جامعه‌سازی حسینی، عنوان دقیقی است که اندیشمندان دینی شیعه، برای ترسیم فضای آرمانی خود از آن بهره جسته‌اند. در این نوشتار سعی کردیم تا با استمداد از این نظریات، ابعاد مختلف این جوامع را بهتر بشناسیم.

مثلث/ محبوبه شریف‌حسینی: جامعه‌سازی؛ یکی از مهم‌ترین مفاهیمی است که در سالیان اخیر و در فضای تئوری‌های مختلف مطرح و به آن توجه شده است. چه از این‌روست که تمدن‌های بشری برای ساخت یک فضای همگون و البته هدفمند نیاز به الگوهای مختلف و بومی‌ دارند که از طریق آن بتوانند ملت‌هایشان را در این راه همراه خود کنند. دغدغه‌ای که هرسال‌ و در آستانه فرارسیدن ایام عزاداری محرم در میان جوامع اسلامی نیز به صورت جدی‌تر مطرح می‌شود. 

  حرکت عاشورایی، عادل است‌

محمدرضا حکیمی در ترسیم فضای قیام امام‌حسین(ع) در عاشورا و همچنین ویژگی‌های جامعه حسینی این چنین می‌گوید: «عاشورا یک حرکت بنیادین و بزرگ جامعه‌سازی است‌ که حضرت امام‌حسین(ع) در بیان هدف خود از این حرکت می‌فرماید: ای خدا! تو خوب می‌دانی که ما برای قدرت‌طلبی‌ یا دنیا‌خواری قیام نکردیم، بلکه خواستیم احکام روشن دین تو را به کار بندیم‌ و کشور اسلامی را اصلاح کنیم‌ و مظلومان و ستمدیدگان را از زیر بار ستم نجات دهیم.»

پس ملاحظه می‌کنید‌ که آن امر به معروف و نهی ازمنکری که امام حسین(ع)، در سخنی دیگر می‌فرمایند که «ما قیام کردیم برای اصلاح جامعه اسلامی و اقامه امر به معروف و نهی از منکر» مقصود چسبیدن به یقه چهار‌ محروم و بدبخت، یا چند جوان بی‌پناه نیست، بلکه حرکت امر به معروف و نهی از منکر در صورت اصلی خود، قیام در برابر ظلم و ستم است‌ و خروش برداشتن در برابر سران حاکم و سروران اقتصادی و دیکتاتوری ‌(که جامعه ما امروز در چنگ آن گرفتار است‌) و هر حاکمیتی که مجری عدالت نباشد. 

جوانان آگاه‌ و مردم متدین ایران! بدانید که جز نظام عامل بالعدل، یعنی مجری عدالت به نحو احسن، در همه چیز و در همه جا و برای همه کس، هیچ حاکمیتی اسلامی نیست و جز‌ جامعه قائم بالقسط، یعنی جامعه سرشار از عدالت، هیچ جامعه‌ای قرآنی نیست‌ و جز گرفتن حقوق مظلومان از توانگران و رساندن به دست آن، هیچ اصلاحی و حرکتی عاشورایی نیست.»1

  حسین(ع) ترس را از میان برداشت‌

گزاره‌ای که معلم شهید، مرتضی مطهری نیز بارها و بارها بر آن تاکید داشت و جامعه را دعوت به الگوبرداری از این شیوه می‌نمود.

 مطهری در حماسه حسینی این‌گونه می‌نویسد: «اگر شهادت حسین‌بن‌علی صرفا یک جریان حزن‌آور می‌بود، اگر صرفا یک مصیبت می‌بود، اگر صرفا این می‌بود که خونی به‌‌نا‌حق ریخته شده است و به تعبیر دیگر صرفا نفله‌شدن یک شخصیت می‌بود و‌لو شخصیت بسیار بزرگی، هرگز چنین آثاری را به دنبال خود نمی‌‌آورد. شهادت حسین‌بن‌علی از آن جهت این آثار را به دنبال خود آورد که - به تعبیری که عرض کردیم - نهضت او یک حماسه بزرگ اسلامی و الهی بود... شهادت حسین‌بن‌علی حیات تازه‌ای در عالم اسلام دمید... یک سلسله پدیده‌های اجتماعی است که به اجتماع صفا و نورانیت می‌دهد، ترس اجتماع را می‌ریزد، احساس بردگی و اسارت را از او می‌گیرد‌ و جرات و شهامت به او می‌دهد. بعد از شهادت امام حسین(ع) چنین حالتی به وجود آمد، یک رونقی در اسلام پیدا شد. این اثر در اجتماع از آن جهت بود که امام‌حسین علیه‌السلام با حرکات قهرمانانه خود روح مردم مسلمان را زنده کرد، احساسات بردگی و اسارتی را که از اواخر زمان عثمان و تمام دوره معاویه بر روح جامعه اسلامی حکمفرما بود، تضعیف کرد و ترس را ریخت، احساس عبودیت را زایل کرد و به عبارت دیگر به اجتماع اسلامی شخصیت داد. او روی‌‌ نقطه‌ای در اجتماع انگشت گذاشت که بعدا اجتماع در خودش احساس شخصیت

 کرد.»2

  جامعه بی‌حسین و بی‌ابوذر، مُرده است‌

دکتر شریعتی نیز در فرازهای مختلف و متعددی از ویژگی‌های جامعه حسینی و تاثیرات عاشورا بر جوامع دینی می‌گوید. ایشان درس‌گرفتن از ماهیت قیام امام‌حسین(ع) در عاشورا و شیوه ایستادگی و مبارزه ایشان را مهم‌ترین سرمشق رفتار مسلمانان در عرصه اجتماع می‌دانند و تندترین انتقادات خود را نیز در همین حوزه 

مطرح می‌کنند. 

ایشان در این باره می‌گویند: «ما داستان کربلا را از روز تاسوعا می‌دانیم و عصر عاشورا ختمش می‌کنیم؛ بعد دیگر نمی‌‌دانیم چه شد. داستان کربلا، نه از آغاز تاسوعا یا محرم شروع می‌شود و نه به عصر عاشورا و اربعین تمام می‌شود. این است که از دو طرف قیچی‌اش کردیم و آن را از معنی انداختیم، مثل قلبی که از داخل بدن در بیاوریم‌ که دیگر قلب نیست... در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی می‌کنند‌ اما برای حسینی که آزاده زندگی کرد، می‌گریند... دیدم عده‌ای مرده متحرک که بر زنده همیشه جاوید عزاداری می‌کردند!»3

او در ادامه به ترسیم الگوهایی برای جانبداری حق و رهبری فرآیند جامعه‌سازی می‌پردازد و در این میان نیز از شخصیت‌هایی در تاریخ اسلام بهره می‌گیرد که امروز کمتر مورد توجه واقع می‌شوند: «اگر در جامعه‌ای فقط یک حسین یا چند ابوذر داشته باشیم، هم زندگی خواهیم داشت، هم آزادی، هم فکر و هم علم خواهیم داشت و هم محبت، هم قدرت و سرسختی خواهیم داشت و هم دشمن‌شکنی و هم عشق به خدا... آنان که رفتند، کاری حسینی کردند. آنان که ماندند باید کاری زینبی کنند، وگرنه یزیدی‌اند.»4

پی‌نوشت: 

1- عاشورا؛ مظلومیتی مضاعف، محمدرضا حکیمی، دلیلما، صفحه87

2- حماسه حسینی، مرتضی مطهری، انتشارات صدرا

3- حسین وارث آدم، علی شریعتی، نشر کویر

4- همان