برخی هنرمندان مثل خانم بهنوش‌طباطبایی و یا خانم مینا وحید مثل تمام دوستداران امام حسین(ع) در سنت‌های دهه محرم مشارکت کردند و برعکس برخی سلبریتی‌های بی‌مایه کنار مردم حاضر بودند

مثلث/ نفیسه رحمانی: یکی، دو هفته گذشته بود که باز هم استوری یکی از بازیگران سینما در اینستاگرام خبرساز شد و البته همین خبرسازی، دستمایه مهمی به اهالی فرهنگ رساند. دستمایه‌ای که نشان از انحطاط و فرهنگ عمومی از یک‌سو و البته زنگ خطری بلند‌ نیز به حساب می‌آید. نازنین بیاتی در صفحه شخصی خود در اینستاگرام این‌طور نوشت ‌‌«محرم، به جای پرداخت میلیاردها تومان به مداحان برای گریاندن شما آن را هزینه خنداندن یتیمی کنید.»

متنی یک خطی که واکنش‌های زیادی را به خود برانگیخت. البته او پس از گسترده‌شدن موج این واکنش‌ها، استوری دیگری را در صفحه خود قرار داد که با لحنی طلبکارانه از موضع قبلی خود عقب‌نشینی کرده بود.

بیاتی در استوری دوم این‌چنین نوشت: «دوستان عزیزی که از محرم و امام حسین شلوغ کاریشو بلدین... من نه توهین به این مراسم کردم نه گفتم بده... منظورم به کسانیه که غذا نذری میدن برا چار نفر شکم سیرتر از خودشون... همونایی که یخچال شون پر از غذای نذریه... کسایی که بعد از خوردن غذا و چای، رحم به رفتگرا نمی‌کنن، خیابونا پر از اشغال همین ظرف و لیواناس... هرکسی غیر اینا عمل می‌کنه حسین یارش باشه، سفرش پربرکت...»

مرور همین دو نوشته از یک سلبریتی فضای مجازی و سینما، نشان از وضعیت نامطلوب این پدیده در جامعه ما دارد. کنشگرانی که بدون هیچ فکر و البته رعایت آدابی، در فضای عمومی رفتار می‌کنند نیازمند توجه بیشتری از منظر آکادمیک هستند. ریشه‌های این رفتار درکجاست؟ سهم اجتماع در پروارکردن این سلبریتی‌ها و رفتارهای یک‌جانبه 

آنها چقدر است؟

آنچه درباره زاویه نگاه محافل آکادمیک به مقوله سلبریتی وجود دارد این است که‌ تا همین اواخر و پیش از گستردگی جدی شبکه‌های ارتباط اجتماعی، حلقه‌‌های دانشگاهی، نگاه جدی به مفهوم سلبریتی نداشتند. شهرت و سلبریتی بودن، موضوعاتی مبتذل و دم‌دستی تلقی می‌‌شدند؛ موضوعاتی که برای درک جامع جهان اجتماعی اهمیتی نداشته و از این‌رو اهالی اندیشه نیز اهمیت چندانی برای این موضوع قائل نبودند. 

شاید همین توجه جامعه دانشگاهی به مقوله سلبریتی و علاقه عموم مردم به این مفهوم، منجر به این شد که مردم شوق ولع‌آمیزی به این افراد نشان دهند و از سوی دیگر نیز سرآمدان جامعه‌شناسی نیز از این موج عقب بمانند. در واقع جامعه‌شناسی این ایده که سلبریتی ارزش مطالعه دارد را، در دهه اخیر جدی گرفته و از همین رهگذر است که اندوخته چندانی برای ارائه در این زمینه ندارند. از سوی دیگر نیز ارتباط مردم و سلبریتی‌ها به قدری وثیق و جدی شده بود که جامعه‌شناسان نمی‌‌توانستند راهکار تازه‌ای برای آن بیندیشند.

مرور آثار پیشینی اما نشان از آن دارد که برخی از اهالی اندیشه، پیش از این جامعه‌شناسیِ شهرت و سلبریتی را پیشنهاد داده و درباره آن کارهایی کرده‌اند. ‌همچنین جریان‌هایی در سایر رشته‌‌ها نظیر ادبیات، مطالعات رسانه‌‌ای و فرهنگی و حتی روان‌‌شناسی ایجاد شده بود که جامعه‌شناسان را برای توجه به این پدیده مدرن فراگیر دعوت کردند.

مفاهیمی نظیر طبقه، منزلت و حزب که در آثار اندیشمندانی همچون وبر به آنها اشاره شده؛ واجد کاربردهای امروزی از موضوع سلبریتی هستند. همچنین مفهوم کاریزما، دربرگیرنده درون‌مایه‌ای است که می‌توان آن را به روشنی در سلبریتی دید. سلبریتی محل لبریز‌شدن کاریزما در جامعه معاصر است. مفهومی که با طبیعت واقعی افراد سر وکار دارد و حتی در انواع دیگری از خود، یک دلیل قانع‌کننده نظیر قدرت، مذهب یا... دارد. در فقدان این دست افراد اما، سلبریتی‌‌ها به میدان ‌آمده‌اند. سلبریتی‌هایی که در دنیای امروز ما که مراجع علمی و ادبی هیچ ارتباطی با مردم ندارند، جای سیاست‌دان‌ها و اقتصاددان‌‌ها، جامعه‌‌شناس‌‌ها و شاعران را گرفته‌‌اند. برای همین است که آنان در عصر ما نقش‌ مهمی برعهده دارند. نقشی که در بیشتر مواقع شاید ارتباطی با تاثیرگذاری درست در اذهان عمومی ندارند و اتفاقا نقش این تاثیر را نیز بر جای می‌گذارند. اینجاست که عده‌ای بر این باورند اساسا‌ نقش اصلی سلبریتی، انحراف افکار مردم است؛ خواه آنان خود از این موضوع آگاه باشند، 

خواه نه! این انحراف که ‌تا به حال در رفتار بسیاری از این چهره‌ها مشاهده شده، دو شکل آشکار و پنهان دارد. در شکل آشکار آن، سلبریتی در ارتباط مستمر با فرد، به یکی از اشخاص مهم زندگی او تبدیل می‌‌شود که در بخش قابل‌توجهی از زندگی روزمره، ذهن او را درگیر خود می‌کند و دیگر جایی برای موضوع‌‌های اصلی باقی نمی‌‌‌گذارد. نتایج تحقیقات در ایالات متحده نشان می‌‌دهد کسانی که بیشترین علاقه‌ را به سلبریتی‌‌ها دارند، همان کسانی هستند که کمترین دغدغه‌ سیاسی و مشارکت در انتخابات را دارند و با کمترین احتمال به شرایط جامعه‌ 

خود اعتراض می‌کنند.

  به همین خاطر است که جورج مونبیوت، فعال سیاسی و روزنامه‌نگار بریتانیایی می‌گوید: «اگر می‌خواهی مردم خاموش و بی‌‌دغدغه باقی بمانند، روزی چند بار عکس تیلور سوئیفت را به آنان نشان بده!» این درست همان چیزی است که درباره وضعیت سلبریتی‌های جامعه ایرانی می‌توان به آن اشاره کرد. وضعیتی که هواداران یک بازیگر، خواننده یا... در اینستاگرام او را فالو کرده و به طور روزانه، چندین بار از احوالات سلبریتی مورد علاقه‌شان باخبر می‌شوند. در این حالت مخاطب به قدری درگیر زندگی روزمره و نمایش‌هایی که سلبریتی از زندگی خود دارد، می‌شود که اصلا کنش‌های مناسب و اصلی را از یاد می‌برد. او به قدری در این فضا غرق می‌شود که حتی به اشتراک‌گذاری پست‌هایی می‌پردازد که اعتقاد چندانی به آنها ندارد. نمونه مهم و بارز این ادعا، همین استوری نازنین بیاتی و رواج پیام‌های این چنینی در اینستاگرام شده است. محرم امسال، در فضای اینستاگرام شاهد اشتراک‌گذاری دائم پیام‌هایی بودیم که طعنه‌های مشخصی

 به ماجرای عزاداری و نذری داشت.

 این در حالی بود که بسیاری از چهره‌هایی که پیام‌های این‌چنینی را در صفحه خود داشتند، هم در مراسم‌های عزاداری شرکت داشتند، هم به نذری‌دادن پرداختند و هم این متن‌ها را به اشتراک گذاشتند؛ تناقض مهمی که نمی‌‌توان پاسخ مستدل و اکادمیکی برای آن غیر از آرزوی شباهت به سلبریتی‌ها یافت.حال آنکه این بسیاری از نذری‌دهندگان نیازمندانی هستند که خود بانی کمک به نیازمندان می شوند.

توهم بزرگ سلبریتی‌‌شدن، جوانان امروز جامعه ما و دیگر جوامع را به شکل گسترده‌ای فراگرفته است. برای نمونه، نظرسنجی‌‌ای در این باره نشان می‌دهد که ۵۴ درصد نوجوانان 16 ساله‌ بریتانیایی می‌‌خواهند سلبریتی شوند. جوانانی که در این سن و موقعیت باید فکر کنش‌های منظم سیاسی و اجتماعی را در سر داشته باشند، به زندگی سلبریتی‌گونه می‌اندیشند. آیا این زندگی و این آرزو، فرصتی برای کنش سیاسی یا اجتماعی باقی می‌گذارد؟‌