاه کل دولت است، ‌یعنی این نگاه از بالا به پایینی که در حرف‌های آقای وزیر وجود دارد، نگاه کل دولت است یا منحصر به ایشان می‌شود؟

    نه، بعضی از دولتی‌ها این‌طور نیستند و فروتن هستند. آدم‌های خوبی در آنهاست و تابع واقعیت‌ها هستند و همه آنها غرور ندارند. آقای دکتر آخوندی و آقای دکتر قاضی‌زاده سرآمد این هستند. اما باید در نظر گرفت که مردم وقتی با چنین حرکتی برخورد می‌کنند آن‌را به همه دولت تعمیم می‌دهند. احساس می‌کنند به‌جای اینکه به درد آنها رسید‌گی شود تنها مورد تمسخر قرار گرفته اند. به هر حال جان هر کسی برای خود و اطرافیانش عزیز است. نمی‌توان گفت چون دارویی نمی‌صرفد و کسی را بیشتر از دو سال زنده نگه نمی‌دارد باید به آن بیمار‌ بی‌توجهی شود.

روابط ایشان را با آقای روحانی چطور می‌بینید؟ آیا ایشان با آقای روحانی روابط نزدیکی دارد و این نزدیکی در چنین اظهارنظرهایی تاثیرگذار است؟

    اطلاعات دقیقی در این‌باره ندارم، ولی می‌دانم که به توچال وگردش با هم رفته بودند.

برای برادر رئیس‌جمهور هم آقای قاضی‌زاده وثیقه گذاشته بودند؟

    همسر آقای قاضی‌زاده هاشمی وثیقه گذاشته بود.

این نزدیکی از کجا نشأت می‌گیرد؟

    به هر حال آنها هم‌فکر هستند و این هم‌فکری در نزدیکی آنها موثر بوده است.

این نگاه از بالا به پایین و برخورد با مردم به نظرتان چه تاثیری در بدنه دولت دارد؟

    این تحقیر مردم به ضرر نظام است. مردم اساس نظام هستند. ستون نظام، مردم است و ما باید برای مردم احترام و ارزش قائل شویم، به‌خصوص مستضعفان. شما وقتی وصیتنامه سیاسی حضرت امام  را می‌خوانید چندین مرتبه کلمه مستضعفان را، 14-13 مرتبه قید کرده اند. ما باید نزدیک شویم به مستضعفان و پابرهنگان.

به نظرتان آقای روحانی باید چه کاری انجام دهد که این حس دوری از مردم کاهش پیدا ‌کند؟ مردم احساس می‌کنند دولت رویکرد متفاوتی به آنها دار‌د؟

    الان مردم با فشار شدید اقتصادی روبه‌رو هستند. قبل از این دولت، ما به مردم بابت یارانه 45 دلار می‌دادیم، زمانی که دلار هزار تومان بود. اگر سه هزار تومان را در زمان پایان دولت احمدی‌نژاد در نظر بگیریم، 45 را بر سه تقسیم کنیم، می‌شود 15 دلار می‌دادیم. الان دو و نیم دلار می‌دهیم به مردم. یعنی یک‌ششم شده است. کارگران هم 750 دلار می‌گرفتند، الان 50 دلار هم نمی‌گیرند. واقعیت امر آقای روحانی باید به فکر مستضعفان باشد. چند قلم اساسی روغن و برنج و نان و قند و شکر و گوشت و لبنیات را به سهل‌ترین روش در اختیار کل ملت باید با قیمت ارزان به دست مردم برساند. در این دولت افراد مشکل دار  خیلی بیشتر شدند. قشر عظیمی که طبقه متوسط جامعه بودند، برادران عزیز ارتش، سپاه، نیروی انتظامی، آموزش و پرورش، کارمندان زحمتکشی که با سیلی صورت خود را سرخ می‌کردند، در این افزایش قیمت‌های بعد از عید، این قشر متوسط زیر فقر رفت‌، یعنی باعث اختلاف شدید طبقاتی شدیم؛ اختلاف طبقاتی باعث ‌‌اشرافی‌‌گری می شود. جناب آقای قاضی‌زاده اشرافی صحبت می‌کند، اگر اشرافی‌گری به وجود بیاید، جامعه دچار بحران می‌شود. اگر اشرافی‌گر بیاید فساد می‌آید، فساد بیاید بلا می‌آید و نمی‌توان بحران‌های پس از آن را مدیریت کرد.