تا امروز و همین لحظه که این مطلب را می‌نگارم، «هزارپا» به فروشی بیشتر از سی میلیارد تومان رسیده است

مثلث/ احمدرضا کلانتری:  یک رکورد بی‌سابقه برای حالِ بد این روزهای سینمای ایران. سینمایی که در نزدیک‌ترین و بالاترین رکورد فروشش، فیلم مصادره را دارد. مصادره در اکران اول تابستان امسال، توانست با زحمت به پانزده میلیارد تومان برسد و گیشه را تحویل فیلم‌های بعد از خود بدهد. اما هزارپا از ابتدای اکران، گیشه‌های بلیت‌فروشی را درو کرد و حتی کار به جایی رسید که فروش بلیت نیم‌بهای سه‌شنبه‌ها از روزهای ابتدای هفته آغاز می‌شد. اما سوالی که درباره هزارپا مطرح است اینکه‌ دلیل اینهمه محبوبیت چیست؟‌ طنز‌ عطاران؟، عزتی‌ یا ابوالحسن داودی با سابقه‌ای جدی؟‌ اینها سوال‌هایی است که شاید در این نوشتار پاسخ داده شود.

شاید اصلی‌ترین دلیلی که برای خندیدن به هزارپا می‌توان پیدا کرد، شوخی‌های مثبت هجده‌ای باشد که این بار خیلی پررنگ روی پرده سینما ‌آمده و پیش روی ما همه را می‌خنداند. شوخی‌هایی به مراتب سخیف و البته نوستالژیک که برای نسل میانسال و جوانان نزدیک به میانسالی جامعه ما چنان خنده‌آور است که سالن سینما را برای یک ساعت و نیم روی هوا نگه می‌دارد. همین فضا و همین موقعیت‌سنجی است که ضمانت موفقیت هزارپا در فروش شده و گیشه را به نفع او مصادره کرده است، همان فاکتوری که درباره اکسیدان هم جواب داد‌ و شاید در آینده نیز تضمین موفقیت آثار سینمایی دیگری نیز بشود‌. فراوانی شوخی‌های جنسی در فیلم تا حدی است که جای خلق موقعیت‌های کمیک در ژانر کمدی را گرفته است. نویسنده و کارگردان به جای اینکه به فکر طنازی و طنزپردازی  در اثر باشد، ایهام کلامش را چنان سنجیده نوشته که اولین برداشت از دیالوگ‌ها، به غایت جنسی باشد. خصوصا در دقایق پایانی فیلم، مخاطب چنان درگیر این شوخی‌ها می‌شود که امانی برای فکر کردن ندارد و تمام متن را ناچار در همین فضا می‌بیند و می‌شنود. 

هزارپا هم در راستای اجرای همین فرمول، موفق بوده و به قدری سرشار از اشاره‌های مستقیم و روشن جنسی است که اگر تعداد این کنایه‌ها را بشماریم، به سادگی می‌توان به بیشتر بودن تعداد آنان در نسبت با دیگر آثار کمدی سال‌های اخیر پی برد. فیلم در هر موقعیت و به هنگام تعریف و توصیف هر داستان یا بستری از داستان‌پردازی‌اش، ابایی از ارائه گفت‌وگوهای جنسی به مخاطب خود ندارد‌ تا جا‌یی که این رویکرد در سکانس دستگیری رضا و بسته‌شدنش به صندلی به اوج خود می‌رسد. عطاران مثل همیشه دست از دهان برداشته و دیالوگ‌هایی را می‌گوید که انگار بداهه است. این دیالوگ‌ها سال‌های سال است که از قلم و ذهن و دهان عطاران شنیده شده و مخاطب انگار فقط انتظار دارد که چنین شوخی‌هایی را از عطاران بشنود. شاید حتی میزان خنده‌آور بودن این دیالوگ‌ها نیز بسته به نقش عطاران در ایفای آن، بیشتر و کمتر شود. به نظر می‌رسد که از همین رو، سازندگان همت ویژه‌ای را به‌کار بسته‌اند تا در تمام دیالوگ‌های رضا -با بازی عطاران- اشارات جنسی جایگاه مخصوصی داشته باشد و در هیچ صحنه‌ای این شوخی‌ها کمرنگ نشود. 

بسیاری از منتقدان و اهالی سینما در پاسخ به پرداخت بیش از حد شوخی‌های جنسی، همواره این‌طور گفته‌اند که وجود اشاره جنسی به تنهایی مشکلی برای یک اثر کمدی محسوب نمی‌‌شود‌ اما در برابر این گزاره باید چنین پاسخ داد که باید دید با کنار گذاشتن شوخی‌های جنسی از یک کمدی سینمایی، آیا چیزی دیگری هم از فیلم باقی می‌ماند‌ یا فیلم تبدیل به دیالوگ‌های بی‌معنایی می‌شود که هویت و ماهیت خود را از  همان گفت‌وگوها گرفته است؟‌

با همه این احوال و در اوضاعی که فیلم‌های دیگری فروش چندانی در گیشه تابستانی ندارند، این هزارپاست که توانسته سینمای امروز ما را سرپا نگه دارد. تنها فردی هم که گویا توانسته از پس این ویرانی‌ها، فیلمی را سرپا کند، رضا عطاران است. بازیگری که به لطف بیان طناز و ادای بامزه‌اش، مخاطبان زیادی را به سالن سینماها می‌آورد و آنها را پای گیشه‌ها نگه می‌دارد. عطاران تنها سرمایه برای هزارپا است و شاید مهم‌ترین دلیل انتخاب این فیلم از سوی مخاطبان. بازیگری که هرچند سال‌هاست در تلویزیون ایران دیده نمی‌‌شود‌ اما هنوز مهم‌ترین جایگاه کمدی در سینما را از آن خود کرده و البته پشتوانه مهمی نیز در میان هواداران خود دارد؛ هوادارانی که شاید شناخت سلیقه آنها و ریشه‌های این هواداری نیاز به طرح یک پروژه مفصل جامعه‌شناسی داشته باشد.