مثلث/ محمدرضا یزدان‌پناه: در سالیان اخیر و با گسترش استفاده از شبکه‌های اطلاعاتی و رسانه‌ای همراه، تحولات تازه و شگرفی در عرصه فرهنگ جامعه ایرانی به وقوع پیوسته که تحلیل و ارزیابی آن برای همگان مشکل است. چه از این‌رو که در این راه، پیمایش ارزش‌‌ها و نگرش‌‌ها در نوبت‌های مختلف و توسط مراجع گوناگونی صورت داده شده که هرکدام نتایج مهم و البته متغیری را به ما نشان می‌دهد. یکی از مهم‌ترین گزاره‌‌هایی که در این پیمایش‌ها تا حدود زیادی تکرار شده و البته رصد فضای فرهنگی جامعه امروز نیز به روشنی آن را تایید می‌کند، جابه‌جایی یا تغییر گروه‌های مرجع در جامعه ایرانی است. دکتر هادی خانیکی در توضیح این گزاره می‌گوید: «جابه‌جایی یا تغییر گروه‌های مرجع به این معناست که‌ گروه‌‌هایی که بیشترین تاثیرپذیری را دارند، سخت جابه‌‌جا شده‌‌اند. گروه اول مرجع، معلمان و پایین‌ترین گروه هم کاسبان هستند. البته گروه اول مرجع به این معنا نیست که هر اتفاقی در‌جامعه ما با نظر معلمان می‌‌افتد. فرهنگ غیررسمی در جامعه در بسیاری از زمینه‌ها تاثیرگذارتر از فرهنگ رسمی است. در فرهنگ رسمی معمولا هر سیاست‌‌گذاری فرهنگی به دنبال تعیین الگو و ترویج آن است اما در فرهنگ غیر‌رسمی که حتی به فرهنگ پست نیز نزدیک می‌شود، قدرت سلبریتی‌ها بیشتر می‌‌شود.»

سلبریتی‌ها، نمایندگان متکثری از فرهنگ غیررسمی هستند که امروزه در همه جا حضور دارند و ردپای آنها در همه  حوزه‌ها به روشنی دیده می‌شود. این افراد که از رهگذر ترویج شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌ای، توانسته‌اند جایگاه قابل‌توجهی در رواج و طرد ارزش‌ها یا تاثیرگذاری کیفی بر آنها ‌داشته باشند به قدری متکثر شده‌اند که دنبال‌کردن غالب آنها از توان مخاطبان عادی شبکه‌های مجازی نیز بیرون است. به هرحال توجه به این پدیده‌های فرهنگی یا اجتماعی که امروزه بسیاری از اهالی هنر، دانشگاه، سیاست و...‌ را نیز به سمت خود جذب کرده‌اند، یکی از مهم‌ترین بایسته‌ها در مطالعات فرهنگی است. شاید اینستاگرام مهم‌ترین شبکه مجازی به حساب ‌آمده برای فعالیت سلبریتی‌ها باشد. ادعایی که گزاره‌های آکادمیک و موجود در پیمایش‌های اجتماعی نیز آن را تایید می‌کنند. اهالی مطالعات اجتماعی و فرهنگی بر این باورند که از منظر ارتباطی نتایج تحقیقات و پرسش‌ها، نشان می‌‌دهد فعالیت سلبریتی‌‌ها در اینستاگرام بیشتر از سایر شبکه‌های مجازی دیده می‌‌شود. انتشار عکس‌‌های شخصی و غیررسمی، اشتراک‌گذاری‌‌ها، درددل‌‌ها و خبررسانی از اندرونی‌هایی که برای هواداران همیشه جذاب و جالب بوده، شاید مهم‌ترین راز این حضور باشد. به این دلیل که جذابیت بصری عکس و تاثیر روانی این رسانه در ذهن مخاطب یکی از مهم‌ترین دلایل رواج اینستاگرام آن هم در جامعه‌ای شبیه‌ ایران است. از سوی دیگر فقدان وجود خط قرمزهای قانونی و عرفی که در جامعه ایرانی شاهد آن هستیم، اینستاگرام را تبدیل به پدیده جذابی کرده که زندگی‌ای موازی این سلبریتی‌ها و هواداران‌شان‌ را بدون توجه به آنچه در بیرون امکان نمایش آن را ندارند، رقم زده است. از این حیث فضایی که در اینستاگرام جاری است و زندگی که کاربران این شبکه مجازی از خود بروز می‌دهند، شاید به قدری متفاوت از واقعیت باشد که فرهنگ دیگری را برای آنان رقم زده است. فرهنگی که البته هنوز به صورت کامل به عرصه زندگی روزانه این کاربران و کنشگران وارد نشده است. ساخت و پرداخت همین نوع از فرهنگ عمومی است که امروز و در جامعه ایرانی، مساله سلبریتی‌ها را مهم کرده است. آنها هر روز مشغول نمایش‌های مختلفی هستند که هرچند در عمل نیز بدان پایبند نباشند، اما نفس انجام این نمایش را یکی از قسمت‌ها و سنت‌های مهم این فرهنگ به حساب می‌آورند. فرهنگی که برای بقا در فضای سلبریتی‌ها، باید ظاهرا به آن پایبند بود. در واقع همین مفهوم نمایش است که اصل و اساس این اکت‌ها و کنش‌ها را در بر دارد و آنها را سمت و سو می‌دهد. نمایشی‌شدن یا پررنگ‌شدن نمایش، منطق ارتباطات امروز و نقطه کانونی آن است. در نگاه آکادمیک، این نمایش مجموعه‌‌ای از تصاویر نیست، بلکه یک رابطه اجتماعی بین اشخاص است که براساس تصاویر شکل می‌گیرد. بنابراین تصاویر بیشتر با هم صحبت می‌کنند. سلبریتی به عنوان کارگردان این نمایش، در قالب تصاویری که به مخاطب عرضه می‌کند، در پی القای مفهوم و معنایی است که حتی شاید خود به صورت کامل قبول نداشته و به آن عمل نکند.  این وضعیت تا جایی در جامعه ایرانی فراگیر شده که حتی می‌توان در عرصه سیاست نیز شاهد آن بود. سلبریتی‌هایی که خود را کنشگر حوزه سیاست می‌پندارند، انگاره‌های ساخته‌‌شده از واقعیت را چنان نمایش می‌دهند که بزرگ‌‌تر یا کوچک‌تر می‌شوند. پس در این روش، آنچه ‌دیده می‌‌شود اهمیت یافته و اولویت پیدا می‌کند. این شیوه از نمایش به صورت مستقیم سلیقه مخاطب را نشانه رفته و در نتیجه خواسته‌های او از سیستم سیاسی را نیز متاثر خواهد کرد. سلبریتی‌گری محصول صنایع فرهنگی است که نمی‌‌توان خیلی به آن انتقاد کرد؛ زیرا بخشی از زندگی فرهنگی امروز شده که نمی‌‌توان از آن اجتناب کرد.  از سوی دیگر و در رسانه‌هایی که در اختیار سلبریتی‌هاست و به نوعی تریبون رسمی آنان به حساب می‌آید، مولفه دیگری نیز وجود دارد. مولفه‌ای به نام اقتصاد که می‌تواند رابطه زندگی امروز و حضور سلبریتی در آن را به روشنی توضیح دهد. در این فضا، دارندگی برازندگی است و به اختصار نوعی تنزل در اقتصادی‌شدن زندگی روزمره دیده می‌شود. این سلبریتی‌ها، از رهگذر همین گزاره است که هر روز و هر ساعت، دست به تبلیغ محصولات مختلفی می‌زنند که در اکثریت موارد اطلاع درستی از کیفیت آن ندارند. همچنین کمپانی‌های تولید محصولات نیز برای بازاریابی و جلب مشتری، ناگزیر از روی‌آوردن به این تریبون‌ها هستند و حتی برای این کار هزینه‌های هنگفتی نیز به سلبریتی‌ها پرداخت می‌کنند. سلبریتی‌بودن یک جریان خیلی عادی و طبیعی نیست، بلکه جریانی است که سعی می‌کند در درون خود با مکانیزم‌‌هایی خود را به نوعی بر سبک زندگی مسلط کند. اگر تا پیش از عصر شبکه‌‌های اجتماعی، سلبریتی‌ها محصول کمپانی‌‌های بزرگ فیلمسازی یا صنایع فرهنگی یا وضعیت‌‌های ورزشی و هنری بودند، امروزه خودِ پدیده‌های ارتباطی مانند اینستاگرام می‌توانند خلق منزلت و برازندگی کنند یعنی سلبریتی‌ می‌‌سازند و دوباره آن را بازتولید می‌‌کنند! در این حالت کمپانی‌های بزرگ و تولیدکنند. هستند که در برابر سلبریتی‌های ساخته دست اینستاگرام زانو زده و خواستار همکاری آنان با اقتصاد نزدیک به سقوط‌شان هستند؛ چیزی که امروز با یک سرچ ساده در صفحات اینستاگرامی این افراد می‌توان به سادگی آن را دریافت.