شرکای انتخاباتی روحانی از او دلخور و گلایه‌مند و ناامید بودند از اینکه دوباره پیوندی بین آنها و نامزد مورد حمایت‌شان در انتخابات ریاست‌جمهوری ایجاد شود. روز به‌روز شکاف‌ها بیشتر می‌شد تا آنکه دیداری بین سران جریان اصلاحات با روحانی برگزار شد که پیام‌های زیادی داشت. عباس سلیمی‌نمین معتقد است: «روحانی از موضع برتر با اصلاح‌طلبان دیدار کرد و اصلاح‌طلبان نمی‌‌توانند از او سهم‌خواهی داشته باشند.»

  چرا اصلاح‌طلبان به آقای روحانی برگشتند و با او دیدار کردند چون تا پیش از این احساس می‌شد مشغول جداکردن سفره خود از آقای روحانی هستند؟

 خیلی از اصلاح‌طلبان نبودند.

   اما هیأت‌رئیسه شورای عالی سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان و سران احزاب شاخص اصلاح‌طلبی همچون کارگزاران و اتحاد ملت در آن جلسه حضور داشتند. این حضور چه پیامی داشت؟

 این دیدار که البته به نظر من حائز اهمیت است، منعکس‌کننده موضع همه نیروهای جریان اصلاح‌طلب نیست. همزمان با این برخی نیروها حتی در مجلس موضع بسیار تندی علیه آقای روحانی اتخاذ کردند. حتی از فراکسیون امید که محل تأمل بود ولی آن دیدار را از این جهت حائز اهمیت می‌دانم که جریان تند اصلاح‌طلب نتوانست با سست‌کردن پایه‌های دولت، شرایط ویژه‌ای را در داخل به وجود بیاورد چون اگر شرایط ویژه‌ای هم در داخل و هم در بیرون می‌داشتیم، یعنی در تقابل با آمریکا، می‌توانست موقعیت کشور را شکننده کند. ‌آنها ‌نتوانستند در داخل کشور شرایط ویژه به وجود بیاورند یعنی دولت را ناپایدار کنند و بحث این را مطرح کنند که ما باید شرایط ویژه را در داخل اعلام کنیم یا دولت دیگری بیاوریم، انتخابات زودرس داشته باشیم و در قالب شرایط ویژه حرکت کنیم، این برمی‌گشت به سیاست‌های منطقی نظام. البته این زمینه که هم برای تندرو‌های اصلاح‌طلب و هم تندروهای اصولگرا بسیار سخت بود اما هر دو جریان تندرو ناگزیر به پذیرش این سیاست کلان شدند، یعنی ناگزیر شدند به طرف آقای روحانی برگردند. البته فکر می‌کنم این برگشت هم به این معنی نیست که آقایان همه تخم‌مرغ‌های خود را در سبد آقای روحانی خواهند گذاشت، خیر ولی ترمیم ارتباطات‌شان با آقای روحانی برایشان ضروری است اما همزمان تلاش می‌کنند مسئولیت دولت را نپذیرند، حساب کار خود را از دولت جدا کنند و دیگر براندازی آقای روحانی را دنبال نکنند اما جداکردن‌ حساب خودشان را به طرق مختلف ‌بروز و ظهور می‌دهند. اما در همین حد هم بسیار حائز اهمیت است. این قضایایی که دشمن می‌خواهد در داخل کشور به وجود بیاورد به اهدافش نرسید و نتوانست یک عدم ثباتی را در ایران به نمایش بگذارد.

 آقای روحانی چرا دیدار با اصلاح‌طلبان را پذیرفت، او نیز مواضع مستقلی را بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال 96 دنبال کرد و با این رویکرد به اصلاح‌طلبان پیام داد که دیگر به حمایت آنها احتیاج ندارد، چطور شد که قبول کرد با اصلاح‌طلبان بنشیند و صحبت کند؟

 آقای روحانی نمی‌‌توانست نپذیرد چون دو ماه قبل اعلام کرد دست همه را به گرمی خواهد فشرد و پذیرای گرفتن یاری از همه جریانات سیاسی خواهد بود. طبیعی است که با این موضع‌گیری آقای روحانی نمی‌‌توانست به درخواست ملاقات اینها ‌جواب منفی دهد البته به این معنی نیست که آقای روحانی به طور مشخص نیازمند اینها است، شرایط کشور به‌گونه‌ای است که هر کس و هر جریانی در وادی کمک به دولت قرار گرفت، طبیعی است آقای روحانی باید پذیرا باشد تا بتواند این احساس را به همه انتقال دهد، ضمن آنکه اصلاح‌طلبان درخواست ملاقات دادند. این آقای روحانی است که نشان می‌دهد آقایانی که دم از استیضاح و کنارگذاشتن او می‌زدند تغییری در مواضع‌شان ایجاد شده است یا از نیروهای تندرو اصلاح‌طلب فاصله گرفتند. این به موقعیت آقای روحانی کمک خواهد کرد. 

 این تحلیل وجود دارد که آقای روحانی با این نشست پالسی به حاکمیت داد، به این معنا که بدنه اجتماعی و سیاسی‌اش از او قهر نکرده و همچنان پشت سرش است؟

 خیر، این تفسیر خیلی مورد پذیرش نیست چون طبیعتا آقای روحانی می‌داند که اینها خیلی پایدار نیستند، اینها به دلیل ناکامی برگشتند، هر زمانی احساس کنند، موقعیت‌شان بهتر می‌شود باز دوباره عبور از روحانی را کلید خواهند زد. برگشت اصلاح‌طلبان به دلیل حمایتی است که نظام از آقای روحانی به عمل آورد. آیا آقای روحانی می‌تواند این بازگشت را خطاب به نظام خرج کند؟ خیر؛ آقای روحانی اگر نبود سیاست نظام در دفاع چشمگیر از او، طبیعتا موقعیتش تقویت نمی‌‌شد. 

برخی می‌گویند اصلاح‌طلبان با این هدف به آقای روحانی برگشتند که سر او منت بگذارند و امتیاز بگیرند، نظر شما چیست؟

 معتقدم اصلاح‌طلبان در موقعیتی نیستند که امتیاز بگیرند چون اصلاح‌طلبان بیش از گذشته قابل اعتماد نیستند، بنابراین نمی‌‌توانند در این ملاقات چیزی از خود ارائه کنند. بعد از یک‌سری موضع‌گیری‌های تند‌ علیه آقای روحانی، چنین ملاقاتی صورت گرفت. امروز طبیعتا موقعیت آقای روحانی نسبت به اصلاح‌طلبان قوی‌تر است. یک زمانی اگر آقای روحانی از حمایت نظام برخوردار نمی‌‌شد، شرایطش شکننده بود. اصلاح‌طلبان در این شرایط شکننده خود را برای آقای روحانی خرج می‌کردند و نیروهای‌شان را به صحنه می‌آوردند و همه ریسک قضیه را از نظر سیاسی به جان می‌خریدند که اگر آقای روحانی زمین بخورد، در زمین خوردنش اصلاح‌طلبان سهیم باشند. در چنین حالتی این تحلیل می‌توانست مصداق پیدا کند ولی اصلاح‌طلبان خود را برای آقای روحانی خرج نکردند؛ وقتی دیدند وضعیت آقای روحانی به دلیل تحریم‌ها مقداری سخت شده است، به جای کمک، پشتش را خالی کردند. بعد نظام حمایت کرد و با قدرت ایستاد تا دولت آقای روحانی دوره خود را کامل کند. بنابراین تحلیل یادشده قابل پذیرش نیست. امروز چون موقعیت آقای روحانی تحکیم شده اصلاح‌طلبان به سوی او برگشتند. آنها چه چیزی را می‌توانند به آقای روحانی بفروشند؟ آیا ریسک‌پذیری کردند؟ خود را برای تقویت دولت خرج کردند؟ خیر، اصلاح‌طلبان ریسک‌پذیری نداشتند و خود را برای آقای روحانی خرج نکردند.

 این تحلیل که اگر اصلاح‌طلبان از آقای روحانی عبور می‌کردند ضربه‌پذیر می‌شدند و اتفاقات بعد از عبور از آقای خاتمی برای آنها تکرار می‌شد، چقدر قرین به واقع است؟

 این حرف درستی است، عقلای‌شان هم این حرف را قبول داشتند اما نیروهای سطح پایین‌ترشان به این می‌اندیشیدند که الان می‌خواهند به انتخابات مجلس وارد شوند و از جامعه رأی بگیرند، بنابراین از آنجا که مردم نسبت به عملکرد آقای روحانی و دولت او به شدت حساسیت دارند، بهتر است جدا شوند و با طرح انتقادهای تند، موقعیت خود را برای انتخابات بازسازی کنند‌ اما عقلای جمع اصلاح‌طلب این تحلیل درباره‌شان صادق بود.