جلال چراغپور:فوتبال صاحب یک روح است. در واقع این روح فوتبال است که به افکار عمومی جهت می‌دهد؛ البته این نکته را فراموش نکنیم که بعضی اوقات سعی می‌کنیم شرایطی را که روح فوتبال به ما دیکته می‌کند، دستخوش تغییرات و دستکاری کنیم

 چرا می‌گویم فوتبال روح دارد؟ حرف عجیبی به نظر می‌رسد؟ نه. چون این فوتبال از لحاظ اجتماعی خوانش بسیار گسترده‌ای دارد. بنابراین برای این فوتبال تولید روح شده است. نیرویی که باعث انگیزه و حرکت در جامعه می‌شود یا بر عکس، مردم را ناامید و دلسرد و خسته می‌کند. بنابراین این فوتبال صاحب قدرتی است و صاحب یک نوع انرژی در ذات خود است که می‌تواند منشا اتفاقات شیرین یا تلخ باشد. روح فوتبال که علاقه‌مندم عمیقا درباره‌اش فکر کنیم در واقع یک جور نقشه راه است. نقشه‌ای که آدرس‌های مختلفی به ما می‌دهد؛ افکار عمومی را با مربیان خوب و بد آشنا می‌کند، آنها را با بازیکنان کم‌کار یا پرانگیزه آشنا می‌کند، آنهایی که خرافاتی هستند و می‌خواهند با ‌ترفندهای مسخره‌ای مثل جادو در فوتبال به فعالیت‌شان ادامه دهند را به ما معرفی می‌کند، تیم تاکتیکی را از تیم به‌هم‌ریخته مشخص می‌کند و خلاصه این روح فوتبال همه آدرس‌هایی که نیاز داریم را در اختیار ما قرار می‌دهد.در مورد کارلوس کی‌روش دیدگاه‌های مختلفی وجود دارد. من می‌گویم بعد از هفت سال و چند ماه این روح فوتبال است که فضا را درباره کی‌روش روشن می‌کند، ماندن یا رفتن او را مشخص می‌کند. آخرین تصمیم البته قرار است بعد از جام‌جهانی گرفته شود که آیا کی‌روش در تیم‌ملی بماند یا خیر. اما روح فوتبال چگونه به ما درباره ماندن یا رفتن کی‌روش آدرس واقعی می‌دهد؟ منظورم از آدرس واقعی این است که ما واقعیت نهان‌شده در میان افکار عمومی را متوجه خواهیم شد. متوجه می‌شویم که کی‌روش بهتر است برود یا بماند. اما این آدرس چگونه به دست ما خواهد رسید؟ پاسخ را باید در مرور چند جام‌جهانی جست‌وجو کنیم. ما طی دهه‌های اخیر چند بار به جام‌جهانی صعود کرده‌ایم. یک بار با آقای جلال طالبی موفق شدیم سه امتیاز بگیریم و آمریکا را شکست دهیم اما دو بازی دیگر را باختیم و به ایران برگشتیم. یک بار با برانکو به جام‌جهانی رفتیم که با یک امتیاز برگشتیم و بار دیگر با کی‌روش در جام‌جهانی حاضر شدیم که باز هم یک امتیاز کسب کردیم. ما در همه جام‌های جهانی که حاضر شدیم تنها موفق شدیم سه بازی انجام بدهیم. این سه بازی هرگز به عدد چهار نرسید. در جام‌جهانی قبلی ما مقابل آرژانتین و بوسنی بازی را واگذار کردیم و با یک تساوی برابر نیجریه به ایران برگشتیم اما بعد از جام‌جهانی هرگز نتوانستیم آن سه بازی و به‌طور کلی عملکرد تیم‌ملی‌مان و سرمربی‌اش را کارشناسانه بررسی کنیم. ابزارهایی در این بین وارد شرایط آن روز شدند تا کارشناسان اساسا چنین اجازه‌ای پیدا نکنند. مردم به خیابان ریختند. آنها خوشحال بودند چون تیم‌ملی با نتیجه یک بر صفر از آرژانتین باخته بود. این شادی در تاریخ شادی‌های مردمی‌در دنیا ‌بی‌نظیر بود. تا کنون چنین اتفاقی رخ نداده بود اما ما انجامش دادیم. چرا؟ چون فضا به‌شدت به نفع کی‌روش دستکاری شد. بعد از این یک امتیاز که در جام‌جهانی کسب کردیم به جام ملت‌های آسیا وارد شدیم. در آنجا هم حذف شدیم. بازی را به عراق واگذار کردیم اما همان جریانی که در جام‌جهانی به کمک کی‌روش آمده بود این‌بار هم باخت به عراق را شست تا مردم فوتبالدوست و البته احساساتی ما همچنان حامی‌ سرسخت کی‌روش باقی بمانند. اما چگونه این اتفاق رخ داد؟ وقتی تیم‌ملی ما به عراق باخت فضا به‌طور کاملا ظریفی به نفع کی‌روش تغییر کرد به طوری که باز هم باخت خفیف مقابل آرژانتین به رخ مخالفان کشیده شد. حتی به خاطر دارم بازی برابر آرژانتین بازپخش شد و تعریف و تمجیدهایی صورت گرفت که شرایط آن روز فوتبال هم باز دستخوش دستکاری‌هایی بشود که به نفع فوتبال ملی ما نبود. با همه اینها فرصتی نداریم که افسوس گذشته را بخوریم. امروز کی‌روش به خوبی می‌داند که به پایان این کوچه نزدیک می‌شود و به نظر من روح فوتبال که همین مردم هستند بعد از جام‌جهانی درباره کی‌روش قضاوت خواهند کرد. معتقدم مردم دیگر به انجام سه بازی در رقابت‌های جام‌جهانی راضی نخواهند بود. مردم ما از مربی که با این همه حاشیه همچنان مورد حمایت فدراسیون فوتبال قرار گرفته است انتظار ندارند که با یک امتیاز و انجام تنها سه بازی برگردد. اگر تیم‌ملی با سه بازی از جام‌جهانی خداحافظی کند هیچ سیاست یا جریان تبلیغی نمی‌تواند مردم را راضی کند که باز هم این مربی را روی نیمکت سرمربیگری تیم‌ملی ببینند. از این بابت شک ندارم. اگر برای تیم ما در جام‌جهانی روسیه اتفاقی نیفتد که معنایش پیشرفت باشد اطمینان داشته باشید که کی‌روش در پایان جام‌جهانی به پایان راه خود با تیم‌ملی فوتبال کشورمان خواهد رسید. روح فوتبال یا بهتر بگویم مردم ما او را پس‌می‌زنند. من به شخصه فکر می‌کنم زمان تغییر فرا رسیده است. تغییر اما چگونه باید صورت بگیرد؟ به نظر من در صورتی که تیم‌ملی نتواند بیش از سه بازی در جام‌جهانی انجام دهد و کی‌روش رفتنی شود، راه‌حل مناسب برای ایجاد تغییر این است که ما باید به لیگ فوتبال‌مان و بازیکنان شاغل در لیگ‌مان نگاه و رویکرد جدی‌تری داشته باشیم. باید روح تازه‌ای در فوتبال داخلی ما دمیده شود و شرایط برای جوان‌گرایی حتی بیش از آنچه امروز می‌بینیم فراهم شود. اتفاقی که امروز پیش چشم ما رخ می‌دهد این است که ما نسبت به بازیکنانی که خارج از لیگ داخلی‌مان بازی می‌کنند رویکرد جدی داریم و بازیکنان شاغل در لیگ‌مان را زیاد جدی نمی‌گیریم. این نگرش باید تغییر کند. با همه اینها علاقه‌مندم بار دیگر تاکید کنم که روح فوتبال درباره کی‌روش و عملکرد این مربی حکم‌های تازه‌ای صادر خواهد کرد. حتما بارها شنیده اید که علاقه‌مندان به محیط‌زیست درباره زمین با چه احترامی‌ سخن می‌گویند. آنها اعتقاد دارند زمین روحی دارد که هشیار و بیدار است. فوتبال هم همین‌طور است. مربیانی را دیده‌اید که در طول یک فصل روی نیمکت سه تیم می‌نشینند و در پایان فصل در هیچ‌کدام از تیم‌های‌شان نتیجه نمی‌گیرند؟ این روح فوتبال است که از آنها انتقام می‌گیرد و آنها به نقطه پایان خود می‌رسند ‌بی‌آنکه اثری از خود در فوتبال به جا بگذارند اما همین روح فوتبال از فرگوسن مردی افسانه‌ای می‌سازد که نه‌تنها در تاریخ فوتبال منچستریونایتد، بلکه در تاریخ فوتبال جهان ‌بی‌نظیر و دست‌نیافتنی باقی می‌ماند.

این روزها فدراسیون فوتبال و مدیران فوتبال در حال محک‌زدن فضای عمومی هستند. می‌خواهند از روی واکنش‌ها به پاسخ این سوال برسند که آیا کی‌روش بعد از جام‌جهانی باید بماند یا برود. البته من این رویه را حرفه‌ای نمی‌دانم اما تاکید می‌کنم نتایجی که کی‌روش با تیم‌ملی‌مان در جام‌جهانی به دست می‌آورد، آن‌چنان اهمیت دارد که تکلیف تمدیدکردن یا نکردن قرارداد این مربی را تعیین خواهد کرد. نمی‌دانم چرا عده‌ای تا بحث تغییر پیش می‌آید به یک استدلال نه‌چندان عمیق پناه می‌برند و می‌گویند، چون فاصله بازی‌های جام‌جهانی تا بازی‌های جام ملت‌های آسیا کم است پس باید با مربی ادامه دهیم که در جام‌جهانی روی نیمکت سرمربیگری تیم ما نشسته است. معتقدم در صورتی که به گزینه تغییر رسیدیم نباید با این بهانه‌ها خودمان را متوقف کنیم. چه اشکالی دارد که با تیم‌ملی امید ایران در بازی‌های جام ملت‌های آسیا حاضر شویم؟ کاری که کره‌جنوبی انجامش داد و امروز فواید این سیاست‌گذاری درازمدت را می‌بیند. مگر ما با کی‌روش هم حذف نشدیم؟ یکی به من بگوید چه اتفاقی رخ داد؟ فاجعه بود؟ من هنوز هم معتقدم کی‌روش شخصیت متفاوتی به تیم‌ملی ما بخشیده است اما اگر قرار باشد از این شخصیت تازه یا متفاوت نتیجه دلخواه عایدمان نشود چه اصراری به ادامه همکاری وجود دارد؟

من باز هم می‌گویم که کی‌روش را باید از دو جنبه دید. او یک شخصیت فنی دارد که شامل تمرین‌های این مربی است. شامل نظم، هوش آنالیز تیم حریف، انتخاب استراتژی برای بازی‌ها و دیسیپلین اوست و در واقع روش این مربی را مشخص می‌کند. اما وجه دیگر او را باید در رفتارهای این مربی جست‌وجو کنیم. جایی که تند و تیز است. در بیان نظراتش از الفاظ تندی استفاده می‌کند. اهل ملاحظه کردن نیست. مدارای بسیار کمی دارد. پوشش او شاید با فرهنگ ما خیلی هماهنگ نباشد و مسائلی از این دست. همه اینها و مواردی که در توضیح شخصیت فنی کی‌روش گفتم اتفاقا در این مربی وجود دارد. بنابراین ما با دو وجه متفاوت روبه‌رو هستیم؛ بار فنی و شخصیت اجتماعی کی‌روش. شخصیت اجتماعی او مورد قبول خیلی‌ها نیست و البته مورد قبول من هم نیست، یعنی اگر به من بگویند تمایل داری از دوستان کی‌روش باشی، بنده علاقه‌ای به این دوستی ندارم اما اگر به من بگویند علاقه داری دست‌نوشته‌های فنی‌اش را داشته باشی ‌بی‌علاقه نیستم که این نوشته‌ها را داشته باشم. در بخش پایانی این یادداشت علاقه‌مندم به نکته دیگری هم اشاره کنم. فرض کنیم که تیم‌ملی ما در جام‌جهانی با سه بازی به کار خود پایان دهد اما از طرفی بتواند خوب بازی کند و از سویی دیگر بتواند بیش از یک امتیاز کسب کند. در این صورت ما با پیشرفتی روبه‌رو شده‌ایم؟ پاسخ من این است؛ وقتی ما از کسب امتیاز بیشتر صحبت می‌کنیم، یعنی به‌دنبال عدد هستیم، عدد و ارقام. چیزهایی که به درد تاریخ نگار ما می‌خورد اما وقتی از خوب بازی کردن حرف می‌زنیم درباره کیفیت به حساسیت‌هایی رسیده‌ایم. خوب بازی‌کردن هم تعریف‌های متفاوتی دارد. گاهی ما خوب دفاع کردن را خوب بازی کردن می‌دانیم و گاهی ارائه بازی هجومی ‌را خوب بازی کردن برمی‌شمریم. بنابراین بستگی دارد از چه زاویه‌ای می‌خواهیم تیم‌ملی را تحلیل کنیم. اگر عدد یک را شکستیم و دو امتیازی یا سه امتیازی شدیم عملکرد کی‌روش خوب بوده؟ اما در حالی که نزد خودمان به این سوال پاسخ می‌دهیم نباید فراموش کنیم که شکسته‌شدن عدد یک تحت تاثیر انجام همان سه بازی بوده است. سه بازی که در همه دوره‌های جام‌جهانی برای ما رخ داده است. در بحث کیفیت هم عرض کردم که چقدر تعریف‌ها متفاوت است. بنابراین از نظر من چه یک امتیاز، چه دو امتیاز چه بیشتر و چه بدون امتیاز؛ اگر بیش از سه بازی در جام‌جهانی انجام ندهیم کیفیتی نصیب تیم‌ملی‌مان نشده است. با این حال بنده امیدوارم شرایط برای تیم‌ملی فوتبال کشورمان به‌گونه‌ای پیش برود که همه ما از نتایج به‌دست‌آمده راضی باشیم و بعد از گذشت بیش از هفت سال حضور کی‌روش متوجه پیشرفت‌هایی در بخش کیفیت فوتبال

 ایران شویم.