محمدعلی الستی؛ جامعه‌شناس ارتباطات، عضو هیات علمی دانشکده ارتباطات دانشگاه آزاد اسلامی و دارای مدرک پست دکترا در رشته ارتباطات است. در سال 1384 پژوهشگر نمونه کشوری بوده و دارای بیش از 187 مقاله در نشریات علمی داخلی و خارجی است. سخن گفتن از تجمع اربعین با دکتر الستی از جهت شناسایی زوایای اجتماعی و تاثیرات ارتباطی آن بر جوامع مورد اثر، یکی از مهم‌ترین محورهایی بود که ما در این گفت‌وگو مدنظر داشتیم. شرحی از گپ و گفت ما، پیشِ روی شماست.

نگاه شما به مراسم عزاداری چیست؟

  آنچه در عاشورای حسینی در سال 61هجری قمری اتفاق افتاد، منجر به تجمع یک آرمان در دل شیعیان شد. اینکه امام‌شان را از حکومت بازداشتند و حق او را در حکومت غصب کردند. نه‌تنها غصب که او را در کربلا با جنایت‌های فراوان شهید کردند و پس از آن خانواده او را اسیر کردند و بی‌احترامی‌های فراوانی نیز به آنان کردند. همین جریان سال‌های سال در میان شیعیان باقی ماند و روایت کربلا و حماسه امام‌حسین(ع)، از تریبون‌های مختلفی برای شیعیان بازخوانی شد. 

روایتی که وقتی فرصت بروز یافت، عزاداری دهه محرم، هیات‌های مذهبی، دسته‌های عزاداری و در سال‌های اخیر تجمعی به نام پیاده‌روی اربعین در کربلای معلی را رقم زده است؛ یک پدیده اجتماعی کامل که از انگیزه‌های دینی برخاسته است.

بله. عزاداری عاشورا و اربعین به عنوان یک پدیده اجتماعی؛ یعنی پدیده‌ای که در بستر زندگی بشر رخ می‌دهد، قابلیت مطالعه و توجه زیادی دارد. یکی از مهم‌ترین وجوه این مطالعه، اثرات و کارکردهای اجتماعی این پدیده است.

چند سالی است که پدیده‌ای تحت عنوان راهپیمایی اربعین شکل گرفته و با حضور مردم انجام می‌شود. این پدیده را می‌توان یک پدیده فرهنگی-اجتماعی به حساب آورد که در حال تبدیل شدن به یک مراسم مفصل.

این پدیده کارکردهای زیادی دارد و یکی از آنها نزدیکی بین شیعیان منطقه است. از این‌رو اربعین کارکردی شبیه ‌حج، در میان شیعیان پیدا کرده است. آنها سالی یک‌بار به سرزمین کربلا سفر می‌کنند. همچنین با توجه به مشارکت بسیار گسترده‌ای که اقشار مختلف در برگزاری این مراسم دارند، نمونه‌ای از زندگی اجتماعی داوطلبانه را در میان آنها شاهد هستیم. به این معنا که در جریان تجمع اربعین انسان‌ها داوطلب انجام امور مختلفی هستند. در این روزها تمام افراد به شدت کار می‌کنند و انرژی مصرف می‌کنند، کاری که از دیدگاه آنها با اعتقاد و برای این اعتقاد صورت داده شده و در نتیجه شور و نشاط زیادی در جریان انجام آن در خود احساس می‌کنند. به گونه‌ای این امر یادآور فعالیت‌های خودجوش، داوطلبانه و بسیج نیروهای مردمی است. انرژی‌ای که هرجا وجود داشته، منجر به نتایج درخشان و قابل توجهی شده است.

 عزاداری محرم- و در برجسته‌ترین نوع آن اربعین حسینی-‌ علاوه بر نزدیکی بین شیعیان منطقه، از منظر سیاسی نیز پشتوانه عظیمی برای دولت‌های شیعه در منطقه به حساب می‌آید. سیاستمداران شیعه از رهگذر این مراسم‌ها، شاهد استحکام هرچه بیشتر وحدت سیاسی شیعه در کشورهایی مثل سوریه، عراق، لبنان و ایران هستند. همچنین حدوث اتفاقات و درگیری‌هایی که سال‌های گذشته در خاورمیانه شاهد بودیم، منجر به تقویت جایگاه این دولت‌ها و کشورها در منطقه و به دست گرفتن ابتکار عمل از سوی آنها شده بود. آنها توانستند با همین قدرت تراکم‌یافته، بسیاری از خواسته‌های خود را مصوب کنند. قدرتی که طی سالیان سال و با برگزاری مراسم‌ و عزاداری‌های امام‌حسین(ع) در کشورهای شیعه، نصیب این دولت‌ها شد. روضه‌خوانی‌ها، سخنرانی‌ها، تحقیقات، نمایش‌ها و... همه از زمینه‌هایی بودند که منجر به تقویت این قدرت متراکم برای شیعیان شدند. 

درباره این انباشت قدرت شیعه ‌طی سالیان دراز بیشتر توضیح دهید.

   فعالیت‌های فرهنگی و تبلیغی که شیعه در قالب بزرگداشت حماسه عاشورا و واقعه کربلا، ‌طی این هزار و چهارصد سال ترتیب داده، شقوق مختلفی را در خود دیده است. از انواع و اقسام عزاداری‌ها و روضه‌ها و سخنرانی‌ها تا فیلم‌ها و سریال‌ها و... همه و همه شکل‌دهنده یک ذهنیت یاSoft power   ‌ای است که پشتوانه سیاسی جریان تشیع شده است.

هما‌ن‌طور که در همه این بزرگداشت‌ها صحبت از غصب کرسی خلافت توسط یزید در شام و بستن راه به قدرت رسیدن یک نیروی عدالتخواه و مردمی-یعنی امام‌حسین(ع)-‌ ‌شد و جنایت کربلا را نیز در همین راستا مرتکب شد، ‌حسرت به قدرت رسیدن شیعیان از یک‌سو و سرکوب طرفداران ایشان ‌طی سالیان از سوی دیگر، آن‌چنان انباشته و تبدیل به یک بغض فرامنطقه‌ای در شیعه شده، که وقتی هر اتفاقی با این مساله ارتباط یا تشابه پیدا کند، یک انرژی گسترده به آن تزریق می‌شود و در واقع پشتوانه محکمی برای عمل شیعه به حساب می‌آید. این مساله به صورت بارز خود را در جریان جنگ سوریه نشان داد؛ علی‌رغم اینکه ارتش‌های مجهز و نیروهای کارآزموده‌ای برای سرنگونی حکومت اسد، صف کشیده بودند، چون در مقابل آنها شیعیانی قرار داشتند که از این قدرت روحی و از این دوپینگ قوی برخوردار بودند، توانستند در برابر این لشکر تجهیزات ایستادگی کنند.

آنچه ‌ما از آن با عنوان فعالیت فرهنگی یا تبلیغی به مناسبت بزرگداشت حماسه کربلا، هرسال‌ و در اشکال مختلف-سینه‌زنی، روضه، تعزیه، سخنرانی، سینما، تلویزیون و...- ‌می‌شناسیم منجر به تولید Soft power برای شیعه می‌شود.1  این نیرو پشتوانه‌ای محکم برای عمل سیاسی شیعیان است؛ پشتوانه‌ای که با تکیه بر آن شاهد پیروزی شیعیان در عراق و سوریه هستیم.

انباشت قدرتی که شما از آن صحبت می‌کنید، قدمتی بیش از هزار سال دارد. پس چطور است که ‌طی این سالیان دراز، نمودی شبیه ‌مراسم‌های امروز نبوده‌ایم؟!

   داستان حسرت کنار ماندن شیعه از امامت و حکومت ‌طی این سالیان، به شکل پتاسنیلی در عزاداری‌ها وجود داشته است. پس از انقلاب اسلامی، برای نخستین‌بار یک دولت اسلامی و شیعه روی کار آمد. نخستین دولت اسلامی و انقلابی که در این هزار و اندی سال زمینه‌ساز ورود اندیشه سیاسی شیعه به عرصه کنش سیاسی را فراهم کرده بود. به این دلیل، در این سال‌ها عناصری پیدا می‌شود که در عتبات شیعیان قدرتمند‌تر می‌شوند. پس از آن و با حذف صدام، شیعیان باز هم قدرتمندتر شدند. همچنان شیعیان لبنان که در گذشته اقلیتی ضعیف و محروم بودند، امروز پایگاه ارتش شیعه، یعنی حزب‌الله هستند و اتفاقا همین ارتش جای برخی از ارتش‌های رسمی در کشورهای شیعه را نیز پر کرده است. همچنین سوریه نیز که همواره یکی از پایگاه‌های مقاومت در برابر اسرائیل بوده، امروز و با تقویت پایگاه‌هایی که اشاره شد، جریان شیعه در سوریه نیز تقویت شده است.

با آغاز جنگ در سوریه، پتانسیل شیعه به صورت رسمی به قدرت سینتیک تبدیل و قدرت‌نمایی آن آغاز شد. به‌علاوه اینکه در بسیاری از موارد عربستان سعودی و فرقه وهابیت به شیعیان اجازه بازتاب این موارد را در حج نمی‌‌داد. بنابراین تجمع اربعین به عنوان یک حرکت خودجوش از یک‌سو و یک حرکت مهندسی‌شده از سوی دیگر، جشنواره آیینی اربعین را رقم زد و این تجمع را به عنوان پشتوانه‌ای برای قدرت انباشت شده شیعه در منطقه، مطرح کرد. انباشت قدرتی که اتفاقا به رونق و شکوه بیشتر این مراسم نیز کمک می‌کند.

در لابه‌لای صحبت‌هایتان از بسیج عمومی صحبت کردید. تقویت بسیج عمومی اتفاقی است که در مراسم‌های عزاداری محرم رخ داده و منجر به تشکیل این فرضیه شده که آیا می‌توان این مدل از بسیج عمومی را در پارادایم و اتفاق دیگری پیاده‌سازی کرد؟‌

   این فکر سالیان درازی است که در ذهن بسیاری از مصلحان است. سال‌های زیادی است که وقتی سخن از توسعه مدنی به میان می‌آید، عده‌ای فعالیت‌های داوطلبانه را محور این توسعه می‌دانند. NGOها نهادهای مردمی هستند که از بسیج مردم و مشارکت داوطلبانه حاصل می‌شوند و می‌توانند محور و موتور تولید باشند. 

مبتنی بر همین دیدگاه؛ وقتی به سابقه فعالیت نهادی و NGOها در ایران توجه می‌شود، می‌بینیم که سابقه فعالیت این نهادهای مردمی و داوطلبانه مربوط به دینی‌ترین پایگاه‌هایی است که در این راستا فعالیت داشته‌اند. نمونه آن فعالیت چند‌صد ساله هیات‌های عزاداری در ایران است. صاحبان اندیشه می‌گفتند؛ وقتی ایرانیان هیات‌های مذهبی را به این طریق منظم و زیبا اداره می‌کنند، از همین پتانسیل برای توسعه کشور نیز استفاده کنند.  صاحبان اندیشه توسعه اصلا نتوانستند از الگوی هیات‌ها و استعداد مدیریتی در آنها، برای توسعه، کپی‌برداری کنند. آنها در واقع نتوانستند این فضا را به جای دیگر منتقل کنند.

 از نظر شما فرهنگ عمومی عراق و نقش آنان در احیای مراسم‌ عزاداری مثل اربعین، تا چه میزان در تقویت این نیروی بسیج عمومی دخیل شده است؟‌

   با توجه به اینکه عراق مرکز جغرافیایی وقوع حادثه عاشورا بوده، ‌طی این سال‌ها دچار تفاوت نگاه با شیعیان دیگر کشورها شده است. به این معنا که شیعیان عراق گویی به خاطر کوتاهی اجدادشان، خود را بدهکارتر از دیگران به حادثه عاشورا احساس می‌کنند. اتفاقا در جریان جنگ ایران و عراق نیز برخی از حرکت‌های درون این کشور که علیه مجلس اعلا و ارتش عراق صورت می‌گرفت، نشان‌دهنده همین ذهنیت بود. این‌طور است که پتانسیل شیعه در عراق و حرکت دادن تجمع اربعین به سوی گسترش بیشتر، تا حدودی زیادی با گزاره‌ای که گفتم مرتبط است. همچنین رفت‌وآمد زائران به کربلا در جریان تجمع اربعین، نوعی از رشد و رونق اقتصادی را نیز برای عراق به همراه آورده است. البته جایگاه بزرگداشت روز اربعین در عراق با دیگر کشورهای منطقه نظیر ایران نیز تفاوت زیادی دارد و همین تفاوت نیز نقش برجسته‌ای در تقویت تجمع اربعین داشته است.‌ اگر این جایگاه در فرهنگ مردم عراق وجود نداشت، ‌تجمع اربعین به این میزان از گستردگی‌ طی سالیان دست نمی‌‌یافت.

به نظر شما، اگر فرهنگ عمومی مردم ایران در فضای عراق حاکم بود و تجمع اربعین نیز در این کشور برگزار می‌شد، آیا شاهد تشکیل تجمعی این‌چنین گسترده بودیم؟

   شما امام‌حسین(ع) و تاثیرات سیاسی ایشان را نمی‌‌توانید با دیگر امامان مقایسه کنید. در ایران علی‌رغم اینکه سالروز شهادت امام‌رضا(ع) تعطیل رسمی اعلام شده، اما سالروز تولد ایشان در شهرهای غیر از مشهد تعطیل نیست.  اما در مورد امام‌حسین(ع)، علاوه بر تعطیلی عاشورا و تاسوعا، شاهد تعطیلی چهلم امام یا اربعین نیز هستیم. اربعینی که در واقع سالگرد چهلمین روز رحلت ایشان است. این همان تفاوتی است که بین امام حسین(ع) و دیگران باید به آن توجه کرد. دلیل این پاسداشت هم داستان شقاوت‌ها و جنایت‌هایی است که در کربلا اتفاق افتاد. اینکه امام‌حسین(ع) چگونه در برابر رای ظالمان ایستاد و جانب مردمی را گرفت که می‌خواستند سرنوشت‌شان را تعیین کنند. امام‌حسین(ع) در واقع مظهر این آزادگی هستند.  ایشان رهبری مردمی بودند که داغِ شهادت ایشان در کربلا، قابل مقایسه با دیگر ائمه نیست. البته ما به کلهم نور واحد اعتقاد داریم و مقام و مرتبه همه ائمه را یکسان می‌دانیم‌ اما تاثیرات اجتماعی حرکت امام‌حسین(ع) و نهضت عاشورا تفاوت زیادی با جریان زندگی و شهادت دیگر ائمه بزرگ و گران‌قدر ما دارد.

پی‌نوشت: 

1. اصرارِ من بر استفاده از واژه Soft power نیز بدین سبب است که بنظرم قدرت نرم ترجمه درستی برای Soft power محسوب نمی شود. از اینرو که در دیگر واژه ها نیز ترجمه هائی مثل نرم افزار دچار اشکالات زیادیست! مثلا در حالیکه واژه برنامه معادل درست Soft power محسوب می شود، اما ما اصرار زیادی بر استفاده از واژه نرم افزار داریم! Soft power نیروئیست که بر اساس ذهنیت انسان ها عمل می کند. نیروئی مستقیم که بتواند در برگیرنده نوعی از تهدید یا تطمیع باشد به حساب نمی آید.