درباره اینکه اصلاح‌طلبان باید چه نقشه راهی را دنبال کنند تا با چالش اردیبهشت امسال برای انتخاب شهردار جدید مواجه نشوند، معتقدم جنس کار شهرداری و مدیریت شهری با مدیریت‌های دولتی و بخش خصوصی کاملا متفاوت است. یک مدیر شهرداری باید مدیریت چندجانبه و چندوجهی را به اجرا درآورد.

کار مدیریت شهر تهران در حد دولت است چون اختیارات و منابع قابل‌توجهی دارد بنابراین شهردار تهران باید ویژگی‌هایی در سطح رئیس‌جمهور داشته باشد. شورای شهر تهران در دو انتخابات گذشته خود کمتر به این نکات توجه کرد که کسی را انتخاب کند تا تولید درآمد انجام دهد و منابع درآمدی خودش را از بستر درآمدهای پایدار مدیریت شهری به دست آورد و در تعامل با دستگاه‌های ملی و منطقه‌ای، کارهای شهر تهران را به جلو ببرد.

در سنوات گذشته بخش قابل‌توجهی از درآمدهای نقدی شهرداری از محل فروش تراکم و کارهای بسیار مخرب برای شهر اتفاق می‌افتاد اما امروز به دلیل رکود و بحران در بخش اقتصاد، این منابع در اختیار مدیریت شهری نیست که البته خودش یک نکته مثبت محسوب می‌شود.

در صورتی که شهردار تهران بتواند منابع گسترده غیرنقدی در مجموعه شهر را به محل کسب درآمد در دسترس تبدیل کند، برای تهران و شهرداری امکانی به وجود می‌آید که از منابع و عوارض پایدار و غیرقابل مخرب برنامه‌های مدیریت شهری را پیش ببرد.

شرایط بحرانی که پیش ‌آمده شاید یک نکته مثبت‌ برای یک مدیر تحول‌خواه باشد که بهره‌وری را در مجموعه شهرداری بالا ببرد و با کوچک‌سازی و چابک‌سازی مدیریت شهری بخش قابل‌توجهی از هزینه‌ها را کاهش دهد. شرایط موجود موقعیتی را به وجود می‌آورد که می‌تواند واگذاری امور و تصدی‌گری‌ها به بخش غیردولتی، بخش خصوصی و بخش مردمی و ‌NGoها گسترش پیدا کند.

امروز هزینه‌کرد شهرداری در حوزه‌های فرهنگی و اجتماعی با رویکردی که در 15 سال گذشته انجام شده، بزرگترین ظلم به مجموعه شهروندان است. با توجه به تعدد دستگاه‌های فرهنگی و اجتماعی در بودجه‌های دولتی و عمومی روند نگاه مدیریت شهری و روند هزینه‌کرد منابع فرهنگی و اجتماعی باید در حوزه فرهنگ‌سازی و بستر‌سازی برای زندگی و زیست بهتر، همراهی و همگامی مردم با مجموعه مدیریت شهری دنبال شود، بنابراین می‌توان با یک‌سری آموزش‌ها کار را به خود مردم واگذار کرد و ظرفیت بالقوه مردمی وقتی بالفعل شد، بسیاری از هزینه‌های مدیریت شهری کاهش پیدا می‌کند.

شورای شهر پنجم تهران دو تجربه ناموفق برای انتخاب شهردار داشت. در مرحله دوم انتخاب شهردار و زمانی که موضوع انتخاب آقای افشانی مطرح بود، قانون منع به‌کارگیری بازنشستگان ‌در دستورکار مجلس قرار داشت و نمایندگان هشدارهای لازم را همان زمان به شورای شهر دادند و گفتند باید مدیری انتخاب شود که مشمول این قانون نباشد اما توجهی به این قضیه نشد.

معتقدم کسی که قرار است شهردار شود، باید خارج از مجموعه شورای شهر باشد و در انتخاب سوم نیز همه جوانب کارشناسی مورد توجه قرار گیرد چون اگر انتخاب شهردار دقیق و حساب‌شده نباشد، تبعات بسیار نامیمون و بدی را برای مردم و شهر تهران خواهد داشت. محسن هاشمی نقش قابل‌قبولی در جایگاه مدیریت شورا ایفا نموده است و تثبیت ایشان در جایگاه ریاست شورا قوام، دوام و قدرت تعامل شورا را بالا نگاه خواهد داشت. در کشور قحط‌‌الرجال نیست و افراد واجد شرایط و توانمند بسیاری وجود دارد. شورا و گزینشگران باید فضای دیدشان را وسیع‌تر نموده و با انتخاب مدیری شجاع، کارآمد و برنامه‌محور نقش تاریخی و رسالت مردم‌سالارانه خودشان را با اعتماد میلیونی شهروندان تهرانی در انتخابات گذشته ‌ادای دین نمایند.

قطعا کارنامه موفق شورا می‌تواند تأثیر مثبتی بر مشارکت و حضور مردم در انتخابات آینده داشته باشد و خدای نکرده تعلل یا تصمیم‌گیری غیرمنطقی و غیرموفق کاملا تأثیر منفی و زیانباری را در حوزه مشارکت اجتماعی مردم در عرصه‌های مختلف سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی به دنبال خواهد داشت.