اصلاح‌طلبان در فضای مبهمی سیر می‌کنند. اگر بین سال‌های 84 تا 92، حاشیه‌نشین مطلق عرصه سیاسی کشور بودند و ادعا می‌کردند اگر در سطوح بالا مدیریت داشتند دستاوردهای درخشانی از خود به جای می‌گذاشتند اما امروز با وجود داشتن کرسی‌های قدرت در حوزه مدیریت شهری، مجلس شورای اسلامی و دولت اما نتوانستند انتظارات رأی‌دهندگان برآورده کنند.دموکراسی قواعدی دارد اما گویا اصلاح‌طلبان نمی‌‌خواهند قواعدش را رعایت کنند. آنها در ایامی که باید همه توان خود را برای نشان‌دادن عملکرد قوی و راضی نگه‌داشتن بدنه اجتماعی مصروف دارند، مشغول دامن‌زدن به اختلافات درون‌اردوگاهی هستند. اتفاقی که در سال‌های 81 تا 84 تکرار شد و اصلاح‌طلبان را زمین زد.از جمله مسائلی که رسانه‌های اصلاح‌طلب و فعالان این اردوگاه سیاسی به آن می‌پردازند، پررنگ کردن بلاتکلیفی جهانگیری در دولت است، به حدی که شایعات گوناگونی درباره اختلاف‌نظر روحانی و جهانگیری برسرزبان‌ها افتاده است.حجت‌الاسلام محسن رهامی ضمن رد این شایعات خیلی صریح اعلام می‌کند: در آستانه اعمال مرحله دوم تحریم‌ها به هیچ‌وجه ما نباید دولت را تنها بگذاریم و نباید فضایی به وجود آید که این پیام به جامعه رسانده شود که اختلاف شدیدی بین دولت و اصلاح‌طلبان وجود دارد. معتقدم اگر آسیبی آقای روحانی و دولت ببیند مستقیما دودش به چشم مردم و اصلاح‌طلبان می‌رود.

شایعه اختلاف بین روحانی و جهانگیری این روزها بالا گرفته است، به نظر شما چقدر این شایعات واقعیت دارد؟

    اگر رقیب احساس کند، بین نیروهای اردوگاه مقابل اختلاف و دودستگی وجود دارد، طبیعی است که بهره‌برداری می‌کند اما بحث این است که آیا واقعا اصطکاکی وجود دارد یا خیر؟ به نظر من اختلاف و شکافی به آن معنا بین آقای جهانگیری و آقای روحانی وجود خارجی ندارد.

پس چرا آقای جهانگیری اعلام کرد که اجازه عوض‌کردن منشی خود را هم ندارد؟

    آقای جهانگیری در صحبتی از شرایط موجود و وضعیت دولت گله‌هایی کرده است که موضوع جدیدی نیست و همه اطلاع داشتند که در دولت حدود اختیارات جهانگیری و بقیه دولتمردان چه اندازه است. آقای جهانگیری در مقابل خواسته‌های برخی اصلاح‌طلبان که می‌گفتند «معاون اول رئیس‌جمهور باید در جهت تأمین اهداف جریان اصلاحات و خواسته‌های عمومی اقدامی انجام دهد»، آن جمله را اظهار کرد تا این پیام را دهد که اختیاراتش در دولت خیلی وسیع نیست و آقای رئیس‌جمهور به او چنین اختیاراتی نداده است. البته از قبل هم کسی نگفته بود که آقای جهانگیری اختیارات خیلی وسیعی در دولت دارد که حالا تازه خبردار شویم که چنین نیست. اکثر کسانی که در این جریان سیاسی اطلاعات کاملی داشتند، صحبت‌های آقای جهانگیری برای‌شان مطلب جدیدی نبود که نشانه اختلاف و شکاف جدید در دولت باشد. آقای جهانگیری به عنوان معاون اول مدیریت جلسات هیأت دولت را برعهده دارد و در بخش‌هایی از حوزه اقتصادی نیز مسئولیت‌هایی به او محول شده که آن مسئولیت‌ها را انجام می‌دهد اما در عزل و نصب‌ها او دخالتی ندارد.

چرا برخی اصلاح‌طلبان تندرو آقای جهانگیری را برای خروج از دولت ترغیب و تشویق می‌کنند؟

    به هیچ وجه نباید این اتفاق بیفتد. خروج جهانگیری از دولت بیانگر نوعی تشدید اختلافات است. در شرایط فعلی آقای روحانی احتیاج به حمایت شدید جریان اصلاحات دارد. در آستانه اعمال مرحله دوم تحریم‌ها به‌هیچ‌وجه ما نباید دولت را تنها بگذاریم و نباید فضایی به وجود آید که این پیام به جامعه رسانده شود که اختلاف شدیدی بین دولت و اصلاح‌طلبان وجود دارد. معتقدم اگر آسیبی آقای روحانی و دولت ببیند مستقیما دودش به چشم مردم و اصلاح‌طلبان می‌رود.

به نظر شما این مشکل چطور قابل حل است؟

    در جلساتی با حضور آقای روحانی، جهانگیری و بزرگانی همچون آقای خاتمی این مسائل قابل حل است. به هر حال ما باید بدانیم همه دولت‌های دنیا اختلافات داخلی دارند. علنی و برملا کردن و جارزدن اختلافات جز تضعیف جبهه داخلی هیچ نتیجه دیگری نخواهد داشت.

خروج جهانگیری از کابینه به نفع دولت است؟

    خیر، امروز دولت با چالش‌های زیادی مواجه است. دو وزیر استیضاح شدند، دو نفر استعفا دادند، در مدیریت شهری نیز بحث رفتن آقای افشانی از شهرداری تهران به خاطر قانون منع به کارگیری بازنشستگان قطعی است، کلی مشکلات در حوزه فرمانداری‌ها و استانداری‌ها به واسطه همین قانون ایجادشده، بنابراین دولت با معضل بسیار بزرگ و چالش جدی مواجه است. در چنین فضایی دامن‌زدن به مسائلی همچون بیرون رفتن آقای جهانگیری از دولت نه‌تنها هیچ کمکی به اوضاع کشور نمی‌‌کند، بلکه وضع موجود را آشفته‌تر می‌کند، بنابراین در حال حاضر تنها گذاشتن آقای روحانی را اصلا به صلاح نمی‌‌دانم.