![]() | ![]() |
![]() | ![]() |
آخرین اخبار
اخبار پربیننده
اخبار مرتبط
تعداد بازدید: 1164
کد خبر: 344 سرویس: ورزشی,گفتگو زمان مخابره: 1390/9/5 13:21 | |
توصيف آقا مجید از مربيگري كيروش؛جلالي: نشانههاي پيشرفت در تیم ملی ديده ميشود |
مجيدجلالي معتقد است كه تيم ملي نيازمند تغيير نسل و سبك بازي است و اين ميتواند يك تغيير بنيادي در فوتبال ملي ايران باشد. شايد براي خيليها رفتن ايران به جام جهاني برزيل مهمترين اتفاق باشد، ولي جلالي خدمت پايدار و ايجاد تغييرات بنيادي را حتي مهمتر از رفتن به جام جهاني ميداند. او در گفتوگو با مثلث در مورد فعاليتهاي كيروش در تيم ملي و مسائل مختلف ديگر به سوالات پاسخ ميدهد.
برخي معتقدند كارلوس كيروش هنوز تغيير خاصي در ساختار تيمملي و سبك بازي اين تيم ايجاد نكرده است. نظر شماچيست؟
وقتي يك مربي كارش را شروع ميكند، براي اينكه بتوانيم در مورد عملكردش ارزيابي خوبي داشته باشيم، ابتدا بايد توقعاتي كه از او داريم مشخص شود. اگر آن توقعات بنيادي است بايد مرحلهبندي شود و برايش پروسه زماني تعيين كرد. بهعنوان مثال اگر بخواهيم در ساختار و شيوه بازي يا نسل تغيير ايجاد كنيم، نميتوان در شش ماه اين كار را انجام داد. بايد براي اين كار، يك پروسه زماني سهساله در نظر گرفت و هر شش ماه يكبار مرحله پيشرفت را مورد بررسي قرار داد.
بيش از شش ماه از حضور كيروش درتيم ملي ميگذرد. ميتوان در اين مدت عملكرد او را مورد ارزيابي قرار داد؟
اين موضوع بستگي به خواستههايي دارد كه فدراسيون از او دارد. ما كه نميدانيم آنهايي كه با كيروش حرف زدند چه خواستههايي از او داشتند.
حدس شما چيست؟
نميدانم.
شايد يا حتما مهمترين خواسته فدراسيون اين است كه كيروش تيمملي را به جام جهاني ببرد. درست است؟
اين يك هدف كلي است و نميتوان برايش پروسه زماني تعريف كرد. يعني تا وقتي مربي برنده باشد روي نيمكت مينشيند و وقتي ميبازد بايد مثل علي دايي و امير قلعهنويي برود.
اگر خواهان پيشرفت هستيم، معنياش چيزهاي ديگري است و ابتدا بايد تكليفمان را با درخواستهاي خودمان معلوم كنيم.
اگر تيمملي با كيروش به جامجهاني راه پيدا نكند ولي در سبك بازي تيمملي يك تغيير بنيادي انجام شود و نسل بازيكنان عوض شود، ميتوان گفت كه او كارنامه موفقي داشته است؟
صددرصد. اگر او بتواند تغييرنسل ايجاد كند و سبك بازي ايران را تغيير دهد دست به يك خدمت بنيادي زده است، نه خدمت زودگذر.
رفتن به جامجهاني يك خدمت زودگذر است ولي تغيير نسل جزو خدمات پايدار محسوب ميشود. البته به يك موضوع مهم بايد اشاره كنم، اينكه چنين موضوعي بايد تعريف شده باشد و همه بدانند كه چه تحولي در تيم ملي بهوجود آمده است.
فكر ميكنيد مردم و اهالي فوتبال با نرفتن ايران به جام جهاني، به شرط اينكه يك تحول بزرگ در تيم ملي ايجاد شود، راضي ميشوند آيا كيروش يك مربي ناكام لقب نميگيرد؟
اگر با مردم صحبت كنيم و همه چيز را صادقانه بگوييم و خواستههايي كه از سرمربي داريم به صورت شفاف روشن شود، آنها مطمئنا ميتوانند بهتر از ما فكر كنند و همه چيز را تشخيص دهند.
شما كيروش را از لحاظ مربيگري در كدام سبك قرار ميدهيد؟
قبلا بارها در اين مورد صحبت كردم و فكر ميكنم اگر حرف بزنم تكراري شود.
او به دنبال بازي زيباست يا نتيجه؟
جواب دادن به اين سوال باز هم بسته به خواستههايي است كه از اين مربي وجود دارد و نميتوان به اين راحتي دربارهاش صحبت كرد.
ما بايد براي خودمان اين موضوع را روشن كنيم كه ميخواهيم تيم بسازيم، بازيكن بسازيم و نتيجه بسازيم.
اگر اين اهداف را داريم پس موفق هستيم چون اين يك خدمت پايدار است ولي با خدمتهاي زودگذر مردم خوشحال نميشوند.
كيروش مدتي پيش در مصاحبهاي اعلام كرد كه ايران بعد از ژاپن، كرهجنوبي و استراليا بايد خودش را پادشاه چهارم آسيا كند. فكر ميكنيد او با چه ذهنيتي اين حرف را زد؟
حتما براي خودش منطقها وايدههايي داشته و باتوجه به امكانات، ساختار فوتبال و مسائل ديگر اين حرفها را زده است. اين سوال را بايد خودش جواب دهد.
آيا دستخط كيروش در تيمملي ديده ميشود؟
اگر منصف باشم بايد بگويم كه اثرات نسبتا خوبي داشته و نشانههاي پيشرفت ديده ميشود. با اين مربي در مسير خوبي هستيم، او در كوتاه مدت اقداماتي انجام داد كه موثر بود ولي براي بلندمدت نياز به اقدامات عميق و تاثيرگذارتري داريم. ما در10سال گذشته چيزي ارائه داديم كه مبهم و نامشخص بود ولي حالا بايد تغييراتي ايجاد كنيم.
امكان دارد بيشتر توضيح بدهيد؟
اولين چيزي كه مورد توجه قرار ميگيرد ايجاد انسجام و وحدت تيمي است كه او اين كار را انجام داد و در همان ابتدا بين عناصر تيم انسجام بهوجود آورد. دوم اينكه كيروش يك نظم درون تيمي به وجود آورد و موضوع سوم انگيزه و شوق پيشرفتي است كه در بين بازيكنان وجود دارد.
وقتي تيم عقب ميافتد بازيكنان آنقدر تلاش ميكنند تا حتي در دقيقه 93 شكست را عوض كنند. بحث چهارم، شكل بازي تيمملي است، هرچند معتقدم كه وابستگي ما به ضربات ايستگاهي زياد است. با اين روش ميتوان بهنتيجه رسيد ولي يك خدمت پايدار و بنيادي نيست. تيمملي نشان ميدهد كه هنوز به طرز قابل توجهي از ضربات ايستگاهي استفاده ميكند.
آيا وابستگي به ضربات ايستگاهي از سالهاي گذشته در تيم ملي جا مانده؟
در رقابتهاي مقدماتي جامجهاني 2006، 74درصد گلهاي ما مربوط به ضربات ايستگاهي بود. در حالي كه تيمهاي دنيا در بهترين شرايط 30درصد از ضربات ايستگاهي استفاده ميكنند.
يعني شما مخالف استفاده از اين روش هستيد؟
عيبي ندارد ولي اين فقط در پروسه ساخت نتيجه است و فقط ميتواني بازي را ببري. اين را نميتوان در ساخت بازيكن وتيم حساب كرد.
فكر ميكنيد در بازيهاي آينده كيروش درصد استفاده از اين روش را پايينتر بياورد؟
نميدانم و اين را زمان ثابت خواهد كرد. فعلا تمركز ما روي ضرباتايستگاهي است ولي در بازيگرداني هم علامتهايي ميبينيم كه نشاندهنده پيشرفت است. تيم ما از لحاظ گردش بازي، تعداد پاس، سرعت انتقال توپ و... پيشرفت كرده اما اينها هنوز مطلوب نيست. باتوجه به زمان فعاليت كيروش در تيم ملي، شرايط در حال بهتر شدن است و اين پيشرفت اگر تا دوسال ديگر ادامه پيدا كند خوب است، در غيراين صورت خوب نيست.
به نظر شما تغيير نسل ياتغيير ساختار بازي مهمتر از رفتن به جام جهاني است؟
من اينطور فكر ميكنم. اگر تغيير نسل را ايجاد كنيم ولي به جامجهاني نرويم ميتوانيم در جامملتهاي آسيا قهرمان شويم و دوباره اميدوار به حضور در جامجهاني باشيم. البته بايد يك چيز را هم در نظر گرفت، اينكه گاهي اوقات نتايج فوتبال دستخوش خيلي از اتفاقات ميشود. با اين حال هم ميتوان خدمت پايدار كرد و هم به جامجهاني رفت.
كيروش را در مقايسه بابرانكو ايوانكوويچ چطور ميبينيد؟
الان نميتوانيم قضاوت كنيم. اين چيزهايي كه ميگويم نظر شخصي من است و توقع من از كيروش علاوه بر رفتن به جامجهاني خيلي بيشتر است.
ولي قبول داريد كارنامه برانكو قابل دفاع است؟
از بعد ساخت نتيجه قابل دفاع است.
خيليها معتقدند برانكو يا ميروسلاوبلاژويچ در دوران مربيگري خود با 25تا 30 بازيكن خاص كار كردند و تعداد فوتباليستهايي كه آن زمان به فوتبال ايران معرفي شدند زياد نبود. نظر شماچيست؟
من نميخواهم حرفهايم را فقط به يك مربي معطوف كنم و ميتوان همه چيز را خيلي خوب تشخيص داد.
در مورد ميروسلاو بلاژويچ چه ميتوانيد بگوييد؟
خيلي روشن است و ميتوانيد ببينيد آيا بعد از مربيگري او بازيكنان جديدي داشتيم كه روبيايند يا خير؟
كيروش در اين مدت بعضي از بازيكنان را به اردو دعوت كرد كه انتقادهاي زيادي را به همراه داشت. نظر شما چيست؟
اگر تغيير نسل ميخواهيم بايد اين كار را انجام دهيم. بايد اين حق را قائل شويم كه حتي بيشتر از 200بازيكن رادعوت كند. در اين مدت يكسري دعوت شدند كه واقعا در ليگ خوب بازي كردند و شايد اگر مربي ديگري بود اين بازيكنان هيچ وقت دعوت نميشدند.
تا حالا با كيروش صحبت كردهايد؟
خير.
دوست داريد صحبت كنيد؟
صحبت كردن در مورد فوتبال هميشه براي من خوشحالكننده است، خصوصا با مربي كه در سطح بالايي مربيگري كرده است.
اگر كيروش را ببينيد چه چيزي به او ميگوييد؟
به او ميگويم به مربي مثل رايكوف نگاه كند كه فوتبال ايران هيچوقت او را فراموش نخواهد كرد. شايد او براي فوتبال ايران نتيجه كسب نكرد ولي به يكباره تغيير نسل ايجاد كرد و 9بازيكن جديد رابه تيم ملي آورد.
يادم ميآيد آن زمان 5گل ازتركيه خورديم، اما همين بازيكنان در آينده تبديل به فوتباليستهاي بزرگي شدند.
مرحوم پرويز دهداري هم اين كار را انجام داد. معمولا مربياني كه اين سبك را دارند كارهايشان براي خودشان نيست و براي مربي بعدي كار ميكنند.
دیدگاه خوانندگان
ارسال دیدگاه
| نام شما: | |
| ایمیل شما: | |
| ایمیل گیرنده: | |
| توضیح: |
















