سینمای ضدجنگ در جهان بر پایه‌ وجدان صلح‌‌خواهی معنا پیدا می‌‌کند‌ اما در کشور ما بحث از دفاع مقدس است. در واقع به ما حمله و تجاوز شده است و ما از یک موضع دفاعی در این سینما صحبت می‌کنیم

ارزیابی شما از آخرین وضعیت سینمای دفاع مقدس چگونه است؟

   محمدتقی فهیم: در شرایط امروز و در فضای فرهنگی حاکم که امروز با آن مواجهیم، با سینمایی روبه‌رو هستیم که در زوایای مختلف نتوانسته است در حد انتظار در خدمت ارزش‌‌ها، پیام‌‌ها و هویت ایرانی و به ویژه دوران پس از انقلاب اسلامی باشد. سینمایی که از ‌رهگذر همین توانایی، بتواند هم در داخل موفق باشد و مخاطبان انبوهی را به خود جذب کند و هم به دلیل جاذبه‌‌های هویت ایرانی‌ـ‌اسلامی در عرصه‌ جهانی خودنمایی کند. در واقع این سینما می‌تواند اهالی اندیشه و همراهان خود در فضای فکری را به سوی خود جذب کند. کاری که تا‌ امروز نتوانسته انجام دهد و البته باید به ریشه‌ها و دلایل این عدم‌توانایی توجه کرد. این ناکامی دلایل زیادی دارد؛ نخست اینکه سینمای ما وامدار ‌دو نوع از سینما یا ‌دوگرایش غالب سینمایی است. نخستین گرایشی که در سینمای ما دیده می‌شود و عده زیادی پیگیر آن هستند، ساختارهای فیلمفارسی بازمانده از رژیم گذشته است. ساختار دومی که شاید بتوان آن را مهم‌‌تر دانست و تاثیر آن نه‌تنها در سینمای ایران، که در سینمای جهان را به وضوح مشاهده کرد، سینمای هالیوود است. به هر حال این وامداری، بدهکاری و گرته‌برداری از این نوع ساختار سینمایی ردپایی در سینمای جنگ نیز بر جا گذاشته است؛ یعنی فیلم‌‌هایی که با موضوع و محتوای جنگی تولید شده و می‌شوند نیز گرفتار ساختارهایی که اشاره کردم، شده‌اند. این یکی از مهم‌ترین آسیب‌هایی است که در زمان سخن‌گفتن از سینمای دفاع مقدس باید به آن اشاره کرد. 

درکنار وضعیت امروز سینمای جنگ، باید به دوره‌ای اشاره کنم که این سینما از رونق بیشتری برخوردار بود. دوره‌ای که سینمای جنگ در آن به عنوان متولی  تبلیغ جنگ، کارایی ویژه‌ خود را داشت و چون آن سینما نیاز به قهرمان‌‌‌پروری داشت، تا حدودی استفاده از ساختارهای فیلمفارسی یا سینمای هالیوود در این سینما می‌‌توانست توجیه‌‌پذیر باشد. اما پس از جنگ انتظار می‌‌رفت ما با یک سینمای با هویت و اصیل و به تمام معنا دفاع مقدسی روبه‌‌رو شویم. اتفاقی که تا ‌امروز رخ نداده و امیدواریم پس از این شاهد آغاز آن باشیم. البته در ارزیابی این سینما، نباید بی‌انصافی روا داشت و آثار مهمی را نادیده انگاشت. آثار خوب و ماندگاری در این زمینه تولید شده است‌ اما بحث ما وجه غالب سینماست؛ یعنی انتظار می‌رفت فیلم‌‌های دفاع مقدس در حد اعلا بتوانند پاسخگوی خواست، نیاز و دغدغه‌‌های خانواده‌ جبهه و جنگ باشند و به نوعی آن چیزی را که از جبهه‌ها مانده است برای نسل‌‌های بعد در قالب تصویر ترسیم، تبیین و ماندگار کنند. بنابراین سینمای ضد‌جنگ هم تأثیرپذیر از جو کل سینمای داخل و خارج از مرزهای ایران

 به ویژه آمریکا بوده است.

 نکته قابل توجه و مهمی که باید درباره فیلم‌های جنگی یا ضدجنگی آمریکایی مورد اشاره قرار دهم، اینکه فیلم‌های جنگی آمریکایی در راستای اهداف آمریکا قرار دارند، ‌به هر حال گرایش‌‌های ضدجنگ در آنها مشهود است. سینمای ضدجنگ در جهان بر پایه‌ وجدان صلح‌‌خواهی معنا پیدا می‌‌کند‌ اما در کشور ما بحث از دفاع مقدس است. در واقع به ما حمله و تجاوز شده است و ما از یک موضع دفاعی در این سینما صحبت می‌کنیم. در واقع جنگ برای ما به معنای بیرون راندن نیروی متخاصم و مهاجم است و در این راه نیز شهید داده‌‌ایم. تمام این موارد‌ که در مواجهه با دفاع مقدس ذکر شد، باید در فیلم‌های داخلی با این موضوع لحاظ شود، نکته‌ای که در سینمای دفاع مقدس گاهی فراموش می‌شود. ما بعضا می‌بینیم که فیلمسازان ما دچار اشتباه تاریخی بزرگی می‌شوند و فیلم‌‌هایی که در ایران بعد از دفاع مقدس ساخته می‌‌شود، متأثر از هالیوود است و هیچ‌یک از معیارهای دفاع مقدس در آن به چشم نمی‌‌خورد.

   محمدکاظم معصومی: وضعیت امروز سینمای دفاع مقدس نیاز به دقت بیشتر و همکاری همه اهالی سینمای برای تحلیل درست دارد. من معتقدم که امروز باید منتقدان از سینماگران دفاع کنند. همین گزاره درباره سینمای دفاع مقدس هم درست و کارساز است. امروز همان‌طورکه همه می‌دانیم، وضعیت سینمای دفاع مقدس بسیار پیچیده است، چون سیاست‌ها در خصوص فیلمسازی در حوزه سینمای دفاع مقدس تغییر نکرده و حالت سابق را دارد. پس پویایی و تحرک را به نوعی از این ژانر گرفته و آن را در سال‌های پیش رها کرده است. تا زمانی که نوع مدیریت حاکم در این سینما تغییر نکند، سینمای دفاع مقدس نمی‌تواند به رشد قابل‌توجهی دست یابد. دیدگاه سینماگرانی که در حوزه دفاع مقدس کار می‌کنند، با گذشت سال‌های زیاد از دوران جنگ و با توجه به شرایط زندگی مردم باید تغییر کند. این امر زمانی مجال بروز پیدا می‌کند که نویسنده و کارگردان آزادی بیان برداشت‌های تازه و امروزی خود را داشته باشند. ممکن است به لحاظ قانونی این آزادی بیان برای ما تعریف شده باشد‌ اما در عمل امکانات در اختیار کسانی قرار می‌گیرد که از این آزادی‌ها صرف نظر می‌کنند و قرائت رسمی و قدیمی از سینمای دفاع مقدس را در آثار خود بازتاب می‌دهند. این اقبال مسئولان ذی‌ربط و افرادی که در این باره مسئولیت دارند، باعث شده که متاسفانه در سینمای ما عده‌ای هستند که فکر می‌کنند صاحب جنگ هستند. انگار مردم در دوران جنگ متحمل هیچ زحمتی نشده‌اند و مبارزه‌ای نکرده‌اند. مردم ما با هر نوع تفکر و مذهب زحمت‌شان را کشیده‌اند و فداکارانه در مقابل رژیم بعث

 ایستاده‌اند. وجود همین افراد که سهم خاصی برای خودشان در این زمینه قائل هستند، باعث شده که ‌عده‌ای خاص ‌بیایند و همه حق را به خود ‌بدهند. تا زمانی که این نوع تفکر در سینمای ما حاکم است، سینمای دفاع مقدس پیشرفت نخواهد کرد. من فیلم طبل بزرگ زیر پای چپ را در شرایط بسیار دشواری ساختم، چون می‌خواستم نگاه و سلیقه خودم را در آن ابراز کنم. متاسفانه اگر با نگاه مستقل به سراغ ساخت فیلمی در این حوزه بروید باید مبارزه کنید؛ از زمان تولید تا زمان اکران، چون در غیر این صورت فیلم زمین می‌خورد.نکته‌ای که در ابتدای صحبت‌هایم درباره همراهی منتقدان گفتم را به این صورت ادامه می‌دهم که در فضایی که برای شما ترسیم کردم، حمایت منتقدان و مطبوعات نیز از فیلم‌های ساخته‌شده در این حوزه حائز اهمیت است. آنها اگر به صورت منطقی فیلم‌ها را تحلیل و نقد کنند، می‌توانند پشتوانه‌های خوبی برای سینمای دفاع مقدس و صنعت سینما باشند و آنها را در مسیرشان کمک کنند.