روزنامه واشنگتن‌پست در تازه‌ترین شماره خود، از پیشنهاد دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده‌ آمریکا به دولت فرانسه مبنی بر خروج پاریس از اتحادیه اروپا پرده برداشته است. به نظر می‌رسد این پیشنهاد در جریان سفر اخیر ‌امانوئل ماکرون، رئیس‌جمهور فرانسه به واشنگتن ارائه شده باشد. ترامپ به ماکرون پیشنهاد کرده است که در صورت خروج فرانسه از اتحادیه اروپا،‌ آمریکا می‌تواند توافق تجاری دوجانبه بهتری را با فرانسه داشته باشد. در این خصوص نکاتی وجود دارد که لازم است مورد توجه قرار گیرد .

نخست اینکه ترامپ در جریان رقابت‌های انتخابات ریاست‌جمهوری سال 2016 ایالات متحده‌ آمریکا، مخالفت خود را با «موجودیت اروپای واحد» بیان کرده بود. حمایت خاص ترامپ از پدیده‌هایی مانند برگزیت و فراتر از آن، حمایت وی از گروه‌های ملی‌گرا و راست افراطی در کشورهای اروپایی، بیانگر تقابل تمام‌عیار رئیس‌جمهور‌ آمریکا با اتحادیه اروپا و منطقه یورو بود. شواهد و مستندات موجود نشان می‌دهد که روابط ترامپ و گروه‌های ملی‌گرا و مخالفان موجودیت اروپای واحد همچنان به قوت خود باقی است. بنابراین‌ منازعه و تقابل کاخ‌سفید با اروپای واحد، نوعی تقابل ماهوی و زیربنایی است‌؛ تقابلی که تا زمان فروپاشی اروپای واحد یا خروج کامل ترامپ از کاخ‌سفید ادامه خواهد داشت.

نکته دوم اینکه مصالحه سران اروپایی با دونالد ترامپ و سیاست‌های ایالات متحده‌ آمریکا، نه‌تنها تاثیری در کلیت تقابل رئیس‌جمهور‌ آمریکا با موجودیت اروپای واحد نداشته‌، بلکه ترامپ را در این خصوص وقیح‌تر ‌کرده است. پیشنهاد اخیر رئیس‌جمهور‌ آمریکا به ‌امانوئل ماکرون در همین راستا قابل تجزیه و تحلیل است. اروپا تحت تاثیر رویکرد مصالحه‌گرایانه سیاستمدارانی مانند ترزا می، نخست‌وزیر انگلیس و ‌امانوئل ماکرون، رئیس‌جمهور فرانسه و حتی آنگلا مرکل، صدر‌اعظم آلمان، هنوز از ظرفیت‌های خود برای مقابله با رفتارها و اقدامات دولت ترامپ استفاده نکرده است. کار به جایی رسیده‌ که نخست‌وزیر انگلیس از دیگر کشورهای اروپایی خواهش کرده است که در مقابل وضع تعرفه‌های گمرکی بر فولاد و آلومینیوم اروپا سکوت کرده و اقدام متقابلی در برابر واشنگتن صورت ندهند.

نکته سوم اینکه نقش سلبی کشورهای اروپایی در قبال پرونده برجام غیرقابل انکار است. تروئیکای اروپایی در ابتدا با بازی مستقیم خود در زمین ایالات متحده‌ آمریکا و پذیرش خواسته‌های چهارگانه ترامپ مبنی بر گنجاندن موضوع توان دفاعی و موشکی ایران در برجام، بازرسی از ‌اماکن نظامی ‌و حذف بندهای موسوم به غروب آفتاب(Sunset)   و تحدید توان منطقه‌ای ایران، دچار بدترین خطای ممکن شدند. پس از خروج ایالات متحده‌ آمریکا از برجام نیز کشورهای اروپایی همچنان از به‌کارگیری تمامی ‌توان و ظرفیت خود در تقابل با سیاست‌های ضدبرجامی ‌ترامپ استنکاف می‌کنند.

 بی‌دلیل نیست که مایک پمپئو، وزیر‌ امور خارجه ایالات متحده‌ آمریکا از رایزنی‌های مستمر و پشت پرده کاخ‌سفید با وزرای ‌امور خارجه سه کشور اروپایی بر سر توافق هسته‌ای با ایران خبر داده است. بدون شک، تا زمانی که اتحادیه اروپا تقابل تمام‌عیار و کامل خود را با دولت ترامپ آغاز نکند و صرفا در صدد مدیریت و مهار مقطعی رفتارهای رئیس‌جمهور ایالات متحده‌ آمریکا بر‌آید، تحرکات پنهان و آشکار کاخ‌سفید علیه موجودیت اروپای واحد تشدید خواهد شد. در این میان، ‌امکان دارد مقامات اروپایی زمانی متوجه عمق فاجعه شوند که دیگر نماد و نشانه‌ای از اروپای متحد باقی نمانده باشد. سران اروپایی هم‌اکنون دریافته‌اند که «مصالحه با ترامپ» دیگر نمی‌تواند به مثابه نسخه‌ای شفابخش در مناسبات دو سوی آتلانتیک مورد توجه قرار گیرد‌ اما همچنان با عینکی ‌ایده‌آل‌گرایانه مناسبات جاری در نظام بین‌الملل، مخصوصا مناسبات خود و‌ آمریکا را مورد رصد و تحلیل قرار می‌دهند. بدون‌شک، استمرار این خطای محاسباتی و راهبردی در سیاست خارجی اتحادیه اروپا هزینه‌های جبران‌ناپذیری را برای این مجموعه و منطقه یورو در‌بر خواهد داشت.

بدیهی است که از زمان تشکیل اتحادیه اروپا و منطقه یورو، خروج کشورهای اروپایی از این مجموعه و بازگشت به دوران قبل از شکل‌گیری اروپای واحد، خط قرمز مقامات قاره سبز محسوب می‌‌شد؛ خط قرمزی که هنوز در معادلات اتحادیه اروپا پررنگ است. با این حال ترامپ عملا کشورهای اروپایی را نسبت به خروج از اروپای واحد تشویق می‌کند. حمایت رئیس‌جمهور جنجالی و جدید ایالات متحده ‌آمریکا از گروه‌های راست‌گرا و ملی‌گرا در اتحادیه اروپا بیانگر همین نکته است. بی‌دلیل نیست که افرادی مانند مارین لوپن، رهبر جبهه ملی فرانسه جهت حضور در قدرت حساب ویژه‌ای‌ روی حمایت‌های دونالد ترامپ باز کرده‌اند.

نکته بعدی اینکه اروپای واحد هم‌اکنون در بحران قرار دارد. بحران‌های اقتصادی،‌ امنیتی، اجتماعی و سیاسی طی سال‌های اخیر به صورت همزمان در قاره سبز پررنگ‌تر شده است. همین مسئله بر ضریب آسیب‌پذیری بیرونی اتحادیه اروپا افزوده است.

در چنین شرایطی شاید اتحادیه اروپا از استحکام لازم برای مقابله با تحریک‌های صورت‌گرفته از سوی ترامپ روبه‌رو نباشد. رئیس‌جمهور ایالات متحده‌ آمریکا در صدد است از طریق ترغیب افکار عمومی اروپا نسبت به ملی‌گرایی، اروپا را به دوران قبل از شکل‌گیری اتحادیه اروپا بازگرداند و از این طریق بتواند قدرت مانور اروپا در نظام بین‌الملل و ناتو را محدود کند. این رویکرد ترامپ برای اروپای واحد بسیار خطرناک است. اقبال برخی شهروندان اروپایی نسبت به جریان‌های ملی‌گرا و راست افراطی نیز این روند را تقویت کرده است.

نکته بعدی به حمایت ترامپ نسبت به برگزیت بازمی‌گردد. وی در دوران برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری سال گذشته میلادی، بارها حمایت خود را از خروج انگلیس از اتحادیه اروپا اعلام کرد. ترامپ به‌خوبی می‌‌دانست که خروج انگلیس، اولین و آخرین خروج از اتحادیه اروپا نخواهد بود. وی هم‌اکنون نمی‌تواند ذوق‌زدگی خود را از تحولات اخیر در اروپا کتمان نماید. رئیس‌جمهور ایالات متحده ‌آمریکا در صدد است زمینه خروج دیگر اعضای اتحادیه اروپا را از این مجموعه فراهم آورد.

نکته جالب توجه اینکه ترامپ این موضوع را در قالب یک «استراتژی پنهان» پیگیری نمی‌کند و صراحتا آن را در مقابل رسانه‌ها و افکار عمومی اعلام می‌کند. این موضوع نشان‌دهنده تقابل جدی واشنگتن و اتحادیه اروپا در دوران ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ است. از این رو تعبیر رئیس کنفرانس ‌امنیتی مونیخ در خصوص اعلام جنگ ‌آمریکا به بروکسل (اتحادیه اروپا) تعبیری عینی و صحیح محسوب می‌‌شود. این تقابل، نه‌تنها طی ماه‌‌های آتی متوقف نمی‌شود، بلکه با نزدیک‌ترشدن به زمان برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری فرانسه شاهد تشدید آن

خواهیم بود.