پیشخوان
شبکه های اجتماعی
نظر سنجی
کدام یک از این گزینه ها می توانند پیروز انتخابات ریاست جمهوری شوند ؟
حسن روحانی
ابراهیم رییسی
سعید جلیلی
محمد باقر قالیباف
عزت الله ضرغامی
محسن رضایی
گفتگوی هفته نامه

گفت و گوی مثلث با مجتبی شاکری

نامزدها چالش کنند

پیروز ایزدی درگفت‌وگو با مثلث

نظام حزبی فرانسه در آستانه فروپاشی است

گفت‌و‌گوی مثلث با احمد بخشایش‌اردستانی

بدنه رای جلیلی حفظ می‌شود

گفت‌و‌گوی مثلث با محمدعلی پورمختار

جلیلی باید کنش‌گر سیاسی بماند

گفت و گو سالنامه مثلث پیش از ثبت نام نامزد ها با دکتر احمد توکلی

خلأ هاشمی برای روحانی دردسرآفرین می‌شود

گفت و گو با نجات‌اللّه ابراهیمیان

شب انتخابات تعیین کننده است

گفت‌و‌گوی مثلث با علی‌اکبر اولیا

به احمدی‌نژاد توجه نکنیم

گفت‌و‌گوی مثلث با محمدعلی پورمختار

ممکن است منتقد رئیس دولت آینده شویم

گفت‌وگو با غلامعلی جعفرزاده

فراکسیون مستقلین قدرتمند‌تر می‌شود

متن کامل گفت و گوی سالنامه مثلث با دبیر کل جبهه پیروان:

محمد رضا باهنر در گفت و گو با مثلث : هاشمی می گفت اگر روحانی حمایت نمی کردیم 4 درصد بیشتر رای نداشت

متن کامل گفت و گوی مثلث با عباسعلی کدخدایی؛

سخنگوی شورای نگهبان : ممکن است برخی را که ردصلاحیت‌کردیم تایید کنیم

استاد دانشگاه آلابامای‌جنوبی درگفت‌وگو با مثلث

جمهوریخواهان تمایلی برای استیضاح‌ ترامپ نشان نداده‌اند

دکتر رضا سراج درگفت‌وگو با مثلث

چرا اینقدر دیر؟!

قالیباف به وظیفه‌اش عمل کرد گفت‌وگوی مثلث با اقبال شاکری عضو شورای‌شهر تهران

گفت‌وگو با دکتر امان‌الله قرایی جامعه‌شناس

رویارویی پلاسکو با بازار
زمان انتشار : یکشنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۶ ۱۵:۵۰:۱۰ | کد خبر : 3419212691 |

گفت و گو سالنامه مثلث پیش از ثبت نام نامزد ها با دکتر احمد توکلی

خلأ هاشمی برای روحانی دردسرآفرین می‌شود

دکتر احمد توکلی معتقد است: « حرف اصلاح‌طلبان عقلانی است. بالاخره حوادث طبیعی را که نمی‌شود انکار کرد. فرض کنید حادثه‌ای پیش آمد که آقای روحانی منصرف شد، یا اتفاقات دیگر. اگر اصلاح‌طلبان نامزد ذخیره نداشته باشند که خیلی ‌بی‌عقلی است

آقای دکتر! فکر می‌کردیم حالا که دیگر در مجلس نیستید، سرتان خلوت‌تر شده اما گویا شلوغ‌تر شده‌اید. 
   بارم کم شده ولی کارم کم نشده است (خنده).
در دوران بعد از نمایندگی مشغول چه کاری هستید؟
   دو سال به پایان مجلس نهم مانده بود که ما تصمیم گرفتیم سازمان مردم‌نهاد دید‌بان شفافیت و عدالت را به وجود بیاوریم. همان زمان هفت نفر از نمایندگان مجلس و دو، سه نفر هم از سیاستمداران بیرون مجلس با هم جمع شدیم و نهادی را تاسیس کردیم و نامش را هم همانطور که گفتم دید‌بان شفافیت و عدالت گذاشتیم. اکنون بیشتر وقتم صرف این کار می‌شود.
از تشکیل این سازمان چه هدفی را دنبال می‌کنید؟
   وقتی که به مسیر رشد فساد در کشور نگاه می‌کنیم، به این مطلب می‌رسیم که در اواخر جنگ این پدیده به شکل سوءاستفاده‌هایی از بیت‌المال دیده می‌شد، البته اندک بود. ولی بعد از جنگ که ایدئولوژی ثروت جای ایدئولوژی خدمت را گرفت و برای تجمل‌گرایی و اشرافیت تئوری‌پردازی شد، تجمل‌گرایی اداری و شخصی بین مسئولان نهادینه شد. این مساله موجب شد توقع مردم بالا برود و سطح جدیدی از برخورداری مادی را بخواهند. البته برخی تقوا به خرج می‌دادند و قناعت می‌کردند. در این میان برخی برای نفوذ در کشور و گرفتن مجاری قدرت تلاش کردند. حاصل این شد که به مرحله‌ای رسیدیم که در اقتصاد سیاسی به آن فساد سیستماتیک می‌گوییم. در تعریف فساد سیستمی می‌گویند که دستگاه‌های ناظر بر سلامت و مسئول مبارزه با فساد خودشان به درجاتی به فسادآلوده می‌شوند. مقصود این نیست که همه سیستم فاسد است بلکه مقصود این است که چون دستگاه‌های مسئول خودشان دچار فساد می‌شوند اصلاح شرایط با این دستگاه‌ها که خودشان دچار مساله شده‌اند، مشکل می‌شود و اعتماد مردم به دستگاه نظارتی کاهش پیدا می‌کند. دستگاه‌های تعقیب‌کننده فاسدان چون شکاف دارند و در آنها افراد فاسد هم هستند، طمع دیگران را برمی‌انگیزند و سعی می‌کنند برخی افراد ضعیف‌النفس را بخرند. درنتیجه سیستم از خودش به خوبی دفاع نمی‌کند. درست مثل وقتی که بدن انسان دچار بیماری می‌شود، گلبول‌های سفید مسئولند که از بدن دفاع کنند و می‌کنند ولی اگر خود گلبول‌های سفید دچار مشکل شوند آن زمان دفاع از بدن سخت می‌شود و اتفاقات بعدی هم ممکن است بیفتد. به این مرحله رسیدیم و حالا به نظرم از این مرحله هم گذشتیم؛ اکنون به مرحله بالاتری از فساد سیستمی ‌رسیده‌ایم که نفوذ صاحبان ثروت و زراندوزان در مجاری تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری است. می‌خواهم تاکید کنم که فساد قانونی با این پدیده شکل می‌گیرد. منظور از فساد قانونی این است که آن توزیع درآمد ناسالمی‌ که به نفع گروهی بسیار قلیل در مقابل اکثریت رخ می‌دهد، لباس قانون می‌پوشد. مثل وقتی که تلاش می‌شود محصولات پتروشیمی ‌از بورس کالا خارج شود. معدودی تولیدکننده را بر بازار مسلط می‌کنند و باعث می‌شود که میلیاردها تومان رانت شکل بگیرد. اگر چنین می‌شد، در واقع فساد قانونی می‌شد و طبیعتا مبارزه سخت‌تر. در چنین شرایطی که ما به سر می‌بردیم عده‌ای از دوستان من، مراجعه کردند و گفتند خودت فساد را سیستمی ‌می‌خوانی ولی سیستمی ‌مبارزه نمی‌کنی. پیشنهاد شد که ما یک سازمان مردم‌نهاد تشکیل دهیم. گفتند که از آبروی خودتان و احترامی ‌که پیش مردم دارید و پیشکسوت هستید، استفاده کرده و این سازمان را تشکیل بدهید. بنده هم گفتم اگر مثل پیمان جوانمردان مکه رفتار می‌کنید من هستم. حالا جریان این پیمان چه بوده؟ در مکه که شکل قبیلگی حاکم بود هرکس که به مکه می‌آمد اگر در پناه یک قبیله قرار نداشت، فاقد حقوق شهروندی بود. یک بیچاره دوره‌گرد پارچه‌فروشی خواست که پارچه عرضه کند. ابوجهل پارچه‌اش را پسندید و روی دوشش گذاشت و رفت. دوره‌گرد مطالبه پول کرد اما ابوجهل گفت که پولش را نمی‌دهد! به مسجدالحرام رفت و فریاد زد که چهار تا مرد در این شهر پیدا نمی‌شود دست مرا بگیرد؟ به لوطی‌های مکه برخورد. آنها جمع شدند و پیمان جوانمردان را امضاء کردند. پیامبراکرم هم این پیمان را امضا کرد. این ماجرا قبل از بعثت بود بعدا که پیامبر به پیامبری مبعوث شد و حکومت تشکیل داد از این پیمان یکی، دو بار یاد فرمودند از دوستان پرسیدم این را قبول دارید؟ گفتند که ما هستیم. گفتم پس دیگر اصولگرا و اصلاح‌طلب نداریم، شیعه و سنی نداریم اهل کتاب و مسلمان نداریم. گفتیم با هر کس ویژه‌خوار نبود و حاضر بود با ویژه‌خواری حکومتیان مبارزه کند، دست می‌دهیم. قبول کردند و من با 43 نفر از سرشناسان در اصولگرایان و اصلاح‌طلبان که به سلامت مشهور بودند صحبت کردم. همه جز یک نفر که در مجلس بود، استقبال کردند و بالاخره 10 نفرشان حاضر شدند موسس شوند. تقریبا دو سال و اندی طول کشید تا جواز بگیریم، ثبت کنیم و پروانه به نام‌مان ثبت شود. از آبان سال گذشته کارمان را شروع کردیم. الحمدالله این سازمان تا الان موفق شده کارهای مهمی‌ را در زمینه مبارزه با فساد انجام دهد که البته همان کارها برای دولت خیلی مفید بود.
در رفتارشناسی و هویت‌شناسی آقای دکتر توکلی و حرف‌هایی که اکنون می‌زند اگر دقت کنیم همیشه همینطوری فکر می‌کرده است. سال 72 وقتی شما نامزد انتخابات شدید، دغدغه شما هم همین بی‌عدالتی‌های اجتماعی، اقتصادی و ناکارآمدی سیاست‌ها و مدیریت‌ها، امتیازطلبی و تجمل‌گرایی و همین چیزها بود. درواقع دولت مستقر می‌گفت که من رفاه و سازندگی را دستاورد خودم می‌دانم اما شما فریاد می‌زدید که بی‌عدالتی اجتماعی و اقتصادی می‌شود و ناکارآمدی مدیریتی وجود دارد. انحصارطلبی و امتیازطلبی و تجمل‌گرایی وجود دارد. راجع به فضای اجتماعی و سیاسی سالی که شما نامزد انتخابات شدید، صحبت کنید. خیلی‌ها معتقدند اکنون در سال 95 چیزی شبیه به سال 71 هستیم. می‌خواهم بپرسم در سال 96 ممکن است شبیه سال 72 باشیم. یعنی دولتی که مستقر است خیلی شبیه آقای هاشمی کار می‌کند و خیلی از مدیران آقای هاشمی در کابینه هستند و طبعا بازخورد این رفتارها و کارهای مدیریتی همان تولید یا بازتولید فضای اجتماعی آن روزهاست. 
   درباره اینکه دولت بعد از جنگ خودش را عامل سازندگی و رفاه می‌دانست، من بخش سازندگی را قبول دارم. ولی رفاه را برای مردم نیاورد، تنها برای خواص آورد. خواصی که پیش از آن مدعی بودند، انقلابی‌اند. من سال 73 نزد آقای هاشمی‌رفسنجانی که خدا رحتمش کند، رفتم.گفتم مسیری که شما می‌روید و کشور را گل و بلبل می‌بینید اطرافیان شما این را قبول ندارند. ایشان گفت مثل چه کسی؟ گفتم مثل برخی وزرا. باز پرسیدند مثل چه کسی؟ به او نگفتم اما مقصود من آقای لاریجانی بود که آن زمان وزیر ارشاد بود. گفت که اینها اشتباه می‌کنند. حرف‌هایی زدند شبیه آن حرف‌هایی که در نمازجمعه می‌زدند. به ایشان عرض کردم آقای‌هاشمی! اینطوری من هم بلدم ولی باید پدیده‌های دیگری اتفاق بیفتد که پنیر نان خالی مردم شود. شما به این فرآیند بی‌توجه هستید و دنبال رشد تولید ناخالص داخلی هستید. به اینکه نتایج رشد چگونه توزیع می‌شود فکر نمی‌کنید. در این شرایطی که توزیع درآمد ناعادلانه‌تر می‌شد، رشد را به رخ مردم می‌کشیدند. هرچه شرایط به بی‌عدالتی نزدیک‌تر می‌شد و با روح اسلام، انقلاب و نظام همخوانی نداشت مردم را به چند دسته تقسیم می‌کرد. دسته‌ای خواهان همین‌ها شدند چون حرفشان تئوریزه می‌شد. هم زمان آقای هاشمی و هم زمان آقای خاتمی که نظام سرمایه‌داری و عوارض فرهنگی و سیاسی‌اش تئوریزه می‌شد وقتی تجمل را لازم می‌دانستند و در نمازجمعه گفته می‌شد و به بچه‌های ساده‌زیست حزب‌اللهی که بعضا شیک‌پوش نبودند، گفته می‌شد که با لباس جلمبر به خیابان می‌روید، اصالت ثروت و سلطه سرمایه در دولت آقای خاتمی تئوریزه می‌شد. الان هم همان تئوریسین‌ها در دولت هستند. متاسفانه مجلس هم به همین روند پیوسته است.
یعنی تفکرات حاضر در مجلس هم‌اکنون همین شکلی است؟
   الان شما نگاه کنید همین ماجرای سقف حقوق‌ها را درنظر بگیرید. سقف حقوق و کف حقوق طبق قانون حداکثر فاصله 10 برابری داشت. مجلس بنای اصلاح داشت این را به جای 10 برابر به 14 برابر رساند. بعد شورای‌نگهبان با یک اظهارنظر بسیار شگفت‌آور گفت که شما اگر سقف بگذارید با مدیریت صحیحی که در قانون اساسی آمده، سازگار نیست. این دخالت در موضوع است. بعد مجلس با 24 میلیونی که سقف گذاشت، نسبت بالاترین به پایین‌ترین دریافتی را به 25برابر رساند. آن‌وقت ما ادعای این را می‌کنیم که تبعیض ناروا نباید داشته باشیم و حرکت‌مان بر پایه انصاف و عدل است. آن‌وقت این فاصله را 25 برابر می‌کنیم؟!
یعنی شما می‌فرمایید اکنون فضای اجتماعی داخل ایران به لحاظ همین نگرش‌هایی که در سیاسیون دولتی و پارلمانتاریست‌های ما وجود دارد دقیقا شبیه همان سالی شده که شما نامزد شدید. این برداشت من درست است؟
   حتی بدتر است. به چند جهت بدتر است. اینکه مردم در طول این 20 و چند سال عوض شده‌اند. دسته‌ای دنبال برآورده کردن توقعاتشان بودند نتواستند. دسته‌ای برای توقعاتشان به انحراف افتادند و دچار فساد شدند. به دلیل اینکه فساد سیستماتیک شده، یاس در مردم به وجودآمده است. ما اکنون شرایط سخت‌تری از آن زمان داریم. آن موقع اول کار بود. «سرچشمه باید گرفتن به بیل، چو پر شد نشاید گذشتن به پیل ». پس همان افکار وجود دارد، همان گرایش‌ها و تمایلات فرصت‌طلبانه برای مسئولان وجود دارد. وقتی حقوق دریافتی‌های سرسام‌آور افشاء شد، رهبری نفرمود که اگر قانونی هم بوده باشد، نامشروع است؟ ایشان حاکم شرع است، حکمش، حکم مطاع نیست؟ آن‌وقت دولت که اول خوب آمده بود بعد اهل مماشات شد و گفت که مدیرانی که 20 میلیون به بالا گرفتند کم داریم. آن آدم را که 50 میلیون تومان در ماه برای خودش دریافتی می‌نوشت، ذخیره انقلاب نامید! دیوان محاسبات هم که طبق قانون اساسی مسئول است که کنترل کند دستمزدها را و به حسابشان رسیدگی کند، که اینها هیچ هزینه بالاتر از قانونی صورت نگیرند آنهم گفت که 20 میلیون تومان! هر دویشان خطا و قانون‌شکنی کردند. برای اینکه قانون می‌گفت برای دولتی‌ها حداکثر 7 برابر و برای شرکت‌های دولتی حداکثر 10 برابر. این آقایان بگویند از اول امسال چقدر دریافتی داشته‌اند. این رقم باید شامل همه پرداخت‌ها باشد ازجمله 100 میلیون تومانی که آقای نوبخت به معاونین خودش به خاطر تلاش در تصویب بودجه و برنامه‌ریزی پاداش دادند. کاری که وظیفه‌شان بوده است! تا معلوم شود من که ادعا می‌کنم این حاصل تمایلات است درست می‌گویم یا نادرست؟ البته از آقای دکتر دژپسند معاون بودجه و برنامه تعجب کردم چون از این روحیه‌ها نداشت. وقتی از او پرسیدم صادقانه تایید کرد و در مورد خودش گفت که 100 تا را زیاد می‌دانست و به 50 میلیون رضایت داد. بیش از دوسوم آن را هم صرف امری غیرشخصی کرده و کمتر از 13 میلیون را خودش برداشته است. در پایان گفت الان می‌فهمم همین کار را هم نمی‌کردم بهتر بود. باز هم به غیرت و حیای او.
در دوره اولی که آقای هاشمی پیروز شد او 5/15 میلیون رای داشت و وقتی که شما در دور بعد شرکت کردید، 5 میلیون از رای ایشان ریخت و نزدیک 10 میلیون رای آورد. می‌توانید بگویید فضا چگونه شد که شما توانستید بیش از 4 میلیون رای بیاورید؟
   فضا این بود که مردم از ‌بی‌عدالتی رنج می‌بردند. مردم نمی‌خواستند آن وضع ادامه پیدا کند. من هم در رقابت جدی بودم و شوخی نداشتم. البته می‌دانستم رای نمی‌آورم ولی می‌خواستم مرحوم آقای هاشمی در منظر مردم نقد شود.
در خاطرات آقای لاریجانی جایی خوانده بودم که ایشان نزد آقای هاشمی رفته و به ایشان گفته که احمد توکلی می‌خواهد نامزد شود. آقای هاشمی گفته بود که خب بشود. چه اشکالی دارد؟ فکر می‌کنم او 200، 300 هزار تا رای بیشتر نداشته باشد. 
   خود همین نشان می‌دهد که از مردم غافل بود. خود همین قضاوت نشان‌دهنده این است که از نظر مردم غافل بود. خیال می‌کرد هر کاری می‌کند، درست است. 
با همین حرفی که شما می‌زنید وضعیت اجتماعی الان از سال 72 هم بدتر است. به جهت فاصله‌ای که بین سیاستمداران و مردم افتاده آیا ممکن است شاهد یک پدیده مشابه باشیم، یعنی آقای روحانی را همان هاشمی دور اول بدانیم و یک فردی جلوی ایشان قرار بگیرد و بتواند ایشان را با مشکل مواجه کند؟
   پیش‌بینی‌اش خیلی دور از انتظار نیست اگر یک نفر جلویش بایستد. ولی اصولگرایان در درجات مختلف اصولگرایی هستند که نشان داده‌اند استعداد زیادی برای اختلاف و برنده کردن نفر مخالف‌شان دارند. ولی اگر یک نفر بیاید و اقتصاد هم بداند می‌تواند به نظرم حریف آقای روحانی شود.
آن یک نفر چه باید بگوید؟ یعنی گفتمان الان چه باید باشد؟
   من فکر می‌کنم اگر کسی بخواهد درد واقعی مردم را درمان کند، آن درد همین تبعیض بسیار زهرآگینی است که به جان توده‌های مردم افتاده است. خانمی ‌با من تماس گرفت و گفت که همسر یک مردی هستم که در بهزیستی بزرگ شده و پدر و مادر نداشته است. شوهرم در جایی مشغول کار است و ماهانه 700هزار تومان می‌گیرد. امسال تبلیغات کرده‌اند و به ما گفته‌اند که می‌خواهند سبد کالا بدهند و 30 هزار تومان به ما به‌عنوان سبد کالا داده‌اند. چرا آبروی ما را برده‌اند که مردم خیال کنند این همه به ما رسیدگی شده و به ما 30هزار تومان بدهند؟ من چه کار کنم با دو دختری که دارم؟ اصلا هم اهل این نبود که بخواهد گدایی کند یا توقع داشته باشد. از من می‌خواست و می‌گفت شما که صدایت به بالا می‌رسد بگو که چرا آبروی بچه‌های بهزیستی را برده‌اند و گفته‌اند که سبد کالا می‌دهیم و بعد 30هزار تومان کف دست ما گذاشته‌اند؟ این زن محترم وقتی این مسائل را می‌بیند و می‌شنود درحالی که مسئولان یا فرزندان یا برادران یا همسران‌شان در بازار سرمایه آلوده برنامه‌ریزی می‌کنند، چه احساسی دست می‌دهد؟ امیرالمومنین فرمود علت فقر مردم این است که مسئولان به جمع‌آوری مال فکر می‌کنند. الان همین‌طور است دیگر.
شما همیشه منتقد آقای هاشمی بوده‌اید اما جزو منتقدین منصف ایشان. این را حتی در زمان فوت ایشان هم دیدیم که فرمایشات شما راجع به آقای هاشمی به چه شکلی بود. می‌خواهم بپرسم که آقای هاشمی واقعا چقدر در سیاست این سال‌های ما نقش داشته است؟ 
   آقای هاشمی مثل هر سیاستمدار دیگری مجموعه‌ای از مثبت‌ها و منفی‌ها در نگاه و تلقی و ایده و عملکردش وجود داشت. شما گفتید که اینها خودشان را نماینده سازندگی و رفاه می‌دانند. من گفتم سازندگی را قبول دارم. آقای هاشمی در شرایطی بر سر کار آمد که خیلی وضع ارزی ناجور بود و سازندگی هم کمک ارز لازم داشت. باید ارز می‌آمد. روزهایی رسیده بود که موجودی ارزی کشور 500میلیون دلار بود. در آن شرایط سخت ایشان البته با کمک مردم توانست سازندگی را در حد قابل قبولی انجام دهد. در سیاست هم همین‌طور است. آقای هاشمی خودش است. برای اینکه آقای هاشمی همان کسی بود که اصلاح‌طلبان در انتخابات مجلس ششم آن‌طور به آبرویش صدمه زدند و توانستند هاشمی‌رفسنجانی قدرقدرت را نفر سی‌ام تهران کنند. البته نقش عملکرد اقتصادی و توزیع درآمدی آقای هاشمی در این قضیه تعیین‌کننده بود. آقای هاشمی روی عواطفی که با دیگران داشت و روی نگاهی که به نظام سرمایه‌داری داشت -که اوایل با آن مخالف بود و اواخر مخالف نبود- این حرکت‌ها را می‌پسندید و به شکلی کسی که از برخی حرف‌های اصلاح‌طلبان در نظام دفاع و نمایندگی می‌کند، درآمد. 9 روز قبل از فوت در یک سخنرانی برای روحانیونی که خدمتش رفته بودند، دوباره آن خاطره امام را در توصیه رهبری آیت‌الله خامنه‌ای بیان کرد و بر آن تاکید کرد. این صفات یک مرد سیاستمدار بزرگ است که اشتباهات بزرگ هم داشت. یک وقتی مثال زدم و گفتم وقتی انفجار حزب شد، چند روز قبل از آن به جان آیت‌الله خامنه‌ای سوءقصد شده و بیمارستان بودند و بعد هشت شهریور پیش آمد و آن فاجعه رخ داد. آقای هاشمی با صلابت و صبوری به اطرافیان امید داد و وظیفه یک سیاستمدار استخواندار را خوب انجام داد. یکی از فرماندهان جبهه بیان می‌کرد که وقتی در عملیاتی شکست سختی خورده بودیم همه مغموم نشسته بودند. یکباره آقای هاشمی وارد شد و همه را دوباره به خط کرد. این جور آدم‌ها لنگر هستند. آدم‌های پیشکسوت لنگرند و جایی که تلاطم پیدا می‌شود، نقش‌شان آشکار می‌شود. ولی چون غیرمعصوم‌اند، اشکالاتی هم دارند.
آقای روحانی چقدر رای خودش را در سال 92 مدیون آقای هاشمی بود و از این جهت آیا خلاء ایشان ممکن است در انتخابات 96 برای ایشان دردسر درست کند؟
   آقای روحانی لب مرز رای آورد. اگر 500 هزار نفر به خاطر آقای هاشمی رای داده باشند معنایش این است که اگر هاشمی حمایت نمی‌کرد، که او رای نمی‌آورد. 
یعنی شما می‌فرمایید که خلاء ایشان در سال 96 ممکن است برای آقای روحانی دردسرساز باشد؟
   احتمال دارد، بله.
شما فکر می‌کنید در دوران پساهاشمی ‌و دورانی که آقای هاشمی را نداریم باز هم ائتلاف اصلاح‌طلبان و اعتدالگرایان تکرار شود؟
   احتمالش وجود دارد چون آنها آدم‌های عاقل‌تری در این زمینه هستند. 
نکته‌ای که وجود دارد اینکه جلسه‌ای بین آقای روحانی و اصلاح‌طلبان برگزار شده که اصلاح‌طلبان اصرار کرده‌اند که ما باید نامزد پوششی و موازی را با آقای روحانی وارد کنیم. اما آقایان واعظی و نجفی اعلام کردند که «یکی مرد جنگی به از صدهزار» یعنی مخالف نامزد پوششی هستیم. تصورتان از این طرح اصلاح‌طلبان چیست؟
   حرف اصلاح‌طلبان عقلانی است. بالاخره حوادث طبیعی را که نمی‌شود انکار کرد. فرض کنید حادثه‌ای پیش آمد که آقای روحانی منصرف شد، یا اتفاقات دیگر. اگر اصلاح‌طلبان نامزد ذخیره نداشته باشند که خیلی ‌بی‌عقلی است. اما یکی باشد که نخواهد با روحانی رقابت کند. من نظر عقلی را بیان می‌کنم و کاری به خیر و شر آنها ندارم. 
گویا آقای هاشمی روی نامزدی آقای جهانگیری کنار آقای روحانی اصرار داشتند. فکر می‌کنید چرا آقای هاشمی چنین تمایلی داشتند؟
   شاید نظرشان این بوده که آقای جهانگیری را قادرتر از روحانی می‌دانستند. حداقل می‌گفتند که مطرح شود. الان خیلی از کارهای دولت را آقای جهانگیری می‌کند. 
راجع به نسبت اصلاح‌طلبان با حاکمیت، آقای جهانگیری دیداری با حضرت آقا داشتند که طی آن حضرت آقا به آقای جهانگیری فرمودند که مشکلی نیست، اصلاح‌طلبان بروند و بیایند و حتی فرموده‌اند که خود شما می‌توانید رابط باشید. شما فکر می‌کنید اصلاح‌طلبان با حاکمیت و حاکمیت با اصلاح‌طلبان تمایل دارند اوضاع خودشان را به چه شکل بکنند؟ اصلاح‌طلبان که خیلی اصرار دارند بعد از آقای هاشمی خودشان را به حاکمیت نزدیک کنند. آیا این تمایل هم در حاکمیت دیده می‌شود؟
   عقل و دین اقتضا می‌کند که اینها این‌طوری رفتار کنند و اگر نکنند باید در دنیا و قیامت پاسخگو باشند. برای اینکه یک حکومت به استناد رای مردم حاکم شده و رای مردم آن‌قدر اعتبار داشت که سال 76 هیچ‌کس از آن ساختار قدرت آقای خاتمی را نمی‌خواست ولی آقای خاتمی رای آورد و نظام از آن استقبال کرد. در سال 1392 آقای روحانی چند صدم درصد از حدنصاب بالاتر رای آورد که می‌شد با در نظر نگرفتن دو صندوق رای، ایشان را به مرحله دوم برد و در مرحله دوم هم برنده نمی‌شد. ولی نظام از حق مردم دفاع کرد. در انتخابات شورای شهر دوم مجلس ششم ناظر بود، دولت اصلاحات مجری را هرچقدر دلشان می‌خواست آزاد گذاشتند. مجری و ناظر دیدند که رقیب برنده شد ولی باز رای مردم محترم شناخته شد. اینها افتخارات نظام است. پس نظامی که این‌طور مردمی است اگر قانون اساسی را قبول دارند باید به آن تن دهند و کمک کنند. تشیع را قبول دارند باید به آن تن دهند و کمک کنند. هیچ‌کدام را قبول ندارند. عقلانی هم بخواهند برخورد کنند باید در خدمت اجرای دستورات و فرامین رهبری باشند و از آن بهتر هم گیرشان نمی‌آید. خیلی هم دل‌شان بخواهد. از آن طرف هم معلوم است که نظام می‌خواهد کسانی که اشتباهی کردند دست از اشتباه بکشند و مطیع نظام مردمی‌ شوند. من یک بار گفتم که من آشتی ملی را قبول دارم ولی این از آقای خاتمی پسندیده نیست، مگر اینکه قبلا و رسما عذرخواهی کند. 
راجع به آقای روحانی تصور می‌کنید که ایشان در سال 96 بتواند رئیس‌جمهور بماند یا احتمال تک‌دوره‌ای شدن ایشان وجود دارد؟
   کسی از دهی رد می‌شد که ژنده‌پوشی را دید کنار دیوار نشسته و آفتاب گرفته است. به او گفت از اینجا تا ده بالایی چقدر راه است؟ گفت: برو تا بگویم. گفت، گفتم: از اینجا تا ده بالایی چقدر راه است؟ گفت: برو تا بگویم. دید آدم عجیبی است و رفت. کمی که رفت او را صدا کرد و گفت بیا، بیا کارت دارم. جلو آمد و گفت چه می‌گویی؟ گفت: اینطوری که تو می‌روی دو ساعت
الان هم باید ببینید سیاستمداران چگونه راه می‌روند.
از بین چهره‌های اصولگرا آقای قالیباف، آقای جلیلی و آقای رئیسی کدام‌یک شانس بیشتری دارند که رقیب آقای روحانی باشند؟
   من ترجیح می‌دهم راجع به انتخابات سر مصادیق و گرایش‌ها حرف نزنم. برای اینکه می‌خواهم به این خدمتی که اکنون در مبارزه با فساد می‌کنم، آسیبی وارد نشود.

نظرات
نظرات بینندگان انشار یافته : در انتظار بررسی : غیر قابل انتشار :
گزارش تصویری
انتخاب سردبیر